عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
23 آبان 1390 | |
|
2
|
21 آبان 1390 | |
|
3
|
21 شهریور 1390 | |
|
4
|
19 شهریور 1390 | |
|
5
|
29 خرداد 1390 | |
|
6
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
7
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
8
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
9
|
24 اردیبهشت 1390 | |
|
10
|
24 اردیبهشت 1390 |
سامان م - 20:01 1389/03/15
22 عامل سقوط جوانان از صفوف دعوت اسلامی(2)
22 عامل سقوط جوانان از صفوف دعوت اسلامی(2)
با این مقدمه از فرمایش امام ابنالقیم(رح) میخواهیم به دستنشان کردن اسباب و عواملی بپردازیم که سبب سقوط جوانان از دعوت اسلامی شده است و میشود. داشتن معرفت و شناخت کافی و کامل از این اسباب و امراض سبب مبتلا شدن به آنها میگردد. اما اگر این آفت را خوب بشناسیم و با چشم باز به کار دعوت بپردازیم نتیجهی مطلوبتری خواهیم گرفت. در جنگ احد که مسلمانان شکست خوردند گفتند: چرا شکست خوردیم. خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و سلم) وحی فرمود: «قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُمْ»[5]اشکال از خودتان است.
اولین سبب از اسباب سقوط هر فردی در هر مقطع سنّی خصوصاً در ایام جوانی که انحراف و سقوط بیشتر دامنگیر انسان میشود:
1- عدم الأخلاص و النیة لله: «نداشتن نیت خالص برای خدا
وجود اخلاص در عمل همانند مایهای است که شیر را میبندد و به ماست تبدیل میکند و اگر شیر با مایه مخلوط نشود و انتظار داشت که بدون مایه شیر، ماست شود، نه تنها انتظار بیجایی است بلکه بعد از مدّت کوتاهی شیر فاسد و غیر قابل استفاده میگردد و باید آن را دور ریخت. اعمال ما نیز اگر با مایهی «اخلاص» مخلوط شود، مبارک خواهند بود و مورد قبول همه، به ویژه خداوند هستند. و اگر مایهی اخلاص در اعمال و کردار ما وجود نداشته باشد، سرانجامی جز سرانجام شیر بدون مایه نخواهد داشت؛ که همانا فساد و تباهی است.
2- تخویف إعداء الله للعبد بقطع المعاش أوِ الفصل من الوظیفة: «تهدید و ارعاب دشمنان خدا [به مسایلی چون] قطع حقوق و اخراج از کار.
دشمنان این دین با سلاحهای تخویف و تهدید برای کسی که قصد بندگی خدا را دارد وارد میدان میشوند و او را از اخراج از کار و قطع حقوق میترسانند.
از دست دادن کار آن عبد را آنچنان ترسانده است که میگوید: تا حالا که دین داشتم و یک کم ریش، اکنون نه تنها ریش بلکه سبیلهایم را نیز میتراشم، اینجا منطقی به نام منطق ایمان وجود ندارد که جوابگوی تهدیدات باشد. ناپلئون بناپارت یکی از موز موفقیت در جنگهایش را این گونه معرفی میکند: من فرهنگی را روی سربازانم سازماندهی کردم و آن این بود که «در دنیا باید فقط از یک چیز ترسید و آن ترس است» واقعاً اگر تصمیم قطعی گرفتهای که در این مسیر حرکت کنی دیگر چه باک داری و از چه میترسی؟
3- قراءة الواقع قراءة سلبیة تؤدی بالداعیة للإحباط و الیأس فیترک طریق الدعوة: «داشتن دیدگاه منفی نسبت به واقعیت جامعه که باعث ایجاد یأس و نومیدی داعی و دوری از دعوت دینی میشود.
منفیبافی و نگاه اندیشهی منفی و مأیوسانه نسبت به وضعیت و موقعیت موجود و همنشینی و معاشرت با کسانی که کارشان آیهی یأس خواندن است نیز خود میتواند از اسباب سقوط باشد.
موفق نمیشویم و فایدهای دارد و کلاس به درد نمیخورد و... این حرفها فقط کار انسانهای ناتوان و عاجز است. انسان توانا و مثبتاندیش آیهی یأس نمیخواند. انسان توانا نیمهی پر لیوان را میبیند. اما انسان منفیباف همیشه نیمهی خالی لیوان را میبیند. مثلاً انسان مثبتاندیش میگوید: «الحمد لله یک کلاس قرآن داریم» اما انسان منفیباف میگوید: «کلاس قرآن ما اصلاً به درد نمیخورد. 5-6 نفرند» این گونه حرفها بر روان آدمی تأثیر میگذارند و سمّی هستند که اثرشان بعدها مصیبتبار خواهد بود.قرائت سلبی یعنی یأس و ناامیدی و انحراف از مسیر الهی.
4- عدم القناعة الکافیة بطریق الدعوة. «نداشتن باور و اطمینان قلبی به راه و روش دعوت» اگر انسان به راهی که در پیش گرفته است، باور نداشته باشد و از انتخاب خود پشیمان باشد و در حین حال از این که آن را بر زبان آورد خجالت بکشد و مدام آن را به بعداً موکول کند، کم کم سقوط خواهد کرد. این کار درستی نیست اگر مشکلی وجود دارد باید صریح و شفاف آن را در میان جمع مطرح کرد و باید از آنها خواست راهی را برای حل مشکل پیدا کنند.
افراطکاران و تفریطکاران هر دو سقوط میکنند. آن کس که حد اعتدال و وسطیت را مبنای کار خود قرار میدهد موفّق است. به تعبیر قرآن: «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً » [6[
آمریکا در بسیاری از تحلیلهای مهم و استراتژیک و در حین حال متخصّصانهی خود به صراحت اعلام کرده است که تنها باید از حرکتهای اسلامیی وحشت داشته باشیم که میانهروی و اعتدال در میان آنها اصل شناخته میشود.
آمریکا از میان حرکتهای جهادی اسلامی فلسطین بودجهی چندمیلیون دلاری را فقط برای نابودی «جنبش حماس» قرار داده است؛ چون معتقد است نابودی حماس به معنای نابودی سایر حرکتها و جنبشهاست. اما چرا حماس؟ چون شیخ احمد یاسین(رح) رهبر حماس این فرهنگ و بینش را در آنها به وجود آورده است که منطق شما برادران حماس در برابر سایر گروههای فلسطینی که اسرائیل آنها را به جان شما میاندازد و خود از دور لم میدهد و نگاه میکند باید منطق هابیل باشد در مقابل قابیل و بگویید: «لَئِنْ بَسَطتَ إِلَی یدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یدِی إِلَیکَ لأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ »[7[
اگر آنها به شما شلیک کردند شما به آنها شلیک نکنید بگذارید به دست برادرتان کشته شوید.
بینش دینی این چنین است. پس کسی که به این طریقت قناعت و اطمینان ندارد جلو بیاید و اعلام کند. و دلایلش را بگوید. شاید دلایلش آنچنان محکم باشد که ما در مقابل آنها تسلیم شویم و ما هم آنها را بپذیریم. چه اشکالی دارد اگر خیر است ما هم که طالب خیر هستیم و اگر شرّ است کمکش میکنیم تا منحرف نشود. «قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنْ اتَّبَعَنِی»[8[
ادامه دارد....
[4] - النحل/96 [5] - آل عمران/165 [6] - البقره/143 [7] - المائدة/28 [8] - یوسف/108
به نقل از تابش : www.tabesh.net


