userinfo close

  ,

کلوب ایرانیان


topcloob

تاسیس: 21 آبان 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: صاحب امتیاز ایرانیان - معاونان
گروه ایرانیان در ف*یس* بو*ک* فعال است http://www.facebook.com/groups/IRANIANCLUB به راستی چه می ادامه »
گروه ایرانیان در ف*یس* بو*ک* فعال است
http://www.facebook.com/groups/IRANIANCLUB

به راستی چه میماند از آدمی جز چراغی روشن به راه آیندگان؟ پس بدانید که راستی بر دروغ ،نیکی بر بدی ،پاکی بر پلیدی ، بخشایش بر انتقام ،آشتی بر جنگ ،خرد بر جنون چیره خواهد شد و آیندگان بر ما قضاوت خواهند کرد و شما نیز چون من روزی تن اندر این خاک خسته خواهید کشید.
((کورش هخامنش.منشور پاسارگاد))
 
نیما  مددی  , nima_madadi
نیما مددی - 16:31 1390/01/1

I.B.C- صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم!" اکبراکسیر

iranain (11).gif

     بترکه چشم  حسود   

 با قرار دادن مطالب خود در قسمت مقالات کلوب ایرانیان  مطلب خود را جهانی iranain (6).gif کنید

iranain (45).gifIRANIAN BEST CLOOB

»»» اطلاع رسانی از ما! »»» تأمل از شما 

 فقط از فروشگاه ایرانیان خرید کنید!    آدرس ما  ::::  http://www.forosh.biz/?s=10255

a8j4z9ssc698fmbdzc.gif 
 
ایرانیان اوقات خوشی را برای شما آرزومند است

 

 



 

ازآجیل سفره عید

چند پسته لال مانده است

آنها که لب گشودند؛خورده شدند

آنها که لال مانده اند ؛می شکنند

دندانساز راست می گفت:

پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !

 

من تعجب می کنم

چطور روز روشن

دو ئیدروژن

با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند

وآب ازآب تکان نمی خورد!

 

پزشکان اصطلاحاتی دارند

که ما نمی فهمیم

ما دردهای داریم که آنها نمی فهمند

نفهمی بد دردی است

خوش به حال دامپزشکان!

 

بهزیستی نوشته بود:

شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد

شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد

پدر یک گاو خرید

و من بزرگ شدم

اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت

جز معلم عزیز ریاضی ام

که همیشه میگفت:

گوساله ، بتمرگ!

 

شیر مادر، بوی ادكلن می‌داد

دست پدر، بوی عرق

(گفتم بچه‌ام نمی‌فهمم)

نان، بوی نفت می‌داد

زندگی، بوی گند

(گفتم جوانم نمی‌فهمم)

حالا كه بازنشسته‌ شده‌ام

هر چیز، بوی هر چیز می‌دهد، بدهد

فقط پارك، بوی گورستان

و شانه تخم مرغ، بوی كتاب ندهد!

 

با اجازه محیط زیست

دریا، دریا دکل می‌کاریم

ماهی‌ها به جهنم!

کندوها پر از قیر شده‌اند

زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند

تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند

جه سعادتی!

داریوش به پارس می‌نازید

ما به پارس جنوبی!

 

نیروی جاذبه

شاعران را سر به زیر كرده است

بر خلاف منج‍ّمها كه هنوز سر به هوایند

تمام سیبها افتاده‌اند

و نیوتن، پشت وانت

سیب‌زمینی می‌فروشد

آهای، آقای تلسكوپ!

گشتم نبود، نگرد نیست!

 

مثل روزنامه‌ها، اول همه را سر كار می‌گذارند

بعد آگهی استخدام می‌زنند

بچه‌های وظیفه، یا شاعر شده‌اند یا خواننده!

خدا را شكر در خانه ما، كسی بیكار نیست

یكی فرم پر می‌كند، یكی احكام می‌خواند

یكی به سرعت پیر می‌شود

و آن یكی مدام نق می‌زند:

مرده‌شور ریختت را ببرد

چرا از خرمشهر، سالم برگشتی؟

 

تعطیلات نوروز به کجا برویم

پدر از بی‌پولی گفت و قسط‌های عقب‌مانده

مادر از سختی راه و بی‌خوابی و ملافه و حمام

ساعت شد 12 نصف شب

گفتیم برویم سر اصل مطلب

یکی گفت برویم شیراز

دیگری گفت نه‌خیر مشهد

ساعت شد 5 صبح

مادر گفت بالاخره کجا برویم

پدر گفت برویم بخوابیم!

 

جهان در اول دایره بود

بعد از تصادف با یک کفشدوزک

ذوزنقه شد

تا در چهار گوشه ناهمگون آن بنشینیم

و برای هم پاپوش بدوزیم!

و شانه تخم مرغ، بوی كتاب ندهد!

 

من تعجب می کنم

به گزارش خبرگزاری پارس

میراث فرهنگی به وزارت نیرو پیوست

بانک پاسارگاد- شعبه تخت جمشید

وام ازدواج می دهد

استخر,نام سابق دشت مرغان است

به همت کارشناسان داخلی

مقبره کوروش به جکوزی مجهز می شود

شعار هفته: آب آبادانی ست – نیست !

 

رخش،گاری کشی می کند

رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد

سهراب ،ته جوب به خود پیچید

گردآفرید،از خانه زده بیرون

مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند

ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد

وای...

موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!

 

این پارک پارکینگ می شود

این درخت ،تیر برق

این زمین چمن ، آسفالت

و من که امروز به اصطلاح شاعرم

روزی یک تکه سنگ می شوم

با لوح یادبودی بر سینه

درست،وسط همین میدان

 

مواظب وسایلتون باشین!

من بودم و جمشید و یک پادگان چشم قربان!

از سلمانی که برگشتیم سرباز شدیم

در تخت های دوطبقه،

خوابهای مشترک دیدیم

یک روز که من نبودم

تخت جمشید را غارت کرده بودند!

 

شب خیرات

مادر ،یک ریز

دعای باران خواند

نزدیک های صبح

رود کنار خانه پر شد

از روی پل گذشت

یواشکی به اتاق رفت

پدر غسل ارتماسی کرد

مادر ادامه داد:

واجِب قریه اِلی ا...

و ما به خیر و خوشی یتیم شدیم!

 

در راه کشف حقیقت

سقراط به شوکران رسید

مسیح به میخ و صلیب

ما نه اشتهای شوکران داریم

نه طاقت میخ و صلیب

پس بهتر است بجای کشف حقیقت

برگردیم و کشکمان را بسابیم!

 

صفر را بستند

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!


دریچه ایرانیان در فیس بوک  

   

 اولین فروشگاهی که به افتخار شما تاسیس شد     ::::  فروشگاه ایرانیان

a8j4z9ssc698fmbdzc.gif 

 

 ایرانیان کلوبی متفاوت برای شما !! 
اگر 
عضو نیستید بشتابید و اگرهم هستید از شما ممنونیم!!

ما به گسترش فرهنگ و آداب ایرانی تفکر می کنیم. با هم خواهیم ساخت  با یاری شما

iranian 23.gifهرگونه کپی برداری بدون درج  لینک  کلوب ایرانیان  ممنوع میباشد.

در صورتی که این مطلب نظرتونو جلب کرده، داغ کنید. iranian10.gif
 

 

 

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.