userinfo close

  ,

ورزشکاران کرمانشاه


sportkermanshah

تاسیس: 21 بهمن 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: جواد جواد - معاونان
افتادگی آموز اگر طالب فیضی / هرگز نخورد آب زمینی که بلند است ... خوشحالم کلوب ورزشکاران کرمانشاه ر ادامه »
افتادگی آموز اگر طالب فیضی / هرگز نخورد آب زمینی که بلند است ...


خوشحالم کلوب ورزشکاران کرمانشاه رو برا عضویت انتخاب کردی. امیدوارم لحظات خوبی رو باما سپری کنی.


5ستاره به کلوب امتیاز بده ☆☆☆☆☆███ برای دادن 5امــــتیاز به قســـمت مشـ ــاهده پروفایل کــــ ــلوب مراجعه کنید


اگه مقالات ورزشی مفیدی داری حتما تو آرشیو مقالات قرار بده که همه دوستان ازش استفاده کنن


شدیدا به چند تا معاون فعال نیاز دارم هر کی میتونه کمک کنه اعلام کنه ... حتما حتما تو نظر سنجی شر کت کن ...



 
جواد  جواد  , lovealamdar
جواد جواد - 12:44 1390/10/15

شعر و داستان زیبا درباره کشتی پهلوانی .


شعر و داستان زیبا درباره کشتی پهلوانی .


به خواندنش می ارزد. لطفا داغ کنید


 



 
نفس با او، سر درشتی داشت
یك نفر، یك زمان دو كشتی داشت
عقل گفتا، كه تركتازی كن
عشق گفتش كه عشق بازی كن
عقل گفتا، بگیر بازوبند
عشق گفتا كه عهد با او بند
عقل گفتا بر او شكست آور
عشق گفتا دلی به دست آور
عقل گفتا كمر شكن باید
عشق گفتا اشك پیرزن آید
عقل گفتا كه شهره‌تر گردی
عشق گفتا كه كوجوانمردی


آنچه از تاریخ پهلوانی‌ها در ایران بر جای مانده، شرح حكمت‌ها و داستانهایی است كه علیرغم بزرگی و تنومندی پهلوانان این سرزمین، جملگی بر تواضع و فروتنی آنان صحه گذاشته است.
انسانهایی كه با عمل به آموخته‌های دینی و فرهنگی، مورد اعتماد مردم واقع شدند و نامی نیك از خود به یادگار گذاشتند.
و امروز یكی از ذخایر معنوی و فرهنگی كه از تاریخ كهن این مرز و بوم برای نسل‌های متمادی این آب و خاك بر جا مانده همان رسم پهلوانی و جوانمردیهاست كه بسیاری از آنان سینه به سینه از پدران و اجداد ما به نسل امروز رسیده است.
اما یكی از شگفت‌انگیز‌ترین حكایت‌های پهلوانی در ایران كه همچنان پس از قرنها نام او بر تارك این ورزش می‌درخشد قصه زندگی "محمدخوارزمی" معروف به " پوریای ولی" است .
پوریای ولی را باید سجل احوال پهلوانان ایران نامید. شخصیتی كه در نظر ورزشكاران این رشته به "اولیاءالله" معروف است.
جامی شاعر بزرگ معاصر پوریای ولی در كتاب خود "نفجات‌الانس" او را در زمره "اولیاء" شمرده است.
پهلوان پوریای ولی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری قمری می‌زیسته و آنچه در تاریخ آمده زمان وفات اوست كه در سال 723 هجری قمری از این دنیا رحلت می‌كند. مهمترین خاطره‌ای كه از دوران پهلوانی پوریای ولی، پهلوان، عارف و شاعر ایرانی متخلص به قتالی به یادگار مانده است، كشتی معروف او با پهلوان هندی در شهر خوارزم است.
گویند: از طرف هند پهلوان جوانی به قصد كشتی گرفتن با پوریای ولی به خوارزم می‌آید چون به آنجا می‌رسد حاكم خوارزم دستور می‌دهد، در یك روز معین (جمعه‌ای) همه مردم در میدان عمومی و بزرگ شهر جمع شوند.
در شب نبرد، مادر پیر پهلوان هندی كه با همه ناتوانی و به خاطر محبت به او به خوارزم آمده بود. مرتب فرزندش را مورد نصیحت قرار می‌دهد كه دست از این مبارزه بردارد و به پهلوانی شهر خود قانع باشد و آبروی خود را نبرد.
اما پهلوان هندی از مادر خود می‌ خواهد تا برایش دعا كند و به او می‌گوید: دعای تو به عنوان مادر قوی‌تر از زور و بازوی پوریای ولی است. 

آن شب مادر پیر پهلوان به مسجد می‌رود و در گوشه‌ای به راز و نیاز با خدا می‌پردازد و همچنان فرزند خود را با اشك و آه دعا می‌كند.
پوریای ولی هم كه مشغول خواندن نماز در مسجد بود صدای ناله‌ها و دعاهای پیرزن را شنیده و متوجه اشكهای او می‌شود.
پوریای ولی با اینكه او را نمی‌شناخت به سمت پیرزن رفته تا به او كمك كند. وقتی از پیرزن می‌خواهد كه مشكل خود را بگوید او همه ماجرا را برای پوریای ولی تعریف می‌كند و وقتی حرف‌های مادر پیر را می‌شنود منقلب شده و به او می‌گوید: مادر، فرزندت درست می‌گوید، این را بدان كه قدرت دعای تو به مراتب از زور و بازوی پهلوان این شهر قوی‌تر است من به شما قول می‌دهم كه در اثر این دعا پسرتان بر پوریای ولی پیروز شود و پس از آن مسجد را ترك می‌كند.
صبح روز نبرد در حالی كه تمام مردم در میدان شهر جمع شده بودند، شاه بر تخت نشست و كشتی دو پهلوان را زیر نظر گرفت. ابتدا پوریای ولی با چند كشتی‌گیر در افتاده و همه آن‌ها را خاك می‌كند و سپس به طرف پهلوان هندی رفته و همان ابتدای كار می‌فهمد كه پهلوان جوان در دست او خوار و زبون است. در آن لحظه به یاد درددل و دعای پیرزن افتاده و عمدا كاری می‌كند كه پهلوان هندی پشت او را خاك كند.
گویند: از همین جا بود كه پهلوان محمد خوارزمی "پوریای ولی" شد و در آن لحظه كه به زمین افتاد همه كون و مكان را دید و آن چه نهفته و پنهان بود بر او آشكار گشت.
علی انسانی شاعر ادبیات آیینی و مرثیه‌سرای اهل بیت‌(ع) این داستان را در مثنوی دو كشتی این گونه به نظم درآورده است:


صبح جمعه رسید و روز نبرد
سوی میدان شهر روی‌ آورد
پنجه در پنجه حریف افكند
كمر او گرفت و در جا كند
خواست تا كوبدش به رو به زمین
هاتفی از درون صدا زد، هین
هان كه مغلوب ما و من نشوی
غافل از حال پیر زن نشوی
اشك او بین كه بر رخش جاری است
تیر آه كمان قدان كاری است
زنده كن یاد پهلوانان را
تیغ اگر داشتی مبر نان را
نفس، سركوب كن یلی این است
مكتب مرتضی علی(ع) این است
دل در آن گیر و دار یكدله كرد
از درون با خدا معامله كرد
ماند در حلقه یلان به یلی
نام آن فحل پوریای ولی




ورزشکاران کرمانشاه , sportkermanshah


http://www.cloob.com/clubname/sportkermanshah




حتما حتما حتما مقاله رو داغ کن ....



بدو بیا عضو شو منتظرتیم ها ....



ورزشکاران کرمانشاه , sportkermanshah



http://www.cloob.com/clubname/sportkermanshah



99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.