عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
5 مرداد 1390 | |
|
2
|
25 مهر 1389 | |
|
3
|
6 شهریور 1389 | |
|
4
|
24 شهریور 1388 | |
|
5
|
20 شهریور 1388 | |
|
6
|
20 شهریور 1388 | |
|
7
|
19 شهریور 1388 | |
|
8
|
16 شهریور 1388 | |
|
9
|
11 شهریور 1388 | |
|
10
|
10 شهریور 1388 |
عروج : Ascension
" تقدیم به روح پاک همه عزیزانی که هم اکنون در میان ما نیستند ، روح و روانشان شاد و قرین رحمت و آرامش باد... "
" عروج "
مقدمه :
" مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم" " مولوی "
" یاد ایامی که در تن جان ما منزل نداشت موج مطلقه عنان ما غم ساحل نداشت "
خوش نشین باغ و بستان بود چون آزادگان سرو ما از تنگنای جسم پا در گل نداشت " " صائب تبریزی "
" مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم طایر قدسم از دام جهان برخیزم " " حافظ "
" ای دل ز غبار جسم اگر پاک شوی تو روح مجردی بر افلاک شوی "
عرش است نشیمن تو شرمت بادا کایی و مقیم خطه خاک شوی "
" خیام "
عروج به معنای فرا روی به فراسوی جسم و عالم مادی یا تجربه روح است ، که بعبارت دیگر وارستگی به معنی رستن از جسم خاکی ( ترانسفورماسیون) نامیده می شود. در مجموع به معنی فرا رفتن از جسم خاکی و ارتقاء به فراسوی آن و گام نهادن به جهان غیر فیزیکی و غیر مادی است.
جسم ما موجودیت فیزیکی ما را شامل می شود که در برگیرنده تمامی خواص فیزیولوژیک ماست و مشتمل است بر وزن ، استخوانها ، شریانها ، دستگاه گردش خون ، پوست ، چشمان ، ناخنها ، قلب ، ششها ، کلیه ها و اعضای دیگر که جسم ما را تشکیل می دهند .ما درمقام انسان چیزی بیش از یک مشت پوست و گوشت و استخوان و اعضای مشابه آن هستیم. هر عضوی که در جسم خود می بینیم نظیر آن در بقیه موجودات نیز هست. اما بعد منحصر به فرد ما که 99% از موجودیت ما را تشکیل می دهد نامرئی ، بی بو و غیر قابل لمس است و حواس پنجگانه که تنها نسبت به جهان جسمی و مادی حساس است در آن راه نفوذ ندارد. بخش بزرگ وجود ما در فراسوی جسم ما قرار دارد. جسم شما پیرو قوانین جهان مادی است و در طول زندگی چندین بار تغییر شکل می دهد اما روان شما همچنان پابرجا و بدون تغییر باقی می ماند و هنگامی که این مفهوم را درک کردید در آستانه عبور از دروازه جسم و تجربه عروج قرار خواهید گرفت .
هنگامی که تنها در قالب جسم خود هستیم در جهان محدودیتهای مادی زندگی می کنیم.محدودیتهایی که بر جسم ما حاکمند حدودی هستند که امور را بر ما تحمیل و مرزهایی پیرامون ما ترسیم می کنند که از آنها فراتر نمی توانیم برویم.
حالا تصور بخشهایی از خود را کنید که بی حد و مرز هستند. افکارتان هیچ محدودیتی برای نیروی اندیشیدن ندارد ، شما می توانید تصور انجام هر کاری را بکنید، می توانید در عالم تفکر محض و فارغ از جسم خود ارتباط کامل با طرف مربوطه داشته باشید، هر چیزی باشید ، به هر نقطه بروید و تمام خواسته های خویش را تجربه کنید.
من به شما قول می دهم : که می توانید بخش زیادی از زندگی خود را در جهانی والاتر از جسم خاکی خود زیست کنید ، یعنی در فرا رفتن از جهان مادی و در عین حال می توانید به جسم خویش احترام بگذارید . آن را قبول کنید ، نیازهای آن را بپذیرید و پیامهای جسمی خود را با عشق و علاقه دریافت کنید ، و بدانید که این جسم خاکی و پیامهای آن در خدمت خویشتن واقعی شماست. توصیه من این است که توجه و تاکید به خویشتن معنوی و واقعی ( روان ) را همیشه به یاد داشته باشید. هرگز به این جهان خاکی دل نبندید ، با تازه کردن دلهای خود از جسم مادی بیرون آیید و به نیکیها روی آورید ، به آن چیزهایی که به قلوب روشن راه می یابند پناه آورید ، به آنجا که کمال مطلق است یعنی درگاه خداوند.
این همان مرحله اعتلاء و ارتقاء و عروج به جهان غیر مادی است و مرحله ای است که نه تنها می توان در آن با معجزه زیست ، بلکه می توان معجزه گر نیز بود. شما نیازی به رفتن به کلاسهای متافیزیک و یا داشتن یک مربی ندارید ، این کار را تنها می توانید با اعتقاد به اینکه شما بیشتر یک روح هستید در جسم خاکی و نه یک جسم خاکی که در آن روح دمیده شده انجام دهید. و به این وسیله یک زندگی بدون محدودیت برای خود خواهید آفرید و در واقع بدل به یک انسان معجزه آفرین خواهید شد. بعنوان مثال شاهد شفا یافتن بیماریهای جسمی خود خواهید بود. عادات مضر و نادرست پرخوری ، عدم تمایل به ورزش و ... را ترک خواهید کرد و به این هدفها بدون تنظیم یک برنامه مشخص و یا هدف گذاری و تحمیل انضباط سخت به خویشتن نائل خواهید آمد و با شکر گزاری از بابت آنچه هستید و پذیرفتن خویشتن به همان صورت و اعتقاد به این که جسمتان معبد گرانبهای روان شماست خود را موظف به حفظ سلامتی و مراقبت از جسم و روح و روان تان می دانید و با آگاهی از اینکه روان ، تفکر و موجودیت معنوی شما هرگز نمی میرد ، ترس شما از مرگ محو می گردد زیرا می دانید که افکار و روان هرگز نمی میمیرند و تمامی هستی کائنات را انرژی تشکیل می دهد و اگر در هستی خود به این مطلب ایمان بیاورید. هرگز از مرگ نخواهید ترسید و از مرگ عزیزانتان غصه نخواهید خورد واحساس از دست دادن آنها را نخواهید داشت. در عوض تا زمانیکه آنها زنده اند تلاشتان را برای عشق و شادی و ... بخشیدن به آنها می کنید زیرا می گویید : « امروز، آخرین روز زندگی من است و می خواهم هر لحظه آن را به بهترین ، زیباترین و رضایت بخش ترین لحظه قابل تصور زندگیم بدل کنم ، چنانچه که پنداری فردایی در کار نیست.»
با باور این حقیقت زندگی شما تبدیل به یک سفر پرشور و هیجان و آکنده از لذت و شادی و در عین حال با هیبت می شود.
" حتی دست یافتن به صلح جهانی تنها از طریق دست یابی به صلح و صفای باطنی میسر است. هرگاه همه مردم جهان از آرامش و صفای باطنی بهره مند شوند،صلح وآشتی برسراسرگیتی سایه خواهد افکند. " دکتر وین دایر "
برخی ازویژگیها ونشانه های برخورداری ازصلح وصفای درون و اعتلای شخصیت و وارستگی :
o گرایش به تفکر و رفتار خود انگیخته و ابتکار آمیز به جای تفکر و رفتار بر اساس ترسها و تجربیات گذشته.
o توانایی بدون خدشه در لذت جویی در هر لحظه از زندگی .
o عدم تمایل به ارزشیابی دیگران و قضاوت در مورد آنها.
o عدم تمایل به تعبیر و تفسیر رفتار دیگران .
o عدم تمایل به جنگ و ستیز و کشمکش.
o فراغت از نگرانی و تشویش خاطر.
o احساس کلی سپاس و تقدیر و برخورد تحسین آمیز با رویدادهای زندگی.
o احساس خشنودی در همبستگی با دیگران و طبیعت.
o لبخند به زندگی و ارائه چهره متبسم به سوی جهان.
o استعداد روز افزون در دریافت عشق و محبت از دیگران و تمایل بی چون و چرا برای گسترش آن.
v پیامهای الهام بخش درباره تجربه عروج :
· همه ما در حقیقت مهمانان این دنیا هستیم.
· برای ورود به ملکوت آسمان، آدمی باید فردوس را به روحش راه دهد.
· مرگ گریز ناپذیر است.
· مرگ است که انگیزه انجام دادن بسیاری از کارها در زندگی است.
· برای دیدن چهره حقیقی مرگ، خود باید نخست همه آرزوها را و همه وحشت هایی را که تنها با شنیدن نام آن در موجود زنده بیدار می شود بشناسیم.
· مرگ بزرگترین یاور و همراه ماست، چون به زندگی ما معنا می بخشد.
· آن جهان برای همه کسانی خواهد بود که به آن باور دارند.
· با آگاهی از مرگ ، انسان می تواند بسیار شجاع تر باشد و در فتوحات روزانه اش بسیار پیش برود ، چون چیزی برای از دست دادن ندارد.
· هر روز، روزی برای زندگی یا روزی برای عزیمت از این جهان است!
· آگاهی از مرگ ، ما را به شوق می آورد که با شور و حال بیشتری زندگی کنیم.وجود این عالم صرفا" این اطمینان را به انسان می دهد که جهان دیگری پس از مرگ وجود دارد.
· اگر قادر به فائق آمدن بر ترس از مرگ باشیم، گام مهمی در راه آزادی خود برداشته ایم.
· خطر مرگ ، میزان آگاهی انسان از زندگی را خیلی بالا می برد.
· مرگ تغییر شکل است ، نه تغییر ماهیت و بدان می ماند که جامه ای کهنه و پاره را از تن به در کنید و لباسی نو بپوشید.
· مجسم کنید که بدون مرگ ، سیاره خاک چگونه می نمود.
· یکی از زیباترین تجارب عروج ، تجربه نزدیکی جسمی و احساس صمیمیت احساسی و عاطفی با شخص دیگری است : بزرگترین مظهر جنسیت ما اوج لذت مقاربتی (انزال ) است.
· جسم گاراژی است که شما روح خود را در آن پارک کرده اید.
· جسم شما که در این جهان خاکی جایگاه روح شماست ، دستخوش فرسودگی ، تغییر و تحول و در نهایت نابودی است ، اما قدرت و خرد بی پایان وجودتان ، جاودانه و زوال ناپذیر است.
· قالب وکالبد شما روزی از میان می رود،در حالیکه اندیشه و جوهر وجودتان ازلی وابدی است.
· هر چه به اشیاء و افراد و .... وابستگی کمتری داشته باشید در سفر زندگی با موانع کمتری رو به رو خواهید شد.
· آنانی که به مرز هشیاری برتر راه یافته اند یکی از بزرگترین درسهایی که آموخته اند ، رهایی و وارستگی از مال و منال و ... دنیاست.
منابع :
1- کتاب : درمان با عرفان نگارش : دکتر وین دایر ترجمه : جمال هاشمی
2- کتاب : عارفانه ها پائولو کوئیلو به کوشش : نفیسه سلطانی
3- کتاب : همه هستی در درون شماست نوشته : دکتر وین دایر مترجم : محمدرضا آل یاسین
گردآوری ، تحقیق و تنظیم : ماندانا کشمیری


