عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
20 فروردین 1390 | |
|
2
|
7 اسفند 1388 | |
|
3
|
18 مرداد 1388 | |
|
4
|
30 تیر 1388 | |
|
5
|
29 تیر 1388 | |
|
6
|
22 تیر 1388 | |
|
7
|
19 تیر 1388 | |
|
8
|
26 خرداد 1388 | |
|
9
|
26 خرداد 1388 | |
|
10
|
25 خرداد 1388 |
دیانت واحد-دنیای تک تک آدمها
پس از کشورها،دومین بیماری مهم ما گوناگونی ادیان است،زیرا ادیان مختلف به دلایلی که هیچکس به آن علاقه مند نیست،دست به جنگ و کشتار زده اند.
مسحیت نخستین دینی بود که این ایده را در ذهن مردم کاشت که جنگ هم می تواند دینی باشد.وسایر ادیان با پیروی از این ایده نه برای خدا ،که به نام خدا خون یکدیگر را ریختند.
حرف من این است که جنگ به این معنا غیر دینی استوهیچ چیز مانند جنگ صلیبی (بین مسلمانان و مسیحیان)نمی تواند یک جنگ تمام عیار باشد!اگر جنگ را «مقدس» بخوانی،آنوقت دیگر چه چیزی باقی می ماند که اسم «نامقدس» برآن بگذاری؟
چه کسی جز روحانی نماهای ادیان به خدایی ستیزه جو و جنگ افروز علاقه مند است؟
روحانی نمایان ادیان گوناگون از آن جهت به خدا علاقه مندند که نانشان در آن است و می خواهند کسب و کارشان را توسعه بدهند.
تمام ادیان یکپارچگی و انسجام انسان را نابود کرده اند-ونه تنها به قطعات مختلف،که به قطعاتی مخالف یکدیگر.
واین قطعه ها مدام در حال اختلاف و جنگ با یکدیگرند.آنها به این طریق بشریت را به جنون کشانده و به هرکس شخصیتی چند شقه ای بخشیده اند.
این کار به شیوه ای زیرکانه و فریبکارانه باسرزنش کردن جسم و میل جنسی تو،با قرار دادن تو در برابر طبیعت خویش انجام گرفته است.
این مذاهب با هرچیزی که انسان می تواند از آن لذت ببرد مخالف اند.این به نفع آنهاست که انسان را مفلوک و بدبخت نگهدارند و هر نوع امکان برای یافتن آرامش و نشاط و رضایت خاطررا از دستش می گیرند.
به عنوانمثال ،اگر میل جنسی تو واقعا ارضا شود ،احتیاجی به آن همه وعده های پوچ نداری،چون به خواسته ات رسیده ای.اگرمیل جنسی تو نکوهش،سرکوب و نابود شود،اگر تو را مجبور کردند از این بابت احساس گناه کنی،آنوقت موهوم پرستی می تواند برای همیشه به حیاتش ادامه دهد .با این ترفند است که موهوم و موهوم پرستی انرژی خود را از خودکشی تو به دست می آورد!
بیشتر ادیان به تو آموخته اند که تو وصله ی این دنیا نیستی ،تو اینجایی که تنبیه شوی،وتاوان گناه نخستین خود را پس داده،از آن توبه کنی.آنها مجبور به چنین کاری شدند تا مدینه فاضله یی موهوم و دست نیافتنی بیافرینند،عشرتکده ی مجازی که افسانه یی شاعرانه است.
سیاره زمین مادر ماست و ما هرکدام بخشی از یک نیروی حیات بخش،بخشی از وجودی اقیانوس مانند هستیم.واز آنجا که در اعماق وجودمان یکی هستیم،می توانیم به یکدیگر عشق بورزیم.
من بدون استثنا مخالف سازماندهی حقایق هستم،به این دلیل ساده که حقایق قابل سازماندهی نیست،عشق قابل سازماندهی نیست-سیاست نیست که بشود آن را سازماندهی کرد.
آنها که شما را به جمعیتها ،بخشی وابسته به جمعیتها بدل کرده اند ،فردیت،آزادی و هوشمندی را از شما برگرفته و در عوض باورهای کاذبی را که هیچ معنایی ندارند ،به شما بخشیده اند.
می بینی که دلت نمی خواهد در مسیر کنکاش ،جستجو و اکتشاف قدم برداری .این برای تو کاری بس دشوار و طاقت فرساست،زیرا باید خرافه های بسیاری را دور ریخته،خود را از بسیاری از شرطی شدن های گذشته که مانع از شناخت حقیقت و شناخت خویش هستند،خلاص نموده و از نوع برنامه ریزی کنی.هیچ باوری نمی تواند در این راه تو را یاری دهد.ببین چه چیزهایی بر پایه ی باور قرار دارند ،چیزی را که بدون کنکاش بپذیری باور است.
حقیقت جستجو است نه یک اعتقاد.تحقیق است ،نه یک باور.یک پرسش ،یک تفحص است.برای اینکه تو از این جستجو دستبرداری،به آسانی آدم ساده لوح و خوش باوری می شوی.تو به آسانی قربانی کسی می شوی که حاضر است تو را به استثمار در بیاورد.
اگر تهذیب در سراسر جهان اشاعه پیدا کند،بساط ادیان گوناگون جمع می شود.برای بشریت چه موهبتی از این بالاتر که انسان فقط انسان باشد،نه مسیحی،نه هندو ،بودایی ،زرتشت یا مسلمان
منبع:کتاب آینده ی طلایی-نویسنده :اشو-ترجمه:مرجان فرجی
http://sarchave.blogfa.com/


