userinfo close
  ,

اهل سنت و عرفان


sonnatanderfan

تاسیس: 30 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سردار اردلان - معاونان
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان ادامه »
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان پارسی تایپ کنند هرگونه مسایل غیر مربوط توسط مسئول کلوب حذف خواهد شد .
 

عنوان مقاله

  عنوان مقاله بروز رسانی
1
23 آبان 1390
2
21 آبان 1390
3
21 شهریور 1390
4
19 شهریور 1390
5
29 خرداد 1390
6
24 اردیبهشت 1390
7
24 اردیبهشت 1390
8
24 اردیبهشت 1390
9
24 اردیبهشت 1390
10
» - توضیحی كوتاه پیرامون كلمة مولی - اگر عنوان مولی از سوی خدا و رسولش، معنای خلیفه و امیر را می داده، و عنوانی بوده الهی، چرا در ایام حكومت حضرت علی (ع) به ایشان نمی‌گفته اند: مولی المومنین؟!!! - علامه امینی با تمام تلاشش نتوانسته مولی از صیغه مفعل را اولی در صیغه افعل تعریف و ثابت كند. البته نكته قابل بحث در توجیه ایشان آن است كه گفته اند بیشتر لغویون عرب، معنی مولی را اولی‌بالتصرف دانسته اند ولی سئوال ما اینجاست 1- اولی بالتصرف در چه؟ 2- این در صورتی است كه كلمة مولی، به تنهایی آورده شود ولی وقتی در داخل
24 اردیبهشت 1390
سامان م , saman_m2009
سامان م - 20:00 1389/03/15

22 عامل سقوط جوانان از صفوف دعوت اسلامی(1)

عامل سقوط جوانان از صفوف دعوت اسلامی(1)

الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی سیدنا محمّد و علی آله و صحبه اجمعین

با فرموده‌ای از پیامبر اسلام، حضرت محمد(صلی الله علیه و سلم)، آغاز می‌کنیم. ایشان می‌فرمایند: «إنّما یأکُلُ الذئبُ مِنَ الْغنمِ القاصِیة» یعنی: «همیشه گرگ، گوسفندی را که از گله جدا شده است، ‌می‌خورد.

اسباب و عوامل بسیاری وجود دارند که گاهی اوقات انسان را به لبه‌ی پرتگاه می‌کشانند و از این مسیر پرخیر و برکت منحرف می‌سازند. امام ابن‌القیم(رح) در فرمایشی ظریف و دقیق در حدود 700-600سال پیش، درد امروز جامعه‌ی ما را دست نشان کرده است. فرمایشی که کاربرد اساسی در این دوران و شرایط این برهه از زمان که عصر عرضه‌ی تولیدات فکری در سطح بین‌المللی و در قالب وسایل ارتباطی و مدرن‌ترین آن‌ها «اینترنت» است، دارد. هر روز این تولیدات در اشکال مختلف در سطح جهان، به سرعت پخش می‌شوند. ما هم که می‌خواهیم مبلّغ کتاب و سنّت باشم اگر قرار باشد از این فرآورده‌ها و تولیدات فکری چه در کشورهای اسلامی و چه غیراسلامی آگاهی و اطلاعی نداشته باشیم، یقیناً نمی‌توانیم نه در دعوت و نه در تربیت موفق عمل کنیم. تربیتی که اساس کار دعوت است و به تربیت شخصیت افراد از جهت فکری، ایمانی، اخلاقی و سایر ابعاد مربوط می‌شود. امام ابن‌القیم می‌فرماید: «دَخَلَ الناسُ النّارَ من ثلاثة ابواب...» یعنی؛ مردم از سه در وارد جهنم می‌شوند.... گرچه ما در قرآن می‌خوانیم که جهنم دارای هفت باب است. «لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِکُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ»[1]اما فعلاً به این سه در که به تعبیر امام ابن‌القیم مشتریان زیادی دارند توجه داشته باشید که چهار باب دیگر، بازارشان کساد است و مشتریان کمتری دارند.

آن جهنم، همانا جهنم قیامت است اما در این طرف جهنمی توسط کسانی که اسیر علم جدید و تکنولوژی روز شده‌اند، ایجاد شده است. نمونه‌ی این جهنم را در کشور‌های مختلف می‌توان دید. از عراق و افغانستان گرفته تا سایر کشورها که مردم حتی از کمترین حقوق شهروندی نیز محرومند. در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که این جهنم چگونه به وجود آمده است؟ سؤال خوبی است و جواب آن را می‌توان در فرمایش امام ابن‌القیم یافت: امام ابن‌القیم فرمودند: مردم از سه طریق وارد جهنم می‌شوند:

1- باب الشبهة: تبعیت از شبهات، مرضی است که ابتلا به آن مساوی است با فساد و تفکر. به تعبیر امام ابن‌القیم:« در مقابل دین خدا ایجاد شک و تردید می‌کند ». اکنون دورانی است که سکولارهای دین‌ستیز ندا سر می‌دهند که دوران دین خدا به سر آمده است و تاریخ مصرف آن تمام شده است. آنان این تفکر شوم را به شکل کالایی در کانال‌های مختلف تبلیغ می‌کنند اما از همان ابتدا نمی‌گویند که دین هیچ است بلکه با بردن به حواشی به حذف آن مبادرت می‌کنند. اما ما در این میان چه نقشی داریم؟ ما اگر مبتلا به شبهه باشیم همچون ماشین ضعیفی هستیم که قصد سبقت از یک تریلی بزرگ را در جاده‌ای باریک و کم‌عرض دارد. اگر تریلی بخواهد با یک فرمان چرخاندن ما را به ته دره می‌فرستد. در اینجا با کمترین امکانات و با کمترین آمادگی و از همه مهمتر با شبهاتی در دل قصد سبقت داشته‌ایم. اما اگر شبهه‌ای به دل راه ندهیم، دل نمی‌ترسد، ‌وقتی دل نترسید، دست‌‌ها نمی‌لرزد و اگر دست‌ها نلرزید با اتصال آن به خدا می‌توان کاری را کرد که دیگران نتوانسته‌اند آن را انجام دهند و می‌توان با دلی محکم و سرشار از یقین از هر فرصتی برای سبقت استفاده کرد.

2- باب الشهوة: در شهوت دومین دری است که مردم از آن داخل آتش جهنم می‌شوند و در نتیجه آن تقدم و برتری دادن به هوی برتری دادن نسبت به هدی و هدایت و خشنودی خداست. شهوت،‌ منش را به فساد و نابودی می‌کشاند همانطور که شبهه، بینش را فاسد می‌کند.

3- باب غضب: خشم و تندخویی انسان را به دشمن خلق خدا مبدل می‌سازد. این در حالی است که قرآن پیامبر(ص) را «رحمة لّلعالمین»‌معرفی می‌کند و می‌فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ»[2]

پس چطور امکان دارد که پیامبر تو، پیامبر رحمت برای جهانیان باشد و تو خودت را – بخاطر خشم و تندخویی- دشمن جهانیان بدانی؟! و با کارهایت مردم را از دین دور کنی؟ و با ارائه‌ی چهره‌های غیراستاندارد از دین و دین‌داری، چهره‌ی دین را آن‌چنان خراب و زشت بنمایی که کسی، حاضر به تماشای آن نباشد؟ ما باید به تجسمی تمام‌عیار از آنچه که می‌خواهیم تبلیغ کنیم درآییم. لذا باید روی خودمان کار کنیم و مواظب باشیم به آفات و امراضی که هم سبب سقوط خودمان و هم سبب سقوط دیگران می‌شوند، مبتلا نگردیم. اما چرا سبب سقوط دیگران؟ زیرا گاهی اوقات فردی علاقه‌ی زیادی به ما دارد و ما را الگوی خود قرار داده است، اما ما مبتلا به دردی هستیم که همین که از مسیر منحرف گشتیم او هم به دنبال ما منحرف می‌شود. اینجاست که گناه انحراف او نیز به گردن ما می‌افتد(معاذالله)

لِیحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ کَامِلَةً یوْمَ الْقِیامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یضِلُّونَهُمْ بِغَیرِ عِلْمٍ أَلا سَاءَ مَا یزِرُونَ»[3]پس ما مواظب باشیم. ما می‌خواهیم امانت خدا را به دست مردم بسپاریم. می‌خواهیم به مردم نشان دهیم که چگونه دین‌داری کنند. دین‌داری که هم در دنیا آن‌ها را به حیات طیب برساند و هم در آخرت به اجری که «أَحْسَنِ مَا کَانُوا یعْمَلُونَ»[4]است. پس کار آسانی نیست اما همراه با همین سختی کار، سگینی و ثقل اجر و پاداش آن نیز مطرح است.

ادامه دارد....

[1] - الحجر/44 [2] - الانبیاء/107 [3] - النحل/25


به نقل از تابش : www.tabesh.net

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.