userinfo close

  ,

اصفهان شهر زیبا


yahyaclub

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بهروز ق - معاونان
اصفهان شهر زیبای خدا می ماند اگر از هر کویش عطر خوش خلقی مردم آید .. ** گذاشتن هرگونه مطلب سیاسی ادامه »
اصفهان شهر زیبای خدا می ماند اگر از هر کویش عطر خوش خلقی مردم آید ..



** گذاشتن هرگونه مطلب سیاسی و غیر اخلاقی ممنوع **
 
کیان  , kiyan_262
کیان - 15:08 1389/11/18

زنان ایرانی در اسطوره و حماسه باستان


دروود بر پارسی زبانان عزیز

 

1- گاهی خود مستقیماً به دنیای حماسه پا می نهند و در جریان حوادث تاثیر می گذارند . در ایلیاد و اودیسه ، دو حماسه یونانی ، بارها شاهد حضور بی واسطه خدایان و دخالت ایشان در جریان حوادث هستیم . همچنین در بعضی روایت های اسطوره ای از داستان های حماسی ایران نیز حضور مستقیم و ملموس خدایان را در حماسه می بینیم . مثلا در جایی از کتاب های پهلوی آمده است : زمانی که افراسیاب آب را از ایرانشهر باز داشت ، برای باز آوردن آب ، سپندارمذ ، ایزد بانوی زمین ، به شکل دوشیزه ای با جامه ای پر شکوه به خانه منوچهر که در آن زمان در تصّرف افراسیاب بود داخل شد . افراسیاب دلباخته سپندارمذ شد و از او خواستگاری کرد . سپندارمذ نخست افراسیاب را واداشت تا آب را به ایرانشهر باز آورد و چون چنین کرد ، آن ایزد بانو به زمین فرو رفت .
2- گاهی نیز خدایان بخشی از کارکرد های اسطوره ای خود را به قهرمانان و پهلوانان حماسه می بخشند و این کارکرد ها با ورود به دنیای پهلوانان ، شکل انسانی به خود می گیرند .به عبارت دیگر پهلوانان ، متصف به صفت خدایان و نماینده آنان بر روی زمین هستند . از همین روست که پژوهشگران اسطوره و حماسه ، یکی از موضوعاتی که در پژوهش های خود در نظر دارند ، یافتن ویژگی های مشترک بین خدایان اسطوره ای و پهلوانی است .
دوران اسطوره از حیث تقابل عناصر نرینه و مادینه به دو گروه کلّی تقسیم می شود : دوره مادر سالاری و دوره پدر سالاری . در دوره اوّل ، زن منشاء باروری و حیات ، بخشش و رحمت دانسته می شد . ایزد بانوان که در این دوره از قدرت فراوانی برخوردارند ، عموماً نماد زمین (باروری ) ، چشمه ( جوشش و حیات ) و درخت و گیاه ( سرسبزی و شادابی و رحمت ) هستند . اما با ورود به دوره پدر سالاری ، " مرد خدایان " جای ایزد بانوان را گرفتند وایزد بانوان به حاشیه رانده شدند . این روند با ظهور مذاهب " تک خدا " مثل دین یهود و زردشت ، شدّت گرفت .
در واقع از همین دوره پدر سالاری است که زنان در داستان های اساطیری ، در کنار نقش های مثبت ، دارای کارکرد های منفی و ویران کننده می شوند و نقش های منفی ایشان در دوره تاریخی و در حماسه ها در کنار کارکردی مثبت ( که یا زادن فرزند پسر است و یا یاری رساندن به مردان ) تداوم می یابد .
وجود زن در حماسه های ایران ، مثل دیگر حماسه های جهان مستقل از مرد تعریف نمی شود . به عبارت دیگر ، زن در حماسه یا مادر قهرمان است ، یا همسر او و یا دخترش و موارد اندکی می توان یافت که در حماسه ، به شخصیت زن جدا از این نقش ها توجه شده باشد .

خدابانو ها :
اساطیر ملل گوناگون در گذشته های دور با هم تعامل بسیاری داشته اند و بدیهی است که بر روی هم تاثیرات بسیاری گذاشته اند و این تاثیرات بعد ها به حماسه نیز وارد شده است . به عقیده " رابرت گریوز " ، مورخ و اسطوره شناس ، خدابانوان گوناگون حدود پنج هزار سال پیش وجودی مرکب به نام "خدابانوی کبیر " بوده اند . این خدابانوی کبیر با ظهور مذاهب تک خدا و سلطهء فرهنگ پدر سالار در وجود چندین خدابانو تجزیه می شود و ویژگی های جامع او در وجود آن خدابانوان تقسیم می شود . به همین خاطر است که شباهت های میان خدابانوان و پهلوان بانوان گوناگون هرچند قابل تامّل است امّا عجیب نیست .
آتنا :
دختر زئوس (پدر خدای بزرگ یونانیان) است . او را گاه خدابانوی خرد ، گاه جنگ و نیز گاهی خدابانوی بافندگان می خوانند . آتنا حامی مردان مبارز آخایی است .
نیث :
این خدابانوی مصری هم ایزد بانوی جنگ است و هم زنی چیره دست در هنر بافندگی . نیث ، حامی و نگهبان مردم سرزمین سائیس ، پایتخت مصر در سده هفت پیش از میلاد بود .
آناهیتا :
مشهور ترین خدابانوی ایرانی است . زنی زیبا ، جذاب ، و بسیار محبوب است و حامی نیروهای اهورایی و کسانی است که به آئین برای او قربانی می کنند . او را خدابانوی آب ها می دانند .

پیوند ایزد بانوان و پهلوان بانوان :

الف ) ویژگی های جسمانی و منش های اخلاقی :
اسطوره و حماسه ، عرصه برآورده شدن آرمان ها و آرزو های بشر کمال طلب است . از این رو ، شخصیت های محبوب داستان های باستان ، از بسیاری از جنبه های مثبت در اوج کمال اند . یکی از این جنبه ها ، زیبایی صورت و سیرت است . خدابانوان و پهلوان بانوان علاوه بردارا بودن بسیاری از هنرها ، از زیبایی وصف ناپذیری برخوردارند .

در وصف زیبایی بانوگشسب در بانوگشسب نامه به چنین توصیفاتی بر می خوریم :

شکر پیش گفتار او شور بود قمر پیش رخسار او کور بود
چرا زلف او را کنم مشک نام که در پیش زلفش بود مشک خام
که هرگز چو بالاش سروی نخواست نگویم که بالاش بود سرو راست
چو شیرین لب لعل او قند نی به رخسار او ماه تابنده نی

جای دیگر :
دو ابروی او نقش بسته خیال چو بر ماه تابنده شکل هلال
لب لعل او درج یاقوت بود که از گوهر آن درج را قوت بود
زبان بست طوطی ز گفتار اوی سهی سرو در بند رفتار اوی
دل شب سوادی ز گیسوی اوی مه نو خیالی ز ابروی اوی

ب ) هنر های رزمی :
آتنا ، نیث ، آناهیتا ، بانو گشسب ، گرد آفرید و کردیه همگی رزم آورند و همواره با ابزار جنگ ترسیم می شوند .
درباره بانو گشسب در بانو گشسب نامه می خوانیم :
چو مردان به جوشن شدی در زمان سر و موی در خود کردی نهان

آتنا نیز تنها خدابانوی المپ است که با زره جنگی مجسم شده است .
نیث را هم در آغاز به شکل بتی متشکل از دو تیر چلیپا گونه بر سر می پرستیدند و بعد ها او را به چهره زنی تاجور نمایاندند که تیر و کمانی به دست دارد .

ج) هنر های دستی :

آتنا ، بانو گشسب و نیث علاوه بر رزم آوری در هنر بافندگی نیز شهرتی دارند . بانو گشسب " سوزن نگاری " می کند و این هنز یادگار اوست :
زبانو بمانده ست آن یادگار که از سوزن آرند نقش و نگار

آتنا نیز هماهنگ با نقش خدابانوئیش به هنگام جنگ در گستره تدابیر رزمی عمل می کرد و در زمان صلح نیز در حیطه صنایع دستی می درخشید . او را با تیری در یک دست و قدح یا دوک نخ ریسی در دست دیگر ، ترسیم کرده اند .
درباره نیث هم گفته شده است که " او را به ماکوی نخ یرسی منسوب کرده اند که گاهی حتی آن را همچون نشانه ای بارز بر سر می نهاده است . نیث بافنده بزرگی قلمداد می شد که با ماکوی خویش جهان را می بافت . "
در دوران مادر سالاری ، زنان از جایگاه اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی برتری نسبت به مردان برخوردادر بودند . یکی از امتیازات زنان در آن دوره پرداختن به بافندگی ، به عنوان یکی از هنر هائی که بخشی از حاجت های زندگی را بر آورده می کرده ، بوده است . در کنار کشاورزی ، زنان آن دوران کم کم به بافندگی و رشته کردن الیاف پرداختند و در ادامه کارکرد مثبت خود چرخ کوزه گری نیز اختراع کردند. این وسایل باعث برتری زن نسبت به مرد شد زیرا تمامی مشکلات و احتیاجات روزمره زندگی توسط زن تهیه می شد .
این چیره دستی زنان دوران باستان در هنر بافندگی طبیعتاً بر روی جریانات و شخصیت های اسطوره ای نیز اثر می گذاشته است . از این روی است که خدابانوان هم مانند زنان باستانی در هنر بافندگی چیره دست دانسته می شده اند و و حتّی زنان ، هنر خود را در بافندگی و هنر های دیگر ، مدیون بخشش خدابانوان می دانسته اند . مثلاً زنان یونان باستان معتقد بودند که حرفه و یا مرحله ای ویژه از زندگی شان آن ها را تحت قیمومت خدابانویی خاص قرار می دهد ، خدابانویی که مورد احترامشان نیز بود : بافندگان ، حمایت آتنا را می طلبیدند . این گونه است که آتنا ، نیث و نیز بانو گشسب ( که بازمانده نسل خدابانوان اسطوره ای است )علاوه بر این که رزم آورانی قدرتمند هستند ، بافندگانی هنرمند نیز هستند .

د ) یاری رساندن به مردان :

خدابانوان و پهلوان بانوان در داستان های باستان عموماً حامی مردان مبارزند . در ایلیاد و اودیسه ، بارها آتنا را در پشت و کنار مردانی همچون آشیل و اولیس می بینیم . اصولاً در این دو اثر حماسی اگر در جایی آتنا با همراهی مجسم شده باشد ، آن همراه یک مرد است .
در بانو گشسب نامه نیز ، بانو گشسب از جانب رستم ، مامور حمایت و همراهی فرامرز می شود و به فرامرز ، شکار و سواری می آموزد :

یکی روز رستم، یل پاک دین طلب کرد بانو گشسب گزین
فرامرز نامی مر او را سپرد بدو گفت کای نامبردار گرد
تو با او به هر نیک و بد یار باش ز هر خوب و زشتش نگهدار باش
دل بانو از پهلوان شاد شد فرامرز چون سرو آزاد شد
دل و جان ز شادی برافروختش شکار و سواری بیاموختش

همراهی مردان در مورد شخصیت های منفی نیز صدق می کند ، مثلاً جهی ، دختر و همسر اهریمن ، عامل اصلی تحریک اهریمن برای یورش آوردن به نیرو های اهورایی است و اهریمن را از" گیجی سه هزار ساله" بر می خیزاند .

ر) زناشویی :
خدابانوان و پهلوان بانوان مظهر آرمان های زنان باستان بوده اند . بی گمان یکی از این آرمان ها که از دوران مادر سالاری سرچشمه می گیرد ، خواست زنان برای استقلال از وجود مرد بوده است . از دوره پدر سالاری و در پی آن ، مدیریت خانه و اجتماع توسط مرد ، زن به عنوان ملک شخصی او رقم خورد و از میان همه فعالیت های مهم پیشین او ، تنها وظیفه زادن و بزرگ کردن فرزندان برای او باقی ماند و مطابعت بی چون و چرا از همسر نیز جزء نقش های قطعی او به شمار آمد .
امّا خدابانوان و پهلوان بانوان برخلاف زنان دوره باستان ، از منزلتی عظیم در میان مردان برخوردارند و هرگز تابع آنان نیستند . کمتر از ازدواج آن ها سخن به میان می آید و در صورت امکان از ازدواج تفره می روند . آتنا هرگز ازدواج نکرد . در اساطیر یونان می خوانیم که هفائیوس آهنگر از زئوس اجازه گرفت که با دختر او ، آتنا ، ازدواج کند ، امّا آتنا که همیشه به صورت ایزد بانویی باکره جلوه می کرد ، دست رد بر سینه اش زد . هفائیوس خواست به زور او را برباید ، امّا موفق نشد .
بانوگشسب نیز همهء خواستگاران غیر ایرانی اش را یا کشت یا فراری داد . امّا وقتی صحبت از خواستگاران ایرانی به میان آمد ، رستم و کاووس شاه در ماجرا دخالت کرده و مسابقه ای بین پهلوانان ایرانی ترتیب دادند ، که سر انجام ، گیو برنده شده و به همسری بانو گشسب برگزیده می شود . امّا بانو به در حجله دست و پای گیو را می بندد ، چرا که به گمان بانو ، گیو بیحرمتی کرده است و البته هدف او ، اعتراض به شوهری است که او برنگزیده است . امّا در اینجا هم رستم دخالت می کند و بانو گشسب را به فرمانبرداری از همسر نصیحت می نماید و ماجرا به خیر و خوشی به انجام می رسد .
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.