عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
21 مهر 1388 | |
|
2
|
6 اسفند 1387 | |
|
3
|
20 بهمن 1387 | |
|
4
|
17 بهمن 1387 | |
|
5
|
17 بهمن 1387 | |
|
6
|
7 دی 1387 | |
|
7
|
29 آذر 1387 | |
|
8
|
22 آبان 1387 | |
|
9
|
22 آبان 1387 | |
|
10
|
22 آبان 1387 |
علی - 08:30 1384/12/4
پیشینه تبریز
تبریز مرکز استان آذربیجان شرقی است . در 46 درجه و 25 دقیقه طول شرقی و38 درجه و دو دقیقه عرض شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است ، ارتفاع آن از سطح دریا 1340 متر می باشد . با وسعتی حدود 11800 کیلومتر در قلمرو میانی خطه آذربیجان و در قسمت شرقی شمال دریاچه ارومیه و619 کیلومتری غرب تهران قرار دارد و در 150 کیلومتری جنوب جلفا ، مرز یران وجمهوری آذربیجان قرار گرفته است . جمعیت تبریز بیش از یک ونیم میلیون نفر می باشد.تبریز از سمت جنوب به رشته کوه منفرد همیشه پر برف سهند واز شمال شرقی به کوه سرخ فام عون علی (عینالی) محدود می شود.رودخانه آجی چی (تلخه رود) از قسمت شمال وشمال غرب تبریز می گذرد وبعد از طی مسافتی قابل توجه در دشت تبریز به دریاچه ارومیه می ریزد ومهرانرود از میانه تبریز می گذرد که اکثراَ در فصول مختلف سال بی آب است.
تبریز زمانی داری باغات ومزارع فرح انگیز وپرآوازه ی بود به همراه قنات ها وچشمه هی متعدد که امروزه تمامی آن همه باغات و مزارع از میان رفته یا در حکم ازمیان رفتن است وگستره شهر پیرامون خود را به مناطق مسکونی، تجاری، اداری وصنعتی وخدماتی مبدل ساخته است .
شرح تبریزازگذشته هی دورتابه امروزهرگزدرقاموس سطرهاونوشته ها نگنجیده است
پیشینه تبریز همواره در هاله ی از ابهام مستور بوده و امروزش نیز حکیتگر غریب است. تاریخ تبریز در پیش از ظهور اسلام اسیر ظن ها و گمان ها وگاهی اغراض هاست وبعد از ظهور اسلام سیمی پر شکوهش نظر جهانیان را معطوف می سازد و در گستره وسیع حکومت اسلامی به « قبۀ الاسلام » مشهور می شود .
سپس در شاهراه ابریشم ، شرق را با غرب پیوند می دهد ورونق اقتصادش به بنیان بازارها و کاروانسراهیی می انجامد که عظیم ترین مکان مسقف پهنه گیتی می گردد واز ین رو ـ رشک انگیز ـ داری شکوه مندترین ابنیه اعصار و مترقی ترین دانشگاه آنزمان ها ـ ربع رشیدی ـ می شود .بنیاد شهر تبریز و وجه تسمیه نامش افسانه ی را می ماند ، گاهی بوی اغراض می دهد وبرخی موارد نیز از ظن ها وگمان ها نشأت می گیرد .
زنده یادعبدالعلی کارنگ درآثارباستانی آذربیجان (آثاروابنیه تاریخی شهرستان تبریز ) در باب وجه تسمیه تبریز می نویسد: کلمه تبریز را جغرافی نویسان عرب چون سمعانی و یاقوت حموی به« کسر تاء » وجغرافی نویسان یرانی و ترک چون حمد الله مستوفی و کاتب چلبی به « فتح تاء » و مورخان رومی و ارمنی و روسی چون فاوست ، آسولیک ، وارطان و خانیکف به « فتح تاء » قلب « باء »
به « واو» یعنی به صورت « تورز Tavrez » و« تورژ Tavdrz » ، «تورشavres T» دَورژDavrez » ذکر کرده اند.
درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز حمدالله مستوفی و یاقوت حموی می نویسند: بنی تبریز از زیبده زن هارون الرشید است. وی به بیماری تب نوبه مبتلا بوده ، روزی چند در آن حوالی اقامت کرده ، در اثر هوی لطیف و دل انگیز آنجا بیماری زیبده زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را« تب ریز » بگذراند.
اولیا چلبی کلمه « تبریزرا به معنی ستمه دوکوچو » ( ریزنده تف و تاب ) و این نام را با آتشفشانی دیرین کوه سهند مربوط دانسته است.
زنده یاد کارنگ در ادامه می افزاید: مورخان ارمنی هم اسم تبریز را « تورژ یا دورژ » محرّف عبارت « دَ ، ی ، ورژ » و به معنی انتقال گاه دانسته و نوشته اند: بانی تبریز خسرو ارشاکی ( 233 – 217 م ) حکمران ارمنستان است که آن شهر را به یاد گرفتن انتقام « ارتبانوس » یا « اردوان » آخرین پادشاه پارتی ارز اردشیر بابکان بنیاد نهاده و نام آن را ( Da – I – vrez ) گذاشته است.
مؤلف آثار باستانی آذربایجان با افسانه شمردن موارد ذکر شده می نویسد: قدیمی ترین ذکر نام تبریز را در کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهیم یافت، شرقشناس شهیر فقید ولادیمیر مینورسکی می نویسد: « سارگن دوم در سال 714 قبل از میلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفری به شمال غربی ایران کرد. از ناحیه سلیمانیه کنونی ( واقع در کردستان عراق ) داخل کردستان مکری شد. از پارسوا Parsua ( پسوه کنونی ) و ساحل جنوبی دریاچه ارومیه گذشت. از سوی شرقی دریاچه به راه خود ادامه داد و پس از پشت سر گذاشتن « اوشکایا » ( اسکوی کنونی ) قلعه « تارومی » یا « تارونی » و « ترماکیس » را گشود . بعید نیست یکی از این دو کلمه نام قدیمی تبریز کنونی باشد.
چنانچه در ابتدا اشاره شد پیشینه تبریز همواره در هاله ی از ابهام مستور بوده است و بنیاد و وجه تسمیه نامش گاهی افسانه ی، گاهی مغرضانه و گاهی نشأت گرفته از ظن ها وگمان ها می گردد. این که تبریز قبل از اسلام مکانی آباد و یا غیر آباد بوده است هوز سند محکمه پسندی در میان نیست حتی در اوایل ظهور اسلام نیز در حمله اعراب به آذربایجان نامی از تبریز دیده نمی شود.تنها اشاره دقیق و مستند مربوط به زمان سلسله روادیان است که در زمان خلافت متوکل عباسی، رواد ازدی از اهالی یمن در آذربایجان به حکمرانی پرداخت و در زمان او و فرزندانش تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر را بارو کشیدند. از آن زمان به بعد تبریز با سپری ساختن وقایع تلخ و شیرین آوازه ی جهانی یافت. اوصافی که در طول تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است:
در قرن چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند. ابوحوقل در 367 و ابن مسکویه در 421 و ناصر خسرو در 438 تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر آذربایجان می خوانند.
در سال 618 لشکر مغول به پشت دروازه هی تبریز می رسند، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه می دارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند. البته این اتفاق سه بار تکرار می شود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان تدبیر را به کار می بندند تا این که در سال 638هجری قمری مغول ها به سراسر آذربایجان مسلط می شوند و تبریز را پایتخت خود قرار می دهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه ی می یابد. شنب غازان با ابهت تاریخی اش چشم ها را خیره می سازد. خواجه رشید الدین فضل الله وزیر اندیشمند ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی – فرهنگی به شمار می رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه هایی از برج هی ربع رشیدی در میان محله ی باقی مانده است.
این شهر در طول تاریخ دوره هی طلایی متعددی را سپری ساخته است. دوران پایتختی ، دوران ولیعهد نشینی ، دوران شکوفایی تجاری، اقتصادی، هنری و .... زمانی مکتب تبریز در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب می گردد که امروزه آثار کم نظیر آن دوره زینت بخش موزه هی جهان است. مردان و زنان نامداری از این شهر برخاسته اند، کعبه ملی روم، میعادگاه عرفا، شعرا اندیشمندان و بزرگان بوده است. به همین خاطر تبریز یگانه شهری است که صاحب مقبره الشعر است. مقبره ی که خاقانی ها، همام ها، قطران ها و ..... سرانجام واپسین مقتدر آسمان شعر و ادب شهریار شیرین سخن در آن مکان مقدس آرمیده است. اگر چه از بلایی زمینی و آسمانی در امان نمانده است، زلزله ها، سیل ها ، بیماری هی واگیر ، جنگ ها و .. تبریز را آشفته ، اما باز این شهر همیشه سرفراز به قول آقی یحیی ذکاء ، هر بار از زیر ویرانه ها و خاکسترهی شهر پیشین همچون سمندری، زنده تر و سرفرازانه تر قد برافراشته ، زندگی از سر گرفته و هیچگاه زبون پیشامدها و بازی هی روزگار نگردیده است. میر علی تبریزی واصع خط نستعلیق، پیر سید احمد تبریزی استاد کمال الدین بهزاد و .... از جمله هنرمندانی بودند که تحولی در عرصه دنیی هنر آن روزگاد پدید آوردند. در زمان صفویه این اقتدار هنری در تبریز به اوج خود رسید اما جنگ صفویان با دولت عثمانی آنچه را که یافته شده بود پنبه ساخت و از تبریز و از آن هم مجد و عظمتش جز کشتزارهایی سوخته و کوشک هایی ویران چیزی بر جی نماند و پایتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد و هنرمند و اندیشمند بود به اصفهان کوچید و بناهی عظیم اصفهان که امروز مایه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبریز و هنرمندان این خطه بنیاد شد و پادشاهان صفوی که پادشاهانی فرهنگ دوست و هنر پرور بودند اصفهان را نگین ایران ساختند و همی سعادت از فراز آذربایجان بویژه ، تبریز پر کشید و بر سر اصفهان سایه افکند.
تبریز گذشته از آنچه ذکرش رفت، در امور بنیادی نیز همواره پیشگام بوده است و شاهد این مدعا قیام ها وتحول هی فرهنگی ، هنری و صنعتی است که شاهد آن بوده ایم و هستیم. نقش بنیادی تبریز در نهضت تنباکو به استناد مدارک وجود حقانیت مبداء نهضت تنباکو از تبریز را به اثبات می رساند که در پی آن میرزی شیرازی فتوی معروف خود را صادر می کند وشرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقی صمد سرداری نیا تحت عنوان « تبریز در نهضت تنباکو» به انجام رسیده است. قیام عظیم مشروطیت و نقش تبریز در اعطی مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهنی است که حکایتگر دلیری مردان پولادین اراده ی چون زنده یادان ستارخان سردار ملی، باقرخان سالار ملی ثقة الاسلام،شیخ محمدخیابانی، علی مسیو، حسین خان باغبان و ... است.
بعد از قیام مشروطه و وقایع مختلف، تبریز پس از سپری ساختن سال هی بحرانی 20 الی 25 سال 1332 در نهضت ملی ساختن نفت یکی از ارکان حرکت هی آن زمان در سراسر کشور به شمار می رفت و گواه این ادعا، صفحه هی حاکی شور و حال انقلابی مطبوعات تبریز در آن سال هاست و ملاقات هی شادروان سید اسماعیل پیمان با آیت ا... کاشانی و دکتر مصدق می باشد.در نهضت خرداد سال 1342 نیز بازاریان با بستند بازار و خطبی تبریز با ایراد سخنرانی هی مهم و پخش شب نامه ها و حرکت هی اصیل انقلابی دین خود را ادا کردند و سرانجام در 29 بهمن سال 56 با حرکتی توفنده بنیاد شاهنشاهی 2500 ساله را به لرزه درآوردند و عظمت واقعه به قدری غیر منتظره و خارق العاده بود که رژیم شاهی را دچار سردرگمی ساخت و ساواک با تمامی ادعاهی پرطمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست.
آنچه رفت مختصری بود از تبریز و وقایع تاریخی فرهنگی آن. اینک به شرح مختصر یکایک موارد شایان توجه اکتفا می شود. با این امید که این سطور در شناساندن سیمی تبریز بری هر صاحب اشتیاقی سودمند واقع شود.
توسعه شهر تبریز از طریق ایجاد بازارچه هایی در امتداد دروازه هی هشت گانه قدیمی صورت گرفته است. با پوشش فواصل بازارچه ها توسط واحدهی مسکونی، سیمی شهر فعلی در قرن گذشته شکل گرفته است و اکنون نیز این سیما را می توان در محلات قدیمی شهر کاملاً مشاهده نمود هر چند خیابان کشی هی جدید آن بافت قدیمی و سنتی را از بین برده با ین همه در بین کوچه پس کوچه هی قدیمی شهر و بر خیابان هی قدیمی می توان به وضوح معماری قدیمی شهر را که از آنها آثاری هر چند غیر معمور بر جا مانده است مشاهده نمود . ین قسمت از شهر از شمال به محله دوده چی ( خیابان شمس تبریزی )، از جنوب به محله لیلاوا و چرنداب ، از شرق به خیابان ثقۀالاسلام و خاقانی و از غرب به راسته کوچه و شریعتی محدود می گردد . در درون ین هسته مرکزی بازار تبریز قرار گرفته است که با وسعتی معادل یک کیلومتر مربع از تیمچه ها و سراها و دالان ها و مساجد و حمام ها و حجرات تشکیل یافته است . ین بازار بعد از مشروطیت و مخصوصاَ بعد از سال هی 1300 شمسی در اثر عدم توجه رو به خرابی گذارده است . هجوم معماری جدید و استفاده از مصالح جدید به جی مصالح سنتی قدیم، ین بازار را مورد تهدید جدی قرار داده است . رکورد اقتصادی منطقه بعد از سال هی 1320 که مسیل سیاسی وقت موجد آن بوده است و فرار سرمیه هی بومی ، در انهدام بازار تبریز نقش مهمی داشته است به طوری که در دهه هی 30 و 40 بی توجهی به اوج خود رسیده و بیشتر انهدام بازار و بافت سنتی آن در ین سال ها صورت گرفته است . با تمام ین ها اگر یک جهانگرد اروپیی بخواهد به شرق مسافرت نمید از اروپا تا تهران بازار سر پوشیده ی به بزرگی و عظمت بازار تبریز مشاهده نخواهد نمود.
از جهانگردان بنامی که بازار را در اعصار و قرون مختلف دیده و توصیف نموده اند می توان مقدسی در قرن چهارم ، یاقوت حموی قرن هفتم ، مارکوپولو قرن هفتم ، ابن بطوطه قرن هشتم ، حمدالله مستوفی قرن هشتم را نام برد که هر به فراخور حال از بازار و وفور کالا و ین که درآمد بیشتر مردم از طریق داد و ستد به دست می ید سخن رانده اند ولی مفصل ترین آنها را شاردن داشته است . او بازار را داری 15000 باب مغازه و تبریز را داری بزرگترین بازار آسیا به حساب می آورد .
بازار تبریز یکی از شاهکارهی جالب معماری یرانی است . طاق ها و گنبدها مقرنس بی نظیر یا کم نظیری دارد .
بزرگترین گنبد بازار ، گنبد تیمچه امیر است . مهم ترین تیمچه هی فعلی بازار تبریز عبارتند از : تیمچه امیر ، تیمچه مظفریه ، تیمچه شیخ کاظم ، تیمچه گرجیلر ، تیمچه حاج صفر علی ، تیمچه میرزا شفیع ، تیمچه حاج رحیم ، تیمچه حاج میر ابوالحسن.
بانی تیمچه امیرمیرزامحمد خان امیر نظام زنگنه است که در 1260 ه.ق درگذشته است .
معمار معروف آن صمد معمار بوده است که داستان زندگی او در بین معمرین تبریز زبانزد است . وی در اواخر عمر با فقر روزگار گذرانیده و با فقر زندگی را بدرود گفته است . یکی از زیباترین قسمت هی بازار تبریز تیمچه مظفریه است . ساختمان ین بنا در سال 1305 ه. ق پیان پذیرفته است و نامگذاری آن به سبب حضور مظفرالدین میرزا و افتتاح آن به دست وی بوده است . بانی آن حاج شیخ معروف ( جعفر قزوینی ) بوده است که در عین حال بانی تیمچه ها و دالان حاج شیخ نیز می باشد.
معروف ترین راسته هی بازار تبریز در حال حاضر عبارتند از :
بازار امیر ، بازار کفاشان ، بازار حرمخانه ، راسته بازار ، یمن دوز بازار ، بازار حلاجان، قیزبستی بازار(قیز بسط بازار)،بازار سراجان ، راسته کهنه ، بازار کلاهدوزان ، دلاله زن بازار، بازار صادقیه ، بازار مسگران ، بازار حاج محمد حسبن ، بازار مشیر ، بازار صفی ، بازار میر ابوالحسن ، رنگلی بازار ، بازارچه دوده چی ( شتربان ) ، بازارچه خیابان و ...
مجموعه بازار قدیمی تبریز به سبب ویژگی هی معماری آن و ضرورت حفظ و نگهداری از آن در سال 1354 تحت شماره 1097 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده و ینک مطابق قانون تحت حفاظت سازمان میراث فرهنگی قرار دارد و هرگونه تعمیرات و مرمت با اطلاع و مجوز آن سازمان صورت می گیرد . سازمان میراث فرهنگی کشور همه ساله از محل بودجه عمومی دولت و کمک هی مالی کسبه مبالغ قابل توجهی در مرمت و احیاء ین مجموعه زیبی قدیمی هزینه می نمید
1- مدرسه اکبریه : ین مدرسه عمارت دو طبقه مفصلی داشت که در سال 1266 ه. ق در ضلع غربی و شمالی صحن بقعه صاحب الامر از طرف میرزاعلی اکبرخان مترجم و دبیر کنسولگری روسی بنیان نهاده شد.
2- مدرسه جعفریه : جعفریه مدرسه کوچکی است که در بازار مسجد جامع ـ جنب مدرسه طالبیه متصل به دیوار شرقی مسجد اسماعیل خاله اوغلی واقع شده است . راه آن از دالان طالبیه ، بین حوضخانه و مسجد نامبرده تعبیه گردیده است.
3- مدرسه حاج صفر علی : ین مدرسه تقریباَ روبروی سری بزرگ شاهزاده واقع شده است.بانی آن تاجرنیکوکاری بوده به نام صفرعلی که درروزگار نیب السلطنه می زیسته است.
4- مدرسه خواجه علی اصغر : ین مدرسه در کوچه حرم خانه پشت عمارت عالی قاپو یا کاخ استانداری کنونی واقع شده است . بانی ین مدرسه و مسجد حاج علی اصغر معروف به خواجه مازندرانی بود که ظاهراَ در روزگار فتحعلی شاه می زیسته است .
5- مدرسه صادقیه : ین مدرسه در انتهی شمالی راسته کهنه به بازار صادقیه معروف است قرار گرفته ، مدرسه ی است داری حجرات مستعد جهت طلاب علوم دینی و یک مسجد با طاق هی آجری ضربی و ستون هی سنگی و مسجدی به صورت تالاری درازا در جانب شرقی مسجد بزرگ ، جهت زنان نمازگزار ، بانی ین مدرسه و مسجد میرزا صادق نامی از اهل اشتهار بود که در زمان شاه سلیمان صفوی سمت استیفا داشت . ین مدرسه و مسجد نیز داری موقوفات زیادی می باشد . نادر میرزا در تاریخ و جغرافیی دارالسلطنه تبریز ص 116می نویسد : ین مدرسه را حمامی بر نیکو بود که اکنون ویرانه است .
6- مدرسه طالبیه : ین مدرسه در بازار مسجد جامع تبریز واقع شده است . مدخل آن دالانی است که سطحش قریب به یک متر و نیم از کف بازار پیین تر است . سابقاَ ین دالان سرپوشیده و مسقف بود. عمارت شمالی در نیمه دوم قرن یازدهم هجری از طرف حاج طالب خان پسر حاج اسحق تبریزی ساخته شده و طبق وقف نامه ی که به مهر و امضی چهارده تن از علما رسیده در تاریخ 1087 ه . ق پس از پیان یافتن عمارت طالبیه ، در آمد مستغلاتی به هزینه اداری و حفظ و حراست مدرسه مزبور اختصاص یافته است .
7- مدرسه ظهیریه : ین مدرسه یکی از بناهی میرزا محمد ابراهیم ظهیرالدین وزیر آذربیجان است که در سال 1089 ه . ق در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی در کنار ظهیریه یا قزللو مسجد ساخته شده است .
8- مدرسه کاظمیه : کاظمیه نام مدرسه و مسجدی است که در محله چنار انتهی بازار مسجد جامع واقع شده است . بانی آن سلیمان خان بن شم خال خان افشار حاکم صائن قلعه بوده و ین بنا را به نام سید کاظم رشتی شاگرد معروف شیخ احسانی ساخته و ثواب آن را به روان سید رشتی هدیه نموده و تولیت آن را به نلا علی مرندی واگذار کرده است و بنی مدرسه و مسجد کاظمیه در سال 1271 ه . ق پیان پذیرفته و بر اثر بی سرپرستی مسجد متروک گردیده و همچنین حوادث طبیعی از قبیل باد و باران و زلزله و غیره کم کم عمارت کاظمیه را به ویرانی کشانده است به طوری که اکنون جز ویرانه ی حسابی از آن مدرسه و مسجد باعظمت یکصدوبیست سال پیش چیزی بر جی نیست .
9- مدرسه نصریه : ین مدرسه یکی از تنوعات عمارت نصیریه بود که به نام وصیت ابوالنصر حسن فرمانروی آق قویونلو پس از در گذشت وی ساخته شده است . ین مدرسه مانند سیر قسمت هی عمارت نصریه در نتیجه زلزله و حوادث مختلف ویران شد ودر زمان نیب السلطنه عباس میرزا، مرحوم حاج میرزا مهدی قاضی از در آمد موقوفات عمارت نصریه در محل آن، مدرسه جدیدی ساخت که اکنون به حسن پادشاه معروف است.
یحیی آرین پور در اثر ارزنده خود « از صبا نا نیما » جلد اول تحت عنوان – فصل اول - چاپ و چاپخانه – می نویسد :
- در این که چه کسی ابتدا چاپخانه را در ایران دایر کرد اختلاف است ولی از مجموع مطالعاتی که در این باره به عمل آمده مسلم شده است که نخستین چاپ حروفی به ایران وارد و در شهر تبریز دایر گردیده است.
آرین پور در ادامه اضافه می کند که : اولین چاپخانه سربی را میرزا زین العابدین از روسیه به تبریز آورده و این چاپخانه در سال 1332 هجری قمری دو سه سال پیش از بزگشت میرزا صالح ( شیرازی ) به تبریز به کار افتاده بود.
بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه سطح شهرستان های کشور نیز در تبریز منتشر می شود. یحیی آرین پور در همان مأخذ تحت عنوا – جراید شهرستان ها – می نویسد: تا آنجایی که اطلاع داریم قدیمی ترین روزنامه ای که بعد وقایع اتفاقیه در ایران و برای نخستین بار در شهرستان ها دایر شد روزنامه ای است به نام « روزنامه ملتی» که در تبریز منتشر گردید و خبری از آن در شماره های سال 1275 هجری قمری وقایع اتفاقیه دیده می شود.
نخستین مدرسه نیز در تبریز بنیاد نهاده شد. کسروی در جلد اول تاریخ مشروطه می نویسد: حاجی میرزا حسن .... رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستان ها را دید و شیوه آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت، بر آن شد که دبستانی به شیوه آنها بنیاد گذارد، و در سال1267 بود که به این کار پرداخت .... به جلو ایشان پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوه آسان و نوینی ( شیوه ای که امروز هست ) آموخت و از کتاب های آسان درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن برده گذاشت و پس از همه تابلویی که نام « مدرسه رشدیه » به روی آن نوشته بود بالای در زد.
نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لال نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد.
جبار باغچه بان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان باغچه اطفال دایر و به همان خاطر خود را باغچه بان نامید. آقای سرداری نیا در « مشاهیر آذربایجان » طی شرح زندگانی جبار باغچه بان می نویسد:
مدرسه کر و لال ها را جبار باغچه بان در سال 1303 شمسی با وجود مخالفت های زیاد از جمله رئیس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچه بان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد.
آقای سرداری نیا در ادامه می افزاید: جبار باغچه بان اولین مؤلف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال 1307 شمسی علیرغم دشواری های وسیع چاپ و کلیشه. چاپ کتاب های ویژه کودکان را با نقاشی هایی که خود می کشید آغاز کرد و گفتنی است که یکی از کتاب های وی نیز با عنوان « بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.
تبریز در عرصه ادبیات نوین نیز پیشگام بوده است. میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا زین العابدین مراغه ای در نثر و داستان نویسی و میرزا جعفر خامنه ای در شعر نو نخستین کسان بودند که تحول شگرفی را موجب شدند. صمد سرداری نیا در شماره 3 – 86 پاییز 71 وارلیق در شرح حال میرزا جعفر خامنه ای از قول یحیی آرین پور می نویسد: « از شکل معمول اشعار فارسی عدول کرد و قطعه های بی امضاء با قافیه بندی جدید و بی سابقه ومضمون های نسبتاً تازه انتشار داد.»
سرداری نیا می افزاید: وی هنگامی که این ابیات را با قافیه بندی جدید و بی سابقه می سرود. در سراسر ایران، عنوان « شعر نو» به گوش کسی نخورده بود.
ادوارد براون در تألیف خود « تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران نو» یکی از اشعار زنده یاد خامنه ای را نقل کرده است که چنین است:
هر روز به یک منظر خونین به در آیی
هر دم متجلی تو به یک جلوه جانسوز
از سوز غمت مرغ دلم هر شب و هر روز
با نغمه تو تازه کند نوحه سرایی
ای طلعت افسرده و ای صورت مجروح
آماج سیوف ستم، آه ای وطن زار
هر سو نگرم خیمه زده لشگر اندوه
محصور عدو، یا خود اگر راست بگویم
ای شیر ، زبون کرده تو را روبه ترسو
شمشیر جفا آخته روی تو زهر سو
تا چند بخوابی؟ بگشا چشم خود از هم
برخیز یکی صولت شیرانه نشان ده
یا جان بستان یا که در این معرکه جان ده
از سال 1306 هجری قمری ضرابخانه ماشینی به طور رسمی در ایران برقرار و تمام ضرابخانه های شهرهای معتبر برچیده شد. فکر ایجاد چنین ضرابخانه، سال ها قبل از این تاریخ، یعنی به سال 1222 هجری قمری در زمان ولیعهدی عباس میرزا نایب السلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه مسکوک رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود 200 قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد. نمونه زیر از مسکوکات نامبرده است.
نخستین اتاق بازرگانی نیز در تبریز بنیاد نهاده شده است. تاریخ تأسیس اتاق تجارت در تبریز به سال 1285 هجری شمسی بر می گردد و اولین اتاق تجارت در سطح کشور بوده است. بعد از اتاق تجارت تبریز، اتاق تجارت تهران بنیاد یافته است.
اولین شهربانی به مفهوم امروزی توسط انجمن ایالتی آذربایجان در سال 1325 هجری قمری در تبریز به وجود آمد... اجلال الملک که نماینده انجمن ایالتی آذربایجان بود به سمت نخستین رئیس شهربانی انتخاب شد...... از جمله شاهکارهای این سازمان انقلابی ( شهربانی) انتشار نشریه ای بود که به نام « نظمیه تبریز» منتشر شد. ( وارلیق شماره 5 و6 ( مرداد و شهریور سال 1361) روزنامه نظمیه، از صمد سرداری نیا ).
پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد، از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و مؤسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادهاست.....
باتوجه به پیشینه شهرداری تبریز این تشکیلات از سه جهت قبل توجه و بررسی است. 1- از لحاظ بنیاد و تشکیلات -2- از لحاظ عمارت -3- از لحاظ شهرداران.
از لحاظ بنیاد، نخستین شهرداری یا به اصطلاح آن روز بلدیه بود که در سطح کشور بنیاد یافت و صمد سرداری نیا مطلبی تحت عنوان « بلدیه تبریز» در شماره فروردین و اردیبهشت 1367 مجله وارلیق می نویسد :
بلدیه تبریز از جمله نهادهایی است که در صدر انقلاب مشروطیت در یک شرایط تاریخی توسط انقلابیون این شهر بنیان گذاشته شده است که پس از تأسیس هم در روند انقلاب و هم در پیشرفت شهر و رفاه حال مردم تبریز نقش بس ارزنده ای ایفا کرده است.... پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و مؤسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادهاست که طبق قانون تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی پا گرفت و همزمان با تأسیس بلدیه، انجمن های بلدی نیز جهت اداره شهر و انتخاب شهردار در اغلب شهرهای آذربایجان تشکیل شد.... نخستین شهردار تبریز قاسم خان امیر تومان معروف به والی بود. وی که در سال 1254 در تبریز پا به عرصه وجود گذاشته و تحصیلاتش را در مدرسه « سن سیر» پاریس به پایان رسانده بود. شخصی بود آگاه و دلسوز برای زادگاهش تبریز.
اولین شهردار تبریز، اولین تلفن و اولین چراغ برق را نیز در تبریز دایر کرد. در این باره دکتر رضا زاده شفق می نویسد :
وقتی که قاسم خان امیر تومان به آذربایجان فابریک چراغ الکتریک آورد. در استانبول چراغ ها را با نفت روشن می کردند و روسیه تازه طرح راه آهن سیبری را ریخته بود. فابریک را ساختند. چراغ های رنگارنگ الکتریک را در خیابان مجیدی تبریز روشن کردند.
اوژن اوبن که اسم اصلی اش « کولاردسکو » بوده و از مرداد 1285 تا تیر ماه 1286 شمسی به عنوان وزیر مختار فرانسه در ایران خدمت می کرد درباره شخص قاصم خان که به اشتباه « کاظم خان » نوشته و اقدامات وی در زمینه تأسیس برق و چگونگی تلفن در تبریز آن روز می نویسد :
تسهیلات و وسایل آسایش و رفاه اروپایی در تبریز هم رواج پیدا کرده است. تلفن یکصد و پنجاه شماره مشترک دارد و برای هر شماره سالی سی تومان وجه الاشتراک پرداخت می کنند. دو سال است یکی از شاگردان قدیمی مدرسه ( سن سیر) موسوم به کاظم خان که سمت آجودانی ولیعهد را نیز به عهده دارد. در شهر چراغ برق دایر کرده است.
آقای سرداری نیا در ادامه می افزاید:
قاسم خان والی در راه انداختن تراموای تبریز نیز تلاش چشمگیری داشت..... فعالیت اجتماعی قاسم خان والی به این موارد محدود نمی شد. او در سال 1317 قمری چاپخانه سربی نسبتاً بزرگی از خارج وارد و در شهرتبریز دایر کرد. وی از جمله مؤسسین نخستین انجمن ادبی تبریز در سال 1318 هجری قمری بود.
از دیگر افتخارات بلدیه تبریز انتشار نشریه بلدیه تبریز است که ادوارد براون نیز در مورد این روزنامه می نویسد :
نشریه هفتگی است که در تبریز از سال 1327 هجری قمری ( 1909 میلادی) به مدیریت احمد میرزا با چاپ سنگی انتشار می یافت و ناشر گفتگوهای انجمن بلدی (شهرداری) بوده و از سوی بلدیه اداره می شده است.
از لحاظ عمارت نیز بنای شهرداری یکی از بناهای زیبا، مستحکم و قابل تأمل است که در سال 1314 شمسی توسط حاج ارفع الملک جلیلی یکی از شهرداران صدیق و نیکنام تبریز برپا شد که شرح اجمالی این بنا در عمارات تبریز آمده است.
شهرداران تبریز :
فهرست اسامی شهرداران شهرستان تبریز از سال 1300
ردیف نام و نام خانوادگی زمان تصدی سال
1 آقای اسماعیل خان اعظم افخم الملک 1300
2 حمید میرزا 1304
3 یاور سردار منضم 1304
4 میرزا احمد خان مشایخی 1305
5 نصرا... فیلسوف زاده 1305
6 حاج کاظم العداله 1306
7 میرزا محمد علی خان تربیت 1308
8 حسینعلی جلیلی 1309
9 علامیر میر مصطفی 1310
10 میرزا محمود خان غفاری 1311
11 مرتضی امین 1316
12 ابوالقاسم جهانگیری 1317
13 عبدالحمید حکیمی 1319
14 محمد هادی 1319
15 عبدالله سر رشته دار 1319
16 میرزا علی اصغر خان اعتصام 1322
17 اسماعیل خان بهادری 1322
18 غلامرضا الهامی 1323
19 آتش بیات ماکو 1324
20 عبدالله رحیمی 1325
21 هدایت الله کلانتری 1325
22 سعید سراج مهر 1327
23 فتح الله موثق 1328
24 عبدالحسین وجدانی 1329
25 محمود روحانی 1330
26 علینقی مولوی 1331
27 مجید نسرین پور 1333
28 سید علی پیشراد 1334
29 سیدمهدی بنوی 1335
30 محسن فروزان 1327
31 سعید مجتهدی 1337
32 لطفعلی قوامی 1338
33 سرهنگ حسین وخشوری 1340
34 سرتیپ حسنقلی وکیلی 1343
35 بوالفضل ادیب 1344
36 مصطفی امیر پناهی 1346
37 محمد علی ظهیری 1347
38 عبدالعلی شاهید 1350
39 سرتیپ جواد مصری 1352
40 حسن اسکندری 1353
41 حمید وارسته 1354
42 حسن شهیدی 1358
43 مجید اقتصاد خواه 1358
44 محمد صادق پشمینه 1359
45 اسماعیل قدری 1361
46 میر ولی موسوی 1362
47 محسن عزتی 1363
48 میر طاهر موسوی 1365
49 فریدون درویش زاده 1372
50 محمد اشرف نیا 1376
51 عباداله فتح الهی 1378
و آقایان محمد باقر صدری و ابوالفتح نظم السلطنه که تاریخ تصدی آنان مشخص نمی باشد.
شهرداری مرکز ( میدان ساعت ) ، شهرداری منطقه 1 ( چای کنار )، شهرداری منطقه 2 (خیابان آزادی )، شهرداری منطقه 3 (خیابان صائب)،شهرداری منطقه 4 ( خیابان آذربایجان )، شهرداری منطقه 5 ( کوی ولیعصر)، شهرداری منطقه 6 ( خیاران راه آهن )، شهرداری منطقه 7 ( جاده سردرود )، شهرداری منطقه 8 ( مقصودیه).
تبریز که روزگاری به خاطر داشتن باغات متعدد شهره آفاق بود. آن همه را در توسعه شهر از کف داد و برای جبران آن خسران پارک های متعددی احداث شد و برخی نیز از پیش بود.
پارک های منطقه 1 – پارک بنفشه، پارک فارابی، پارک مقبرة الشعراء، پارک 17 شهریور، پارک شقایق پارک شطرنج.
پارک های منطق 2 – پارک پرواز، پارک قله ، پارک مقابل راهنمایی، پارک جدید زعفرانیه، پارک آتش نشانی، پارک ماندانا، پارک زیتون، پارک نهالستان، پارک استاد شهریار، پارک رجائی شهر، پارک زعفرانیه، پارک سهند، پارک اول زعفرانیه، پارک اعتصامی، پارک فدک.
شهرداری منطقه 3 – پارک قطران، پارک حکیم نظامی، باند وسط کمربندی از شریعتی تا ابوریحان ، پارک بابک، پارک سه گوش، محمد آباد، میدان منظریه، سه گوش رسالت، پارک کوثر، پارک دانش، پارک منظریه.
شهرداری منقطه 4 – پارک کریم آباد، پارک صفا، پارک لاله ، نهالستان 4 ، پارک پشت بازار امام، پارک فرزانگان ، پارک لطیف، پارک کوچه باغ، پارک پامچال، پارک امام شهرک امام، پارک پاسداران، پارک شمس، پارک فرهنگیان، پارک بهار، پارک امیر کبیر، پارک شنب غازان، پارک آزادگان، پارک شادی، پارک معلم، پارک مصلی، نیروی هوایی ، خلبان، قم تپه.
شهرداری منطقه 5 – پارک صدف ، پارک بهارستان، پارک میخک، پارک باغمیشه.
شهرداری منطقه 7 – پارک ستارخان
شهرداری منطقه 8 – پارک مولانا، پارک ابریشم، بقعه سید ابراهیم، جنب پستخانه.


