عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
31 خرداد 1390 | |
|
2
|
20 دی 1389 | |
|
3
|
20 دی 1389 | |
|
4
|
20 دی 1389 | |
|
5
|
20 دی 1389 | |
|
6
|
20 دی 1389 | |
|
7
|
21 شهریور 1389 | |
|
8
|
21 شهریور 1389 | |
|
9
|
21 شهریور 1389 | |
|
10
|
17 شهریور 1389 |
ترس از بیهوشی طبیعی است
ترس و نگرانی از احساسات طبیعی بشر است، هر چند شدت و ضعف آن در افراد مختلف، متفاوت است.
فقدان ترس ناشی از ضعف سیستم روانی در برخورد با مسایل و بروز هیجانات است.
نداشتن ترس و نگرانی، دلیل محكمی بر سلامت روان نیست، بلكه در موقعیت های ترسآور، باید ترسید و در شرایط نگران كننده باید نگران شد.
بی تفاوتی هیجانی، علامتی منفی و ناشی از عدم تطابق پاسخ روانی به محرك های بیرونی است.
یكی از ترس های همیشگی آدمی، خوابیدن و نگرانی از بیدار نشدن است. اگر دقت كنید در آموزه های دینی هم خواب همسایه مرگ عنوان شده است و برای خوابیدن دعاهای فراوانی به منظور پیشگیری از بلایا و حوادث ناخواسته تعیین گردیده است. چون در هنگام خواب هیچ نگهبانی جز خداوند وجود ندارد، هر چند در بیداری نیز چنین است.
با توضیح فوق بدیهی است بی هوشی كه شخص را می خواباند، ترسآورتر باشد. بدن با اراده فرد دیگری به خواب رفته و هیچ اراده و تسلطی از جانب فرد خوابیده كارساز نیست. اگر در خواب طبیعی، محرك صوتی و حركتی بیدار كننده است، در بی هوشی هیچ كدام موثر نیستند. تسلیم محض، نه دفاعی و نه اختیاری. اگر در خواب كسی وارد حریم فرد نمیشود، در بی هوشی بدن در اختیار طبیب است. می شكافد، كاوش می كند و هر اقدام مورد صلاحدید را انجام می دهد، بدون آن كه برای تك تك آن ها شخص را در جریان گذارد.
پس نگرانی از بی هوشی با وجود پیشرفت های فوقالعاده در این رشته و كاهش چشمگیر مرگ و میر و عوارض ناشی از آن، همچنان پایدار است. می توان حدس زد ترس از بی هوشی طی سالیان دراز چندان تفاوت قابل ملاحظه ای نكرده است.
نكته جالب آن كه این ترس هم مانند خود ترس، هیچ گروهی را مصون نمی دارد و هر كس با هر شغل و رده تحصیلی، آن را در وجودش دارد. حتی اطبا نیز وقتی مریض شوند، مانند بیماران خود خواهند ترسید. در اینجا تاكید می كنم كه این ترس طبیعی است و عنوان مرض به خود نمی گیرد، هر چند با برخی تمهیدات می توان از شدت آن كاست، مثل دیدن پزشك اصلی درمانگر، جراح اصلی و پزشك معالج شخص در اتاق عمل قبل از بی هوشی.
به جرات می توان گفت در لحظه قبل از بی هوشی، هیچ صورتی آرام بخش تر از چهره پزشك معالج برای بیمار نیست.
با وجود شرح فوق، گاهی ترس از بی هوشی جنبه مرضی مییابد و تمام پروسه های درمانی را مختل میسازد. بسیار دیدهایم شخص مبتلا به ترس بیمارگونه را كه برای نرفتن به اتاق عمل به هر كسی متوسل می شود. آستین پرستار را می كشد و به دستان پزشك میچسبد و مانع انجام مراحل درمانی اصلی می شود. این جا ترس شدتی غیرطبیعی دارد.
در این شرایط بررسی روانپ زشكی ضروری است. گاهی علاوه بر آرام سازی های متداول، تجویز دارو در مقطعی كوتاه با در نظر گرفتن تداخلات دارویی، منطقی و موجه است.
انجام بی حسی های موضعی و نخاعی در صورت صلاحدید پزشك و امكان انجام، كمك كننده است.
دكتر سعید صدر - روانپزشك
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی


