عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
25 اسفند 1390 | |
|
2
|
25 اسفند 1390 | |
|
3
|
1 اسفند 1390 | |
|
4
|
21 آبان 1390 | |
|
5
|
21 شهریور 1390 | |
|
6
|
19 شهریور 1390 | |
|
7
|
29 خرداد 1390 | |
|
8
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
9
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
10
|
24 اردیبهشت 1390 |
نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت
شمسالله صفرلكى
نهضت امام حسین(ع)از نادرترین رخدادهایى است كه تفكر انسانهارا به خود معطوف داشته است و در تاریخ اسلام ارزش والایى دارد. شهادت حسین بن على(ع)حیات تازهاى به اسلام بخشیده، خونها رابه جوشش آورد و تنها را از رخوت خارج ساخت. امام حسین(ع)باحركت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده و احساس ذلت وزبونى و اسارت را كه از اواخر حكومت عثمان بر روح جامعهاسلامى حكمفرما شده بود، تضعیف كرد.
آنچه امت اسلامى از زمان وقوع این حادثه عظیم تا امروز بر آنمتفق است، این است كه انقلاب كربلا هیبت و ابهت اسلام را كه بهعلتحاكمیت فرمانروایان ضعیف النفس و تحقیر ارزشها و مقدساتدینى رو به افول گذارده بود، احیا كرد. حركت امام حسین(ع)،حركتى است مستمر براى همه نسلها و همه عصرها است.
این انقلاب تنها انقلابى است كه اگر كلیه صحنههایش چنان كهبوده، تصویر شود، هیچ كس نمىتواند از بروز احساسها و عواطففطرىاش جلوگیرى كند; زیرا این فاجعه به قول شافعى دنیا رالرزانده و نزدیك است قله كوهها را آب كند.
حادثه كربلا در میان اهل تسنن موجى ایجاد كرد كه زبان و قلمدانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانى با شجاعتبه توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته است. شوكانى در كتاب «نیل الاوطار»در رد بعضى از سخنوران دربارى مىگوید: به تحقیق عدهاى از اهلعلم افراط ورزیده، چنان حكم كردند كه:
«حسین(ع)نوه پیامبر كه خداوند از او راضى باشد. نافرمانىیك آدم دائم الخمر را كرده و حرمتشریعتیزید بن معاویه را هتككرده است.» خداوند لعنتشان كند، چه سخنان عجیبى كه از شنیدنآنها مو بر بدن انسان راست مىگردد.
تفتازانى در كتاب «شرح العقاید» مىنویسد:حقیقت این است كه رضایتیزید به قتل حسین(ع)و شاد شدن اوبدان خبر و اهانت كردنش به اهلبیت پیامبر(ص)از اخبارى است كهدر معنى متواتر است; هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. دربارهمقام یزید بلكه درباره ایمان او كه لعنتخدا بر او و یارانشباد. توافقى نداریم.
جاحظ مىگوید: منكراتى كه یزید انجام داد، یعنى قتل حسین(ع)وبه اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدمساختن كعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و كینه و نفاق و خروج ازایمان او دلالت مىكند.
بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و كسى كه از لعن او جلوگیرىكند، نیز ملعون است.
ابن حجر هیثمى مكى در كتاب «الصواعق المحرقه» مىنویسد: پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وى پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود كسى كه خداوند او را در قرآن لعن كرده است.
آنجا كه مىفرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامكماولئك الذین لعنهمالله» و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچه یزیدانجام داد، بالاتر است؟!
عبدالرزاق مقرم در كتاب «مقتل الحسین» مىگوید: به تحقیقگروهى از علما از جمله قاضى ابویعلى و حافظ ابن الجوزى وتفتازانى و سیوطى در مورد كفر یزید نظر قطعى دادهاند و باصداقت تمام لعن او را جایز شمردهاند.
مولف كتاب «شذرات الذهب» مىنویسد: در مورد لعن یزید، احمدبن حنبل دو قول دارد كه در یكى تلویح و در دیگرى تصریح به لعناو مىكند. مالك و ابوحنیفه نیز هر كدام همتلویحا و هم تصریحایزید را لعنت كردهاند; و به راستى چرا اینگونه نباشد و حالآنكه او فردى قمار باز و دائم الخمر بود.
شیخ محمد عبده مىگوید: هنگامى كه در دنیا حكومت عادلى وجوددارد كه هدف آن اقامه شرع و حدود الهى است و در برابر آنحكومتى ستمگر است كه مىخواهد حكومت عدل را تعطیل كند، بر هرفرد مسلمانى كمك كردن حكومت عدل واجب است; و از همین باب استانقلاب امام حسین كه در برابر حكومتیزید كه خدا او را خواركند. ایستاد.
از سبط بن جوزى در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجویز كرده است، ما نیز به خاطر جنایاتىكه درباره پسر دختر رسول خدا مرتكب شد، او را دوست نداریم; واگر كسى به این حد راضى نمىشود، ما هم مىگوییم اصل، لعنت كردنیزید است.
حادثه كربلا چنان در قلوب نفوذ كرد كه بسیارى از بزرگان اهلتسنن آن را در قالب شعر مطرح ساخته، اندوه خویش را ابرازكردند. امام شافعى كه در دوستى اهلبیت زبانزد است. دربارهنهضت كربلا چنین سروده است:
قتیل بلا جرم كان قمیصه صبیغ بماء الارجوان خصیب نصلى على المختار من آل هاشم و نوذى بنیه ان ذاك عجیب لئن كان ذنبى حب آل محمد(ص) فذلك ذنب لست عنه اتوب هم شفعائى یوم حشرى و موقفى و بغضهم للشافعى ذنوب
حسین(ع)كشتهاى بى گناه است كه پیراهن او به خونش رنگین شده وعجب از ما مردم آن است كه از یك طرف به آل پیامبر درودمىفرستیم و از سوى دیگر فرزندانش را به قتل مىرسانیم و اذیتمىكنیم!
اگر گناه من دوستى اهلبیت پیامبر است، پس من هیچگاه از آنتوبه نمىكنم.
اهلبیت پیامبر(علیهم السلام)در روز محشر شفیعان من هستند واگر نسبتبه آنان دشمنى داشته باشم، گناهى نابخشودنى است.


