userinfo close

  ,

جامعه مهندسان معمار جوان


young_architect

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمد رمضانی - معاونان
با توجه به اینکه فعالیتی که از این کلوب و چند کلوب معماری دیگر آغاز شده بود، منجر به تاسیس جامعه مهن ادامه »
با توجه به اینکه فعالیتی که از این کلوب و چند کلوب معماری دیگر آغاز شده بود، منجر به تاسیس جامعه مهندسان معمار جوان شارستان گردید، از این به بعد این کلوب با محوریت جامعه به فعالیت خود ادامه خواهد داد. به امید اینکه در این راه ما را یاری رسانید.
 
حسام  محدودی , tabesh_23thsummer
حسام محدودی - 01:20 1386/07/25

حسین شیخ زین الدین کیست؟ هویت معماری ایران کجا رفت؟

حسین شیخ‌زین‌الدین

در سال 1348 در رشتة معماری از دانشكدة هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شده و از دوران دانشجویی به كار حرفه‌ای و مطالعات جنبی مشغول بوده است. از سال 1353 به كار مهندسی مشاور پرداخته است و پس از بازگشایی دانشگاهها، در دورة بعد از انقلاب فرهنگی، در دانشكده‌های معماری تدریس می‌كند.

به نظر من معماری ایرانی دورة اسلامی محصول اعتقادات و طرز زندگی مسلمانانی است كه آن را به وجود آورده‌اند و این نه تنها در مورد معماری كه در مورد همة محصولات این تمدن صادق است. برای آنكه این امر بهتر درك شود، به دو نكته باید توجه كرد:

نكتة اول اینكه هیچ تمدنی منطقاً از صفر شروع نمی‌شود. تمدنهای بزرگ همواره از آخرین محصولات و فن‌آوری‌های تمدنهای پیشین استفاده می‌كنند و جز این هم چاره‌ای ندارند. زیرا شروع تمدنها با مفاهیم است و مفاهیم در ابتدای تمدنها قالب خویش را از تمدنهای استقرار یافته به رعایت می‌گیرند. پس شروع دورة اسلامی در ایران منطقاً جز ادامة دورة ساسانی نمی‌توانست باشد و مفاهیم جدید می‌بایست ابتدا بر گردة معماری متداول ایران سوار شوند و بعد به تدریج اشكال خاص خود را پیدا كنند. در سایر بلاد اسلامی بخصوص آسیای صغیر و شامات نیز همین قاعده با معماری بیزانسی اتفاق افتاده است.

نكتةدوم اینكه اعتقادات و مفاهیم تأثیری ساده و لاواسطه در كالبد ندارند، مثلاً به مناسبت فلان اعتقاد نمی‌توانگ فت سقفها قوسی باشد یا سقف صاف بهتر است، ستونها از سنگ باشد یا آجر ترجیح دارد، خانه بزرگ باشد یا كوچك، و غیره. اعتقادات و مفاهیم انسانهایی را می‌سازند كه نگرش آنها به حیات طور خاصی می‌شود، در نتیجه روش زندگی آنها با دیگران كه چنین اعتقاداتی را ندارند متفاوت می‌شود و لذا نیازهای آنها دگرگون می‌شود، سلیقه و پسند آنها تغییر می‌یابد. محصولات ان تمدن از شعر، فلسفه، معماری، نقاشی، قوانین،‌ نهادهای اجتماعی و غیره همه تحت تأثیر آن اعتقاد و آن روش زندگی است؛ البته اگر دقت شود می‌توان بعضی از عناصر فیزیكی و كالبدی را مشخص كرد كه مستقیماً به سبب روش یا اعتقاد خاصی شكل گرفته‌اند، ولی نكتة اصلی ذات و آن فاضی تمدنی است كه مستقیماً از مفاهیم و اعتقادات شكل می‌گیرد.

به نظرم می‌رسد كه معماری ایران می‌تواند پایة محكمی برای ادامة فعالیتهای واقعی ما در آینده باشد. اما اینكه دقیقاً به شكلهای سنتی ادامه پیدا كند و یا تحت تأثیر عوامل جدید دچار نوعی تغییرات منطقی شود، مطلبی است كه جوابش به مباحث و بررسیهای بیشتری احتیاج دارد. در این مورد نیز باید به چند نكته توجه كرد:

نكتة اول اینكه من شرایط فعلی جامعه را شرایط گسیختگی فرهنگی و نوعی گیجی و حالت غیرواقعی می‌دانم، ولی معتقدم به تدریج رفع خواهد شد. بنابراین دلهره‌ها و نگرانیهای افراد در مورد تداوم سنت و یا فروهشتن همه چیز و طرحی نو در انداختن و مطابق الگوی جهانی كار كردن و غیره را از عوارض همین بیماری می‌دانم. نه اینكه سوال و بحث از عوارض باشد؛ جوابها تحت تأثیر این نابسامانی است. من هنوز همة اركان جامعه را به خود آمده و آماده برای حركت و ساختن یك تمدن جدید نمی‌بینم. بنابراین راه‌حلها و جوابها را هنوز عملی نمی‌بینم. وضعیت نابسامان ذهن انسانهای امروزی می‌دانم. حال اگر این جواب هم شامل قاعدة بالا باشد، با احتیاط می‌گویم باید صبر كرد ولی دست از كوشش برنداشت. نگاهی به تحول معماری در كشور ژاپن نشان می‌دهد كه آنهایی كه واقعاً قصد و ارادة محكمی برای ساخت تمدن دیگری داشتند از كجا شروع كردند وب ه كجا رسیدند. آنها متعصبانه‌تر از ما به سنت می‌نگریستند و بیشتر از ما كوشش می‌كدند كه از آن پاسداری كنند و به سبب همین كوشش هم به اجزاء بسیار جدیدی دست یافتند. با آنكه عین آن سنت به شكلهای قدیمی تداوم نیافت و با بسیاری از محصولات فرهنگهای دیگر درآمیخت، ولی آنها چیزی خاص خودشان به وجود آوردند و هنوز هم مشغول آفرینشهای جدیدی هستند.

نكته دوم اینكه معماری اسلامی ایران و آنچه میراث فرهنگی ماست واجد عناصری است كه زمان كمتر در آن تأثیر دارد- نظم، هندسه، كامل بودن جزء و كل و تعدادی دیگر از عناصر اگر به عناصر جاودان اعتقادی ضمیمه شود، پایه محكمی برای تداوم ان معماری خواهد ساخت.

در بسیاری از فضاهای معماری ایرانی قابلیت تداوم موج می‌زند. صرف‌نظر از فنون و مصالح جدید، نوعی عرفان و شناخت و سلیقه در نحوة زندگی می‌تواند به خلق معماری جدیدی بر پایه‌های معماری سنتی ما منج شود. من بعید نمی‌دانم كه بسیاری از شكلهای كالبدی نیز بتوانند جایی در تمدن آیندة ما برای خود داشته باشند. من معتقدم كه وقتی ارادة جدی و ذهنی مناسب به وجود آمد، معماری ما گنجینة پریها و پایة محكمی برای فعالیتهای آتی است. به نظر من هیچ تمدنی از صفر شروع نمی‌شود و كمتر میراثی بدون استفاده می‌ماند.

- اگر قرار باشد، در آینده سهمی در ساخت تمدن داشته باشیم، آگاهی از سنتها و میراث فرهنگی به جای مانده از گذشته اهمیت فراوان دارد. برای ما آینده‌ای جدا از گذشته متصور نیست؛ گذشته پایة آینده است. حتی در مفهوم فلسفی به تعبیر وایت هد، فیلسوف معروف انگلیسی، تدیل گذشته به حال و آینده است كه آینده را قابل درك می‌سازد. بنابراین اگر بخواهیم در آینده چیزی از خود داشته‌ باشیم، یعنی سهمی در ساختن تمدن بشری نصیب ما شود، باید گذشته را به خوبی بنشاسیم. اگر ما حرفی برای گفتن داشته باشیم این حرف به زبان ما باید باشد. تا به زبان خود مسلط نشویم و به زبان خود حرف نزنیم، به زبان دنیا حرف نخواهیم زد. اصولاً هیچ انسان بی‌هویتی به مفهوم بزرگی دست پیدا نخواهد كرد. اگر حتی می‌خواهیم پیشرو باشیم و طرحی نو در اندازیم، باید طرح قدیم را بدانیم. اگر ما اطلاع و دانش كافی از میراث خئویش داشته باشیم و به آن به صورت یك پایه یا مادة اولیه نگاه كنیم، آن گاه شاید بتوانیم چیزی بیافرینیم كه بتوان نام ابداع بر آن نهاد. تاریخ نشان نمی‌دهد كه اقوامی از تاریكی در آمده باشند و تمدنی را بر هیچ استوار كرده باشند.

 

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.