عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
18 فروردین 1391 | |
|
2
|
11 آبان 1390 | |
|
3
|
18 مهر 1390 | |
|
4
|
3 شهریور 1390 | |
|
5
|
26 مرداد 1390 | |
|
6
|
1 فروردین 1390 | |
|
7
|
3 مهر 1389 | |
|
8
|
30 شهریور 1389 | |
|
9
|
30 شهریور 1389 | |
|
10
|
23 شهریور 1389 |
نام "ترکمن" ؛ مفهوم و ماهیت آن (3)‹‹(2)
ادامه مقاله قبلی
به عقیده ما این اصطلاح با اصطلاح گؤك ترك kök Türk مناسبتی نزدیك دارد.
اصطلاح kök Türk به امپراطوری بزرگ ترك كه از طرف كنفدراسیون قبایلمختلف ترك كه قارلوقها نیز داخل آن بودند، اطلاق میشده است.
آنطور كه میدانیم در بین طوایف و قبایل ترك، گروهی تحت نام kök Türkموجود نیست. كلمه kök Türk كه در كتیبههای اورخون دیده شده است، یك تسمیهسیاسی است و به همین دلیل V.Thomsonاینطور مینویسد: «این واژه در مرزهاییوسیع عمری كوتاه داشته است، اما در دوره درخشانی كه امپراطری ترك اتحادكاملی تشكیل داده بودند، جهت نامیدن اقوام و قبایل مختلف چهار جهت جهانتحت كلمه واحدی، بكار رفته است(22).
واژه kök Türk در تركی دو معنا دارد.
یكی از معاًنی آن «ریشهدار»، «اصیل»، «نجیب» و دیگری «گؤگ» یا آسماناست.
این واژه در هر دو معنی خود مفاهیم اصیل، عاًلی، بزرگ، جهانشمول رامیرساند و این مفاهیم با وضعیت سیاسی مورد اشاره Thomson مطابقت دارد.
آنطور كه دیدیم، واژه تركمن نیز، در این معاًنی بكار میرود.
همانطور كه واژه kök Türk اسم قبیله خاصی نبوده و اصطلاحی سیاسیمیباشد، اصطلاح «تركمن» نیز در همین معنی بوده و اصطلاح سیاسی است كهقارلوقها در دوره اقتدارشان بكار بردهاند.
واقعه تاریخی كه واژه kök Türk افاده میكرد در قرن دهم دیگر موجود نبود وبه زمان گذشته تعلق داشت. حاكمیت جهانشمول به پایان رسیده بود و به علتفروپاشی اتحاد ترك، قارلوقها كه از یك طرف با اویغورها و از طرف دیگر هماننداوغوزها با دیگر تركان در وضعیتی خصمانه بودهاند، به جای اصطلاح kök Türkكهدیگر كاربردی نداشت، اصطلاح «تركمن» را كه تقریباً مفهوم مشابهی را میرسانداقامه كردهاند.
در عین حال در منابع شرق میانه میبینیم كه مراد از «تركمن» بیشتر «اوغوزها»هستند.
در منابعمان، سلجوقیان كه به طایفه kinik اوغوزها منسوب هستند، «تركمن»معرفی شدهاند.
منابع فارسی كه اولین بار از سلجوقیان بحث میكنند، تماماً اینطور هستند:
گردیزی میگوید: القائم بامرا « El- kaim bi- emrillah در سال 423 خلیفهشد. در زمان او تركمنها ظاهر شدند»(23).
در دیوان ناصرخسرو، مصرع «طغرل تركمن و چاغری» وجود دارد(24).
در تاریخ مشهور ابوالفضل بیهقی در جنب كلمه سلجوق تنها نام مورد بحثنام تركمن است(25).
كاشغرلی نیز اصطلاحات «تركمنهای اوغوز» و «اوغوزهای تركمن» را به تكراربكار برده است(26).
از تمامی اینها با استناد به آنچه از آغاز مقاله درباره معنا و ماهیت كلمه تركمندادهایم، میتوانیم این نتیجه را استخراج كنیم كه اصطلاح تركمن اولین بار در نیمهدوم قرن دهم از طرف اوغوزها كه در دشتهای غربی خزر - اورال تشكل سیاسیبزرگی به وجود آوردهاند، شروع به استعمال شده است. اساساً اوغوزهابا این مفهومبیگانه نیستند.
كلمه Tö- kö- möng كه در دایرهالمعاًرف مذكور چینی آمده است، مرتبط بامحلی در نزدیكی دریای خزر است(27).
اما بعد از تشكیل امپراطوری بزرگ سلجوقی در میان سكنه خاورمیانه و درمیان تعداد كثیری از اقوام غیر ترك، خاندان سلجوقی كه همراه با تركمنها در عینحال این اقوام بیگانه نیز متبوع آن بودند و آنها را نیز همانند تركمنها متعلق به خودمیپنداشتند، مخصوصاً در دورهای كه به اردو از هر جنس قشون میپیوست وفرماندهان بیشتر از میان بردگان استخدام میشدند، تركمنها كه با خاندان حاكمامپراطوری نام مشابهی داشتند، بعضاً از سلاله جدا میشوند.
موارد فوق را میتوان دلایلی در ایضاح جملات وزیر نظامالملك دانست كهمیگوید: «هر چند تركمنها مشكلات فراوانی برای دولت ایجاد كردند، در این دولتحقی داشتند، در تشكیل دولت خدمات زیادی را انجام دادند و متحمل زحمات زیادیشدند. تركمنها با خاندان حكومتی نسبت خویشاوندی دارند(28).
ــــــــــــــــــــــــ
زیرنویسها:
1. Vambery, a.e., 24.
2. M. Th. Houtsma: WZKM II (1888), 228.
3. Gy. Nemeth, a.e., 70.
4. Hudud Al - Älam, 311.
5. O. Pritsak, Der untergang des Reiches des ogusischen yabgu: F. köprülüArmagani, 1953, 397
6. Ilk mutasavviflar, 1919, 152, daha bk: A.müll.: belleten, 27.Sayl, 261,I.n.
7. oguzlar Türklerin büyü boylarindndir, Ve 12 kabiledir; bir kismi sehirlerde,bir kisml Sahra(atda oturulardi... Islam ülkelerine komsu olduklari zamanbazilari Müslüman olduki, bunlara Türkmen derler".
- Tabäyiüسl- hayavän, Minorsky nesكri, 1942, metin, 18, ingillizce trc.,29.
8.Q.G.A. III. 274, bk, Minorsky, Tabäyiüسl- hayavän 94; O.PRITSAK,untergang..404.
9. A.T.BATTAL: TMXI(1954), 77-78.
10. Vambery, a.e., 24.
11. Merveziش, metin,18.
12.Minorsky, Tabäyiü,l- hayavän, 95.
13.AKDES N,KURAT, peenek tarihi, 1937,303-3.
14.Battal, göst, yer.
15.Divanül, T.,I,31.
16.A.T. Taymas: Tmxi, 78.
17.R.N. Frye- A.Sayili, Selµuklulardan evvela- كarkta Türkler: Belleten, 37.Sayl, 1331-67.
18.Pritsak:
Islam Ansiklopedisi, karahalilar mad.: A.müll., Die karachan
iden
er Islam XXXI (1953), 22. Käكgariسye
göre" karluklar ogژuzlardan
ayri, fakatonlar ribi türkmen dirler" Divanül,T.,I, 473.
19.Pritsak, vonden karluk zuden karachaniden: ZDMG 101 (1951), 2703-00;Islam ansiklopedisi,karahanlilar mad.
20.Gin kaynagژi Tang-كu,dada bu husus kayithidir. E.Chavannes,Documents... 1903, 21 bk.
21.Barthold; EI, Turkmens mad.: Frye- Sayili, goژsi,yer.
22.V.Thomsen, Turcica, 1916, 20.
23.Gerdizi, S.nefisi neكri, 1333 ك., 65.
24.Nasir-i Husrer, Divän, Nasrullah Taki neكri, 1307 ك. 468.
25.Tarih-i Beyhaki, indeks.
26.El, Turkmens bk.
27.S. EI, Turkmens bk.
فصلنامه یاپراق / سال سوم / شماره ی 10 / تابستان 1379


