عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
25 اسفند 1390 | |
|
2
|
25 اسفند 1390 | |
|
3
|
1 اسفند 1390 | |
|
4
|
21 آبان 1390 | |
|
5
|
21 شهریور 1390 | |
|
6
|
19 شهریور 1390 | |
|
7
|
29 خرداد 1390 | |
|
8
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
9
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
10
|
24 اردیبهشت 1390 |
• سخنی مختصر پیرامون آیه انذار و آیه ولایت
آیه انذار:
[وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الأَقْرَبِینَ] {الشعراء:214}
در سال سوم بعثت خداوند به پیامبر دستور علنی كردن رسالت را می دهد با این خطاب: [وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الأَقْرَبِینَ]: و خویشاوندان نزدیكت را انذار كن. شیعه طبق یك خبر واحد معتقد است پیامبرصلی الله علیه وسلم در این روز خلیفه و جانشین خود را (یعنی حضرت علی 13 ساله) را نیز معرفی نمود ولی:
- خدا به پیامبر فرموده: ابلاغ رسالت كن و نه اعلام خلافت. نام حادثه نیز یوم الانذار است و نه یوم تعیین خلیفه!
- چگونه در همین اولین روز، هنوز پدری ثابت نشده پیامبر ناگهان بخواهند حكومت بر اعراب را در خاندان بنی هاشم موروثی كنند و همه هم قبول كنند؟
- در تاریخ طبری در كنار همین خبر، خبر دیگری نیز از حضرت علی وجود دارد كه فرموده اند پیامبر در این روز مرا به عنوان وصی (كسی كه ارث می برد و وصایت می شود) معرفی كرد و اشاره ای به خلافت بر كل قبایل عرب نمی كنند . به احتمال فراوان اگر هم كلمة خلیفه در سخن پیامبرصلی الله علیه وسلم بوده منظور خلیفه فی اهلی (یعنی جانشین در خاندانم بوده است مانند جنگ تبوك و سرپرستی خاندان پیامبر توسط حضرت علی در مدینه)
- چرا در لیله المبیت كه 40 نفر از كفار، شمشیر كشیده به خانه پیامبرصلی الله علیه وسلم میریزند و جانشین جوان ایشان (یعنی حضرت علی) را می بینند ایشان را به قتل نمی رسانند؟ اگر می دانسته اند علی در سال سوم بعثت، جانشین پیامبر است؟
- بزرگترین شائبه و اتهامی كه از سوی سران كفر، مانند ابولهب و ابوجهل بر نبی اكرم وارد می شد (پس از علنی كردن ابلاغ) این بوده كه او میخواهد ریاست مكه و قریش را به دست بگیرد آیا امكان دارد پیامبرصلی الله علیه وسلم با چنین سخنی مهر تایید بر تفكرات آنها زده باشند؟
آیه ولایت:
[إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آَمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ] {المائدة:55} سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آوردهاند و نماز را برپا می دارند و زكوت می دهند در حالیكه راكعند. شیعه معقتد است حضرت علی در حال ركوع در نماز انگشتری كه ارزش ان خراج یكسال یمن بوده است را به گدایی می دهد و این آیه نازل می شود كه یعنی علی خلیفه است ولی:
- حتی در صورت قبول این شان نزول، خلافت بلافصل علی از آیه استنباط نمی شود. زیرا در آیات قبلی آمده كه با یهود و نصاری و منافقین دوستی نكنید و در اینجا فرموده دوست و یاور شما فقط خداوند و رسولش و مومنان هستند. حتی در آیات بعدی نیز سخن از همین موضوع است.
- گداپروری در سیره بزرگان نبوده آن هم اعطای این مبلغ كلان! براحتی می شده انگشتری به این قیمت را فروخت و بین فقرا تقسیم كرد.
- چگونه در یك زمان واحد دو نفر ولی (پیامبر و علی) بر امت اسلامی تعیین شده است.
- تاخیر در پرداخت زكوه واجب گناه است و بعید است حضرت علی در اینكار تاخیر كرده باشند اگر هم زكوه مستحب بوده كه نیازی نبوده اركان نماز را به خاطر آن به هم ریخت.
- شما می گویید در حال نماز تیر از پای حضرت علی بیرون كشیدند و ایشان متوجه نشدند چگونه در حال نماز، متوجه درخواست گدا شدند؟
- آیا در آن واحد امكان دارد دو ولی و حاكم بر مسلمین حكومت كنند؟ (نبی اكرم و حضرت علی؟)
- كلمه الذین یعنی كسانی كه و جمع است. چگونه فقط در خصوص حضرت علی نازل شده (شما عنكم در آیه تطهیر را مذكر می دانید یعنی منظور زنان پیامبر نیستند ولی در اینجا می گویید الذین استثناء است و برای تكریم فرد. خوب عنكم هم در آنجا استثناء است!)
- در بسیار از آیات قران كریم، صلوه همراه زكوه و حتی كلمه راكعون و ركوع آمده است كه منظور خشوع و خضوع بوده نه این كه كسی باید در حال ركوع زكوه بدهد!
- به همین دلیل حتی یك روایت هم در تاریخ وجود ندارد كه نبی اكرم صلی الله علیه وسلم در حال ركوع زكوه داده باشند براستی چرا ایشان به این آیه عمل نكرده و در حال نماز زكوه نداده اند!!!
- از امام محمد باقر (ع) سئوال می كنند آیا منظور خداوند در این آیه از الذین آمنوا حضرت علی بوده؟ ایشان می فرمایند حضرت علی نیز داخل در شمول مومنین است.
- چرا حضرت علی در خطبه ها یا نامه هایی كه بین ایشان و مخالفین رد و بدل می شود به این آیه مهم كه در تایید خلافت ایشان بوده است اشارهای نمی كنند. (و همچنین یاران ایشان در جنگها و مخاصمات به این آیه اشاره ای نمی كنند)
- این روایت یا شان نزول از دو طریق نقل شده پس خبر واحد است.
- در بین سلسله روات این روایت این نامها وجود دارد: ایوب ابن سوید و عتبه ابن ابی حكیم و غالب بن عبیدا الله: ایوب را امام احمد و ابن معین و غیره ضعیف می دانند و نجاری در تفسیرش گفته: یتكلمون فیه و عتبه را ابن معین و احمد سست دانسته اند (ولی ابن حبان او را در ثقات ذكر كرده) غالب ابن عبیداله نیز منكر الحدیث متروك بوده است.
- از سوی دیگر، روایات متواتر و صحیح السندی وجود دارد كه شان نزول این آیه را در خصوص عباده ابن صامت می داند (كه داستان داوری او و شهادتش و اینكه پیامبر به دست خودشان، قبر او را حفر كردند و... در نزد شیعه بسیار معروف است)
در انتها امیدوارم برادران هموطن من از مباحث این قسمت خشمگین نشوند زیرا همان علی که پیشوای من و تمام برادران اهل سنت است (در كنار بقیة اصحاب بزرگوار نبیاكرم) فرموده است: حق را بگو هر چند تلخ باشد. پس من با استمداد از الطاف بی نهایت الهی این قسمت را با این حدیث به پایان می رسانم:
سخن حق را بپذیر حتی اگر از دشمنت باشد و باطل را رها کن حتی اگر از دوستت باشد.
گر چه من هیچگونه تلخی در این مباحث نمی بینم و اگر هم چیزی تلخ باشد به مذاق انسانهای دگم و متعصب و کج فهم است و کسانی که تنها راه باز ماندن دکانشان، طرح همین مسائل تفرقه برانگیز بوده و هست. [1] براستی مگر نبی اكرم ـ نعوذبالله ـ پادشاه بودند كه باید برای خود، جانشین تعیین كنند؟
در اینجا الزم می دانم پیرامون كلمه ای كه شیعه زیاد آنرا به كار می برد توضیحی بسیار مختصر دهم: به نظر من اعتقاد به ولایت دارای سه بعد است كه مرحلة اول آن بسیار خوب و پسندیده و مرحله دوم آن ظلم و مرحلة سوم آن شرك و موجب خلود جاویدان در آتش جهنم می شود:
1-اعتقاد به ولاء (با فتح واو) و موه و مولی بودن نزدیكان پیامبر به خصوص فرزندان حضرت علی و دوست داشتن آنها و طبق مرام و روش آنها عمل كردن. این بسیار امر خوب و پسندیده ای است و در این زمینه نیز هیچ اختلافی بین شیعه و سنی وجود ندارد. (البته به عنوان مثال شما باید احادیث منتسب به امامان را با سلسله روات صحیح و منطبق با قرآن برای اهل سنت ثابت كنید)
2-اعتقاد به ولایت با كسر واو و اعتقاد به وجود نص و فرمان الهی از سوی خدا در خلافت بلافصل حضرت علی. این چون دروغ است و آن هم دروغی كه به ذات اقدس الهی بسته اند و منشاء لعن و نفرین به اصحاب، پس ظلم است (و من اظلم ممن افتری علی الله كذبا – قرآن كریم)
3-اعتقاد به ولایت تكوینی و اینكه ائمه صفات الهی دارند (مانند خدا همه جا حاضر و ناظرند و صدای همه را می شنوند در حیات و ممات و هیچگونه امكانو احتمال خطایی در مورد آنها متصور نیست و )و داستانهای آنچنانی و... اینها همگی شرك محض و از نوع شرك جلی و آشكار بوده و معتقد آن مستقیماً وارد دوزخ می شود بی هیچ شكی.
[1] من مطمئنم حتی اگر در آینده دوربینی ساخته شود كه بتواند از گذشته فیلمبرداری كند و مطالب مبحث ما را ثابت كند ( گر چه در این تحقیق ، حتی مطمئن تر از دوربین فیلمبرداری برای شما موضوعات مورد اختلاف را ثابت كردیم ) بازهم عده ای كه انباشته از جهلند و كینه ها و تعصبات و آموزه های ارثی ، آری این افراد باز هم نمی توانند زیر بار حرف حق بروند . در حالیكه روزی یكی از دوستانم حسب اتفاق از من پرسید : آیا موضوع غدیر خلافت بوده ؟ من گفتم نه او پرسید چرا ؟ و من فقط در جواب او گفتم : برای اینكه مولی معانی مختلفی دارد ولی هیچ كدام از این معانی معنی خلیفه ،امام ، امیر و جانشین نمی دهد . آنگاه در كمال تعجب دیدم آن شخص كه شیعه هم بود ، قبول كرد و گفت : راست می گویی . ولی اكنون شما تمام این تحقیق را بده به دست یكی از ابوجهل های زمانه . محال است جز خشم و كینه چیزی عایدت شود .


