عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
29 فروردین 1391 | |
|
2
|
19 آبان 1389 | |
|
3
|
18 آبان 1389 | |
|
4
|
10 آبان 1389 | |
|
5
|
6 آبان 1389 | |
|
6
|
6 آبان 1389 | |
|
7
|
5 آبان 1389 | |
|
8
|
5 آبان 1389 | |
|
9
|
5 آبان 1389 | |
|
10
|
4 آبان 1389 |
عمو رضا - 17:10 1389/08/5
طنز های تلخ
در یک مهمانی دو نفر کنار هم نشسته بودند و یک کلمه هم با هم حرف نزدند. بعد از دو ساعت یکی از آنها به دیگری گفت : پیشنهاد می کنم حالا در مورد موضوع دیگری سکوت کنیم !
***********************************
یه دوستی می گفت : یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم ، مادرم یک تومن به من مىداد و مرا به فروشگاه مىفرستاد و من با ٣ کیلو سیبزمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخممرغ به خانه برمىگشتم .
با تعجب گفتم : اوه راست می گی ؟
گفت : بله ؛ ولی الان دیگه از این خبرها نیست. همه جا توى فروشگاهها دوربین گذاشتهاند!!
99
کامنت بنویسید...


