userinfo close

  ,

اهل سنت و عرفان


sonnatanderfan

تاسیس: 30 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سردار اردلان - معاونان
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان ادامه »
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان پارسی تایپ کنند هرگونه مسایل غیر مربوط توسط مسئول کلوب حذف خواهد شد .
 
مینا رسولی , minajoon12
مینا رسولی - 19:57 1386/10/30

عشره و مبشره

ترمزی در سنن خود نقل می‌كند:

3830 حدثنا قتیبة أخبرنا عبد العزیز بن محمد، عن عبد الرحمن بن حمید، عن أبیه، عن عبد الرحمن بن عوف، قال: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: «أبو بكر فی الجنة، و عمر فی الجنة، و عثمان فی الجنة، و على فی الجنة، و طلحة فی الجنة، و الزبیر فی الجنة، و عبد الرحمن بن عوف فی الجنة، و سعد بن أبی وقاص فی الجنة، و سعید بن زید فی الجنة، و أبو عبیدة بن الجراح فی الجنة». (سنن الترمذی، الترمذی، ج 5،  ص 311).

این اعتقاد از نظر ما كاملا باطل است؛ چرا كه اولا این حدیث از نظر سند مشكل دارد و در ثانی با كتاب، سنت و عقل سلیم در تضاد است.

بررسی سندی حدیث:

حدیث عشره مبشره دو سند دارد:

1. طریق اول كه از حمید بن عبدالرحمن بن عوف از عبد الرحمن است كه مرسل است؛ چرا كه حمید در سال 32هـ ق به دنیا آمد، و عبدالرحمن ـ پدر اوـ در سال 33هـ ق وفات كرد؛ پس او نمی‌تواند از پدرش مستقیما حدیث نقل كند، و حتما باید واسطه بین این دو باشد كه این واسطه معلوم نیست كه چه كسی است. (تهذیب التهذیب، ج3، ص40 و مسند احمد، ج3، ص193 و سنن ابی داود، ج4، ص605).

2. طریق دوم، عبدالله بن ظالم از سعید بن زید است. این طریق به نظر بخاری، ابن عدی و عقیلی، صحیح نیست،‌ و طریق مشكل دارد. (الكامل فی الضعفاء، ج4، ص223 و تهذیب التهذیب، ج5، ص236).

مخالفت با قرآن:

اگر قرار باشد كه عشر مبشره آزاد باشند كه هر چه گناه كردند، باز هم بهشت بروند، باید پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هم به طریق اولی این‌چنین باشد؛ در حالی كه قرآن كریم خلاف آن را می‌گوید.

خداوند در قرآن كریم خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید:

 وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا. إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَیَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنَا نَصِیرًا. (اسراء/75_74).

«و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌گرداندیم، نزدیك بود كه به مشركین اندك تمایل و اعتمادی بكنی؟. كه در این صورت (یعنی اگر به بت پرستان اندك توجهی می‌كردی)، كیفر این عمل تو را به تو می‌چشاندیم و عذاب تو در دنیا و آخرت مضاعف می‌كردیم، آن‌گاه از قهر و خشم ما هیچ یاوری بر خود نمی‌یافتی».

خداوند در قرآن كریم چنان حمایتی از پیامبرش كرده است كه از احدی نكرده است؛ اما با این‌حال، به او می‌گوید كه اگر كمی از راه حق منحرف شوی و  به مشركین تمایل پیدا كنی، تو را عذاب خواهم كرد!.

 با این وضعیت، چگونه ممكن است به اصحاب او چنین آزادیی داده باشد كه هر گناهی بكنند، بازهم به بهشت برین خواهند رفت؟!.

در جایی دیگر خداوند پیامبرش را این‌گونه تهدید می‌كند:

وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ. لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ. ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ. فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ.

«اگر پیامبر حتی یك كلمه از خود جعل كند و به ما نسبت دهد، با دست توانای خود او را می‌گیریم، و سپس رگ گردن او را می‌زنیم (هلاك می‌كنیم)، آن وقت كسی از شما نمی‌تواند جلو ما را از او بگیرد».

خداوند در این آیات پیامبرش را تهدید می‌كند؛ یعنی او سر سوزنی حق انحراف ندارد، كه اگر چنین كند، او را مانند مجرمین دست بسته می‌كند، و به جرم این‌كه دورغ به ما بسته است می‌كشد و رگ گردن او را قطع می‌كند.

با این‌حال چگونه ممكن است كه اصحاب او این گناهان را مرتكب شوند، حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال كنند، به خدا دروغ ببندند [این موارد در بخش بعدی ثابت می‌شود]، با خلیفه رسول خدا بجنگند و...؛ اما بازهم وارد بهشت شوند؟!

مخالفت با عقل:

اما این‌كه با عقل مخالف است، از آن جهت است كه عقل سلیم هر انسانی نمی‌تواند قبول كند كه حق در مقابل حق بایستد و نیز نمی‌تواند قبول كند كه وقتی دو طرف با هم دیگر جنگ می‌كنند، هر دو بر حق باشند. هم قاتل بر حق باشد و هم مقتول. چنین چیزی را عقل سلیم هیچ انسانی كه ذرة تفكر كند،‌ نمی‌پذیرد.

چگونه حدیث عشره مبشره صحیح است و حال آن‌كه متضمن اضداد است، و این به معنای تضاد در دین و بطلان دین است؛ چون اجتماع ضدین از محالات عقلی است؛ زیرا كه خط مشی ابوبكر با عمر فرق می‌كرد و گاهی یكدیگر را نفی می‌كردند، خط مشی عثمان با هر دو فرق می‌كرد، و خط مشی حضرت علی (علیه السلام) با هر سه فرق داشت و اصلا ارزشی برای سنت شیخین قائل نبود، و به همین دلیل در روز شوری شرط پیروی از سیره شیخین را نپذیرفت.

خط مشی و روش عبد الرحمن بن عوف با عثمان كاملا منتاقض و متضاد بود،‌ و تا آخر عمر با او قهر كرده و در این حال فوت شد. خط مشی و روش حضرت علی (علیه السلام) با طلحه و زبیر فرق می‌كرد و لذا ریختن خونشان را مباح می‌دانست و آن‌ها نیز جنگ با حضرت علی (علیه السلام) را جایز و قتل او را مباح می‌دانستند.

حال این سؤال پیش می‌آید كه آیا ممكن است همه این روش‌های منتاقض امضا شده رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و پذیرفته شده آئین اسلام باشد؟! پذیرش همۀ این روش‌ها از جانب اسلام، تعبد به متضادین است؛ بنابراین صدور چنین حدیثی از پیامبر اسلام محال است.

چگونه ممكن است كه این حدیث صحیح باشد؛ در حالی‌ ما یقین داریم كه بعضی از این ده نفر قطعا در جهنم هستند؛ چرا كه آن‌ها دختر رسول خدا و در نتیجه خود پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت كردند و با این كار لعنت خدا و رسول را به جان خریدند؛ چرا كه خداوند در قرآن كریم می‌فرماید:

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا. (احزاب/57).

از طرفی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

إنما فاطمة بضعة منى یؤذینی ما آذاها. (صحیح مسلم، ج7، ص141)

فاطمة بضعة منى فمن أغضبها أغضبنی. (صحیح بخاری، ج4، ص210)

فاطمة بضعة منى من آذاها فقد آذانی ومن آذانی فقد آذى الله عز وجل. (شرح نهج البلاغه،‌ ابن ابی الحدید، ج16، ص237).

و از طرف دیگر، ابن قتیبه دینوری در كتاب الأمامة و السیاسة، ج1، ص21_17 باب كیفیت بعت امام علی علیه السلام می‌نویسد:

فقال عمر لأبی بكر، رضی الله عنا، انطلق بنا إلى فاطمة، فإنا قد أغضبناها، فانطلقا جمیعا، فاستأذنا على فاطمة، فلم تأذن لهما، فأتیا علیا فكلماه، فأدخلهما علیها، فلما قعدا عندها، حولت وجهها إلى الحائط، فسلما علیها، فلم ترد علیهما السلام، فتكلم أبو بكر فقال : یا حبیبة رسول الله و الله إن قرابة رسول الله أحب إلى من قرابتی، و إنك لأحب إلی من عائشة ابنتی، و لوددت یوم مات أبوك أنی مت، و لا أبقى بعده، أفترانی أعرفك و أعرف فضلك و شرفك وأمنعك حقك و میراثك من رسول الله إلا أنی سمعت أباك رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول: لا نورث، ما تركنا فهو صدقة،

 فقالت : أرأیتكما إن حدثتكما حدیثا عن رسول الله صلى الله علیه وسلم تعرفانه و تفعلان به ؟ قالا: نعم. فقالت: نشدتكما الله ألم تسمعا رسول الله یقول: رضا فاطمة من رضای، و سخط فاطمة من سخطی، فمن أحب فاطمة ابنتی فقد أحبنی، ومن أرضى فاطمة فقد أرضانی، ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی ؟ قالا نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم، قالت : فإنی أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتمانی وما أرضیتمانی، ولئن لقیت النبی لأشكونكما إلیه، فقال أبو بكر أنا عائذ بالله تعالى منی سخطه و سخطك یا فاطمة، ثم انتحب أبو بكر یبكی، حتى كادت نفسه أن تزهق، و هی تقول : والله لأدعون الله علیك فی كل صلاة أصلیها.

خلیفه اول و دوم حضرت زهرا علیها السلام را اذیت كردند (صغری)؛

اذیت حضرت زهرا علیها السلام، اذیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و اذیت خداوند عزوجل است (كبری)؛

هركس خدا و رسول او را اذیت كند، خداوند آن‌ها در دنیا و آخرت لعنت می‌كند و عذاب دردناكی را برای آنان آماده كرده است (نتیجه).

حال خود قضاوت كنید كه آیا ممكن است پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) وعده قطعی بهشت به چنین كسانی داده باشد؟!

و آیا ممكن است كسانی به بهشت بروند كه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن‌ها در هر نمازش نفرین كرده است؟!.

و از هم مهم‌تر چگونه ممكن است كسانی به بهشت بروند كه حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال كردند و بدعت‌های زیادی در دین نهادند؟ در حالی‌كه خداوند در قرآن كریم می‌فرماید:

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا (احزاب 36).

بخاری در صحیح خودش نقل می‌كند:

 عن عمران بن حصین، قال: نزلت آیة المتعة فی كتاب الله ففعلناها مع رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و لم ینزل قرآن یحرمه و لم ینه عنها حتی مات. قال رجل برأیه ما شاء. قال محمد: یقال انه عمر. (صحیح بخاری، ج5، ص158).

 و نیز بخاری در صحیح خود نقل می‌كند:

عن عبد الرحمن بن عبد القاری أنه قال خرجت مع عمر بن الخطاب رضی الله عنه لیلة فی رمضان إلى المسجد فإذا الناس أوزاع متفرقون یصلی الرجل لنفسه و یصلی الرجل فیصلی بصلاته الرهط فقال عمر إنی أرى لو جمعت هؤلاء على قارئ واحد لكان أمثل ثم عزم فجمعهم على أبی بن كعب ثم خرجت معه لیلة أخرى و الناس یصلون بصلاة قارئهم قال عمر نعم البدعة هذه (صحیح بخاری، ج2،‌ص252).

مگر نه است است كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بدعت‌گذار را گمراه و از اهل دوزخ خوانده بود؟ آن‌جا كه فرمود:

كل بدعة ضلالة و كل ضلالة فی النار. (مسند احمد، ج3، ص310).

این حدیث را اكثر كتاب‌های اهل سنت به صورت‌های گوناگون نقل كرده‌اند؛ با این‌حال چگونه می‌شود كه چنین شخصی بهشتی باشد؟ آیا بدعت‌گذار می‌تواند وارد بهشت شود؟.

بدعت‌های آنان فقط به این موارد خلاصه نمی‌شود؛ بلكه آنان بدعت‌های فراوانی را در دین نهادند كه بحث مفصل آن در این مقال ممكن نیست.

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.