userinfo close

  ,

تركمن


tourkmen

تاسیس: 27 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دوتار ترکمن - معاونان
لطفاً مقالات و عكس هایی که از تركمن ها دارید برای مدیریت ارسال نمایید تا با نام شما در این كلوب در ق ادامه »
لطفاً مقالات و عكس هایی که از تركمن ها دارید برای مدیریت ارسال نمایید تا با نام شما در این كلوب در قسمتهای مربوطه قرار داده شود. مطالب خود را بدون هیچ توهین به قوم و مذهبی در کلوب قرار دهید.
استفاده از مطالب و تصاویر با ذكر نام كلوب تركمن بلامانع میباشد.
(dotar_turkmen@yahoo.com)

 
دوتار ترکمن  , chidem_chaghad
دوتار ترکمن - 18:27 1389/01/13

راس میگن تركمنا از نسل مغولن؟یا تیمور لنگ؟2

آیا كسی میتونه عجایب هفتگانه جهان باستان رو نام ببره ؟ اگه هم توضیح مختصری راجع به هر كدوم آنها بدهد كه خیلی بهتر ؟
.......................................
عجایب هفتگانه جهان نام فهرستی اروپا-محور است که برخی نویسندگان قدیمی اروپا برای بی‌همتا فرض کردن تمدن یونان و بخشیدن احساس برتری به اروپائیان آن فهرست و آن نام را درست نموده‌اند. بیشتر سازه‌های ادعایی این فهرست وجود ندارند یا دیگر نیستند. بسیاری از سازه‌های موجود دیگر جهان مانند دیوار چین و تخت جمشید و آنگکور و دیوار بزرگ گرگان می‌توانند در صدر چنین لیست‌هایی قرار گیرند.

تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده است و اولین اشاره به ایده تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده است که در سده 5 پیش از میلاد مربوط میشود.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در 305 تا 240 قبل از میلاد می زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، مجموعه ای از عجایب جهان" را تهیه کرد. امروز، تمام چیزی که درباره این مجموعه میدانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست...

برای دیدن ادامه این مبحث به این کلوب می توانید به کلوپ زیر بروید:
http://www.cloob.com/clubmsg.php?id=1377203

..................................................

سلام.
در مورد عجایب هفتگانه میتونین به سایت زیر سر بزنین البته شرمنده که این ادرس دقیق نیست.تو همون اولین صفحه ای که باز میشه یه ذره پایینترش نوشته عجایب هفتگانه ی دنیا که باید اونجا رو کلیک کنید.
www.ariacivil.com
اینجا هم نوشته های تاریخی لاتین و هم عکسا رو میتونید ببینید.

.....................................


man ye soal ke na. ..ye nazari daram
shoma mitoonin ayandeye khodemoon (torkamana) pishbini konin??
lotfan benevisid
mikham bedoonam che nazari darin va nazaretoon cheghad shabihe nazare mane

..........................................................
اقای عزیز برای اینکه از آینده با خبر شین بهتره برین سراغ امثال نوستر آداموس . ما را از حال خود خبر نیست تا چه رسد به آینده .

..................................................................


آنچه راجع به برج قابوس باید بدانید:

در پای کوه البرز خاوری ، رو به فراخنای جلگه های آسیا یک شاهکار برجسته معماری سر به آسمان
سائیده است . این بنای عظیم چیزی نیست جز مقبره قابوس بن وشمگیر زیاری ، ارتفاع برج قابوس از پای برج
تا نوک سقف تیزش قریب به 51 متر است و با قریب 10 متر زیرزمین ، آن را با آجرهای قرمز رنگ بسیار محکم ساخته اند
که اینک به رنگ قلع در آمده است . گنبد داخلی دارای آجر چینی محکمی است که برخی از آنها را به شکلهای خاصی
قالب ، تا دقیقاً با شیب رو به داخل دیوار ها متناسب باشد . در قسمت بیرونی 10 یال برجسته عمودی
از تنه استوانه ایی آن بیرون آمده و پی و سقف را به هم پیوسته است . کتیبه های کوفی میان هر یال (بال و
پایین برج ) حاکی از آن است که این برج در سال 1006 میلادی یا 397 هجری توسط قابوس بن وشمگیر ساخته
شده است . جز این کتیبه ها و یال ها بنا از هرگونه آرایشی خالی است . رابینو از این بنا چنین یاد میکند
بنای گنبد قابوس برج آجری 10 ضلعی است واقع بر تپه ایی به ارتفاع پا ، پایین
برج مدور است و طاق مخروطی شکل دارد ، شکل آن مانند مناره است هیچ اثری ار پله در داخل
یا خارج نیست . درب آن درطرف مشرق واقع شده است و پنجره کوچکی در سقف دارد
در وسط کف آن یک سوراخ مستطیل بوده که فعلاً پر از خاک است ، در آنجا بدون شک کالبد قابوس
بن وشمگیر پادشاه گرگان قرار داشته و سنگ قبر مفقود شده و کتیبه ایی در دور بنا بر بالای در است . ییت
اولین کسی بود که کتیبه داخل برج قابوس را که فریزر کشف کرده بود حل کرد و از آن چنین بر می آید
که قابوس ، آن شاهزاده ایی که به ظلم مشهور و از سلسله زیاری بود آن برج را برای مقبره خود بنا کرده
است . مقبره قابوس یکی از خارق العاده ترین بناهای معماری اسلامی است این بنا را قابوس در زمان حیات خود ساخته
است و در عین مقبره بودن نشانه قدرت است . متن متیبه اطراف برج بدین مضمون است
بسم الله ارحمن الرحیم - هذا القصر العالی - للامیر شمس المعالی - قابوس بن وشمگیر - امره ببنائه فی حیاته
سنه سبع و تسعین و ثلثمائه قمریه و سنه خمس و سبعین و ثلثمائه شمسیه
ترجمه : بنام خداوند بخشنده مهربان - این قصر عالی متعلق به امیر شمس المعالی قابوس بن وشمگیر است
که امر کرد به ساختن آن در حیات خود ، به سال 397 قمری و 357 شمسی
به سال 1317 قمری یک هیئت روسی تا عمق 11 متری وسط میل را حفر کردند و به این نتیجه رسیدند
که تپه زیر گنبد مصنوعی است و نعش قابوس در کف یا زیر زمین نیست . احتمالا جسد وی همانطور که
در زمان پسرش شایع بود در تابوت شیشه ایی با زنجیر از سقف آویزان بوده
این برج استوانه ایی هشت ضلعی ، بر روی بدنه 10 تَرَک دارد . راس هر ترک یک متر و 60 سانتی متر
و قاعده آن یک متر و 34 سانتی متر از هم فاصله دارد . قطر داخلی گنبد 9 متر و 70 سانتی متر
و قطر آن از قاعده ترک ها بطول 14 متر و 66 سانتی متر است . همچنین قطر اربات یا پای بست 17 متر
و 6 سانتی متر است . بلندی میل از سطح زمین تا زیر قاعده مخروط 37 متر و بلندی مخروط از سر قاعده
تا راس 18 متر است که بر روی هم بلندی همه میل 55متر و با احتساب حدود 10 متر بلندی تپه از سطح زمین
تا نوک میل 65 متر میشود . محیط اصلی گنبد 30 متر و 144 میلی متر است در بدنه شرقی روزنه ایی تعبیه شده
که ارتفاع آن 1 متر و 90 سانتی متر میشود . در ضلع جنوبی یک در ورودی قرار گرفته که یک و نیم متر عرض
و پنج و نیم متر ارتفاع دارد عده ایی معماری این برج را خراسانی - رازی دانسته اند و از یک دست از
آجرهای مخصوص دنباله دار کفشکی ساخته شده است . ویل دورانت طول این گنبد را 52 متر آورده است
معماران و کارگران فراوانی حدود پنج سال برای ساخت این برج فعالیت کرده اند . این بنا در سالهای اخیر
سه بار ، بار اول در سال 1304 تا 1306 ، بار دوم 1317 تا 1318 ، و بار سوم 1349 شمسی مرمت
کلی شد . ملاط بنا ، ساروج است که از مخلوط و ورز دادن و کوبیدن ِ مخلوط 10 پیمانه
آهک و هفت پیمانه خاکستر و یک پیمانه خاک رس و یک پیمانه ماسه بادی و 30 گرم لویی (گل جگن) و آب است
این ملاط برای به عمل آمدن یک هفته دائم خیس نگه داشته میشد . برای ساخت بنا به جای چوب بست از
کوبه و متراکم کردن خاک به دور آن به صورت مارپیچ و میله ایی تا انتهای آن استفاده شده و پس از اتمام
خاک را برداشته اند . پوپ درباره این بنا میگوید
بنا کاملاً سخت است ، مانند جنگجویی در مبارزه با سرنوشت ، و آن چنان که بود
شهریار شاعری در کشمکش با ابدیت ، این بنا با وقار و سهمگینی اش نمایشی است
از مرگ و شکست مرگ ، آیا هیچ آرامگاهیی به این گویایی و چنین گیرایی وجود دارد
منابع
از آستارا تا استارباد نوشته : دکتر منوچهر ستوده جلد پنجم
معماری ایران نوشته : پوپ . آ - ترجمه غلامحسین صدری افشار
مازندران و استرآباد نوشته : رابینو - ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی
تحقیقات جغرافیای راجع به ایران نوشته : گابریل آلفونس - ترجمه فتحعلی خواجه نوری
تارخ تمدن نوشته : ویل دورانت - ترجمه ابوالقاسم پاینده
استرآباد و گرگان در بستر تاریخ ایران نوشته : اسدالله معطوفی
معماری و تزیینات اسلامی نوشته : درک هیل و اولگ گرابر - ترجمه مهرداد وحدتی دانشمند

..........................................................

زندگی نامه مختوم قلی فراغی شاعر شهیر ترکمن

مقارن با فتنه و آشوب های افشارها ، در شمال خراسان در روستای گرکز جرگلان که اکنون جزء خاک خراسان شمالی
و شهرستان بجنورد است کودکی پا به دنیا نهاد که پدرش او را مخدوم قلی نام نهاد . جد مختوم قلی فراغی ، مختوم قلی یوناچی
نام داشت (1720-1654 میلادی) وی بسیار تنگدست و فقیر بود و از طریق آهنگری ، زرگری ، چرمسازی ، و خدمت
دهقانی گذران روزگار میکرد . یوناچی در سال 1694 میلادی یعنی در سن 40 سالگی ازدواج کرد و در سال 1700
صاحب پسری شد که او را دولت محمد نام نهادند . دولت محمد به جهت اینکه در سن پیری پدر متولد شد به قری ملا
یعنی ملای پیر شهرت یافت . وی آزادی تخلص میکرد . از او آثاری چون وعظ آزادی ، حکایت جابر انصار ، مناجات
و اشعاری چند در غالب غزل ، قصیده و رباعی به یادگار مانده است .دولت محمد پنج پسر داشت و یک
دختر ، که مختوم قلی سومین آنهاست . سال تولد مختوم قلی را 1733 میلادی برابر با 1112شمسی ذکر کرده اند و سال وفات
او را 1790 میلادی یعنی 1169شمسی آورده اند وی در زمان وفات 57 سال سن داشته است .
عصر مختوم قلی عصر اغتشاش بود عصر باقی مانده از از خاکستر دوران نادر ، وی در فاصله مرگ نادر و جلوس
کریم خان زند در سنین 6 تا 16 سالگی کاز چوپانی و دهقانی را و زرگری را تجربه کرد . در همین زمان احمد خان درانی
بنیانگذار افغانستان جدید نیز در پی چشم طمع به متصرفات نادر از عوامل اغتشاش در ایران بود به همین منظور از بزرگان
ترکمن تقاضای کمک کرد در نتیجه تعدادی از جوانان ترکمن به فرماندهی چاودیر خان به سوی افغانستان گسیل شدند . عبدالله
یکی از برادران مختوم قلی نیز با آنها همرا بود که در راه کشته شد . محمد صفا برادر دیگر در جستجوی عبدالله برآمد و او نیز در راه افغانستان
به دست دشمنان کشته شد . مختومقلی تاثرات قلبی خود را از این دو واقعه در طی مرثیه ایی قراء با سوز و گدازی تمام
بیان کرده است . اما خود مختوقلی ، وی معلومات اولیه خود را نزد پدر فرا گرفت و پس از پدر تحت تعلیمات شخصی به نام
نیاز صالح قرار گرفت و در خدمت این استاد بود که با علوم دینی مثل فقه ، حدیث ، تفسیر و کلام آشنا شد . و به مطالعه تاریخ
قصص قرآن و عقاید فرزانگان پرداخت . شوق درونی او را بر آن داشت که از مدرسه ادریس بابا در محل قزل آیاق به بخارا برود
در بخارا با نوری کاظم بن باهر آشنا شد که برای تدریس دعوت شده بود . این آشنایی منجر به دوستی عمیق بین آنها شد . با پیدا شدن دو
دستگی بین طلاب ، ابتدا نوری و سپس مختومقلی بخارا را ترک گفتند و راه افغانستان و هندوستان را در پیش گرفتند . مختومقلی در
طی این سفر که 6 سال طول کشید بعد از سیر و سیاحت در هندوستان از طریق کابل به ازبکستان و سپس ترکمنستان رفت
و با سفارش مدرسین مدرسه خواجه احمد یساوی برای تحصیل عازم مدرسه شیرغازی شد که در شهر خیوه قرار داشت . مختومقلی
در مدرسه شیر غازی با علوم و ادبیات شرق آشنا شد و در سال دوم تحصیل بود که استاد اورا خلیفه خود کرد . وی پس از سه سال مدرسه
شیر غازی را ترک گفت و به اطراف اترک آمد و در آنجا ساکن شد و عاقبت نیز در روستای آق توقای از توابع شهر مراوه تپه
دارفانی را وداع گفت و در همان مکان نیز به خاک سپرده شد . اینک هر ساله در 27 اردیبهشت هر سال مراسم سالروز تولد
او با شکوه هرچه تمام تر با حضور شاعران و دوستداران این شخصیت برجسته از دو کشور ترکمنستان و ایران در همان مکان آرامگاه او برگزار میشود

.......................................

گفتاری در باب تاریخ معاصر ترکمن

در باب چگونگی ورود ترکمنها به منطقه گرگان باید گفت که در سال 1134 قمری به دنبال انقراض صفویان و به قدرت رسیدن محمود افغان در ایران ، ترکمنها از ضعف دولت استفاده کرده و در مناطق سرسبز گرگان پیشرویی کردند و به دنبال درگیری هایی که در سال 1274قمری بین حاکم استرآباد ( گرگان فعلی) و ترکمنهای یموت ها در گرفت ، بالاخره یموت ها در آق قلعه سکونت اختیار کردند.
رو حیه صحرا نشینی ترکمنها از یک سو وسیلست های نابخردانه حکومت مرکزی از سوی دیگر باعث شد که بین ترکمنها و حکومت مرکزی همیشه جنگ و درگیری وجود داشته باشد .از سویی دیگر استعمار گران روس و انگلیس نیز بر داغ مساله می افزودند .و زمینه را برای جدایی ترکستان از ایران مهیا می کردند .
اولین قدم برای جدایی ترکستان توسط پادشاهان صفوی با دامن زدن به اختلافات مذهبی برداشته شد ، در این زمان در خیوه ، خقند و بخارا حکومتها محلی ایجاد شدند که خانات آسیای میانه معروف شدند . و ترکمنها نیز مایل به وحدت با این خانات بودند . از طرفی دولت ایران نیز می خواست آنها را به خود منضم کند و تنها راه رسیدن به هدف خویش را توسل به راههای نظامی میدانست .
این نحوه برخورد روابط میان ترکمنها و حکومت مرکزی را تیره تر کرد در این میان روسها که خود بر آتش این اختلاف دامن می زدندبرای ماهی گرفتن از آب گل آلود وارد معرکه شدند و شروع به تصرف ترکستان کردند . پایگاههای ترکمنها یک بعد از دیگری سقوط نمود و آخرین پایگاه آنان یعنی گوگ تپه پس از مدتها مقاومت در سال 1880 میلادی سقوط کرد . بدین ترتیب ترکمنستان بطور کلی به تسخیر روس ها در آمد .
به دنبال ادعای مالکیت ایران بر سرزمین ترکمنهایی که تا نزدیکی گرگان ساکن بودند قرار شد تعیین مرز با مذاکرات مستقیم دو کشور انجام گیرداین مذاکرات منجر به انعقاد قرارداد آخال در سال 1881 میلادی برابر با 1299 قمری گردید .
تعیین مرز بدون در نظر گرفتن تقسیم بندی های ناحیه ایی انجام گرفت و لذا ییلاق عشایر ترکمن در روسیه و قشلاق آنها در ایران ماند و به همین جهت آنها هر ساله به حدود خاکها هر دو کشور کوچ می کردند که این مسئله مشکلات عدیده ایی برای دو دولت به وجود آورد
اما به دنبال روی کار آمدن دولت بلشویکی در روسیه تلاش برای بستن مرزها شروع شد و در حدود سالهای 1922 تا 1924 این امرکاملا عملی شد . بسته شدن مرزها علاوه بر تاثیر اقتصادی بر کوچ نشینان ، بر آنها اثرات منفی عاطفی شدیدی گذاشت چه بعضی از فامیلهای دور و نزدیک در دو طرف مرز قرار گرفته و برای همیشه از دیدار هم محروم شدند .
بعد از انعقاد قراردا آخال در سال 1881 میلادی اگرچه ترکمن صحرا از نظر قوانین بین المللی تابع ایران بود ولی ترکمنها به علت اقدامات نسنجیده حکومتی و همچنین روحیه صحرا نشینی شان که همانا سرباز زدن از از هرگونه انقیاد می باشد ، عملاً هیچگونه رابطه حسنه ایی با دولت مرکزی نداشتند و با آنان به صورت یاغی برخورد میشد . حکام قاجار نیز نه آن توان نظامی را داشتند که آرامش را به منطقه باز گردانند ونه از آن زیرکی برخوردار بودند که با اعمال سیاست های بخردانه آنان را رام کنند بلکه گاه به گاه با سرکوب قسمتی ار ترکمنها بر بحران موجود می افزودند .
در سال 1342 قمری / 1924 میلادی اقدامات حکومت در به اطاعت در آوردن ترکمنها شدت یافت . این امر باعث اتحاد قبایل مختلف ترکمن در مقابل حکومت مرکزی گردید . در نشستی که نمایندگان گوگلانها ، آتابای ها و جعفربای ها در روستای امچلی ( سیمین شهر )انجام دادند قرار شد هرگونه نفاق و دو دستگی بین طوایف مختلف کنار گذاشته شود و شورایی از طوایف مختلف ترکمن تشکیل شود .
دو سال بعد از این جریانات یعنی در سال 1344 قمری نیروهای رضاخانی برای سرکوب ترکمنها در چهار ستون به طرف ترکمن صحرا گسیل شدند . ستون اول به فرماندهی سرتیپ زاهدی ، ستون دوم به فرماندهی سرهنگ کریمی ، ستون سوم به فرماندهی علی اصغر جهان بینی و ستون چهارم به فرماندهی سرهنگ جان محمدخان بود . قشون سرتیپ زاهدی ابتدا در بندر گز اطراق کرده و شماری از سران ترکمن نزد خود فرا خواند ولی از مذاکرات نتیجه ایی حاصل نشد و حمله آغاز گردید . اولین جایی که در خط مقدم قشون قرار گرفت روستای خواجه نفس بود که به آسانی تصرف شد . سپس نیروهای زاهدی به طرف سلاخ پیشرویی کردند .
سلاخ محل استقرار نیروهای سردار ترکمن به نام آناگلدی عاج بود . نیروهای آناگلدی در طرفین جاده خواجه نفس - سلاخ کمین کرده و بسیار از نیروهای زاهدی را از پای در آوردند . ولی این مقاومت زیاد دوام نیاورد و بالاخره سلاخ نیز سقوط کرد و نیروهای زاهدی بعد از به توپ بستن سلاخ آنجا را به آتش کشیدند .
نیروهای آنا گلدی به طرف آلتین تخماق عقب نشستند و کارایی خود را از دست دادند بعدها شورش هایی توسط پسرش انجام گرفت که به شدت سرکوب گردیدند .
بعد از فتح صحرا توسط نیروهای رضا خانی ، حکیمی به فرماندار نظامی گرگان و دشت منصوب شد و سپس سرتیپ عبدالله توماج که بعدها وکیل منطقه در مجلس شورای ملی نیز شد فرماندار نظامی دشت شد و مرکز خود را در گومیشان قرار داد . و سرگردمنوچهر پاشایی که در جریان فتح صحرا فرماندهی اکتشافی را به عهده داشت حکومت امچلی را به عهده گرفت .
عمده ترین مسئله ایی که بعد از استقرار نیروهای رضاخانی در ترکمن صحرا پدیدار شد مشکلات ناشی از طرح اسکان اجباری می باشد که به دنبال آن در ترکمن صحرا نیز همانند سایر مناطق کشور از گروههای کوچنده ممانعت به عمل آمد و آنها را به سکونت در مساکن ثابت و به اصطلاح محلی ( تام ) کردند که تا امروز نیز همان رویه باقی است .

نقل از کتاب شناخت ایلات و عشایر ترکمن نوشته : ابراهیم کلته

.............................................



آماری حیرت آور از جنگ
مورخان ضمن تحقیق و بررسی در تاریخ پنج هزار ساله بشر دریافته اند كه بیش از 14500 جنگ در كره خاكی میان آدمیان درگرفته است كه منتهی به از میان رفتن چهل میلیارد انسان گشته است و طی پنج هزار سال كمتر از سیصد سال صلح برقرار بوده است .
در قاره اروپا به تنهایی در جنگ های قرن هفدهم 4/5 میلیون نفر كشته شدند و در قرن هجدهم نیران تلقات انسان آن در جنگ ها به 5/5 میلیون نفر و در قرن 19 به 9 میلیون نفر و 260 میلیارد دلار خسارت و در جنگ جهانی دوم 17 میلیون سرباز و 33 میلیون غیر نظامی و جمعا 50 میلیون نفر و هزینه ها و خسارات جنگی به طور تصاعد نجومی به مبلغ 3300 میلیارد دلار رسید .
هزینه های نظامی سال 1960 بالغ بر چهار صد میلیون دلار در سال 1980 به 800 میلیون دلار در سال رسید یعنی ظرف 20 سال هزینه های جنگی دو برابر گشت علاوه بر این 60 میلیون نفر در زمینه های مختلف نظامی مشغول به كار هستند بیش از 500 هزار نفر از دانشمندان و یك چهارم محققان دنیا با هزینه معادل 25 میلیارد دلار به كارهای نظامی مشغولند . این هزینه های سرسام آور و نیروهای عظیم متخصص و غیر متخصص انسانی كه خدمت جنگ در آورده اند می تواند مشكلات اقتصادی محرومان جهان را حل كند و ما شاهد این فاجعه دردناك نباشیم كه هر روزه چهل هزار نفر كودك در كشورهای در حال توسعه از گرسنگی و سود تغذیه جان بسپارند . در حالیكه بجای ساختن یك فروند زیر دریایی ترنیدنت می توان 16 میلیون كودك را در كشورهای جهان دوم به مدت یك سال در مدرسه آموزش داد با همین مبلغ هزینه زیردریایی ، چهار صد هزار دستگاه برای دو میلیون نفر ساخت .
20 میلیون نفر در 150 جنگی كه پس از سال 1945 ( پایان جنگ جهانی دوم ) در دنیا رخ داد كشته شدند یعنی بیش از عده كل سربازانی كه در جریان جنگ جهانی دوم از میان رفتند . در سال 1982 كشورهای در حال توسعه پانصد میلیارد دلار صرف هزینه های نظامی كردند در حالیكه كمك های اقتصادی به آنها 20 میلیارد دلار بود 70 درصد هزینه های نظامی و نگهداری ارتش های بزرگ از آن شش قدرت بزرگ جهانی است . تنها 15 درصد هزینه های نظامی را كشورهای دیگر صنعتی و 15 درصد هزینه های نظامی را نیز كشورهای در حال توسعه می پردازند . با یك میلیارد دلار می توان 28000 شغل در تولید كالاها و خدمات نظامی انجام داد . در حالیكه با همین یك میلیارد دلار می توان 57000 شغل در كارهای صنعتی به وجود آورد . و باز هم با همین یك میلیارد دلار 71000 شغل آموزشی فراهم كرد . برای هر سرباز به طور متوسط در دنیا 20000 دلار هزینه و برای هر كودك دبستانی در نظام آموزش همگانی 380 دلارهزینه لازم است . درست با یك پنجم هزینه های نظامی دنیا می توان همه گرسنگان جهان را تا سال 10 سال سیر و گرسنگی را ریشه كن نمود .
در برابر هر صد هزار نفر مردمان جهان 556 سرباز و تنها 85 نفر پزشك وجود دارد
مساحتی معادل 500 هزار كیلومتر مربع در اختیار تاسیسات نظامی دنیاست ( این امار مربوط به 13 سال قبل است ) آخ اگه جنگ نبود دنیا چی می شد .

.................................................

آبسكون در قلب صحرا



وقتی تاریخ عهد خوارزمشاهی را ورق می زنید نام جزیره ای كوچك به نام “ آبسكون ” نظر شما را جلب می كند . داستان این جزیره اسرارآمیز از اعماق تاریخ با گریز سلطان محمد خوارزمشاه و مرگ او در نهایت اندوه و ناخوشی در جزیره شروع می شود و با ادعای زیر آب رفتن آبسكون در ساحل شرقی دریای خزر به پایان می رسد ، متاسفانه ادعای اخیر سبب شده كه خواننده و محقق هیچ گاه تحقیق و جست و جویی در مورد این جزیره به عمل نیاورد . بیشتر مورخان موقعیت این جزیره تاریخی را در كناره دریای خزر و به فاصله 16 مایلی از استراباد ( گرگان فعلی ) و 56 مایلی از جرجان ( گنبد كاوس فعلی ) تخمین زده اند .
اكنون اگر ادعا شود كه جزیره آبسكون نه تنها زیر آب نرفته بلكه در قلب تركمن صحرا قد برافراشته است جای تعجب ندارد زیرا ، این فقط قهر و بی وفایی دریای خزر و تغییرات اكولوژیكی منطقه بوده كه جزیره زیبای آبسكون را به خاك صحرای تركمن تسلیم كرده است . جزیره آبسكون از روزگاران كهن در میان تركمنها به “ كرسو ” یهنی آب كر ( آب سكن = آبسكون ) شهرت داشته و دارد این جزیره كوچك و تاریخی با عقب نشینی تدریجی و كم شدن ارتفاع آب دریای خزر هم اكنون به صورت تپه ای كوچك به فاصله 5 كیلومتر از ساحل شرقی دریای خزر واقع است .
به غیر از مسافتهای تقریبی ذكر شده توسط مورخان كه مؤید موقعیت فعلی آبسكون با استرآباد و جرجان است و نیز معنای تركمنی این جزیره ، در برخی از منابع تاریخی مصب رودخانه گرگان علیا را در نزدیكی سمت جنوبی جزیره ذكر نموده اند و این نكته با وجود آثار رودخانه گرگان علیا كه در حال حاضر خشك شده و به صورت فصلی جاری می شود به اثبات می رسد .
مورخان همچنین به وجود دیوار دفاعی معروف به “ قزل آلان ” و یا به قولی دیگر “ سد سكندر ” كه در قسمت شمالی آبسكون از دیوار دفاعی قزل آلان كه برخی احداث آن را به خسرو انوشیروان ساسانی و برخی به اسكندر مقدونی نسبت داده اند بیشتر است . شن و ماسه های موجود در اطراف جزیره مؤید ساحل دیدنی آبسكون در آن روزگاران است و پستی و بلندیها برخورد می كرده و این وضعیت موجب سكون آب در اطراف جزیره می شده است به احتمال زیاد ساكنان آن بر همین مبنا ، نام این جزیره با ساحلی آرام را “ آبسكون ” گذارده اند .
شباهت نوع سنگهای موجود در جزیره با سنگهای دیوار دفاعی قزن آلان و بویژه نوع و شكل سن قبرهای اد بود كه در سده های اخیر مورد استفاده برای ثبت نام و مشخصات اموات اشخاص قرار گرفته ضرورت انجام تحقیقات در زمینه تاریخ و آثار این جزیره را دو چندان می كند .
مساحت جزیره یا به بیان دیگر “ تپه آبسكون ” فعلی در حدود 2 كیلومتر مربع می باشد و مدتهای مدیدی است كه این جزیره و تپه دیوار دفاعی قزل آلان ه دو به عنوان قبرستان محلی اهالی كمش دفه ( گمیشان ) مورد استفاده قرار می گیرد ، به نظر می رسد تركمنهای یموت بدینوسیله قصد داشته اند این دو یادگار تاریخ را به نوعی محافظت نمایند و آنهارا از گزند هرگونه تعرضی مصون نگه دارند . بنابر این با توجه به اهمیت این دو مكان تاریخی ضروری است سازمان میراث فرهنگی كشور با جلب نظر سازمان یونسكو نسبت به احداث موزه تاریخ تركمن در كمش دفه ( گمیشان ) برای نگهداری كشفیات آتی از این اماكن و محافظت و محصور نمودن آنها ضمن ادامه كاربرد فعلی اقدام و زمینه معرفی و ثبت این دو گنجینه تاریخی را فراهم سازد . این اقدام بدون تردید موجب حضور و جلب توجه گردشگران و محققان داخلی و خارجی به این مناطق شده و در تقویت صنعت گردشگری و اقتصاد این منطقه موثر واقع خواهد گردید .


.........................................

افسانه اغوز

اغوزها از قدیمیترین اقوام ترک به حساب می آیند که منسوب به اوغوزخان می باشند . زندگی اوغوز و شخصیت او در هاله ایی از ابهام فرو رفته و با افسانه ها و اساطیر در آمیخته است . بعضی ها او را نوه یافث بن نوح و یافث را جد ترکان دانسته اند و بعضی ها نیز به نسبت پیغمبری داده و حتی پا را از این فراتر نهاده و او را همان خلیل الله دانسته اند . درک این تشبیه ها با در نظر گرفتن روایاتی که از زندگی اوغوز نقل شده آسان مینماید ، هرچند در صحت این روایات تردید داریم . در کتاب جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضل الله زندگی اوغوز چنین آمده است قراخان (پدر اوغوز) و برادرانش اورخان ، کرخان و کزخان همگی کافر بودند و قراخان قائم مقام پدرشان بود و از او پسر در وجود امد که سه شبانه روز پستان مادر نمی گرفت و شیر نمی خورد . مادرش بدان سبب می گریست و تضرع میکرد و هر شب در خواب چنان دیدی آن بچه با و گفتی ای مادر اگر خداپرست شوی و محب خدا شوی شیر تو را بخورم . آن زن به واسطه آنکه شوهرش و تمامت اقوام ایشان کافر بودند ، ترسید اگر اظهار خداپرستی کند او را با بچه هلاک کنند ، پنهان به خدای تعالی ایمان آورده و به اخلاص تمام محب حق جل و علا شده و آن بچه پستان مادر گرفته و شیر خورده و چون یک ساله شده به غایت پاکیزه و خوب صورت بود آثار رشد و هدایت از ناحیت او می تافت . پدرش چون ان معانی در وی دید ، گفت از قوم ما بدین شکل و صورت هیچ فرزنذی در وجود نیامده و این پسر از اقران و اکفا معظم و معتبر گردد و به مراتب کمال برسد . جهت نام نهادن وی با خویشان مشورت کرده و بچه یکساله به آواز در آمده و گفت نام مرا اوغوز نهید . حاضران از ان حال به غایت متعجب ماندند و به موجب سخن او که اثر ارشاد حق تعالی بود او را اوغوز نام کردند . چون به حد بلوغ رسید پدرش از برادرزادگان خویش دختر کرخان که در نهایت خوبی و پاکیزگی بو جهت وی بستد . اوغوز در خفیه با آن دختر گفته که اگر خداپرست شوی و محب خدا گردی تو را دوست دارم و با تو نزدیکی کنم او آن نصیحت قبول نکرد و گفت که با پدرت بگویم تو را هلاک گرداند . اوغوز بدان سبب به وی التفات ننمود و چون پدرش دید که او را دوست نمی دارد ، دختر
برادر دیگر کزخان جهت وی بستند . چون او را تسلیم اوغوز کردند با وی همان گفت که با قبلی ، دختر قبول نکرد و به خدای ایمان نیاورد اوغوز او را نیز دوست نمی داشت و پیش او نمی رفت . فراخان چون دید که اوغوز به آن دختر هم میلی ندارد دختر برادر دیگر اورخان را جهت او نامزد کرد ، اوغوز با وی نیز همان را گفت که با پیشین ، دختر سخن او قبول کرد و ایمان آورد و محب حق تعالی شد . بعد از ان اوغوز او را بستد و دوست داشت . اوغوز چون خداشناس و با نیاز بودی نخواستی با پدر و اعمام آمیزش کند چه ایشان کافر بودند و همواره از ایشان دوری جستی و جدا از ایشان به شکار رفتی و پیوسته نام خدای ( تانگری ) در زبان راندی و کس نمی دانست که معنی آن چیست و او همواره به آواز خوش الله گفتی و آن قوم پنداشتند که جهت الحان و سماع و سهوبازی آن لفظ می گوید و او را ملکه و معتاد گشته . روزی قراخان عروسان را طوی کرد و حال او و اغوز از آنها پرسید و بر اسرار او اگاه گشت . قراخان با خویشان مشورت کرد و جمله بر قتل وی اتفاق کردند اوغوز آماده مصاف و محاربه شد صفها بر بستند و جنگ کردند .... عاقبت الامر اوغوز غالب امد ( می گویند این حدود هفتاد سال به طول انجامید) اوغوز ملک را از تلاس و صیرم تا بخارا گرفت .... چون پادشاهی وی مسلم شده خرگاهی زرین بزد و طوی بزرگ کرد جمعی از اقوام و اعمام با وی متفق شدند بودند و اویغور نام نهادکه معنی آن به هم پیوستن و مدد کردن است و تمامت اقوام اویغور از نسل ایشانند و قوم دیگر قنقلی نام کرد و اقوام قبچاق و قالاج و قارلوق و آغاجری هم از میان آن جماعتند که با اوغوز متفق شده بودند چنانکه مشاهده میشود نوشته فضل الله همدانی در جامع التواریخ از بعضی جهات شبیه افسانه است تا واقعیت . اما این را قبول داریم که اوغوزها از بزرگترین اقوام ترک بودند که بنابه روایتی از بیست وچهار قبیله تشکیل می شد و این امر در دیوان لغات الترک کاشغری هم آمده است .

.................................................

پایان
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.