عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
4 خرداد 1391 | |
|
2
|
3 خرداد 1391 | |
|
3
|
3 خرداد 1391 | |
|
4
|
3 خرداد 1391 | |
|
5
|
3 خرداد 1391 | |
|
6
|
3 خرداد 1391 | |
|
7
|
3 خرداد 1391 | |
|
8
|
3 خرداد 1391 | |
|
9
|
3 خرداد 1391 | |
|
10
|
17 اردیبهشت 1391 |
غلامعلی شکوفان - 00:57 1390/11/19
قانون و میوه
قانون و میوه
در صحرا میوه كم بود . خداوند یكی از پیامبران را فراخواند و گفت : « هر كس در روز تنها می تواند یك میوه بخورد .»
این قانون نسل ها برقرار بود ، و محیط زیست آن منطقه حفظ شد . دانه های میوه بر زمین افتاد و درختان جدید رویید .
مدتی
بعد ، آن جا منطقه ی حاصل خیزی شد و حسادت شهر های اطراف را بر انگیخت .
اما هنوز هم مردم هر روز فقط یك میوه می خوردند و به دستوری كه پیامبر
باستانی به اجدادشان داده بود ، وفادار بودند .
بعد ، آن جا منطقه ی حاصل خیزی شد و حسادت شهر های اطراف را بر انگیخت .
اما هنوز هم مردم هر روز فقط یك میوه می خوردند و به دستوری كه پیامبر
باستانی به اجدادشان داده بود ، وفادار بودند .
اما
علاوه بر آن نمی گذاشتند اهالی شهر ها و روستا های همسایه هم از میوه ها
استفاده كنند . این فقط باعث می شد كه میوه ها روی زمین بریزند و بپوسند .
خداوند پیامبر دیگری را فراخواند و گفت :« بگذارید هرچه میوه می خواهند
بخورند و میوه ها را با همسایگان خود قسمت كنند .»
پیامبر
با پیام تازه به شهر آمد . اما سنگسارش كردند ، چرا كه آن رسم قدیمی ، در
جسم و روح مردم ریشه دوانیده بود و نمی شد راحت تغییرش داد ...
كم
كم جوانان آن منطقه از خود می پرسیدند این رسم بدوی از كجا آ مده . اما
نمی شد رسوم بسیار كهن را زیر سؤال برد ، بنابراین تصمیم گرفتند مذهب شان
را رها كنند... بدین ترتیب ، می توانستند هر چه می خواهند ، بخورند و بقیه
را به نیازمندان بدهند!
تنها كسانی كه خود را قدیس می دانستند ، به آیین
قدیمی وفادار ماندند
قدیمی وفادار ماندند
از کتاب: "پدران، فرزندان، نوه ها"
(پائولو کوئلیو)
(پائولو کوئلیو)
99
کامنت بنویسید...


