عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
25 اسفند 1390 | |
|
2
|
25 اسفند 1390 | |
|
3
|
1 اسفند 1390 | |
|
4
|
21 آبان 1390 | |
|
5
|
21 شهریور 1390 | |
|
6
|
19 شهریور 1390 | |
|
7
|
29 خرداد 1390 | |
|
8
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
9
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
10
|
24 اردیبهشت 1390 |
حضرت مهدی آخرین احیاگر و مجدد در اسلام
حضرت مهدی آخرین احیاگر و مجدد در اسلام
خلاصه ای از مقاله "حضرت مهدی آخرین احیاگر و مجدد در اسلام " نوشته " عبدالعزیز نعمانی "
این مقاله در سایت سنی آنلاین به آدرس زیر قرار دارد. سایت مذکور زیر نظر دارالعلوم زاهدان مدیریت شده و رسمی ترین مرجع اهل سنت ایران است.
http://www.sunnionline.net/default.cfm?tbid=tbp_content&rule=view&id=322&xPg=99999999
خداوند عزوجل به منظور هدایت بشر و تبیین صراط مستقیم و نجات آن از سردرگمیها و رنجهای زندگی، دین را مطابق با نیاز هر زمان، تشریع فرموده و آن را در قالب كتابی وحیانی بر پیامبر فرو فرستاده تا مردم را به سوی فرامین آن فرا خواند و آنان را به راه سعادت و خوشبختی سوق دهد؛ دین اسلام برگزیدهترین، جدیدترین و آخرین برنامة الهی برای هدایت بشر است. چنانكه خداوند میفرماید: «ان الدین عندالله الاسلام» (آلعمران: 19)؛ ‹همانا دین در پیشگاه خداوند، دین اسلام است›. «و من یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن یقبل منه» (آلعمران: 85)؛ ‹و كسی كه غیر از اسلام دین دیگری را بطلبد، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد.›
خداوند دین اسلام را به مرحلة تكامل رسانده و خود عهدهدار پاسداری و ضامن بقای آن شده است، طوریكه دین اسلام به عنوان یك برنامة كلی زندگی برای انسان متمدن مطرح است و در تمام زمینههای اعتقادی، عبادی، اخلاقی، فردی و اجتماعی بحث میكند و با حقیقت ذاتی و حیات و طراوت خویش تا ابد باقی است و هرگز آثار و غبار كهنگی بر آن نمینشیند. از همین رو حقایق و عقاید اسلامی تغییرناپذیر و احكام و قوانینش كامل و غیر قابل نسخاند، به گونهای كه هیچگونه تحریف و دستبردی در آنها راه ندارد.
بدون تردید زندگی بشر در حال تحول و دگرگونی است و هر لحظه بر احتیاجات بشر و متقابلاً به عرصة پاسخگویی دین افزوده میشود. برای رفع این مسأله در ادوار مختلف، مجددان و مصلحان در راستای تجدید و احیای دین، گامهای بسیار مؤثری برداشتهاند. آنان طبق شرایط و ضرورت زمان خویش با روشهای مختلف این خدمت ارزنده را انجام دادهاند. رسولاكرم صلیاللهعلیهوسلم نیز به وجود مجددانی كه بر روش انبیاء به تجدید و احیای دین میپردازند نوید داده است: «ان الله یبعث لهذه الامة علی رأس كل مأئة سنة من یجدد لها دینها»(1)؛ ‹همانا خداوند برای این امت در آغاز هر قرنی، كسی را مبعوث خواهد كرد تا دین آنان را تجدید نماید.›
در حدیث دیگری نیز این مفهوم با الفاظ دیگری آمده است: «یحمل هذا العلم من كل خلف عدوله، ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تأویل الجاهلین» (2) ‹ در هر دور و زمانی افراد عادل و وارسته حامل این علم میگردند، كه آن را از تحریف افراطیها، دستبرد باطلگرایان و تأویل بیمورد جاهلان پیراسته مینمایند.›
تاریخ درخشان اسلام، بهترین گواه بر این مدعاست كه قرآن و احادیث پیامبراسلام صلیاللهعلیهوسلم بدون كوچكترین تغییر و تحریف به همان صورت اولیه خود باقی ماندهاند و رسالت مهم و ارزندة احیاگری و تجدید دین همواره در جریان بوده است و مطابق پیشگویی پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوسلم این روند تا قیام رستاخیز تداوم خواهد داشت: «لا تزال هذه الامة ظاهرین علی من خالفهم حتی یأتی امر الله و هم ظاهرون»(3) ‹همواره این امت بر مخالفان خود غالب و پیروز است و این پیروزی تا قیام رستاخیز ادامه خواهد داشت.›
در پرتو این روایات حضرت ابوبكر صدیق رضیاللهعنه، نخستین جانشین پیامبر و اولین پرچمدار این حركت ارزنده بود؛ او كه با صراحت اعلام كرد: «تا مادامیكه پیروی خدا و پیامبر او میكنم ، اطاعتم كنید و اگر از فرمان خدا و پیامبرش سر پیچیدم، حق اطاعت بر شما ندارم.»(5).
ایشان در آغاز خلافت با حساسیت و جدیت تمام با مانعین زكات و مرتدان برخورد كردند، آنان كه میگفتند: «ما نماز میخوانیم، اما زكات نمیدهیم»! ولی حضرت ابوبكر رضیاللهعنه با آنان به شدت مخالفت نمود و اعلام كرد: «به خدا سوگند! با آنانی كه میان نماز و زكات جدایی افكندهاند، پیكار خواهم نمود. به خدا سوگند در صورتی كه بزغالهای كمتر از آنچه به پیامبر صلیاللهعلیهوسلم پرداخت میكردند به من بپردازند، با آنان خواهم جنگید!»
تدوین قرآن و نشر آن ، اجرای احكام شریعت بر منهاج نبوت و گسترش فتوحات اسلامی، از نشانههای بارز تجدید و احیاگری دین اسلام در زمان خلفای راشدین به حساب میآید.
در طول تاریخ اسلام حركت تجدید و احیاگری همواره در جریان بوده، اصلاحگران، مجددان، رهبران نهضتهای دینی و علما و اندیشمندان در راستای اصلاح و تجدید عظمت اسلام، مبارزه علیه ظلمت و جهالت، ایستادگی در برابر فتنههای زمان و قدرتهای باطل، روشنگری در مقابل اعتقادات الحادی و انحرافات علمی و فكری، فساد اخلاقی و زدودن غبار شبه و تردید از سیمای پرفروغ اسلام زحمات فراوانی را متحمل شدهاند و كارنامههای پر ارجی را از خود به جا گذاشتهاند كه همه قابل تقدیر و تحسیناند.
در هر حال احیاگری سابقة درخشانی در تاریخ اسلام دارد، كه در روایات شیعه و سنی در مورد آن بحث شده است. شیعه خلأ پس از ختم نبوت را با بحث امامت دوازده امام و غیبت امام دوازدهم حضرت مهدی تا روز قیامت قابل حل میداند. اما از دیدگاه اهلسنت این خلأ با ظهور مجددان و مصلحان دینی در هر عصر و قرنی، مطابق با پیشگویی و بشارت پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوسلم تا قیام قیامت ادامه خواهد یافت و نهایتاً این حركت احیاگری و تجدید دین با ظهور حضرت مهدی و نزول حضرت عیسی علیهالسلام از آسمان در سطح جهانی و فراگیر شكل خواهد گرفت.
در آن زمان حضرت مهدی قیام خواهد نمود و به عنوان رهبر، هدایتگر و پیشوای معنوی مردم مطرح خواهد شد؛ بساط ظلم و ستم علیه بشریت پایان میپذیرد و عدل و قسط و مساوات همة گیتی را فرا خواهد گرفت. رسولاكرم صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «لو لم یبق من الدهر الا یوم لبعث الله رجلاً من اهل بیتی لیملاها عدلاً كما ملئت جوراً»(6) ‹ اگر از دنیا جز یك روز باقی نماند، قطعاً خداوند در آن روز مردی از اهلبیت مرا برخواهد انگیخت كه دنیا را پر از عدل و داد نماید چنانكه پر از ظلم و جور شده بود.›
ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اهل سنت
اعتقاد به ظهور حضرت مهدی از باورهای مهم اهلسنت و از علایم كبرای قیامت به حساب میآید؛ تا آنجا كه برخی از محدثان و محققان اهلسنت روایاتی را كه پیرامون ظهور حضرت مهدی نقل شده است در حد تواتر معنوی میدانند و منكر مطلق آن را فاسق میخوانند.
اهلسنت و شیعه دربارة بشارتهای پیامبراسلام صلیاللهعلیهوسلم راجع به ظهور حضرت مهدی و مأموریت جهانی و شخصیت معنوی و نشانههای ظهور و ویژگیهای انقلاب ایشان تا حد زیادی اتفاق نظر دارند؛ امّا تفاوت اساسی در آن است كه شیعیان معتقدند حضرت مهدی امام دوازدهم و فرزند محمد بن حسن عسكری است كه در سال 255 هجری متولد شده و هم اكنون زنده و غایب است؛ در حالیكه اهلسنت معتقدند كسی با نام و لقب مهدی هنوز متولد نشده و غایب نیست، بلكه چنین فردی با نام محمد بن عبدالله و ملقب به «المهدی»، از خاندان رسولاكرم صلیاللهعلیهوسلم در قرب قیامت به منظور احیاء و تجدید دین اسلام ظهور خواهد كرد.
محققان و دانشمندان اهلسنت ظهور حضرت مهدی موعود را در قرب قیامت از معتقدات اهلسنت و جماعت بر شمردهاند:
1ـ شیخ الاسلام احمد بن عبدالحلیم مشهور به ابنتیمیهرحمهالله میفرماید: «ان الاحادیث التی یُحْتَجُّ بها علی خروج المهدی احادیث صحیحة رواها ابوداود و الترمذی و احمد و غیرهم من حدیث ابنمسعود و غیره»(7)؛ ‹احادیثی كه از آنها بر خروج مهدی استدلال میشود صحیحاند، آنها را ]محدثان بزرگ همچون [امام ابوداود، ترمذی، احمد و دیگران از سند عبداللهبنمسعود رضیاللهعنه و دیگر اصحاب، روایت نموده اند›.
2ـ علامه مسعودبنعمر تفتازانی متوفی 792 هـ میفرماید: «قد وردت الاحادیث الصحیحة فی ظهور امام من ولد فاطمة الزهرا رضیاللهعنها یملا الدنیا قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً»(8)؛ ‹ احادیث صحیحی دربارة ظهور امامی از دودمان فاطمة زهرا رضیاللهعنها روایت شده كه وی دنیا را پر از قسط و عدل خواهد كرد چنانكه پر از ظلم و ستم شده است.›
3ـ علامه جلالالدین سیوطی به نقل از امام ابوالحسن محمد بن حسین سحری و امام ابوالعباس احمد بن محمد هیتمی به نقل از برخی ائمه آوردهاند كه: «قد تواترت الاخبار و استفاضت بكثرة رواتها عن المصطفی صلیاللهعلیهوسلم بمجیء المهدی و انه من اهل بیته و انه سیملك سبع سنین و انه یملا الارض عدلاً»(9)؛ ‹ اخبار و روایات دربارة آمدن مهدی متواتر است و از جهت كثرت راویان آن از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در حد استفاضه است، كه بیان میدارد مهدی از اهل بیت ایشان است و هفت سال حكومت خواهد كرد و زمین را پر از عدل و داد میكند.›
4ـ امام محقق و محدث، شمسالدین محمدبناحمد سفارینی حنبلی (متوفی 1188 هـ) میفرماید:
« قد كثرت الروایات بخروج المهدی حتی بلغت حد التواتر المعنوی و شاع ذلك بین علماء السنة حتی عد من معتقداتهم فالایمان بخروج المهدی واجب كما هو مقرر عند اهل العلم و مدون فی عقائد اهل السنة و الجماعة»(10)؛ ‹روایات پیرامون خروج مهدی بسیار زیاداند و به حد تواتر معنوی رسیدهاند و این مسأله در میان علمای اهلسنت به قدری شایع است كه از معتقدات آنان به حساب میآید، لذا ایمان به خروج مهدی واجب است چنانكه این مسأله نزد اهل علم به اثبات رسیده و در كتب اعتقادی اهلسنت و جماعت تدوین شده است.›
5ـ امام احمد بن عبدالرحیم معروف به شاه ولیالله محدّث دهلوی (متوفی 1176 هـ) میفرماید: «همچنین ما به یقین میدانیم كه شارع علیهالصلاةوالسلام نص فرموده است به آنكه امام مهدی در اوان قیامت موجود خواهد شد و وی عندالله و عند رسوله امام بر حق است و پر خواهد كرد زمین را به عدل و انصاف چنانكه پیش از وی پر شده باشد به جور و ظلم؛ پس با این كلمه افاده فرمودهاند استخلاف امام مهدی را، و واجب شد اتباع وی در آنچه تعلق به خلیفه دارد چون وقت خلافت او آید» (11).
دیدگاه برخی معاصرین
برخی از روشنفكران دینی و نویسندگان شیعی و سنی معاصر پیرامون مسئله احیاگری و ظهور مجددان از دیدگاه اهلسنت، مطالب درخور توجهی را ذكر كردهاند امّا در لابهلای آنها مواردی به چشم میخورد كه اعتقاد اهلسنت را نسبت به ظهور حضرت مهدی و شناخت ایشان، مبهم و كمرنگ جلوه میدهد، و برخی از آنها علایم و تحولاتی را كه در روایات اسلامی پیشبینی شده و در قرب قیامت ظهور خواهد كرد غیر قابل قبول و مبالغهآمیز خواندهاند.
یكی از نویسندگان و صاحبنظران معاصر شیعی در بحث «دین و احیاگری دینی» مسئله مهدویت را در دو بُعد خاص و عام مطرح كرده است.(12)
نویسنده دربارة اعتقاد اهلسنت در مورد مهدویت مینویسد: «اهلسنت روایات مختلف در مورد مهدویت دارند و كتابهای قطوری در این مورد نوشتهاند. منتها آنها مهدویت عام را قبول دارند، به این معنا كه در آخر زمانی كه فرا خواهد رسید، شخصی به نام مهدی قیام خواهد كرد. وی هدایتگر و پیشوا خواهد بود. اما اعتقاد ندارند كه او از پدر و مادر معینی به دنیا آمده و هزاران سال زنده بوده است، بلكه معتقدند چنین فردی كه یك رهبر الهی و معنوی است، برای احیای دین به موقع ظهور خواهد كرد.»(13)
امّا در ادامه میافزاید: «در همین صدوپنجاه سال اخیر در میان اهلسنت مدعیان مهدویت ظهور كردهاند. البته ما آنها را مهدی دروغین میدانیم زیرا كه به مهدی معینی اعتقاد داریم، امّا در میان اهلسنت چنین اعتقادی وجود ندارد. یك نفر كه ادعای مهدویت بكند، نمیتوان به راحتی او را تكذیب كرد. هر كس كه قیام كند، میتواند ادعا كند كه همان مهدی موعود است. حال از چه طریق میتوان این مدعا را اثبات یا رد كرد، مشخص نیست.»(14)
دربارة این بخش از سخنان نویسنده باید عرض كرد كه مدعیان مهدویت از دیدگاه اهلسنت و جماعت همانند مدعیان دروغین نبوت قابل تشخیصاند، زیرا ظهور حضرت مهدی تمهیدات و مقدماتی دارد كه با تحقق آنها زمینة ظهور ایشان فراهم میگردد؛ این مقدمات به نام علایم صغرای قیامت به طور مبسوط در كتابهای عقیدتی اهلسنت و جماعت ذكر شدهاند لذا از این بابت جای نگرانی نیست زیرا امر مهدی از دیدگاه اهلسنت مثل روز روشن است و نشانهها و علاماتی كه پیش از ظهور و بعد از آن اتفاق میافتد و علایم و نشانههایی كه دربارة ویژگیهای اخلاقی و سیمای آن بزرگوار در احادیث آمده شخصیت ایشان را كاملاً از مدعیان دروغین متمایز میكند.
چنانكه خود نویسنده نیز در ادامه اذعان كرده كسانی كه در میان اهلسنت ادعای مهدویت كردهاند همچون احمد سودانی كه به مهدی سودانی معروف شد به متهمدی (مهدینما) ملقب شدهاند و كسی این ادعای آنان را نپذیرفته است.
محمد عبدالله قریشی وجیهمان عتیبی نیز كه در مكة مكرمه ادعای مهدویت كردند، حكومت عربستان سعودی آنها را بازداشت و اعدام كرد و علمای سعودی و علمای سایر ممالك اسلامی آنان را ملحد و متجاوز در حرم الهی خواندند و كسی از آنان اتباع نكرد.
شیخ علی كورانی از نویسندگان و محققان معاصر شیعه دربارة اعتقاد اهلسنت و جماعت در مورد حضرت مهدی و حركتهای معاصر مهدویت میگوید: « اصالت اعتقاد به حضرت مهدی از دیدگاه اهلسنت از آنجا روشن میگردد كه روایات فراوانی در منابع و اصول روایی و اعتقادی آنها و نیز فتاوا و آراء دانشمندان و تاریخ علمی و سیاسی آنان در خلال نسلهای گذشته وجود دارد كه گواه بر این عقیده است. بنابراین حركتهایی كه از سوی مدعیان مهدویت در جوامع اسلامی اهلسنت رخ داد مانند جنبش مهدی سودانی در قرن گذشته و حركتی كه در آغاز این قرن در حرم مكه اتفاق افتاد و جنبشهایی كه اندیشههای مهدویت را به شكل آشكاری نشان میداد مانند «جنبش جهاد و هجرت» در مصر و حركتهای مشابه آن ، كه در اثر به وجود آمدن خلأ فكری و یا تحت تأثیر تفكرات شیعی دربارة حضرت مهدی آنگونه كه برخی تصور میكنند، پدید نیامد.»(13)
عدهای از نویسندگان و روشنفكران معاصر اهلسنت نیز دربارة اعتقاد به ظهور مهدی موعود با شك و تردید نگریستهاند از جمله دكتر احمد امین، محمد غزالی مصری، ابوالاعلی مودودی و شیخ عبدالله محمود كه یا ظهور فردی را با نام مهدی به كلی نفی كردهاند و آن را اعتقادی خرافی و نشأت گرفته از اعقتادات اهلتشیع میدانند و یا ظهور چنین فردی را با ویژگیها و علایم خاص انكار نمودهاند.(14)
در پاسخ این اظهارات، علما و محققان اهلسنتِ جهان اسلام واكنش نشان دادهاند؛ از آن جمله شیخ عبدالعزیز بن باز (مفتی اعظم سابق عربستان سعودی) شیخ محمد صالح عثیمین ، استاد عبدالمحسن عباد استاد دانشگاه اسلامی مدینه منوره، شیخ محمدعلی صابونی، شیخ محمد خضر حسین ، علامه محمد سابق از اساتید دانشگاه الازهر و محدث معاصر شیخ ناصرالدین البانی؛ مولانا بدرعالم میرتهی و مولانا محمدزكریا كاندهلوی از علمای برجسته هندوستان كه هر یك با نشر كتاب، مقاله، صدور فتوا و ایراد سخنرانی به رد صریح این رویكرد پرداختهاند و ایرادات آنان را پاسخ گفتهاند.
دكتر عبدالحلیم محمود ، رئیس اسبق دانشگاه الازهر مصر میفرماید: «خبر ظهور حضرت مهدی در نصوص صریح احادیث آمده است. آغاز ظهور حضرت مهدی از مكه مكرمه و قبل از نزول حضرت مسیح عیسی بن مریم علیهالسلام خواهد بود. امام مهدی متولی امر مسلمانان میشود و آنان را در جهاد با دشمنان اسلام رهبری میكند، تا آنكه حضرت مسیح علیهالسلام از آسمان فرود میآید و بر منهاج شریعت حضرت محمد صلیاللهعلیهوسلم و در راستای تحكیم اركان اسلام تلاش میكند. محتوای احادیثی كه دربارة حضرت مهدی روایت شدهاند آن است كه وی فرماندة عربی مبارز و مجاهدی است كه برای نشر عدل و دفع ظلم و ستم تلاش خواهد نمود چنانكه در احادیث به این مطلب تصریح شده است. همچنین در احادیث به تحقق حكومت جهانی تحت پرچم واحد كه همانا پرچم عدل، احسان و حق است، بشارت داده شده است. ظهور حضرت مهدی در حقیقت تحقق آرزوی كسانی خواهد بود كه خواهان رفاه و آسایش بشراند و رؤیای دیرینة فلاسفهای امثال فارابی خواهد بود كه دربارة حكومت جهانی و مدینة فاضله نظریهپردازی كردند.»(15)
شیخ عبدالعزیز بن باز رحمه الله (مفتی سابق عربستان سعودی) میفرماید: «امر ظهور مهدی واضح و معلوم است. احادیث در این باره به حد استفاضه و تواتر رسیدهاند. تعداد زیادی از علما به تواتر این احادیث اذعان نمودهاند. تواتر این احادیث معنوی است و این به خاطر كثرت طرق روایت و تفاوت منابع و روایت صحابة پیامبر و اختلاف الفاظ آن است. از این رو اعتقاد به این مسئله حق است و روایات دلالت بر ثبوت این شخصیت موعود و حق بودن خروج وی دارند. نام ایشان محمد بن عبدالله علوی حسنی است و از دودمان حسن بن علی بن ابیطالب رضیاللهعنهم خواهد بود . ظهور این امام موعود در آخرالزمان، نزول رحمتی از جانب خداوند بر امت اسلامی است، زیرا توسط ایشان عدل و حق اقامه میگردد و بساط ظلم و جور برچیده میشود.»(16)
پاورقیها
1ـ سنن ابیداود:3/113،شمارة روایت (4291) ـ دارالكتب العلمیة 1416 هـ. ق.
2ـ بیهقی، السنن الكبری: 1/209 ـ دارالمعرفة.
3ـ بخاری، الجامع الصحیح: 4/380، شمارة روایت(3116) دارالكتب العلمیة 1412 هـ .ق
4ـ ابوداود، سنن ابیداود:3/109، شمارة روایت (4279) دارالكتب العلمیة.
5ـ ابن هشام، السیرة النبویة: 4/312، دارالكتاب العربی،1410 هـ.
6ـ ابوداود، سنن ابیداود:3/110، شمارة روایت(4283) دارالكتب العلمیة.
7ـ ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم ، منهاج السنة النبویة: 4/211 دارالكتب العلمیة.
8ـ تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح المقاصد: 5/312 عالم الكتب 1409 هـ.
9ـ سیوطی، الرسائل العشر، العرف الوردی فی اخبار المهدی، ص: 253 دارالكتب العلمیة 1409 هـ. هیتمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، ص: 23، مكتبة سید احمد شهید، لاهور، پاكستان.
10ـ محمد بن احمد سفارینی، لوامع الانوار البهیة و سواطع الاسرار الاثریة: 2/80 چاپ قطر.
11ـ شاه ولیالله دهلوی، ازالة الخفاء عن خلافة الخلفاء: 1/6،سهیل اكیدمی، لاهور 1976 م.
12ـ حسن یوسفی اشكوری، خرد در ضیافت دین، ص: 185 چاپ قصیده 1380هـ . ش.
13-همان، ص:186.
14-همان، ص:186.
15ـ علی كورانی، عصر ظهور، ص:391، مترجم : عباس جلالی، شركت چاپ و نشر بین الملل ، 1379 هـ.ش
16ـ ر.ك، احمد امین، ضحی الاسلام: 3/235. نگاهی به احوال و آثار و افكار سیدابوالاعلی مودودی ص: 252 ،م : سعید اسعد گیلانی. سلسلة الاحادیث الصحیحة: 4/42، شیخ ناصرالدین البانی.


