عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
18 فروردین 1391 | |
|
2
|
11 آبان 1390 | |
|
3
|
18 مهر 1390 | |
|
4
|
3 شهریور 1390 | |
|
5
|
26 مرداد 1390 | |
|
6
|
1 فروردین 1390 | |
|
7
|
3 مهر 1389 | |
|
8
|
30 شهریور 1389 | |
|
9
|
30 شهریور 1389 | |
|
10
|
23 شهریور 1389 |
مقام مختومقلی
بحث مقام مختوم قلی ایجاد شده توسط تایماز نوری یانی در تاریخ 6 اسفند 1386 در ساعت 19:09
اتحاد ملی و انسجام اسلامی از منظر مختومقلی فراغی
فصلنامه یاپراق / سال دهم / شماره 40-39/ پائیز و زمستان 1386
اتحاد ملی و انسجام اسلامی از منظر مختومقلی فراغی
ص 5-4
محمدرضا فرقانی
سفیر جمهوری اسلامی ایران در ترکمنستان
کمتر کسی پیدا می شود که با ترکمن ها آشنا باشد اما مختومقلی فراغی (1170 – 1112 شمسی) را نشناسد. در تاریخ این مردم ، مختومقلی فراغی چون ستارة تابناكی است که بر فراز آسمان ادب این مردم میدرخشد. مختومقلی فراغی با اینكه ترکمن است ، اما مضامین شعرهایش مضامینی نیست که در ظرف زمان و مکان بگنجد و به یک قوم خاص محدود باشد. او با شعرهایی که سروده ، امروزه جزوی از مفاخر ادبی این كشور و بلکه تمامی بشریت در آمده است. با نگاهی به مضامین شعرهای او ، می توانیم به ارزش های انسانی و فرا قومی پی ببریم که بیش ترین دلمشغولی های او را تشکیل می داده اند.
یکی از دغدغه های شاعران ترکمن ، ضرورت وحدت و دعوت به اتحاد بوده است و این گونه نیست که این موضوع را مختص مختومقلی بدانیم. به طور مثال عوض تاقان کاتبی (1260-1182هجری شمسی) ، سعادتمندی ایلات و طوایف را در گرو اتحاد آنها دانسته و تفرقه و اختلاف را امری نکوهیده و ناپسند می داند. آنجا که می فرماید:
آغیزلاری بیر گِرِک ، دولِت لی ایلات
آغیزآلالیق آغیر ، ایله یاراشماز
مختومقلی نیز از آن نظر که شاعر درباری نبوده و آزاده ای بوده که بین مردم زندگی می کرده ، شاعری واقع بین است. او توانسته است به خوبی وضعیت عصر خود را رصد نماید و به دنبال علل آن باشد. مختومقلی با توجه به وضعیت متشنج اجتماعی و سیاسی عصر خود ، عامل اصلی مشکلات آن عصر را پراکندگی تیره ها و اختلافات بین طوایف ترکمن می داند و آنها را به اتحاد فرا می خواند.
توركمنلر باغلاسا ، بیر یره بیلی
قورادار قُلـزُمی ، دریای نیلی
و به همین دلیل است که در شعر «ایچن یالیدیر» ، می گوید اگر ایلی متحد نباشند ، دولت و سعادت از آن رخت می بندد:
آغزی آلا ، بولان ایلینگ
دولتی ، قاچان یالیدیر
مختومقلی در بسیاری از شعرهای خود ، این الزام قومی و به عبارتی لزوم رفع اختلافات در طوایف را تا حد باور دینی بالا می برد و برای نشان دادن قبح آن ، یکی از آیات و نشانه های آخرالزمان را بروز تفرقه بین مردم ایل می داند و در شعر «زمانا آخر بولاندا» می گوید:
ایل آغیزی ، آلا بولار
زامانا ، آخر بولاندا
مختومقلی این تعبیر را برای تقبیح اختلافات بین مسلمانان نیز به کار برده است. وی برای انتباه افکار مسلمانان و تذکر به آنها برای اجتناب از هر گونه اختلاف ، در بسیاری از شعرهایش بروز اختلاف بین مسلمین را از نشانه های آخرالزمان یاد کرده است. به طور مثال ، در شعر «آرتسا گرکدیر» می گوید که افزایش روز افزون فساد در جامعه و دشمنی مسلمانان با همدیگر ، از نشانه های آخرالزمان است. آنجا که می فرماید:
هاچان یاقین بولسا ، آخرزامانا
فساد ایش ، گون گوندِن ، آرتسا گِرِكدیر.
مسلمانلار بولوپ ، بیر بیرگه یاغی
اوغلان اوشاقلارین ، ساتسا گِرِكدیر.
مختومقلی اگر چه به خاطر محل تولد ، نوع زبان و برخی دیگر از ویژگی ها ، متعلق به قوم ترکمن است ، اما از منظر آفرینش ادبی و خلاقیتی که دارد ، متعلق به یک قوم نیست و آثار او کل دنیای اسلام را در بر می گیرد. به طور مثال ، وی در موضوع پرداختن به جدال بین ایمان و کفر ، تعصبی ستودنی در امور دینی دارد و در شعر «باشی گِرِكدیر» می گوید که اگر یک مسلمان از دو کافر بگریزد ، سرش شایستة سنگسار است:
بیر مسلمان ، قاچسا ، ایكی كافردان
كلهسینه ، سنگسار داشی گِرِكدیر
ایده های این بزرگمرد در بارة وحدت ، از اتحاد قومی و ایلی بسیار فراتر رفته و وی از منظر روشنفکری متدین و معتقد به دین اسلام ، مسلمین را به اتحاد و یکپارچگی فرا می خواند. به طور مثال در شعر «نقصانا گلگی» ، می گوید که اگر مسلمانان در مقابله با هم ، شمشیر بکشند ، دولت شان هبوط کرده و دینشان کامل نخواهد بود. و در ادامه همان بیت می گوید که اگر ظلم کنند و همدیگر را به اسارت بگیرند ، حتی فلک نیز از این کارشان شرمگین خواهد شد.
مسلمانلار قیلیچ اورسا بیر-بیره
دولت دونوب، دینلـِر نقصانا گِلگِی
ظلم ایلأپ، بیر-بیرین سالسا یِسیره
فلك ، بو فكردن پِشمانا گِلگِی
و در ادامة همین شعر ، جنگ بین مسلمانان را جنگی ناجوانمردانه می داند و بر این عقیده است که این گونه جنگ ها ، عاملی شیطانی دارد و منشأ آن کور بودن و نادانی است. و با تشبیه جامعه اسلام به پیکری زنده ، تفرقه را به عاملی که زنده بودن را از جامعه می گیرد ، تشبیه کرده و می گوید که با این کار ، دور به دست دشمن خواهد رسید.
بیر-بیرینی چاپماق ، إرمِس أرلیكدِن
بو ایش شیطانیدیر، بلكی، كورلوكدِن
آغیزآلالیق ، آیرار ایلی دیرلیكدِن
دولت دونوب، نوبت دوشمانا گِلگِی
مختومقلی در شعر «احسان هایسی بیلینمز» به هرج و مرج اجتماعی و سیاسی عصر خود اشاره نموده و برای نشان دادن سطح این نابسامانی ها ، ایجاد اختلافات ، جنگ های ناخواسته داخلی و ظلم ستمگران اشاره کرده است.
دِردیم كوپدور، دیاریمدان، دؤریمدِن
خیر هایسی، احسان هایسی ، بیلینمز
ظالملارینگ جِفاسیندان ، جؤریندِن
اسلام هایسی، ایمان هایسی ، بیلینمز
كیشینینگ مالینا ، گوزون آلدیرلار
تَعصیب إدیپ ، كونگله كینه دولدیرلار
بیر-بیرینی ، ناحق یِرِه اولدیرلر
نوربات هایسی، امان هایسی بیلینمز
و به دلیل به این وضعیت نابسمانان است که مختومقلی از درگاه خدا می خواهد مسلمانان را زیر سلطه کافران قرار ندهد:
مختومقلی دییدی ، جانینگ دیرلیگنه
مسلمانی ، قویما ، كافر خورلوغنا
مختومقلی در شعر «باش بولمانگ» حتی یکی از شروط پذیرش مسئولیت از سوی افراد در یک خانه و یک قوم را وجود اتحاد و همدلی بین اعضای خانواده و اقوام می داند و نصیحت می کند که اگر این شرط فراهم نباشد ، نباید مسئولیت رهبری آن را بر عهده گرفت. و می گوید:
آغزیبیر بولماغان اویه ، باش بولمانگ
و یا:
آغزی آلا قوملارا ، باش بولمانگ
یکی از ویژگی های سبکی شعر مختومقلی ، استفادة کثیر از عبارات دعایی در شعرها و بهره گیری از تشبیهات ملموس و نزدیک به ذهن مردم عوام است. به طور مثال ، او در شعر «دوکر بولدوق یاشیمیز» برای بیان اتحاد ، از عبارت ملموس «جمع شدن در اطراف یک سفره» استفاده کرده و گفته است:
دعا قیلیپ، دوكِر بولدوق یاشیمیز
بیر سُفرهدا ، إدا بولسون آشیمیز
کنکاش در دیوان مختومقلی برای استخراج مفاهیمی همچون اتحاد ملی و انسجام اسلامی به این وجیز محدود نمی شود و ذکر همه ی زوایای آن ، سخن را به اطاله می کشد.
در پایان ، با اشاره به شعری از این سخنوز بزرگ که فرموده است:
هر مجلیسده ، صحبتده ، شاد إیلأنگ بیز غریبی
ای یارانلار، یاد إدینگ ، خیر دعاده بیزنی
یاد و خاطرة این بزرگمرد تاریخ و ادب این سرزمین را گرامی می دارم و همه را به تبعیت از آموزه های او در بارة اتحاد ملی و انسجام اسلامی فرا می خوانم.


