userinfo close

  ,

زیر خط فقر


underline_faghr

تاسیس: 19 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: راسپینا رونی - معاونان
 
دنـــیـــــــــــــــــــــا  مـــــــامـــــــانی , tabballoga

گفت وگو با سعید مدنى، محقق و پژوهشگر


اگر چه كشور ایران با در دست داشتن بزرگترین ذخایر نفتى، همچنان در جدول كشورهاى غنى، حایز رتبه بالایى است ولى فقر و نابرابرى در آن بیداد مى كند.
شاید كمتر كسى باور كند كه ۱‎/۷ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر شدید قرار دارند. جمعیتى كه در تأمین حداقل كالرى مورد نیاز انسانى در زندگى عاجزند. براساس آخرین آمار ، یك میلیون نفر جمعیت كشور، در زیر خط فقر مطلق به سر مى برند و این ارقام در كشورى كه غنى ترین منابع را در خود جاى داده است، و در انظار دیگران یكى از كشورهاى ثروتمند جلوه مى كند، فى الواقع تناقضى بس آشكار است.
دكتر سعید مدنى، محقق و پژوهشگر ، در این رابطه تأكید مى كند كه نباید فقر را موكول به وضعیت درآمدى دانست. بسیارى از اوقات توزیع نابرابر آموزش، بهداشت و مسكن، عوامل تشدید كننده فقر هستند.
وى به روند رو به افزایش فقر در سالهاى اخیر اشاره مى كند و همواره تأكید دارد كه اگر به طور جدى با این پدیده اجتماعى برخورد نشود، جامعه ما شاهد آسیبهاى اجتماعى بیش از این چون كودك آزارى ، اعتیاد، روسپیگرى و... خواهد بود.
اخیراً ، بانك جهانى طى مطالعه اى، جمعیت زیر خط فقر شدید ایران را ۱‎/۷ درصد برآورد كرده كه حدوداً یك میلیون نفر را در بر مى گیرد. براساس چه متغیرهایى این میزان جمعیت، در مقایسه با دیگر افراد، در زیر خط فقر قرار مى گیرند؟
در كل ، ما با چند تعریف از فقر و نابرابرى روبرو هستیم.نخست، بحث فقر شدید است. در این حالت، منظور گروههاى جمعیتى اند كه میزان درآمد كافى براى میزان حداقل كالرى مورد نیاز انسان را ندارند. هر فرد در روز باید بین ۲۰۰۰ تا ۲۳۰۰ كالرى از طریق تغذیه تأمین كند و بخشى از جمعیت چنین درآمدى ندارند، لذا دچار فقر شدید هستند. به این فقر، فقر شكمى هم گفته مى شود.
چرا كه فرد به سیرى مطلوب هم نمى رسد. در مرحله بعدى ، با فقر مطلق سر و كار داریم.در فقر مطلق، فرد امكان تأمین اغلب نیازهایش را ندارد و از آنجا كه نسبت سهم درآمد اختصاص داده شده به مواد خوراكى،یك سوم هزینه هاست. لذا در این مورد،وقتى مى خواهند خط فقر مطلق را محاسبه كنند، میزان هزینه موردنیاز براى تأمین ۲۰۰۰ تا ۲۳۰۰ كالرى را محاسبه كرده ، سپس آن را سه برابر مى كنند.
این خط، خط فقر مطلق مى شود. جمعیتى كه در زیر خط فقر مطلق قرار مى گیرند،در واقع ممكن است سیرى شكمى هم داشته باشند،اما به هر حال نمى توانند نیازهاى اساسى خود را كه شامل بهداشت، آموزش و مسكن است، تأمین كنند. در مرحله بعد با پدیده فقر نسبى سروكار داریم. در فقر نسبى ما نابرابرى را در جامعه توضیح مى دهیم. فقر نسبى، تعیین كننده آن بخش از جامعه است كه از میانگین درآمد جامعه، كمتر درآمد دارد. پس در واقع در فقر نسبى معمولاً جمعیتى كه نصف یا دو سوم میانگین درآمد جامعه را ندارد، در زیر خط فقر نسبى به سر مى برد. در تمام این موارد، ما فقر درآمدى یا نابرابرى درآمدى را مورد نظر قرار مى دهیم. یعنى همه چیز در اینجا موكول به درآمد افراد در زندگى است و بسته به زیاد و كم بودن آن در یكى از گروههاى درآمدى قرار مى گیرند.
اما طى سالهاى اخیر در ایران ، بحث فقر قابلیتى هم مطرح شده است. در فقر قابلیتى مسأله اساسى، قابلیت به منظور دسترسى مردم به آزادیهاى گسترده براى تأمین نیازهاست. تحلیل شما از این فقر چیست؟ آیا چنین قابلیتى مى تواند نهایتاً منجر به شرایطى شود؟
درست است. در فقرقابلیتى،افراد قادر به دسترسى به آزادیهاى گسترده براى تأمین نیازها نیستند. آزادیهایى كه اگر تأمین شود، نیازهاى اجتماعى را برآورده مى كنند. و نهایتاً مى تواند منجر به شرایطى شود كه آنها امكان تحرك اجتماعى داشته باشند، بتوانند در طبقات اجتماعى جابه جا شوند و به طبقات بالا دست تر، دست پیدا كنند. در واقع امكانات یا فرصتهایى است كه براى افراد ایجاد مى شود تا خودشان را از طبقات فرو دست به طبقات بالا دست تر هدایت كنند. پس در فقر قابلیتى ، مجموعه شرایط فرد در نظر گرفته مى شود و نه فقط درآمد. اگر بخشى از جامعه، از آموزش محروم است و بخش دیگرى از بهداشت، اگر نابرابرى در جامعه، اعم از نابرابرى درآمدى یا نابرابرى جنسیتى یا حتى نابرابرى سنى و نهایتاً اثراتش منجر به عدم آزادى فرد براى دسترسى به شرایط مطلوب تر شود، این فقر قابلیتى است.لذا فقر قابلیتى یك مفهوم كیفى ،برخلاف مفاهیم دیگر فقر است.در این مفهوم كیفى، عوامل و شرایط به وجود آورنده اى كه فرد را در معرض فقر قرار مى دهد، مورد نظر قرار مى گیرد. بنابراین با رویكرد فقر قابلیتى، شما مجموعه اى از عوامل را باید تغییر دهید، براى اینكه فرد در معرض فقر قرار نگیرد.
وضعیت فقر در كشور ما در حال حاضر به چه صورت است؟
مى توان وضعیت فقر را در كشور، به شكلهاى مختلفى توضیح داد. درمورد فقر شدید، رقمهایى برآورد شده است. مثلاً : بانك جهانى، با مطالعه اى در ایران و پیش فرض اینكه فرد با یك دلار در روز مى تواند نیاز كالرى ۲۰۰۰ تا ۲۳۰۰ كالرى را تأمین كند، محاسبه كرده كه۱‎/۷ درصد جمعیت ایران كه حدوداً یك میلیون نفر مى شود، زیر خط فقر شدید قرار دارند و به عبارتى فاقد سیرى شكمى در زندگى خود هستند، حال چه برسد به تأمین سایر نیازها. طى محاسبه اى دیگر، با برآورد میزان ۲ دلار در روز، به این نتیجه رسیده است كه میزان جمعیت زیر خط فقر ، ۱۱‎/۵ درصد جمعیت یا حدود هشت میلیون نفر هستند. اخیراً وزارت رفاه، تأمین اجتماعى، برآوردى انجام داده كه حدود ۱۲ میلیون نفر جمعیت كشور ، زیر خط فقر به سر مى برند، مركز آمار ایران ، طى مطالعه اى كه براساس هزینه درآمد خانوار انجام داده، اعلام كرده كه ۱۲ درصد خانوارهاى شهرى و ۱۰ درصد خانوارهاى روستایى زیر خط فقر مطلق به سر مى برند. همه این ارقام در خوش بینانه ترین برآوردها، بدین معنى خواهد بود كه حدود ۱۰ میلیون نفر از جمعیت ایران در زیر خط فقر مطلق به سر مى برند، یعنى امكان تأمین نیازهاى اولیه خودشان را ندارند. از سوى دیگر نیز كارشناسان بانك جهانى با احتساب خط فقر شهرى معادل درآمد ۴۶۲۰ ریال در روز و خط فقر روستایى ۴۵۰۲ ریال در روز، در شهرها ۱۴‎/۲ درصد جمعیت و در روستاها ۳۱‎/۷ درصد و در كل كشور ۲۹ درصد جمعیت كه حدود ۱۵ میلیون نفر مى شوند، زیر خط فقر مطلق هستند.
طى سالهاى اخیر روند شاخصهاى مربوط به فقر، در جامعه ایران رو به افزایش بوده یا كاهش؟
براساس معیار خط فقر نسبى و محاسبه میانگین درآمد و سپس در نظر گرفتن سهمى از آن میانگین در زیر خط فقر، همیشه فقیر در جامعه وجود دارد. در این مورد ، اخیراً سازمان برنامه گزارشى تهیه كرده است كه در آن اعلام شده سطح تولید و سرانه كشور نسبت به اوایل انقلاب پایین آمده است. بدین معنا كه درآمد هر ایرانى درسال ۸۱ ، با قیمتهاى ثابت یعنى با حذف تورم، پایین تر از سال۵۸ است كه این نشاندهنده وضعیت رفاه اقتصادى در ایران است. لذا درآمد ثابت سرانه هر ایرانى در سال،۸۱ نسبت به سال،۷۵ منهاى ۲‎/۱دهم درصد كاهش پیدا كرده است. این نشاندهنده روند رو به افزایش فقر در ایران است. در همین گزارش، سازمان برنامه، چند ویژگى براى اقتصاد ایران توضیح مى دهد: ۱ ـ درآمد سرانه پایین ۲ ـ رشد نازل اقتصادى و بدون برنامه ۳ ـ تخصیص نامطلوب منابع ۴ـ بى ثباتى فضاى سیاسى منطقه و داخل كشور كه بر فضاى اقتصادى تأثیرگذار است. ۵ـ كیفیت پایین آموزش نیروى انسانى و ۶ ـ سیستم ناكارآمد تصمیم گیرى ادارى . همه این ویژگى ها، توصیف این وضعیت است كه به طور كلى سطح رفاه اقتصادى در جامعه ایران طى سالهاى پس از انقلاب نامطلوب بوده و افت پیدا كرده است.
این توصیفى است كه با آمار و ارقام مشخص مى شود، در ارزیابى واقعى در سطح جامعه، علایم این وضعیت به چه نحو است؟
یكى از این علایم، درك وضعیت نامطلوب فقر و نابرابرى در ایران است كه مربوط به سكونتگاههاى غیررسمى در ایران، مى شود. در واقع در سالهاى بعد از انقلاب ما به سرعت شاهد رشد سكونتگاههاى غیررسمى بوده ایم كه خود نشاندهنده نوعى نابرابرى در برخوردارى از مسكن است. گروههاى فقیر و كم درآمد براى گریز از به اصطلاح هزینه هاى مسكن یا شرایط دشوار براى دستیابى به مسكن، به سكونتگاههاى غیررسمى پناه مى برند كه امكان ایجاد یك سرپناه با قیمت نازلترى از مسكن رسمى وجود داشته باشد. برخى برآوردها نشان مى دهند جمعیت سكونتگاههاى غیررسمى در شهرهاى كمتر از صدهزار نفر، ۲۲درصد و در شهرهاى بزرگ، ۲۵۰هزار نفر تا ۱میلیون نفر كه معادل ۴۴درصد است و در كلان شهرها، حدود ۳۴درصد خواهد بود. به طور قطع مى توان گفت كه جمعیت قابل ملاحظه سكونتگاههاى غیررسمى را مردم فقیر تشكیل مى دهند كه امكان ایجاد یك سرپناه در شرایط عادى را ندارند. طبق مستندات برنامه سوم توسعه، حدود یك سوم بافت شهرى به نابسامانى دچار است كه طبیعتاً محل سكونت فقراى شهرى است. در واقع باید روى این نكته، تأكید شود كه مهمترین علت به وجود آمدن یا رویش محلهاى اسكان غیررسمى، توزیع نابرابر فرصتها براى دستیابى به مسكن نامناسب است وخود این وضعیت تشدید كننده فرصتهاى نابرابر براى دستیابى به خدمات شهرى است. بدین معنا كه شهرداریها، غالباً به مناطق حاشیه اى یا سكونتگاههاى غیررسمى، خدمات شهرى را ارائه نمى دهند و این به نوعى وضعیت نابرابرى را كه منجر به سكونتگاههاى غیررسمى شده با عدم ارائه خدمات شهرى تشدید مى كند.
ادامه دارد
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.