userinfo close

  ,

زاگروس


zagroosclub

تاسیس: 29 اردیبهشت 1388  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محنا محمدی - معاونان
کلوبی برای همه کوردستانیان ( استان ایلام ، استان کرماشان ، استان آذربایجان غربی ، استان کوردستان )
 
ئومید ئازادی , kurdekalhor
ئومید ئازادی - 21:38 1388/12/7

انواع تحلیل سیاسی و چگونگی اجرای این تحلیلات در کردستان

بسمه تعالی

انواع تحلیل سیاسی و چگونگی اجرای این تحلیلات در کردستان

مقدمه :

قضاوت یا پیش داوری های قبلی بزرگترین آفت تحلیل است.چرا برخی از روز نامه ها تحلیل های بی پایه و غیر علمی ارائه می دهند؟زیرا در مطالبشان نتیجه مقدم بر تحقیق و تحلیل است نه موخر بر آن.ما نقد می کنیم تا به نتیجه برسیم نه اینکه نقد کنیم تا نتیجه ای را که قبلا به آن رسیده ایم بازگو کنیم.

تحلیل سیاسی یک نوع ترکیب است.حالتی شبیه کنار هم قرار دادن پازل گونه ی واقعیت ها برای درک کنه  و ماهیت رویدادهای سیاسی.سیاست پیچیده ترین عرصه ی رفتار آدمی است به دلیل حضور قدرتمند عواملی چون رقابت و منفعت.

انواع تحلیل سیاسی:

سه گونه تحلیل سیاسی را می شود در جوامع باز شناخت و عنوان نمود.

1-تحلیل حکومتی:

این نوع تحلیل آن است که به صورت رسمی از طرف ارگانهای منتسب به حکومت بر اساس مصالح و منافع خاص خود ارائه می گردد.طبیعی است که در این گونه تحلیل ها مسائل و مشکلات ملت کردستان نادیده گرفته می شود و فدای مصالح حاکمان می گردد چرا که عوامل قدرتمندی مانند رقابت و منفعت مانع از اجرای عدالت می شود.این ارگانها به تحلیل های واقعی دست نمی زنند و تا آنجا پیش می روند که وقایع را معکوس جلوه می دهند و توده ی مردم را تفهیم به جهل می کنند.

این تحلیل می تواند به این امر منجر شود که فعالیت احزاب سیاسی مخالف تقویت گردد و حتی منجر به ناآرامی های سیاسی و تشکیل شاخه های نظامی و به تبع آن زدو خوردهای نظامی شود.کاربرد این تحلیل در کشور ترکیه تا جایی است که به طور کلی هویت کردها را انکار می شوند ،این ملت صاحب تمدن که یکی از اولین شهرهای تاریخ بشری به نام چاتال هیوک در مناطق کردنشین و به وسیله ی کردها بنا شده است را ترکهای کوهستان می نامند ، انتخاب اسم کردی مموع می باشد،تبعید و تحریم و تبعیض نژادی به شدت در امورات سیاسی ،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی این کشور وجود دارد .این عدم رعایت حقوق اولیه ی بشر به صورت یک مانع سیاسی جهت پیوستن این کشور به اتحادیه ی اروپا خودنمایی می کند.لازم به ذکر است که ترکیه دارای بیشترین میزان جمعیت کردها در جهان می باشد که در 17 استان جنوبی و جنوب شرق این کشور ساکن هستندو باتوجه به رشد بالای طبیعی جمعیت کردها نسبت به ترکها در آینده موازنه ی جمعیتی در این کشور دستخوش تغییراتی بنیادی خواهد شد.

در کشور عراق نیز که دارای جمعیت قابل توجهی از کردها می باشد تحلیل های نادرست حکومتی نسبت به مسائل کردها در طول تاریخ کوتاه این حکومت منجر به لشکرکشی های نابرابر،انفال،شیمیایی،نسل کشی،تبعید وتسخیر این ملت و آواره نمودن آنها شده است.بمباران شیمیایی حلبچه در نتیجه ی این تحلیل های نادرست سیاسی و توهم همگرایی ملت این شهر با نیروهای نظامی ایران بوده است که یکی از فجیع ترین جنایتهای بشری قرن محسوب می شود.مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی ،حزب دموکرات کردستان،اتحادیه ی میهنی کردستان و دیگر احزاب واکنشهای به حقی به این تحلیل های نادرست حکومتی بوده اند که هدف این تحلیلات حفظ منفعت و مصلحت حزب و قوم حاکم بوده است.

در کشور سوریه نیز می توان به کلکسیونی از ظلم و جور برملت کرد در آن کشور تهیه کرد و عنوان نمود.در این عرصه همچون کشورهای ترکیه و عراق تمام شاخه های فرهنگی و اجتماعی تمدن کرد مورد توجه قرار گرفته است که به نمونه هایی از آن از قبیل :ممنوعیت تکلم به زبان مادری ،ممنوعیت آموزش زبان مادری و ممنوعیت موسیقی غنی کردی می توان اشاره کرد.

ایده های پان ترکیزم اتاتورک،پان عربیسم جمال عبدالناصر،پان فارسیزم دکترافشار آفت فرهنگ و تمدن ملت کردستان گردیده است و این افکار نظریه پردازان بهانه ای برای ظلم ورزی سیاستمداران در عرصه جغرافیایی ملت کردستان گردیده است.

اما در کشور ایران وضعیت به گونه ی دیگری است.بااین که دو ملت کرد و فارس از یک ریشه نژادی می باشند و آریایی تبار،همچنین دارای ریشه ی تاریخی مشترکی می باشند و انتظار می رود که دولتمردان ایران نسبت به مسائل سیاسی و وضعیت اجتماعی کردهای کشورهای همجوار به عنوان یک منافع بیاندیشد و از طریق هم پیمانی با آنها به عنوان اهرم فشاری در مقابل باجگیری های سیاسی کشورهای ترک و عرب به طور غیر مستقیم از پتانسیل سیاسی آنها استفاده نماید اما عملا در سیاست خارجی ایران عکس این قضیه دنبال می شود.گواه آن پیمان سعد آباد و همکاری های اخیربی حد با ترکیه و سوریه است.اساس اتخاذ این سیاست هم اعمال فشار همزمان بیشتر و سرکوبی بی رحمانه و نادیده گرفتن حقوق اولیه ملت کردستان می باشد.سیاستهای داخلی هم در راستای انهدام کامل فرهنگ و تاریخ و تمدن ملت کردستان قرار گرفته است.مصداق آن هم ممنوعیت آموزش زبان و ادبیات کردی در مناطق کردنشین ،برخورد با بازاریانی که اقدام به نصب تابلو هایی به زبان کردی کرده اند،سعی در ایجاد اختلاف و شکاف بین قومیتهای مختلف کردستان و استفاده از حربه و اهرم اختلافات مذهبی و فرقه ای.

2-تحلیل جناحی و حزبی:

در این نوع تحلیل می توان دو نوع حزب را مشخص نمود:الف :احزاب سیاسی فعال در کشور ایران یادیگر کشورهایی که دارای جمعیت کثیری از کردها می باشند.

ب:احزاب فعال در محدوده ی جغرافیایی کردستان مانند:اتحادیه ی میهنی کردستان،حزب کارگران کردستان،پارتی ژیانی آزادی کردستان،و حزب دموکرات کردستان اشاره نمود.

به طور کلی در این نوع تحلیل اتفاقات سیاسی از دید و زاویه ی نگاه احزاب تحلیل می شود.مثلا ممکن است در جریان انتخابات مختلف  ایران ،احزاب سیاسی هرکدام برای تصاحب کرسی های مجلس و ریاست جمهوری تحلیلی به ظاهر عادلانه از مسائل اجتماعی و سیاسی کردستان ارائه دهند و به این طریق عددی از آرا را تصاحب کنند .از اختلافات طبقاتی و اقتصادی سخن بگویند یا از اصول معطل مانده ی قانون اساسی مثل اصل 15.اما به محض رسیدن به قدرت سیاسی ،حزب و دستگاه آنها نیز به ابزاری در دست حاکمیت قرار می گیرد و قادر به اجرای وعده های انتخاباتی نخواهند بود زیرا در سیستم سیاسی ایران قدرت به طور ثابت و ایستا در دست عده ای قرار دارد و این مسولیت است که در قالب دولتهای مختلف دست به دست می شود.

حربه ی دیگری احزاب سیاسی ایران وعده ی به کارگیری شخصیت های سیاسی در پستهای مهم و بالای حکومتی است اما آنها اقدام به کارگیری اشخاص و افرادی می کنند که  بیشتد وفادار به حزبند تا ملت کرد و در این بین هیچ وقت از نیروی مورد حمایت توده ی مردم استفاده نخواهد شد و نخبگان کردستان یا به تبع وجود پدیده ی فرار مغزها دیار و خاک خود را ترک می کنند یا در صورت پافشاری بر احقاق حق ، ترور شخصیتی و فیزیکی می شوند.یاد شخصیت های برجسته ای همچون :دکتر قاسملو،دکتر شرفکندی ،دکتر فواد سلطانی را گرامی میداریم و برای شخصیتهایی چون عبدالله اوجالان،فرزاد کمانگر،دهگلانی و دیگر در بندان کرد آرزوی آزادی می نماییم.

احزاب کرد نیز در این تحلیل مسائل را با توجه به استراتژی و اساسنامه خود تفسیر و تبیین می کنند.طبیعی است در مقایسه ی انواع تحلیلهای این احزاب اختلاف نظرهایی وجود دارد که اگر این اختلاف نظرات به درستی مدیریت نشوند و منافع ملت را بر منافع حزب ترجیح داده نشود به عنوان یک آفت اتحاد ملی قلمداد می شوند مانند درگیری هایی که در تاریخ احزاب کرد وجود دارد.

3-تحلیل علمی:

در این نوع تحلیل باید دید سیاستمدار بی طرفانه و همه جانبه باشد .باید کل نگر بود بدین معنی که با توجه به مسائل و مشکلات مختلف تحلیل انجام دادو نتیجه گیری کرد.در بروز یک اتفاق خوشایند یا نا خوشایند سیاسی عوامل مختلفی دخیلند که بعضی ریشه ی خارجی و فرامنطقه ای دارند و بعضی ریشه ی داخلی.مثلا در چند تکه شدن کردستان عوال خارجی مانند دخالت کشورهای استعمارگر انگلیس و فرانسه در پایان جنگ جهانی دوم و تجزیه ی امپراطوری عثمانی دخیل بود ه است.یا مشکلات و تنوع  زبانی و مذهبی  ملت کردستان،عدم اتحاد اقوام و عدم اتخاذ یک استراتژی هدفمند و کردستان شمول را میتوان به عنوان موانع داخلی طبقه بندی کرد.که وضعیت موجود کردستان به شدت متاثر از این موضوع است.

از دید علمی کشورهای مختلفی وجود دارند که از قومیتهای مختلفی تشکیل شده اند مانند کانادا و سوئیس.در این کشورها علیرغم وجود اختلافات مختلف زبانی و فرهنگی می بینیم که قومیتها یک زندگی مسالمت آمیز با هم دارند .این پدیده اتفاق نمی افتد مگر در سایه ی ایجاد یک حکومت فدرال.حکومت فدرال جغرافیایی ترین و عادلانه ترین نوع حکومت در کشورهای چند ملیتی می تواند باشد.چرا که در مرز بندی ایالت ها به تشابهات و اختلافات فرهنگی و زبانی به شدت توجه می شود.در دولت فدرال مرز ایالتها تحمیلی نیست بلکه تطبیقی است.تخصیص بودجه ی اقتصادی و اجتماعی بر اساس سلسله مراتب شهری از تهران و مشهد و اصفهان نیست بلکه بر اساس وسعت ایالت ،میزان جمعیت،منابع معدنی و استعدادهای اقتصادی و میزان مشارکت ایالت در تولید ملی است در ثانی ایا لت می تواند از منابع اقتصادی و معدنی خد به نفع ملت خود استفاده نماید نه اینکه  نفت و گاز آن را استخراج و با خط لوله به پالایشگاه جنوب منتقل و از مسیر جنوب ،شرق ،شمال شرق،شمال  به غرب و استانهای نفت و گاز خیز کرد برسدو در این بین استانهای کردستان ،کرمانشاه و ایلام آخرین استانهایی باشند که در حلقه استفاده از این منابع قرار می گیرند.در این نوع حکومتداری دید سیاستمداران بر اساس مناطق مرکزی و حاشیه ای نیست که تمام صنایع و سرمایه گذاریهای پایه ای و اقتصادی در مرکز کشور مستقر و انجام گیردو منا طق حاشیه ای تحریم شده و محروم بمانند.

در یک تحلیل علمی  و با توجه به شواهد موجود تنها راه حل ناآرامی های مناطق کردنشین و برخوردهای دیرین خشونت آمیز بین حکومتهای مرکزی و مردم بی دفاع کردستان ایجاد سیستم حکومتی فدرال و برچیدن حکومتهای متمرکز در کوتاه مدت می باشدو در دراز مدت برای حل قطعی این مشکل می شود به ایجاد کنفدراسیونهایی اشاره نمود که در افکار آقای اوجالان ودر کتاب چگونه باید زیست به طور کامل و برای اولین بار در تاریخ سیاسی ملل به آن اشاره شده است در این سیستم ایالتهای کردستان در کشورهای همجوار این پتانسیل و توانایی دارند که جهت حفظ مصالح و منافع ملت کردستان با هم متحد شوند و در صورت تظلم از طرف مراکز قدرت در وقت مقتضی بتوانند باهم متحد شوند و واکنش مناسب از خود نشان دهند.

تجربه حکومتداری در شمال عراق و کردستان عراق اثبات نموده است که علیرغم وجود دستها و دسیسه های مختلف برای ایجاد اختلال در این منطقه و علیرغم به واقعیت پیوستن این وضعیت با حمایت یک قدرت فرامنطقه ای باز کارشناسان و اندیشمندان اروپایی از منطقه خودگردان و دولت حریم کردستان به عنوان یک جزیره ی دموکراسی در قلب خاورمیانه یاد میکنند.

منابع مورد استفاده:

فن تحلیل سیاسی:حسن بلخاری

جغرافیای سیاسی ایران:دکتر حافظ نیا

 

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.