عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
25 اسفند 1390 | |
|
2
|
25 اسفند 1390 | |
|
3
|
1 اسفند 1390 | |
|
4
|
21 آبان 1390 | |
|
5
|
21 شهریور 1390 | |
|
6
|
19 شهریور 1390 | |
|
7
|
29 خرداد 1390 | |
|
8
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
9
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
10
|
24 اردیبهشت 1390 |
استدلال نادرست شیعه به ایه سوره تحریم و طعن به عایشه و حفصه
استدلال نادرست شیعه به ایه سوره تحریم و طعن به عایشه و حفصه
رضی الله عنهما
درباره این آیات كه: ﴿یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَیْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلاكُمْ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ * وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ * إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِیرٌ﴾. (التحریم: 1- 4).
«ای پیامبر! چرا چیزی را كه خدا بر تو حلال كرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام میكنی؟ و خداوند آمرزنده و رحیم است. خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته است، و خداوند مولای شماست، و او دانا و حكیم است. به خاطر بیاورید هنگامی را كه پیامبر یكی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت، ولی هنگامی كه وی آن را افشا كرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتی از آن را برای او بازگو كرد و از قسمت دیگر خودداری نمود، هنگامی كه پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: چه كسی تو را از این راز آگاه ساخت، گفت: خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت. اگر شما دو زن (عایشه و حفصه) به درگاه خداوند توبه كنید، به راستی كه دلهای شما از همدستی علیه پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- به توبه كردن مایل است و دستور خداوند را به سمع قبول دریافته است، و اگر با هم علیه رسول الله -صلى الله علیه وآله وسلم- متفق شوید، در حقیقت خدا یاور اوست، و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان او هستند».
میگویند: (صغت) یعنی به سوی كفر منحرف شده است، و میگویند این آیات خدا درباره عایشه و حفصه نازل شدهاند.
میگوییم: عبید بن عمیر میگوید: از عایشه -رضی الله عنها- شنیدم كه گفت: پیامبر خدا -صلى الله علیه وآله وسلم- پیش زینب بنت جحش همسر و دختر عمة پیامبر میماند و پیش او عسل میخورد، من و حفصه با یكدیگر توافق كردیم كه پیامبر پیش هر كدام از ما آمد به او بگوییم كه بوی مغافیر از تو به مشامم میرسد، مغافر خوردهای؟ پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- پیش یكی از آنها آمد و او همین سخن را به او گفت آنگاه پیامبر فرمود: چیزی نیست پیش زینب عسل خوردهام و دوباره نخواهم خورد. پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- در آن وقت پیش حفصه بنت عمر بود و به او گفت: كسی را خبر نكن دوباره نخواهم خورد او عایشه را خبر كرد كه در نقشهاش موفق شده است، و پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- از خوردن عسل امتناع ورزیده و برای بار دوم هرگز عسل نخواهد خورد، آن گاه خداوند این آیات را نازل فرمود: ﴿یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَیْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلاكُمْ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ * وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ * إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِیرٌ﴾. (التحریم: 1- 4).
یعنی از حسادتی كه شما زنان به یكدیگر میورزید خداوند پشتیبان پیامبر است، و اینكه فرمود: (صغت) یعنی دلهایتان در این كار از حق منحرف شده است، پس كاری اشتباه است، و به معنی این نیست كه كافر گشتهاید، چگونه چنین چیزی ممكن است و حال آن كه آنان همسران پیامبر و مادران مؤمنان هستند و آنان كسانیند كه خداوند به پیامبر دستور داده كه كسی از آنها را طلاق ندهد و به جای آنها همسری دیگر بر نگزیند و با وجود آنها با زنی دیگر ازدواج نكند. چنان كه خداوند متعال میفرماید: ﴿لاَ یَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ مَا مَلَكَتْ یَمِینُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ رَقِیباً﴾. (الأحزاب: 52).
«بعد از این دیگر زنى بر تو حلال نیست، و نمىتوانى همسرانت را به همسران دیگرى مبدل كنى (بعضى را طلاق دهى و همسر دیگرى به جاى او برگزینى) هر چند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود، مگر آنچه كه بصورت كنیز در ملك تو درآید! و خداوند ناظر و مراقب هر چیز است».
و بعد از این طبق روایت صحیح خدا به او اجازه ازدواج زنانی دیگر غیر از آنها را داد.
مهم این است كه این دلیلی است برای اینكه به جوش آمدن غیرت امر بسیار طبیعی است كه بین زنان رخ میدهد، بلكه همسران پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- دو گروه بودند.
عایشه -رضی الله عنها- میگوید: زنان پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- دو گروه بودند، در یك گروه عایشه و حفصه و صفیه و سوده بود، و در گروه دیگر ام سلمه و دیگر زنان پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- بودند. مسلمین دانستند كه پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- عایشه را خیلی دوست دارد، بنابراین اگر كسی میخواست برای پیامبر هدیهای بفرستد آن را نگاه میداشت تا آن كه پیامبر به خانه عایشه میرفت آنگاه هدیه را برای پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- میفرستاد، گروه ام سلمه به ام سلمه گفتند كه با پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- حرف بزن تا به مردم بگوید: هر كس میخواهد برای پیامبر هدیهای بفرستد پیامبر در هر خانهای از خانههایش كه بود آن را بفرستد. ام سلمه خواسته زنان پیامبر را با پیامبر در میان گذاشت، پیامبر چیزی به او نگفت، از او پرسیدند، گفت: پیامبر به من چیزی نگفت، آنگاه آنها به او گفتند با پیامبر حرف بزن، عایشه میگوید: وقتی نوبت ام سلمه شد و پیامبر پیش او رفت، ام سلمه با او حرف زد، اما پیامبر در پاسخ او چیزی نگفت، زنان از او پرسیدند، او گفت: پیامبر به من چیزی نگفت، زنان گفتند: با او حرف بزن تا آن كه پاسخ تو را بدهد.
آنگاه پیامبر به او گفت: دربارة عایشه مرا اذیت نكن در محاف هیچ زنی جز عایشه بر من وحی نازل نشده است، ام سلمه گفت: ای پیامبر خدا از اذیت كردن تو توبه میكنم.
سپس آنها (یعنی گروه ام سلمه) فاطمه دختر پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- را فراخواندند و او را پیش پیامبر فرستادند، او آمد و گفت: زنانت از تو میخواهند كه درباره ما و دختر ابوبكر عدالت را در نظر بگیر، پیامبر فرمود: دخترم آیا كسی را كه من دوست میدارم تو دوست نمیداری؟
فاطمه گفت: بله. گفت پس این را (عایشه را) دوست بدار، آنگاه فاطمه پیش زنان برگشت و آنها را از آنچه گذشته بود خبر كرد، زنان گفتند: دوباره پیش پیامبر برو اما فاطمه نپذیرفت[1]. آنگاه آنان زینب بنت جحش را پیش پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- فرستادند و او سخنانی تندی به زبان آورد و گفت: زنانت تو را به خدا سوگند میدهند كه در مورد دختر ابوبكر و آنها با عدالت رفتار كن، او صدایش را بلند كرد تا آن كه به عایشه كه پیش پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- نشسته بود ناسزا گفت و پیامبر به عایشه نگاه میكرد كه آیا چیزی میگوید یا نه، عایشه جواب زینب را داد تا آن كه او را ساكت كرد. آنگاه پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- به عایشه نگاه كرد و گفت: او دختر ابوبكر است[2].
منظور این است كه همسران پیامبر هووی یكدیگر بودهاند، و میان هووها چیزهای زیادی پیش میآید، و ما میگوییم حفصه و عایشه اشتباه كردهاند، ولی با كاری كه كردند به خدا كفر نورزیدهاند.
[1]- این در مسلم ذکر شده و در بخاری نیست.
[2]- بخاری كتاب الهبة، باب من أهدى إلى صاحبه حدیث 2581، و مسلم، كتاب فضائل الصحابة حدیث 2442.
بر گرفته از کتاب:
نگرشی نو به تاریخ صدر اسلام
تألیف:دكتر عثمان بن محمد خمیس
http://eslami.mihanblog.com/Post-786.ASPX


