عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
25 اسفند 1390 | |
|
2
|
25 اسفند 1390 | |
|
3
|
1 اسفند 1390 | |
|
4
|
21 آبان 1390 | |
|
5
|
21 شهریور 1390 | |
|
6
|
19 شهریور 1390 | |
|
7
|
29 خرداد 1390 | |
|
8
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
9
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
10
|
24 اردیبهشت 1390 |
وجوب عمل به سنت پیامبر و كفر كسی كه آنرا انكار كند
از أصول سه گانه كه علمای إسلام بر آن
اتفاق و إجماع دارند سنت صحیح رسول الله (ص) است، و كسانیكه بعد از رسول الله (ص)
آمده اند به آن أصل و أساس إیمان آورده و آنرا حجت قرار داده و به أمت محمدی آموزش
داده اند، و كتابهای بسیاری در این باره تألیف كرده اند، و آنرا در كتابهای أصول
فقه، و مصطلح حدیث بیان نموده اند.
و دلایل در اینمورد بسیار زیاد است بطوریكه نمیتوان آنها را در حصر و شمار آورد،
بعضی از این دلایل در كتاب خداوند، قرآن مجید وارد شده اند و دستور به پیروی و
اطاعت از رسول خدا (ص) میدهند و مورد خطاب این دستورات أمت رسول خدا (ص) در عصر او
و كسانیكه بعد از او میآیند، قرار میگیرد.
زیرا او برای تمامی جهانیان فرستاده شده و آنها مأمورند تا روز قیامت تابع و پیرو
او باشند، و او (ص) مفسر و بیان كننده قـرآن است، و مبهم آن با أقوال و كردار و
تقریرات او بیان شده است.
و اگر سنت پیامبر (ص) نبود مسلمانان تعداد ركعات نماز، چگونگی آن، و واجبات نماز
را نمیدانستند، و تفصیل و شرح أحكام روزه، و زكات، و حج، و جهاد در راه خدا، و أمر
به معروف و نهی از منكر را نمیدانستند، و شرح أحكام معاملات از خرید و فروش، و
محرمات از حلال و حرام، و واجبات را در مورد كیفرها و مجازاتهای شرعی نمیدانستند.
و از جمله آیاتی كه در این باره نازل شده خداوند میفرماید:
وَأَطِیعُواْ
اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ [آل عمران:۱۳۲].
[و از خدا و رسولِ(او) فرمان برید تا مشمول
رحمت قرار گیرید].
و میفرماید:
یَا
أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی
الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ
وَالرَّسُـولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ
خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً [ النساء:۵۹].
[ای مؤمنان، از خداوند اطاعت كنید و از
رسول(او) و صاحبان امرتان(هم) اطاعت كنید هرگاه در چیزی اختلاف كردید، اگر به خدا
و روز قیامت ایمان دارید، آن را به خدا و رسول بازگردانید. این بهتر و نیك انجام
تر است].
و میفرماید:
مَّنْ
یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّی فَمَا أَرْسَلْنَاكَ
عَلَیْهِمْ حَفِیظًا [ النساء : ۸۰]
[هركس از رسولِ(خدا) اطاعت كند، در حقیقت از
خداوند فرمان برده است. و كسیكه روی گرداند، (بدان كه) تو را بر آنان نگهبان
نفرستاده ایم].
چگونه ممكن است طاعت او و بازگردانیدن
آنچه مردم در آن اختلاف كرده اند به كتاب خدا و سنت رسول الله (ص) باشد اگر احتجاج
به سنت رسول الله (ص) نشود؟ یا اینكه تمام سنت محفوظ نباشد؟ و بنابراین قول
باریتعالی بندگان خود را بر چیزی ارجاع داده كه وجود ندارد! و این از باطل ترین و
پوچ ترین دروغها است، و از بزرگترین كفرها به خدا و سوء ظن به اوست.
خداوندمیفرماید:
وَأَنزَلْنَا
إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ
یَتَفَكَّرُونَ [ النحل:۴۴]
[و به تو قرآن نازل كردیم تا برای مردم روشن
سازی، آنچه را كه بر آنان فروفرستاده شده است، و باشد كه اندیشه كنند].
و همچنین میفرماید:
وَمَا أَنزَلْنَا
عَلَیْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ
وَهُدًی وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ [ النحل:۶۴]
[و كتاب را بر تو فروفرستادیم مگر(از آن روی)
تا آنچه را كه در اختلاف ورزیدند، برایشان روشن سازی و(نیز برای) راهنمایی و بخشایش
برای گروهی كه ایمان میآورند].
پس چگونه خداوند بیان قرآن نازل شده را
به رسـول الله (ص) واگذار میكند، اگر سنت وجود نداشته باشد، یا اینكه حجت و ثابت
نباشد!
مثال این خداوند میفرماید:
قُلْ
أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُـولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَیْهِ
مَا حُمِّلَ وَعَلَیْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا
عَلَی الرَّسُـولِ إِلاَّ الْبلاَغُ الْمُبِینُ [ النور:۵۴].
[بگو: از خداوند فرمان برید و از رسول(او
نیز) فرمان برید. و اگر روی بگردانند، بر(عهده) او(پیامبر) تنها همان است كه به آن
مكلّف شده است و بر(عهده) شماست آنچه تكلیف یافته اید. و اگر از او فرمان برید راه
خواهید یافت. و بر(عهده) رسولِ(ما) جز پیام رسانی آشكار نیست].
و میفرماید:
وَأَقِیمُوا
الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ [
النور:۵۶]
[و نماز را بر پا دارید، و زكات را بپردازید،
و از رسولِ(خدا) فرمان برید، باشد كه مورد رحمت قرار گیرید].
و میفرماید:
قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ
إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْكُمْ جَمِیعًا الَّذِی لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ
وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ
وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الأُمِّیِّ الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ
وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ [ الأعراف:۱۵۸]
[بگو: ای مردم، من فرستاده خداوند به سوی همه
شما هستم، كسیكه فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ اوست، معبود(حقی) جز او نیست،
زنده میكند و میمیراند. پس به خداوند و رسول او، آن پیامبر درس ناخوانده ای كه به
خداوند و سخنان او ایمان دارد، ایمان آورید و از او پیروی كنید، باشد كه راه
یابید].
در این
آیات دلیل واضحی است كه هدایت و رحمت در إتباع و پیروی از رسول الله (ص) میباشد.
و این چگونه ممكن است با عمل نكردن به سنت او؟ یا اینكه گفته شـود سنت او صحیح نیست!
و یا گفته شود نمیتوان بر آن سنت اعتماد كرد!
و میفرماید:
فَلْیَحْذَرِ
الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ
عَذَابٌ أَلِیمٌ [ النور:۱۶۳]
[پس باید آنان كه بر خلاف فرمان او رفتار میكنند از آن برحذر باشند، كه بلایی به
آنان برسد، یا عذابی دردناك گریبانگیرشان شود]
و خداوند میفرماید:
وَمَا
آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا [ الحشر:۷]
[(در اینجا یك قاعدهء مهم مقرر داشته و آن تبعیت رهبر مسلمین از نصوص شریعت) و
آنچه كه رسولِ(خدا) به شما بدهد، آن را بگیرید. و از آنچه كه شما را از آن باز
دارد، باز آیید].
و آیات در
این موضوع و مطلب بسیار است و همهء آنها بر وجوب اطاعت رسول الله (ص) و بر پیروی
از آنچه او آورده دلالت میكنند، چنانكه قبلاً دلیل بر وجوب إتباع كتاب خدا و تمسك
به آن طاعت و أوامر و نواهی ذكر كردیم، و این دو أصل و أساس ملازم و وابسته به هم
هستند و از هم جدا شدنی نیستند، هركس یكی از آن دو را انـكار كند ماننـد اینكه
دیگری را انكار و دروغ دانسته، و این به إجماع أهل علم و إیمان كفر و گمراهی و
خروج از دایرهء إسلام میباشد.
و أحادیث در وجوب اطاعت رسول خدا (ص) و اتباع و پیروی از آنچه آورده و تحریم معصیت
او بطور متواتر وارد شده است ؛ و آنهم در حق كسیكه در زمان او بوده و بعد از او تا
روز قیامت خواهد آمد.
و از جمله این أحادیث، حدیث أبیهریره (رض) كه رسول الله (ص) فرمودند:
((من
أطاعنی فقد أطاع الله ومن عصانی فقد عصی الله)). [متفق علیه].
كسیكه از من اطاعت كند، مانند اینكه از خدا اطاعت كرده، و كسیكه از من نافرمانی
كند، مانند اینكه خدا را معصیت و نافرمانی كرده است.
و همچنین أبوهریره روایت میكند كه رسـول اكرم (ص) فرمودند:
((كل أمتی
یدخلون الجنّة إلاَّ من أبی قیل یا رسول الله ومن یأبی قال: من أطاعنی دخل الجنة
ومن عصانی فقد أبی)). [البخاری].
همه أمت من داخل بهشت خواهند شد مگر كسیكه خود از دخول آن امتناع ورزد، گفته شد ای
رسول الله چه كسی است كه از دخول آن امتناع میورزد؟ فرمود: كسیكه از من اطاعت كند
داخل بهشت خواهد شد، و كسیكه از من نافرمانی كند، او همان كسی است كه خود از دخول
آن امتناع ورزیده است.
و أحمد و أبوداود و حاكم با إسناد صحیح از رسـول الله (ص) فرمودند:
((ألا إنّی
أوتیت الكتاب ومثله معه، ألا یوشك رجل شبعان علی أریكته یقول علیكم بهذا القرآن،
فما وجدتم فیه من حلال فأحلوه، وما وجدتم من حرام فحرّموه)).
[أحمد، أبوداود، حاكم، با سند صحیح].
همانا به من قرآن، و مِثل و مانند آن (یعنی: سنت رسول الله (ص)) داده شده است،
همانا بزودی مردی سیر خورده و تكیه زده بر متكا و بالشت خود كه بگوید: بر شماست كه
فقط پیرو قـرآن باشید، و هر چه در آن از حلال یافتید، پس آنرا حلال بدانید، و آنچه
در آن از حرام یافتید، آنرا حرام بدانید(۱) .
أبو رافع ازپدرش روایت میكند كه رسول الله (ص) فرمودنـد:
((لا ألفین أحدكم متكئاً علی أریكته
یأتیه الأمر من أمری مما أمرتُ به أو نهیتُ عنه فیقول لا ندری، ما وجدنا فی كتاب
الله اتبعناه)).
[أبوداود وابن ماجه با سند صحیح].
نبینم كه یكی از شما بر بالشت خود تكیه زده و أمری از أوامری كه من به آن أمر كرده
ام، و یا از آن نهی كرده ام بر او آید و او گوید: نمیدانم! فقط آنچه در كتاب خـدا
پیدا كردیم قبول خواهیم كرد.
و حسن بن جـابر از مقدام بن معدی كرب (رض) روایت میكند كه میگوید:
((حرّم
رسول الله (ص) یـوم خیبر أشیاء ثم قال یوشك أحدكم أن یكذبنی وهو متكئ یحدِّث
بحدیثی فیقول بیننا وبینكم كتاب الله فما وجدنا فیه من حلال استحللناه، وما وجدنا
فیه من حرام حرمناه، ألا إنَّ ما حرّم رسول الله مثل ما حرّم الله)). [ترمذی وابن
ماجه وحاكم].
رسول الله (ص) روز غزوه خیبر چیزهائی را حرام كرده، سپس فرمود: پیدا میشود یكی از
شما كه مرا تكذیب كند در حالیكه بر بالشت خود تكیه زده و از سخنان من صحبت میكند،
سپس میگوید: بین ما و شما كتاب خدا است، هر چه در آن حلال یافتیم، آنرا حلال
میدانیم، و آنچه در آن حرام یافتیم، آنرا حرام میدانیم، بدانید كه همانا آنچه رسول
الله (ص) حـرام كرده مانند آن چیزی است كه خداوند آنرا حرام فرموده است.
و أحادیثی
بطور متواتر از رسول الله (ص) ثابت است كه در خطبهء خـود وصیت میفرمود كه: حاضرین
به غائبین ابلاغ كنند، و میفرمود: ممكن است ابلاغ شده ای برداشت بیشتر و دقت و
توجه بهتری از شنونده داشته باشد.
و از آن أحـادیث متواتر: حدیثی در صحیحین است كه رسول الله (ص) در حجه الوداع در
خطبهء خود در روز عرفه و روز عید قربان برای مردم چنین فرمودند: أفراد حاضر به
أفراد غائب برسانند زیرا ممكن است كسیكه به او ابلاغ شود دقت و توجه بهتری از
شنونده داشته باشد.
پس اگر سنت او بر شنوندگان و ابلاغ شدگان حجت نبود، و اگر سنت او تا روز قیامـت
باقی نمیماند، به آنها دستور تبلیغ داده نمیشد.
پس معلوم میشود كه دلیل بودن و حجت بودن سنت او همچنان پا بر جا است، بر شنونده ای
كه از زبان رسول الله (ص) شنیده، و بر كسیكه برای او با أسانید صحیحه نقل شده است.
و أصحاب و یاران پیامبر (ص) سنت قولی و فعلی او را حفظ كرده اند و همچنین تابعین،
سپس تابعین آنرا ابلاغ كرده اند به نسل بعدی خود، و همچنین علماء و دانشمندان ثقه
كه گفتار آنان مورد اعتماد میباشد نسل بعد از نسل، و قرن بعد از قرن نقل كرده اند.
و آنرا در كتاب های خود جمع آوری و بیان كرده اند و صحیح و ضعیف آنرا بیان كرده
اند. و برای شناخت احادیث صحیح و ضعیف قوانین و ضوابط معیـنی بین خود قرار داده
اند تا بوسیلهء این قوانین صحیح و ضعیف أحادیث شناخته شوند. و علماء و دانشمندان،
كتابهای سنت أعم از صحیح بخاری و مسلم و كتاب های دیگر را بخوبی و بطور كامل حفظ
كرده اند، همچنانكه خداوند كتاب خودش (قرآن) را طبق وعده اش از بازیچه قرار گرفتن،
و الحاد، و كفر كافران، و تحریف و تغییر یاوه گویان حفظ نموده است، چنانكه
میفرماید:
إِنَّا
نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ [ الحجر:۹].
[بیگمان ما قرآن را فروفرستاده ایم و به راستی ما نگهبان آن هستیم].
و جای هیچ
شك و تردیدی نیست كه سنت رسول الله (ص) وحی نازل شده است، و خـداوند آنرا حفظ
فرموده، چنانكه كتاب خود قرآن را حفظ فرموده، و باریتعالی برای آن سنت علمائی
نقّاد و جداكنندهء خوب از بد برانگیخته كه تحریف و تغییر و تبدیل باطل اندیشان و
یاوه گویان، تعبیر و تفسیر جـاهلان را از آن دور میكنند، و هر آنچه را كه
دروغگویان نادانان و ملحدان به آن چسیانیده اند دور میكنند، زیـرا باریتعالی آنرا
تفسیری برای قرآن كتاب خود، و بیان آنچه مبهم و مشكل است از احكام قرار داده، و
ضمن آن احكام دیگری است كه نص آن در قرآن وارد نشده، مانند تفصیل و شرح احكام
دوران شیرخوارگی بچـه ها، و بعضی از احكام میراث، و تحریم جمع بین زن و عمهء او، و
بین زن و خـالهء او، و غیر از این از احكام كه در سنت صحیح رسول الله (ص) وارد شده
و در قرآن از آن ذكری نیست.
ذكر بعضی از آنچه از صحابه و تابعین و أهل علم و دانش در تعظیم سنت رسول الله (ص)
و وجوب عمل به آن وارد شده در صحیحین از أبو هریره t روایت است كه گفت وقتی
رسول الله (ص) دنیا را وداع گفتند بعضی از عرب كافر شدند، أبوبكر t گفت: سوگند به
خدا كه جنگ خواهم كرد با كسیكه بین نماز و زكات فرق گذارد، عمر بن الخطاب t به او گفت:
چگونه با آنان جنگ میكنی در حالیكه رسـول الله (ص) فرمودند:
((أمرت أن أقاتل الناس حتی یقولوا لا
إله إلاَّ الله فإذا قالوها عصموا منّی دماءهم وأموالهم إلاَّ بحقها)). [متفق
علیه].
مأمور شده ام با مردم بجنگم تا اینكه بگویند: لا إله إلاَّ الله: معبود بحقی بجز
خدای یكتا نیست، پس اگر آنرا گفتند جان، و مال آنها، بجز به حق آن(۱) از من حفظ
میشود.
و أبوبكر
صدیق (رض) گفت آیا زكات از حق آن نیست؟ سوگند بـه خدا اگر گردنبند شتری كه به رسول
الله (ص) میدادند از من منع كنند به خاطر منع آن، با آنان جنگ خواهم كرد، عمر t گفت در نتیجه
دانستم كه خداوند سینه و قلب أبوبكر را برای جنگ روشن كرده و دانستم كه او بر حق
است.
و صحابه (رض) رأی و مشورت أبوبكر t برای قتال أهل ردت را قبول كردند و با او به جنگ پرداختند تا
اینكه آنان را به إسلام برگردانند، و كسیكه بر آن اصرار كرد او را كشتند.
و این قصه برای تعظیم و بزرگداشت سنت رسول الله (ص) و وجوب عمل به آن واضح ترین
دلیل است.
مادر بزرگی بسوی أبوبكر آمد و از میراث خود سـؤال كرد، أبوبكر (رض) به او جواب داد
كه در كتاب خدا حقی برای تو در این باره وارد نشده، و نمیدانم كه رسول الله (ص) در
این مسأله قضاوتی كرده باشد، و از مردم سؤال خواهم كرد، سپس از صحابه y سـؤال كرد و
بعضی از آنها شهادت دادند كه رسول اكرم (ص) مادر بزرگ را سهم یك ششم داده، پس
أبوبكر (رض) به آن قول قضاوت كرد.
عمر (رض) عاملان خود را وصیت میكرد كه بین مردم با كتاب خدا قضاوت و حكم كنند، و
اگر در كتاب خدا آن حكم را نیافتند به سنت رسول اكرم (ص) رجوع كنند، و وقتی در
بارهء سقط جنین كه در شكم مادر مرده است به سبب تعدی و ظلم به او اشكال پیدا كرد
از صحـابه (رض) سؤال كرد، محمد بن مسلمه و المغیرة بـن شعبه رضی الله عنهما نزد او
گوهی دادند كه رسول الله (ص) دربارهء این به آزاد كردن كنیزی و یا برده ای قضاوت
كرده، پس عمر (رض) به آن حكم قضاوت كرد.
و وقتی عثمان (رض) حكم عزاداری زنی كه شوهرش فوت كرده را نمیدانست كجا باید عزادار
باشد، فریعه دختر مالك بن سنان خواهر أبوسعید الخدری رضی الله عنهما به او خبر
داد: رسول الله (ص) به او أمر فرمودند بعد از وفات شوهرش در خانه اش عزاداری كند
تا اینكه حداد و عزای او تمام گردد پس عثمان (رض) به همان حكم قضاوت كرد. و همچنین
در اجرای كیفر و عقوبت و مجازات و شلاق زدن بر شراب خواری ولید بن عقبه به سنت
پیامبر (ص) قضاوت كرد.
و وقتی به علی (رض) خبر رسید كه عثمان (رض) از حج تمتع منع میكند، علی (رض) حج
تمتع انجام داد ـ یعنی به حج و عمره با هم لبیك گفت ـ و فرمود: سنت رسول الله (ص)
را به خاطر قول و سخن یك نفر ترك نمیكنم.
و وقتی بعضی از مـردم بر عبدالله بن عباس رضی الله عنهما در مورد حج تـمتع اعتراض
كردند و گفتند: أبوبكر و عمر به حج إفراد تشویق كرده و آنرا مقدم میدانستند،
عبدالله بن عباس رضی الله عنهما گفت: میترسم كه سنگهایی از آسمان بر شما پرتاب
شود، من میگویم رسول الله (ص) چنین فرمودند، و شما میگوئید أبوبكر و عمر چنین
گفتند!
پس كسیكه به خاطر قول أبوبكر و عمر با سنت مخالفت نماید، بیم آن میرود كه دچار
عذاب شـود، پس حال كسانیكه به خاطر قول غیر أبوبكر و عمر رضی الله عنهما مجرد به
رأی و اجتهاد خــود با سنت مخالفت میكنند، چه خواهد شد؟
و وقتی بعضی از مردم با عبدالله بن عمر بن الخطاب رضی الله عنهما در مورد بعضی از
سنتها اختلاف كردند، عبدالله (رض) گفت: آیا ما مأموریم كه تابع عمر باشیم؟
و وقتی مردی به عمران بن حصین رضی الله عنهما گفت: ما را از كتاب خدا قرآن سخن
بگو، و او داشت سخن از سنت و حدیث رسول الله (ص) میآورد عصبانی شد و گفت: سنت بیان
كننده و تفسیر كننده كتاب خـداسـت، اگر سنت نبود نمیدانستیم كه نماز ظهر چهار ركعت
است و مغرب سه ركعت است، و صبح دو ركعت است، و تفصیل و شـرح احكام زكات و غیر از
اینها كه در سنت است نمیدانستیم.
و أخبار بسیاری از صحابه (رض) در تعظیم شأن سنت و وجوب عمل به آن و تحذیر از
مخالفت به آن وارد شده است
و همچنین عبدالله بن عمر رضی الله عنهما وقتی روایت كردند كه رسول الله (ص) فرمودند:
((لا تمنعوا إماء الله مساجد الله)).
[متفق علیه].
كنیزان خدا(زنان مسلمان) را از رفتن به مساجد منع مكنید.
بعضی از
پسران او گفتند: سوگند به خدا كه آنان را منع میكنیم، پس بر آنها عصبانی شـد و به
آنان بدی گفت، و گفت: میگویم رسول الله (ص) فرمودند، و میگوئید سوگند به خدا آنان
را منع میكنیم!
و وقتی عبدالله بن المغفل المزنی (رض) (و او از صحابهء رسول الله (ص) میباشد) دید
یكی از نزدیكانش سنگریزه را بر یكدیگر پرتاب میكنند از آن عمل منع كرد و به او گفت
رسول الله (ص) از پرتاب كردن سنگریزه و ریگ نهی فرمودند و فرمودند: این سنگریزه ها
چیزی را صید نمیكند، و دشمنی را شكست نمیدهد، و او را باز نمیدارد، ولیكن دندانی
را میشكند، و چشمی را بیرون میآورد و كور میكند، سپس او را در وقت دیگری دید كه
همان كار را انجام میدهد، گفت سوگند به خدا كه تا أبد با تو سخن نخواهم گفت، تو را
از رسول الله (ص) با خبر میكنم كه از آن نهی فرمودند، سپس دوباره آنرا انجام
میدهی؟
و إمام بیهقی در كتاب خود (سنن الكبری) از أیوب السختیانی تابعی جلیل روایت میكند
كه گفت: اگر سنت رسول را برای مردمی بسخـن و گفتار آوردی و او گفت ما را از این
واگذار و از قرآن سخن بگو، بدان كه آن شخص گمراه است.
و إمام أوزاعی رحمت الله علیه گوید: سنت حكم كننده و شرح دهنده كتاب خدا است، و
مطلق های كتاب را مقید میكند و یا به احكامی كه در قرآن ذكر نشده میپردازد.
چنانكه خداوند میفرماید:
أَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ [ النحل:۴۴]
و قبلاً گفتار رسول الله (ص) را ذكر كردیم كه فرمودند:
((ألا إنّی
أوتیت الكتاب ومثله معه)).
همانا به من قرآن و مانند آن داده شده است.
و إمام بیهقی از عامر الشعبی رحمت الله علیه روایت میكند كه به بعضی از مـردم گفت:
((إنَّما
هلكتم فی حین تركتم الآثار)). [البیهقی].
براستی شما هلاك و گمراه شدید وقتی أثر و سنت صحیح رسول الله (ص) را ترك كردید.
و إمام
بیهقی رحمه الله از إمام أوزاعی رحمت الله علیه روایت میكند كه به بعضی از دوستان
و یاران خود گفت: اگر از رسول اكرم (ص) حدیث و سنتی بتو رسید مبادا به غیر از آن
سخن بگوئی، زیرا رسول الله (ص) ابلاغ كننده ای از جانب باریتعالی بود.
و إمام بیهقی از إمام سفیان بن سعید الثوری رحمهما الله روایت میكند كه گفت: همانا
همهء علم و دانش علم به سنت و آثار رسول الله (ص) میباشد.
و إمام مالك رحمه الله به طرف قبر رسول الله (ص) رو كرد و فـرمود: سخن و گفتار
همهء ما قابل رد است، مگر سخن و گفتار صاحب این قبر كه قابل رد نیست(۱).
(۱) یعنی قول صحیح او واجب القبول است .
و إمام أبوحنیفه رحمه الله گوید: اگر حـدیث و سنتی از رسول الله (ص) آمد آنرا بر
سر و چشم میگذاریم.
و إمام شافعی رحمـه الله گوید: هرگاه از رسـول الله (ص) حدیث صحیحی روایت كردم و
آنرا نگرفتم و عمل نكردم شما را گواه میدانم كه عقل خود را از دست داده ام.
و همچنین إمام شافعی میگوید: اگر سخن و گفتاری گفتم و حدیث رسول الله (ص) بر خلاف
گفته من بود، پس قول و گفتار مرا به دیوار بزنید.
و إمام أحمد بن حنبل رحمه الله به بعضی از یاران خود گفت: مرا تقلید مكنید، و إمام
مالك را تقلید مكنید، و إمام شافعی را تقلید مكنید، و از آنجائیكه بگیرید كه ما
آنرا گرفتیم، (یعنی از أحادیث پیامبر اكرم (ص)).
و همچنین إمام أحمد میگوید: تعجب كردم از أقوامی كه إسنـاد و صحت إسناد حـدیث
رسـول الله (ص) را دانستنه سپس میروند و رأی سفیان را میگیرند.
و خداوند میفرماید:
فَلْیَحْذَرِ
الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ
عَذَابٌ أَلِیمٌ [ النور:۶۳].
[پس باید آنان كه بر خلاف فرمان او رفتار میكنند از آن برحذر باشند، كه بلایی به
آنان برسد، یا عذابی دردناك گریبانگیرشان شود].
سپس گفت:
آیا میدانی فتنه چیست، فتنه شـرك است، ممكن است اگر بعضی از گفتار رسول الله (ص)
را رد كرده قبول نكند در قلب او گمراهی افكنده شود و هلاك گردد.
و إمام بیهقی از مجاهد بن جبر تابعی جلیل روایت میكند در قول خداوند:
فَإِن
تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُولِ [ النساء:۵۹].
[اگر در بارهء چیزی اختلاف نمودید برای رفع اختلاف به كتاب خدا و سنت رسول الله
(ص) مراجعه كنید تا حل اختلاف از كتاب و سنت بیابید].
گفت:
برگردانیدن بسوی خدا یعنی: بسوی كتاب او، و برگردانیدن بسوی رسول یعنی: بسوی سنت
اوست.
پس اگر در چیزی اختلاف كردید آنرا بسوی خدا و رسول خدا برگردانید.
و إمام بیهقی از محمد بن شهاب زهری رحمه الله روایت میكند كه گفت: كسانیكه از
علماء و دانشمندان ما رفتند و فوت كردند میگفتند اعتصام و پیروی از سنت رسول الله
(ص) نجات و پیروزی است.
و موفق الدین بن قدامه رحمه الله در كتاب خود: روضة الناظر در بیان أصول احكام
چنین میگوید: أصل و أساس دوم از دلایـل، سنت رسول الله (ص) میباشد، و گفتار رسول
الله (ص) حجت است زیرا از دلایل معجزات بر صدق و راستی اوست، و خداوند به طاعت او
و تحذیر از مخالفت او أمر فرموده است.
و إمام ابن كثیر رحمه الله در تفسیر این آیه گوید:
فَلْیَحْذَرِ
الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ
عَذَابٌ أَلِیمٌ [ النور:۶۳].
[پس باید آنان كه بر خلاف فرمان او رفتار میكنند از آن برحذر باشند، كه بلایی به
آنان برسد، یا عذابی دردناك گریبانگیرشان شود].
یعنی: از
أوامر رسول الله (ص)، آنهم طریقه و راه و روش و سنت و شریعت اوست، پس گفتار و
كردار بنیآدم با گفتار و كردار رسول الله (ص) مقایسه و مطابقت میشود، و آنچه موافق
آن بود قبول، و آنچه مخالف آن بود مردود و بر قائل و گوینده او برگردانیده میشود،
و آن هم هركه خواهد باشد.
چنانكه رسول الله (ص) فرمودند:
((من عمل
عملاً لیس علیه أمرنا فهو رد)). [متفق علیه].
هر كس عمل و كرداری انجام دهد كه راه و روش ما بر آن نیست آن عمل و كردار مردود و
غیر قابل قبول است.
پس بترسد و
برحذر باشد كسیكه ظاهراً و باطناً مخالف شریعت رسول الله (ص) باشد (أَن
تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ).
كه به آنان مصیبتی در قلبهایشان از كفر و نفاق و بدعت بوجود آید.
(أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ).
یعنی در دنیا به كُشتن و یا مجازات و یا زندان و غیر از اینها مبتلا شوند.
از إمام أحمد بن حنبل از عبدالرزاق از معمر از همام ابن منبه روایت است كه
أبـوهریره گفت: رسـول الله (ص) فرمودند:
((مَثَلی
ومَثَلُكم كمثل رجلٍ اسْتَوْقَدَ ناراً فلمّا أضاءتْ ما حولها جعل الفراشُ و هذِهِ
الدوابُّ اللائی یقعْنَ فی النَّار یقَعْنَ فیها وجعلَ یحجُزُهُـنَّ ویغْلبْنَهُ
فَیقْتَـحِمْنَ فیها قال فذلك مثلی ومثلكم، أنا آخذُ بحجزكم عن النَّار، هلمَّ عن
النَّار فتغلبونی وتقتحمون فیها)). [متفق علیه].
مَثَلِ من و مَثَلِ شما مانند مردی است كه آتشی روشن كرده وقتی اطراف خـود را
نورانی و روشن كرد و پروانه ها و حشرات كه اطراف آن میگردند در آتش میأفتند، آن
مرد جلوگیری میكند و نمیگذارد كه پروانه ها و حشرات در آتش بیفتند ولی بر او غلبه
كرده خود را در آتش میأندازند، فرمود: پس این مَثَلِ من و شماست، من كمربند شما را
گرفته از آتش دور میكنم، و شما بر من غلبه كرده و هجوم میكنید و خود را در آتش
میأندازید.
و إمام
سیوطی رحمه الله در كتاب خود: (مفتاح الجنه فی الاحتجاج بالسنه)(كلید بهشت در حجیت
سنت رسول الله (ص)) چنین میگوید:
(بدانید ـ خدا شما را رحمت كند ـ هركس حجیت حدیث رسول الله (ص) قولی و فعلی با
شروط معروف آن در أصول دین را انكار كند (ص) كافر میباشد، و از دایرهء إسـلام خارج
است، و روز قیامت با یـهـود و نصـاری و با فرقـه ها و طائفه های گمراه و كافر
محشور خواهد شد).
و أخبار از صحابه و تابعین و كسانیكه بعد از ایشان آمده اند از علماء و دانشمندان
در تعظیم سنت و وجوب عمل به آن و تحذیر از مخالفت آن بسیار زیاد وارد شده است.
و أمید است آنچه در اینجا ذكر شد از آیات و أحادیث و أخبار، برای كسیكه حق طلب است
كافی و قانع كننده باشد، و از خداوند برای خود و تمامی مسلمانان توفیق به آنچه
رضایت آنرا دارد مسئلت دارم، و سلامت از أسباب خشم و غضب او، و اینكه تمامی ما را
به راه مستقیم هدایت فرماید، او شنوا و نزدیك است.
وصلی الله وسلم علی عبده ورسوله نبینا محمد وعلی آله وأصحابه وأتباعه بإحسان.
عبدالعزیز بن عبدالله بن باز
مفتی عام
عربستان سعودی و رئیس كبار علماء
و رئیس دایرهء بحثهای
علمی وفتوای شرعی


