userinfo close

  ,

کلوب دانشگاه تهران


utc

تاسیس: 20 آذر 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حمید آذرانی - معاونان
معتقد به فعالیتهای علمی و آزادی بیان هستیم و پذیرای دیدگاههای شما، محدود به چهار چوب درس و روزمرگی ادامه »
معتقد به فعالیتهای علمی و آزادی بیان هستیم و پذیرای دیدگاههای شما، محدود به چهار چوب درس و روزمرگی نیستیم، دانشگاه رو برتر از مكتب خانه می دانیم و احترام به شخصیت و عقاید و افكار دیگران تنها محدودیت ماست. موفق باشید
 
313 یار مهدی  عج , 313yarmahdi
313 یار مهدی عج - 09:04 1390/02/17

40 "سری" كه در بازار تهران از تن جدا شد

خبر حركت 40 امامزاده از فرزندان و نوادگان امام موسی‌كاظم(ع) بسوی ایران به مأمون می‌رسد و او به "سیاهپوش سمنانی" دستور قتل این 40 امامزاده را می‌دهد؛ در یك شب این 40 تن به‌صورت دسته‌جمعی سر از بدن مطهرشان جدا می‌شود و بدن‌های بی‌سرشان به درون چاهی در محل فعلی بازار تهران انداخته می‌شود.

به گزارش فارس، حدود یك ماه پیش بود كه برای پوشش خبری مراسم پرده‌برداری از ضریح جدید "امامزاده چهلتنان(ع)" بازار تهران دعوت شدیم؛ در ابتدا اسم امامزاده چهلتنان هم برایمان غریب و به گوشمان هم نرسیده بود و هیچ اطلاعاتی از این امامزاده نداشتیم.

روز ولادت امام رضا‌(ع) ـ 11 ذی‌القعده ـ ساعت 9 صبح راهی بازار تهران شدیم، از خیابان 15 خرداد و از پله‌های "نوروزخان" خود را به داخل بازار رساندیم؛ راسته لوازم‌التحریر‌فروشان و بوی دفتر و مداد بود كه فضای این راسته از بازار را پر كرده بود. در همان حین عبور از این گذر، نیم‌نگاهی هم به داخل مغازه‌هایی كه پر از انواع لوازم‌التحریرهای رنگارنگ بود، می‌انداختیم و برای لحظاتی خود را در فضای كودكی و هیاهوی مدرسه ... كه یكدفعه با صدای یكی از گاریچی‌های بازار كه چرخ‌دستی بزرگی را هل می‌داد و فریاد «آقا مواظب باش!» رشته خیالمان پاره می‌شود. چند دقیقه‌ای در این گذر به سمت پایین بازار جایی كه به "چارسوق بزرگ" معروف است، ادامه مسیر می‌دهیم.

از یكی از كسبه آدرس چهارسوق بزرگ را می‌پرسیم و او با دست به سمت جنوب بازار اشاره می‌كند؛ سرانجام به چهارسوق بزرگ می‌رسیم و چند سطری از تابلویی كه برای معرفی بنای چهارسوق نصب شده را می‌خوانیم و متوجه ساخت این بنا در زمان صفویه می‌شویم اما ظاهراً هنوز تا "راسته بازار چهلتنان" راه زیادی مانده و ما اطلاعی از محل امامزاده چهلتنان نداریم، از یكی دیگری از كسبه كه سن‌و‌سالی از او گذشته و با عینك ته‌استكانی خود داخل حجره‌اش در حال گپ با یكی از دوستانش است، می‌پرسیم راسته بازار چهلتنان كجاست؟ می‌گوید «همین دست چپ چارسوق بزرگ را ادامه می‌دهی تا به راسته بازار چهلتنان برسید» از این فرصت استفاده می‌كنیم و دوباره سؤال می‌كنیم، امامزاده چهلتنان هم همانجاست؟ پاسخ می‌دهد«‌آره؛ همانجاست، امامزاده چهلتنان(ع) نرسیده به كوچه غریبون است.»

به مسیر ادامه می‌دهیم و در این مسیر هر از چند قدمی بوی خاص همان راسته بازار به مشام می‌رسد، از جلوی حجره‌های عطاری كه می‌گذریم، بوی ادویه‌‌جات است كه همه شامه را پر می‌كنه و در این هیاهوی بازار، در ذهن سؤالاتی در خصوص امامزاده چهلتنان نقش می‌بندد: امامزاده چهلتنان كیست؟ چرا به این امامزاده چهلتنان می‌گویند؟ و ... اما شلوغی و هیاهوی بازار، رشته افكار را پاره می‌كند و اجازه تمركز بر این سؤالات را نمی‌دهد.

دیگر چیزی نمانده كه از این همه شلوغی بازار عاصی شویم و از طرفی به خاطر قدم‌های تند و با عجله‌ای كه برداشته‌ایم، بدن خیس عرق است.

اما یك‌دفعه در سمت راست خود به یك درب كوچك سبزرنگ می‌رسیم با تابلویی در بالای آن كه روی آن حك شده: «امامزاده چهلتنان‌(ع)»؛ ظاهراً به مقصد رسیده‌ایم، آهسته از این درب كوچك امامزاده وارد یك صحن كوچك چند‌در‌چند می‌شویم كه با 3 پله به داخل صحن امامزاده چهلتنان(ع) وارد می‌شود، كفش را داخل جا‌كفشی می‌گذاریم و داخل امامزاده می‌شویم.

به محض ورود، شمیم خنكای خوش‌عطری از فضای داخل صحن به صورت برخورد می‌كند؛ اصلاً‌ قابل باور نیست كه با فاصله تنها چند‌متر از فضای شلوغ و پرازدحام بازار، چنین فضایی با این آرامش و خنكا وجود داشته باشد. درست مثل اینكه پا را از مرز جهنمی به یك حریم بهشتی گذاشته‌ باشیم.

با داخل شدن به صحن امامزاده چهلتنان(ع)، بوی عطر عجیب و شدیدی تمام وجودمان را در‌بر می‌گیرد و آرامشی عمیق بر جان آدمی می‌نشیند؛ انگار كه آدمی برای لحظاتی از این دنیا كنده شده و در سرای دیگری سیر می‌كند.

اما این بقعه و مكان، آستانه كدام امامزاده است كه این‌طور تمام وجودت را در یك لحظه به تسخیر در‌می‌آورد و آب سرد و خنكی در كام تشنه جانت می‌ریزد.

تازه در این لحظه است كه عطش دانستن از اصل و نسب این امامزاده در درونت زبانه می‌كشد و سراپا گوش می‌شوی كه از امامزاده چهلتنان(ع) بشنوی.

دیری نمی‌گذرد كه شرح مختصری از این امامزاده می‌شنویم: «زمانی كه امام رضا‌(ع) با اجبار و اصرار مأمون عباسی راهی ایران و مرو می‌شود، 40 نفر از فرزندان و نوادگان امام موسی‌ كاظم‌(ع) نیز رهسپار ایران می‌شوند و به عشق دیدار حضرت ثامن‌الحجج مسیر مرو را در پیش می‌گیرند اما این طی طریق طولانی با شهادت امام رضا‌(ع) به دست مأمون همزمان می‌شود، از طرفی خبر حركت این امامزادگان نیز به مأمون می‌رسد و او به یكی از عمال خود معروف به "سیاهپوش سمنانی" دستور قتل این 40 امامزاده را می‌دهد.

به این ترتیب بوده كه این 40 فرزند از فرزندان امام هفتم شیعیان در یك شب به دست سیاهپوش سمنانی و به‌صورت یك‌جا و دسته‌جمعی به شهادت می‌رسند و سرهای مطهرشان از بدنشان جدا می‌شود و خون سرخ 40 امامزاده مانند رودی جاری می‌شود تا گواه مظلومیت شیعه و اهل بیت عصمت و طهارت باشد و كوس رسوایی و ستم سلسله جور عباسی و خلیفه سفاكی به نام مأمون».

اما حكایت به اینجا ختم نمی‌شود؛ سیاهپوش سمنانی دستور می‌دهد كه بدن‌های بدون سر این 40 امامزاده را به درون چاهی بریزند و سر چاه را بپوشانند؛ تازه این جاست آنچه را كه می‌شنوی پاسخ سؤال ابتدایی ذهنت می‌شود و منشأ آن حالت معنوی و عطر بهشتی كه وجودت را در لحظه ورود به این امامزاده پر كرده بود را می‌یابی.

آری، محل چاهی كه بدن‌های مطهر این 40 امامزاده در آن مدفون شده، همین بقعه فعلی امامزاده چهلتنان(ع) بازار تهران است.

این چه حكایت عجیبی است؛ یعنی همین بقعه و عمارت كوچك و آسمانی امامزاده چهلتنان(ع) بازار تهران كه هم‌اكنون در آن نشسته‌ایم، محل دفن اجساد مطهر و بی‌سر 40 تن از فرزندان امام موسی كاظم(ع) است و به یك‌باره به زیارت 40 امامزاده آمده‌ایم؟!

با این توضیحات كه توسط یكی از مسئولان اداره اوقاف تهران در مراسم پرده‌برداری از ضریح جدید امامزاده چهلتنان‌(ع) ارائه می‌شود با بخش كوتاهی از تاریخ و اصل و نسب امامزاده چهلتنان(ع) آشنا می‌شویم و در پاسخ این سؤال كه منبع تاریخی سرگذشت این امام‌زادگان چیست؟ كتاب «بحرالانساب» مرحوم سید رضی را معرفی می‌كنند تا دیگر جای هیچ شك و شبهه‌ای در خصوص صحت و سقم این واقعه تاریخی در صفحه ذهن باقی نماند.

این آشنایی مختصر با امامزاده چهلتنان(ع) بهانه‌ای شد كه بیشتر جویای پیشنه و كم‌وكیف ساخت بقعه و بارگاه این امامزاده شویم و اینكه چرا چنین امامزاده‌ای با این عظمت كه 40 امامزاده را در قلب بازار تهران در خود جای داده، اینگونه باید مهجور و ناشناخته باشد و چرا باید بسیاری از كسبه بازار تهران نیز در جریان سرگذشت امامزاده چهلتنان(ع) نباشند و تنها مختصری مبهم از آن بدانند.

خلاصه این موضوع باعث می‌شود كه در فرصتی دیگر، مجدداً سری به امامزاده چهلتنان بزنیم و به سراغ فردی برویم كه سالیانی است در كنار این امامزادگان زندگی كرده و در جریان كامل ساخت این بقعه، بازسازی و موقوفات آن قرار دارد. آری این فرد «مهدی اربابی» از نوادگان «كربلایی محمدباقر تاجر تهرانی» است؛ كربلایی محمدباقر فردی از كسبه بازار تهران است كه حدود 200 سال پیش برای نخستین‌ بار متوجه وجود چاهی شد كه در آن 40 امامزاده مدفون هستند و بانی ساخت این امامزاده شد.

در گفت‌وگویی صمیمانه با "مهدی اربابی "، او از خوابی كه جد بزرگشان ـ كربلایی محمد‌باقر تاجر تهرانی ـ می‌بیند برایمان می‌گوید و اینكه چطور شد كه امامزاده چهلتنان(ع) شناخته و صاحب بقعه و بارگاه و موقوفات شد كه خود حكایتی شنیدینی و جذاب دارد.

* چاهی كه رازی عظیم را فاش كرد
اما خلاصه جریان به این صورت بوده كه تا حدود 200 سال پیش كسی از محل دفن این امامزادگان خبری نداشته تا كه شبی یكی از بازاریان تهران به نام «كربلایی محمد‌باقر تاجر تهرانی» خوابی می‌بیند كه در آن خواب امام هفتم شیعیان(ع) به او می‌‌فرمایند: «40 نفر از فرزندان من غریبانه سرشان از بدن‌شان جدا شده و اجساد بی‌سرشان به درون چاهی در این محل انداخته شده و حضرت در خواب محل چاه را به كربلایی نشان می‌دهد و پس از این جریان بوده كه كربلایی محمد‌باقر تاجر تهرانی به محلی كه حضرت در خواب به او نشان داده می‌رود و پس از حفر این محل، به این چاه كه محل فعلی بقعه است، می‌رسد و با اجساد سالم و بی‌سر 40 امامزاده مواجه می‌شود و اینگونه بوده كه كربلایی اقدام به ساخت بقعه‌ای بر سر این چاه كه محل دفن این 40 امامزاده بوده می‌كند و این محل به نام امامزاده چهلتنان(ع) معروف می‌شود.»

امروز پنج‌شنبه سیزدهم آبان 89، یك ماه پس از پرده‌برداری از ضریح جدید امامزاده چهلتنان(ع) حدود ظهر دوباره قصد امامزاده چهلتنان بازار تهران می‌كنیم و این بار در مسیر منتهی به راسته چهلتنان از كسبه در خصوص اصل و نسب امامزاده چهلتنان می‌پرسیم و تنها افرادی معدود هستند كه مختصری از این امامزاده می‌دانند اما خود را چندان معطل نمی‌كنیم و به سرعت مسیر امامزاده را در پیش می‌گیریم.

مهدی اربابی «نواده» كربلایی محمد‌باقر تاجر تهرانی است؛ داخل حریم معطر و ملكوتی امامزاده چهلتنان(ع) مشغول به صحبت با او می‌شویم كه اكنون به وكالت از پدر، متولی این امامزاده است؛ شیرینی و جذابیت كلام او گذشت زمان یك ساعت را از یادمان می‌برد؛ مهدی اربابی و از نوادگان كربلایی محمد‌باقر تاجر تهرانی از جد بزرگ خود و خوابی كه در آن، محل دفن این امامزادگان را نشان می‌دهند و ... برایمان می‌گوید:

«من از نوادگان كربلایی محمد‌باقر تاجر تهرانی هستم و از 7 نسل پیش در همین راسته بازار در كوچه‌ پشت امامزاده چهلتنان به نام "غریبان " ساكن بوده‌ایم یعنی از 200 سال پیش اجداد ما در همین كوچه پشت امامزاده ساكن بوده‌اند.

* كربلایی محمد باقر چرا خوابیده‌ای!
كربلایی محمدباقر حدود 170 سال پیش خوابی می‌بیند كه در این خواب امام كاظم‌(ع) محل فعلی بقعه امامزاده چهلتنان(ع) را به او نشان می‌دهد و می‌فرمایند: "كربلایی محمدباقر اینجا 40 نفر از فرزندان من كه برای زیارت فرزندم امام رضا (ع) آمده بودند مثل جدشان غریبانه شهید شده‌اند و بدن بدون سرشان در این محل مدفون است و تو خوابیده‌ای. "

كربلایی محمدباقر وقتی از خواب بیدار می‌شود، منقلب آنچه در رویا دیده مانند تصویری واقعی در جلوی چشمانش بوده. او پس از این خواب پسرعموها و پسردایی‌ها كه "مشهدی ابوطالب " یكی از آنها بوده را فرا می‌خواند و دسته‌جمعی به این محل، یعنی محل فعلی امامزاده چهلتنان می‌آیند و دقیقا همان نقطه‌ای را كه امام در خواب به كربلایی نشان داده بود را حفر می‌كنند تا اینكه دهانه یك چاهی باز می‌شود ـ تا آن زمان حتی دهانه آن چاه نیز مشخص نبود و روی آن كاملا پوشیده شده بود ـ خلاصه پس از آنكه چاه نمایان می‌شود، كربلایی محمدباقر و یكی‌دو نفر از همراهان او به داخل چاه می‌روند و با بدن‌های بدون سر 40 پیكر سالم كه هنوز خون‌های آنها كه بر زمین جاری شده بود نیز تازه بوده مواجه می‌شوند یعنی پس از گذشت حدود هزار و 200 سال نه تنها كه بدن‌های این امامزادگان پس از جدا شدن سر از بدنشان سالم مانده بود بلكه خونی كه به واسطه جدا شدن سر از اجسادشان جاری شده بود همچنان تر ‌و‌ تازه باقی مانده بود.

تصور كنید كه این 40 امامزاده در زمان امام رضا‌(ع) به شهادت رسیدند، شهادت امام رضا‌(ع) در سال 205 هجری قمری رخ داده و هم‌اكنون در سال 1431 هستیم و كربلایی محمد‌باقر این خواب را در سال 1260 قمری برابر با 1218 شمسی دیده یعنی 171 سال پیش و حدود حكومت آقامحمد خان قاجار.

پس از این واقعه، كربلایی محمدباقر و مشهدی ابوطالب تصمیم می‌گیرند كه تمام مال و اموال خودشان را وقف این امامزادگان كنند و بقعه‌ای برای این امامزاده بسازند كه به این واسطه محل این بقعه به امامزاده چهلتنان(ع) معروف می‌شود.

كربلایی محمدباقر در آن زمان به لحاظ مالی فردی متمول بود و در این راسته از بازار مایملك و مغازه‌های زیادی را در اختیار داشته كه تمام این اموال خود را در قالب چند وقف‌نامه، وقف امامزاده چهلتنان می‌كند و هم‌اكنون امامزاده چهلتنان 90 مستأجر دارد؛ فرزند مشهدی ابوطالب به نام كربلایی محمد‌حسن ارباب در همین امامزاده مدفون است یعنی 4 پشت قبل از بنده محمدحسن ارباب است كه وصیت كرده بود من را در جلوی در ورودی این امامزاده دفن كنید تا زائران این بقعه از روی قبر من عبور كنند.

وقف‌هایی كه توسط كربلایی محمد‌باقر تاجر تهرانی و مشهدی ابوطالب برای امامزاده چهلتنان(ع) انجام می‌شود شامل زمین، مغازه و منزل مسكونی بوده كه هم‌اكنون نیز این منزل مسكونی در داخل كوچه غریبان پابرجاست كه البته این كوچه در حال حاضر به نام كوچه چهل‌تن معروف است.

* هزینه سفر حجی كه صرف ساخت بقعه امامزاده شد
در سالی كه كربلایی محمد‌باقر این خواب را می‌بیند مبلغی پول را نیز برای انجام سفر حج خود كنار گذاشته بود كه پس از این قضیه آن پول را هم صرف ساخت بقعه امامزاده چهلتنان می‌كند.

در خصوص شكل و شمایل بقعه قدیمی امامزاده باید بگویم كه ساختمان قدیمی امامزاده از تیرچه چوبی بود كه الان یك قسمت از ایوان جلویی امامزاده با همان تیرچه چوبی قدیمی باقی مانده و در وقف‌نامه‌ای كه توسط كربلایی محمد‌باقر و مشهدی ابوطالب انجام می‌شود مصارفی را برای موقوفات مشخص می‌كنند از جمله اینكه مبلغی از عواید موقوفات امامزاده صرف تعمیرات بقعه شود همچنین مواجب یك نفر خادم برای امامزاده در نظر گرفته شود و از محل عواید موقوفات مجالس عزاداری برای پیامبر اكرم و اهل بیت عصمت و طهارت و علی‌الخصوص مجالس عزاداری برای اباعبدالله الحسین(ع) در ماه محرم و صفر در بقعه این امامزاده و در منزل مسكونی متولی امامزاده برگزار شود.

از آن پس بوده كه هر فردی كه به عنوان متولی این امامزاده معرفی می‌شده در منزلش این مجالس عزاداری برپا بوده و حدود 2 سال است كه پس از فوت عمویم این مجالس روضه در منزل ما برگزار می‌شود؛ در حال حاضر پدرم متولی امامزاده است و من هم از طرف او وكالت امامزاده را برعهده دارم.

*پرده‌برداری از ضریح امامزاده چهلتنان(ع) همزمان با روز ولادت امام رضا(ع)
بازسازی بنای بقعه امامزاده چهلتنان‌(ع) در سال 84 شروع شد و ضریح قدیمی این امامزاده كه چوبی بود توسط یكی از خیران به نام حاج مجتبی حاصلیان از بازاریان عباس‌آباد در صنف پوشاك ساخته می‌شود كه در ماه گذشته عملیات نصب آن هم به اتمام رسید و از ضریح جدید در روز ولادت امام رضا(ع) پرده‌برداری شد كه البته خود حكایت آماده شدن ضریح جدید تا روز ولادت امام رضا‌(ع) حكایت شنیدنی دارد كه تعریف خواهم كرد اما اینكه چرا این خیّر، امامزاده چهلتنان را برای ساخت ضریح انتخاب كرده این بوده كه او حوائج خیلی خاصی داشته كه توسط این امامزاده برآورده شده است.

بازسازی این امامزاده از سال 84 تا اواخر سال 87 به طول انجامید و قرارداد ساخت ضریح جدید این امامزاده هم در مرداد 88 توسط حاصلیان با ابوالحسنی در میبد یزد بسته شد و 27 مهر برابر با 11 ذی‌الحجه مصادف با ولادت امام رضا‌(ع) از این ضریح جدید پرده‌برداری شد.

در ابتدا برای آماده شدن این ضریح همزمان با ولادت امام رضا(ع) برنامه‌ریزی خاصی نداشته‌ایم اما یك هفته قبل از ولادت امام رضا(ع)، سازنده ضریح با من تماس گرفت و گفت «ضریح آماده شده و قصد داریم آن را به تهران حمل كنیم» از او پرسیدم كه نصب ضریح چند روز طول می‌كشد و او گفت 3 روز و آن روز بیست‌و‌یكم مهر بود و ما محاسبه كردیم كه اگر 3 روز هم صرف نصب ضریح شود، 2 روز فرصت خواهیم داشت تا روز ولادت حضرت داخل امامزاده را نظافت و مرتب كنیم و در روز ولادت از ضریح جدید امامزاده چلهتنان(ع) پرده‌برداری كنیم اما حكایت تازه از این جا شروع شد.

*ضریحی كه ظرف 2.5 روز نصب آن به اتمام رسید
با انتقال قطعات ضریح به تهران و حمل آن به امامزاده، تازه متوجه شدیم كه نصب ضریح چقدر كار زمانبر و دشواری است چرا كه بخش‌های مختلف و قطعات ضریح كاملا از هم باز بود و باید آنها سوار می‌شدند و تازه پس از این عملیات نوبت به كارهایی مانند نجاری، شیشه‌بری، برق‌كاری، سنگ‌كاری، خیاطی و ... می‌رسید.

دیدیم كه اتمام كار ضریح زمان خیلی زیادی نیاز دارد و این نگرانی ایجاد شد كه آیا ممكن است ظرف 2 تا 3 روز بتوانیم همه این كارها را انجام دهیم اما از طرفی هم چون این 40 امامزاده برای دیدار امام رضا(ع) از مدینه به سمت مرو رهسپار بودند و در این راه به شهادت رسیده و سر از بدنشان جدا شده بود، خیلی مصر بودیم كه در روز ولادت امام رضا(ع) كارهای ضریح جدید به اتمام برسد.

حین نصب قطعات ضریح دیدیم كه یكی‌دو اشتباه در قاب دور ضریح هم وجود دارد كه یك بخش از نوشته پس از نصب در زیر قاب قرار می‌گرفت كه برای رفع این مشكل مجبور شدیم دوباره سفارش ساخت آن را به یزد بدهیم تا این قسمت از نو ساخته شود و دوباره به تهران حمل شود.

نصب قطعات ضریح به تنهایی 3 روز زمان نیاز داشت اما این عملیات به‌علاوه سنگ‌كاری اطراف ضریح، شیشه‌بری‌، سیم‌كشی، برق‌كاری داخل و بیرون و دوخت پارچه مخملی دور ضریح كه باید سفارش آن به خیاط داده می‌شد، تمام این كارها ظرف 2 روز و نیم انجام شد!

تكمیل ضریح جدید امامزاده چهلتنان(ع) با كم‌و‌كیفی كه گفتم در مدت 2 روز و نیم، یكی از كرامات این امامزادگان بود به طوری كه خود نصاب و سازنده ضریح می‌گفت «من تابحال 50 ضریح ساخته‌ و نصب كرده‌ام اما تا به حال ضریحی نبوده كه تمام كارهای آن ظرف 2 روز و نیم انجام شود.»

وقتی صحبت‌های نواده كربلایی محمد‌باقر تاجر تهرانی به اینجا می‌رسد از او درباره مهجوری و ناشناخته بودن امامزاده چهلتنان(ع) می‌پرسیم كه چرا حتی اهالی و كسبه بازار هم آشنایی چندانی با این امامزاده و سرگذشت آنان ندارند؟

اربابی به جریانی تاسف‌بار اشاره می‌كند و می‌گوید: قبل از آنكه تولیت این امامزاده به بنده و پدرم واگذار شود به مدت 27 سال امور امامزاده چهلتنان(ع) در وكالت یك بنده‌ خدایی بود ـ البته نمی‌شود به او بنده خدا گفت ـ كه از طرف عموی من وكالت این امامزاده را بر عهده داشت؛ او فردی بازاری با چهره‌ای موجه بود و بیشتر در پی جنبه‌های مادی این امامزاده؛ متاسفانه تازه امروز است كه به نیات واقفین این امامزاده به‌صورت كامل عمل می‌شود حتی برای مدتی اقامه عزای حسینی نیز كه جزء نیت واقفین بود نیز به فراموشی سپرده شده بود.

وقتی از اربابی می‌پرسیم كه در طول مدتی كه آن فرد بازاری وكالت اداره امامزاده را برعهده داشت چرا با مشاهده آن وضعیت دخالتی نكردید، می‌گوید: «از طرفی دلمان برای چنان وضعیتی می‌سوخت اما از طرفی هم مسئولیتی نداشتیم و این فردی كه متولی امامزاده شده بود یك وجهه بسیار خوبی را در بین بازاریان داشت و حتی كسی جرأت اینكه به او بگوید بالای چشمت ابروست را نداشت؛ مقام معظم رهبری در همین سفر اخیر به قم یكی از بیانات كلیدی‌شان این بود كه چهره موجه افراد قابل احترام و تكریم است اما شاخص حق نیست و در صحابه پیامبر هم چهره‌های موجهی بودند كه به بیراهه رفتند؛ خلاصه كه متولی سابق این امامزاده تخلفاتی داشت و سرانجام با فوت عمویم، این فرد هم بركنار شد اما واقعا بسیاری از امامزادگان غریب واقع شده‌اند.»

حكایت شهادت چهلتنان(ع) در كتاب بحرالانساب سید رضی
اربابی در ادامه این گفت‌و‌گو از تاریخچه امامزادگان چهلتنان(ع) در كتاب "بحر‌الانساب " مرحوم سید رضی می‌گوید و اینكه «اصل این كتاب به قلم مبارك امام صادق‌(ع) و امام حسن عسكری‌(ع) نگارش شده و سید رضی این كتاب را ترجمه كرده و هم‌اكنون مشخص نیست كه نسخه اصلی این كتاب چه سرنوشتی یافته و نسخه سید رضی نیز بسیار نایاب است.»

در كتاب بحر‌الانساب ذكر شده زمانی كه امام رضا‌‌(ع) به دستور مأمون از مدینه راهی مرو شدند، 12 هزار و 763 نفر از فرزندان ائمه در عربستان به سر می‌بردند و مأمون از اینكه این افراد دست به شورش بزنند به شدت واهمه داشت، این بود كه پس از دعوت امام رضا(ع) به خراسان تصمیم به قلع‌و‌قمع فرزندان ائمه نیز گرفت و به این واسطه بود كه پس از حركت امام به ایران، نوادگان و امامزادگان نیز به سمت ایران رهسپار شدند چرا كه ائمه اطهار به فرزندانشان سفارش كرده بودند كه هر وقت حكومت فاسق در مدینه و عراق و سایر بلاد به شما فشار آوردند به ایران پناه ببرید.

در زمان مامون،‌ حسن صباغ قزوینی و سیاهپوش سمنانی از عوامل مأمون در شهریار قلعه‌ای داشتند كه سپاهیانشان در آن مستقر بودند؛ پس از حركت امامزادگان به ایران، سیاهپوش سمنانی نامه‌ای به مأمورن می‌نویسد و در آن نامه به مأمون گزارش می‌‌دهد كه‌ 12 هزار و 673 نفر از فرزندان ابوترابیان ـ در آن زمان به فرزندان ائمه ابوترابیان گفته می‌شد ـ راهی ایران و رهسپار خراسان و مرو‌ هستند، اگر این افراد پایشان به آنجا برسد چیزی از حكومت تو باقی نخواهد ماند؛ به این صورت بود كه مأمون در همان شب امام رضا‌(ع) را با زهر مسموم و به شهادت می‌رساند و نامه‌ای هم برای سیاهپوش سمنانی می‌فرستد كه تمام نوادگان و فرزندان ابوترابیان كه به ایران وارد شده‌اند را قلع و قمع كنید و به این صورت بود كه این امامزادگان به اقصی‌نقاط ایران پراكنده شدند.

در ادامه سرگذشت امامزاده چهلتان(ع) در كتاب بحر‌الانساب آمده است كه سیاهپوش سمنانی 40 امامزاده را به‌صورت یكجا به شهادت می‌رساند و سرهای این امامزادگان را از تن جدا می‌كند و بدن‌های مباركشان را به درون چاهی كه هم‌اكنون بقعه این امامزادگان در آن محل واقع شده، می‌ریزد و سرهای این 40 امامزاده را به عنوان مژدگانی به سمت مرو می‌برد.

اما بشنوید كه در مسیر حمل این سر‌ها به مرو چه اتفاقی می‌افتد؛ نیروهای سیاهپوش سمنانی كه حامل سرهای این 40 امامزاده بودند در مسیرشان به مرو به دشت ورامین می‌رسند و به منزل پیرزنی می‌روند كه این پیرزن از نسل ابوذر غفاری بوده؛ این پیرزن ابتدا تصور داشته كه سیاهپوش سمنانی و نیروهایش مانند همیشه و در مسیر خود برای سركشی آمدند اما شب‌هنگام متوجه چیزی كه همراه سیاهپوش سمنانی بوده و از نیت آنها باخبر می‌شود لذا سریعا فرزندان، نوادگان و جوانان دشت ورامین را باخبر می‌كند و آنها كه تعدادشان به 100 نفر می‌رسیده با نیروهای سیاهپوش سمنانی وارد جنگ می‌شوند كه این جنگ چند روزی به درازا می‌كشد و امامزاده عون‌ابن سپهسالار نیز كه از فرزندان امام موسی كاظم(ع) بوده به نیروهای ورامینی ملحق می‌‌شود و سرانجام آنها موفق می‌شوند سیاهپوش سمنانی را به هلاكت برسانند و سرهای مطهر این 40 امامزاده را پس بگیرند.

* تدفین سر‌های امامزاده چهلتنان(ع) بازار تهران در ورامین
در این نبرد، امامزاده عون‌ به شهادت می‌رسد و سرهای مطهر این 40 امامزاده به همراه پیكر امامزاده عون در همان ورامین به خاك سپرده می‌شود كه هم‌اكنون این محل به نام "امامزاده عون " در ورامین صاحب بقعه و بارگاه است؛ در كتاب بحر‌الانساب و در بخشی كه فرزندان امام موسی كاظم(ع) را معرفی می‌كند آمده است كه 40 فرزند حضرت امام موسی كاظم (ع) به صورت یكجا به شهادت رسیده‌اند و سر از بدنشان جدا شده است.

* تصویر نورانی 40 صورت بر سنگ قبر امامزاده چهلتنان(ع)
مهدی اربابی در ادامه به خوابی كه اخیرا خود درباره امامزاده چهلتنان(ع) دیده اشاره می‌كند و برایمان می‌گوید: «سال گذشته كه قرارداد ساخت ضریح این امامزاده بسته شد در خواب دیدم كه 3ـ4 نفر با من تماس گرفتند و گفتند كه ضریح امامزاده را آورده‌ایم و قصد نصب آن را داریم؛ در محل نصب ضریح یك سنگ قبری نمایان شده و تو هم بیا و این سنگ قبر را زیارت كن؛ من در عالم خواب خود را به صحن امامزاده رساندم و دیدم كه پارچه سبزی را بر روی سنگ قبر امامزاده كشیده‌اند، وقتی این پارچه را كنار زدم 40 صورت را به‌صورت نقش برجسته بر روی این سنگ مشاهده كردم، تصور كنید كه 40 صورت كاملا نورانی و نمایان بر روی سنگی حك شده باشد كه كاملا طبیعی و واقعی با محاسن نورانی بر روی این سنگ قابل مشاهده بودند؛ بر بالای این سنگ قبر هم نوشته شده بود "امامزاده چهلتنان " و زیر هر یك از این چهره‌ها، اسمی نوشته شده بود.

وقتی من چشمم به اولین چهره این سنگ افتاد، این چهره آنقدر زیبا و نورانی بود كه مجذوب آن شدم ‌به‌گونه‌ای كه نتوانستم بقیه چهره‌ها را ببینم و نگاهم بر روی همین چهره اول باقی ماند كه در زیر این صورت نوشته بودند "امامزاده یعقوب " و من به واسطه شدت مجذوبیت به این چهره، نتوانستم چشم از آن چهره بردارم؛ این صورت و چهره بر روی سنگ را بوسیدم و افراد حاضر در كنار سنگ قبر مشغول نصب ضریح جدید شدند.

در پی این خواب بود كه در كتاب بحر‌الانساب به دنبال نام یعقوب در فرزندان امام موسی كاظم‌(ع) گشتم، پس از بررسی متوجه شدم كه امام موسی‌كاظم(ع) فرزندی به نام یعقوب داشته و هم در نوادگان حضرت فردی به نام یعقوب بوده است.»

* زائرانی كه همگی با دستان پر از آستانه امامزاده چهلتنان(ع) باز می‌گردند
اربابی نفسی تازه می‌كند و ادامه می‌دهد «در طول این چند سالی كه در امامزاده چهلتنان(ع) هستم، خاطرات زیادی از افراد حاجتمندی كه به این امامزاده آمده‌اند، دارم.

آقای حاصلیان كه بانی ساخت ضریح جدید امامزاده چهلتنان است، حوائج خاص زیادی داشته كه توسط این امامزاده برآورده شده است؛ داستان خط تلفن امامزاده نیز شنیدنش خالی از لطف نیست، ما برای امامزاده تقاضای خط تلفن ثابت كردیم كه شماره 38 28 63 55 نصیب امامزاده چهلتنان(ع) شد كه به صورت اتفاقی متوجه شدیم كه اگر به‌صورت دو به دو اعداد این 8 رقم را جمع بزنیم به عدد 40 می‌رسیم.

همچنین به كرات برآورده شدن حوائج زائران امامزاده چهلتنان(ع) را دیده‌ایم كه پس از برآورده شدن حوائجشان هدایایی را برای امامزاده می‌آورند و از خادمین امامزاده تشكر می‌كردند و می‌‌گفتند كه ما حاجت خود را گرفته‌ایم؛ در مواردی خانواده‌هایی را شاهد بوده‌ایم كه گرفتاری‌های بسیار بزرگی داشته‌اند و در آستانه متلاشی شدن قرار داشته‌اند اما با عرضه حوائج خود به آستان امامزاده چهلتنان(ع) زندگی‌شان متحول و منقلب شده و مشكلاتشان سامان یافته است.

ما به عنوان خادمین امامزاده چهلتنان(ع) دیدن این گونه كشف و كرامات برایمان عادی شده و امری خارق‌العاده محسوب نمی‌شود و برایمان جای تعجب ندارد.»

او می‌گوید «شاید این كرامات برای كسانی عجیب و امر خارق‌العاده محسوب شود كه از ائمه اطهار شناخت كافی ندارند در صورتی كه ائمه اطهار برای آخرت و برای نجات از سختی‌ها و گرفتاری‌های برزخ و قیامت از ما دست‌گیری می‌كنند حال برآورده كردن برخی حوائج و گرفتاری‌های دنیایی، جزء امور دم‌دستی محسوب می‌شود كه در مقایسه با آن عظمت آخرت، این حوائج دنیایی چیز قابل ذكری نیست.

* پای صحبت "مشهدی كریم " كه 40 سال در چهلتنان خدمت كرد
وقتی صحبت‌های مهدی اربابی به این جا می‌رسد، به‌اتفاق به سراغ كریم گلكار معروف به "مشهد كریم " در كوچه غریبان پشت امامزاده چهلتنان رفتیم كه بیش از 40 سال سرایدار و خادم امامزاده چهلتنان(ع) بوده؛ مشهدی كریم از خودش می‌گوید و اینكه بچه یتیمی بوده كه به تهران آمده و حالا 53 سال است كه در تهران زندگی می‌كند و 6 سال را در سه‌راهی حاجاتی در كاروانسرای گلشن، لحاف‌دوزی می‌كرده و از سال 42 كه پدرخانمش به عنوان سرایدار و خادم امامزاده فوت كرده، حاج اسماعیل ارباب از او خواسته كه در اینجا بماند و سرایدار امامزاده چهلتنان شود؛ در این مدت به چشم خود بارها دیده‌ كه چه افرادی آمده‌اند و حوائج خود را از این امامزاده گرفته‌اند، مشهدی كریم برایمان قسم یاد می‌كند كه تا این لحظه تمام امورات زندگی‌اش به "آقایی " گذشته و این طور نبوده كه در طول زندگی‌اش كسی پشت سر او حرفی بزند و یا فرزندانش "نااهل " شوند و اینكه حاج ابراهیم اربابی به او توصیه كرده كه اینجا بماند تا امام حسین(ع) زندگی او را "تأمین " كند.

مشهدی كریم از خاطرات خود از امامزاده چهلتنان(ع) می‌گوید و اینكه به یاد دارد زمانی كه می‌خواستند بنای امامزاده چهلتنان(ع) را بازسازی كنند، دور قبر امامزاده را حفاری می‌كنند تا ستون‌های ساختمان جدید را نصب كنند و این حفاری 3 ـ 4 روزی طول می‌كشد و می‌گوید «خدا می‌داند، به همین امامزاده قسم، تا 5 ـ 4 روز از دور قبر این امامزاده بوی گلاب عجیبی به مشام می‌رسید، هر كسی كه در آن زمان به داخل محوطه امامزاده می‌آمد از این بوی گلاب مست‌كننده می‌پرسید و می‌گفت كه این بوی چیست و این چه نوع گلابی است؟

ما هم سری تكان می‌دادیم و می‌گفتیم، آره! قبر را با گلاب شسته‌ایم! آخه اگر این حرف را نمی‌زدیم بازاریان هجوم می‌آوردند و تمام خاك این امامزاده را برای تبرك با خود می‌بردند.»

مشهدی كریم ادامه می‌دهد: «در همین كوچه غریبان، فردی به نام حاج محمود زندگی می‌كرد؛ در یكی از شب‌های تابستان كه در پشت‌بام دراز كشیده بوده، می‌بیند نور سبزی از آسمان وارد فضای امامزاده شد، حاج محمود به سرعت خود را به ورودی امامزاده می‌رساند و در آن زمان سرایدار امامزاده پدر خانم من بود، او در را باز می‌كند و حاج محمود قضیه را برایش تعریف می‌كند كه نور سبزی از آسمان به داخل امامزاده شده؛ سرایدار امامزاده می‌گوید كه این اتفاق برای من چیز جدیدی نیست، من بارها چنین صحنه‌ای را دیده‌ام؛ با هم داخل امامزاده می‌شوند كه عطر عجیبی تمام فضای امامزاده را پر كرده و حال و هوای عجیبی هم در امامزاده حاكم بوده.»

* سرهنگ درباری كه خادم امامزاده چهلتنان(ع) شد
مشهدی كریم از خاطرات قبل از انقلاب هم برایمان می‌گوید و تعریف می‌كند «یك سرهنگ بازنشسته‌ای در زمان شاه بود كه خود را خادم این امامزاده كرده بود؛ این سرهنگ كه در دربار خدمت می‌كرده حدود 2 متر قد داشت و جثه بسیار بلند و بالایی؛ سن و سالی از او گذشته بود، در آن زمان من سرایدار بودم و برای اولین بار كه او را دیدم، از من پرسید اسم تو چیست، گفتم "كریم گلكار " گفت من یك ماه است كه به دنبال این امامزاده هستم و خواب دیده‌ام و به من گفته‌اند كه برو "چهل‌تن " خدمت كن! وقتی او برای اولین بار رفت داخل امامزاده و زیارت كرد، از آن به بعد بود كه جانا و مالا شروع به خدمت در این امامزاده كرد.

این قضیه برای 37 سال پیش است و این سرهنگ می‌گفت كه من از این امامزاده خیلی نتیجه‌(حاجت) گرفته‌ام، او هر روز جلوی در امامزاده را آبپاشی می‌كرد و وقتی می‌خواستم كه ظرف آب را از او بگیرم، قبول نمی‌كرد و می‌گفت كه این كار را باید خودم انجام دهم.

هنوز مشهدی كریم حرف‌های زیادی برای گفتن از امامزاده چهلتنان(ع) و 40 سال خدمتش در این امامزاده دارد اما فرصت و توفیق همنشینی ما با اهالی این بقعه بهشتی در قلب بازار تهران به انتها می‌رسد و از كوچه غریبان خارج می‌شویم و سرمست از عطری كه هنوز در جانمان از زیارت این "40 " امامزاده نشسته، مسیر چهارسوق بزرگ بازار را در پیش می‌گیریم ...

 

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.