userinfo close

  ,

سیما بینا


sima_bina99

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بهاره ناظم - معاونان
آواز سیما بینا آواز چند نسل است. صدای او صدای خاطرات نسل‌هاست. او با صدای خود نسل من و تو و او ادامه »
آواز سیما بینا آواز چند نسل است. صدای او صدای خاطرات نسل‌هاست. او با صدای خود نسل من و تو و او را به گوشه‌های ایران، به دورترین نقاط برده است.
سیما بینا می‌گوید: «صدا و موسیقی من ذره‌ای از فرهنگ غنی و پربار سرزمین‌ام ایران و مردم شریف آن است.»
مقالات و بحث هایی که برایتان جالب است را داغ کنید
 
مینا سبزاندیش , matine
مینا سبزاندیش - 13:25 1387/06/28

نگاهی به ترانه های"سیما بینا"خواننده‌ ایرانی و بیش از220 ترانه محلی؛

كتاب "‌ مانای ِ سیما بینا" منتشر شد

به گزارش خبرنگار آتی بان: كتاب "‌ مانایِ سیما بینا" با موضوع «مردم‌شناسی در موسیقیِ آواز و ترانه‌های محلّی » همراه با بیش از 220 ترانه محلی از نقاط مختلف ایران  و نگاهی ویژه به "سیما بینا" خواننده ی ایرانی، به قلم دكتر "محمد رسول گلشنی فومنی" مدرس جامعه شناسی در  دانشگاه ؛ از سوی "انتشارات زرباف " روانه بازار كتاب ایران شد.

مولف سعی كرده است پدیده موسیقی آواز را همچون یک نهاد اجتماعی از بدو پیدایش آواز و ترانه‌های عامیانه در تاریخ بشر و به دنبال آن، ترانه‌های محلّی و عامیانه ایران و چگونگی سیر تحوّلی آنها را مورد مطالعه قرار دهد  و جریان چگونگی پیدایش ترانه‌های محلّی با تکیه بر جنبه‌های فولکلوریک  را با ذکر مثال و ارایه نمونه‌هایی از ترانه‌های محلّی مناطق مختلف ایران مورد بررسی قرار دهد.

فومنی در مقدمه  كتاب با اشاره به عنوان «مردم‌شناسی در موسیقی آواز و ترانه‌های محلّی» می‌نویسد: « تخصص من در زمینه جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی است، از این دیدگاه خواسته‌ام فرایند پیدایش و شکل‌گیری ترانه‌های محلّی و عامیانه (فولکلوریک) را از نقطه صفر پیدایش این پدیده تا مراحل تحوّل آن، با توسل به پژوهش‌های مردم‌شناسان مناطق مختلف جهان از لحاظ تئوری، به داده‌هائی در این زمینه دست یابم .»

وی در تعریف خود از ترانه‌های محلّی و عامیانه و موسیقی می‌نویسد:« اما وقتی می‌گوئیم ترانه‌های محلّی و عامیانه، یعنی پدیده‌ای در زمینه موسیقی آواز ،و موسیقی پدیده‌ای است هُنری که علاوه بر آنکه می‌تواند از دیدگاه نهاد اجتماعی «هنر» مورد مطالعه قرار گیرد، در عین حال در محدوده خود علمی است مستقل و بالاخره وقتی از علم موسیقی حرف می‌زنیم صوت ابزارهای موسیقی، همچون سازهای زهی، بادی، مسی و نیز نُت و ردیف و غیره مطرح می‌گردد.»
این مدرس دانشگاه با بیان این حرف كه :« من چون عالم در علم موسیقی نیستم و صوت ابزارها را در ارتباط با نِمادهای کاربردیِ آنها به درستی نمی‌شناسم، قطعاً حق ورود به این مبحث را ندارم.» جهت نگاه خود را اینگونه مشخص می‌كند:« اگر از زیر و بم صداها و از نغمه‌ها و نواها و یا از حروف نُت موسیقی و از دستگاه ها و گوشه‌ها و ردیف‌ها بحث به میان آمده است،نه از باب علم موسیقی است، بلکه دیدگاه من صرفاً علم «مردم‌شناسی» است. یا در مواردی نیز از دیدگاه جامعه‌شناسی از زیبائی در آواز و ترانه‌های محلّی بحث شده است، صرفاً به خاطر این است که مراحل پیدایش صدا (صوت) و صوت ابزارها و ترانه‌های عامیانه در ارتباط با کار تولیدی و محیط کار، طبیعت و فرهنگ ابتدائی و جادو و غیره را تا حدّ ممکن با استفاده از تحقیقات نظریه‌پردازان این میدان و مشاهدات کنجکاوانه خود در روستاها و صحراهای ایران، تبیین نمایم.»
مولف پس از بررسی و اظهار نظر در هر مقاله یکی از ترانه‌های محلّی را با ذکر نام خواننده آن ارایه می‌كند ، تا ضمن ملموس نمودن نظریات خود،خواننده را به دنیای موجود در ترانه ببرد.
کتاب حاضر در 557 صفحه تهیه شده است كه از بخش‌ های آن می توان به  "سیما بینا" خواننده ترانه‌های محلی ایرانی اشاره كرد كه كتاب نیز با این سطر «تقدیم به بانو "سیما بینا" هنرمند نامدار عرصه هنر آواز و ترانه های محلی » آغاز می شود. «مانای سیما بینا و ترانه‌های محلّی»،« زندگی نامه‌ی مختصر سیما بینا و موسیقی او»،« سیما بینا: گل‌های رنگارنگ- یک شاخه گل (عاشقانه‌ها)» و « سیما بینا: ترانه‌های محلّی خراسانی، لُری، بختیاری و...» بخش‌هایی هستندكه از این خواننده‌ی سنتی ایرانی صحبت می‌كند. دیگر بخش‌های تشكیل دهنده كتاب به این شرح است: سیزده مقاله مردم‌شناسی در «موسیقی آواز و ترانه‌های محلّی» /زیبائی در شعر، آهنگ، آواز و ترانه‌های محلّی / احمد عاشورپور (ترانه‌های محلّی گیلکی)/ بانو شمس (ترانه‌های محلّی گیلکی)/ ناصر مسعودی (ترانه‌های محلّی گیلکی) / فریدون پوررضا (ترانه‌های محلّی گیلکی) / ترانه‌های تالشی روح‌انگیز (خانم میرزائی) و دیگران/ پری زنگنه (ترانه‌های محلّی) / روانبخش (ترانه‌های محلّی) / ویگن (ترانه‌های محلّی و شبه محلّی) / دلکش (ترانه‌های محلّی و شبه محلّی) / ترانه‌های محلّی مازندرانی/ ترانه‌های محلّی شیرازی/ ترانه‌های محلّی آذری / ترانه‌های محلّی کردی بختیاری/ ترانه‌های محلّی لُری/ ترانه‌های عامیانه الموت قزوین (دوبیتی‌های عاشقانه) / ترانه‌های عاشقانه و متفرقه محلی / ترانه‌های عامیانه شهری و روحوضی.

 

برای آشنایی بیشتر با  این كتاب بخش‌هایی از مقدمه مولف را باهم می‌خوانیم:

معمولاً نظریه‌پردازان بزرگ مردم‌شناسی وقتی خواسته‌اند ترانه‌های محلّی و عامیانه را تبیین کنند و در ارتباط با محیط مادی و اجتماعی روشن نمایند از نمونه‌های اینگونه ترانه‌ها از جوامع مختلف به ویژه جوامع آسیایی و آفریقایی و آمریکای جنوبی استفاده کرده‌اند. بنابر این معتقدم در تبیین مردم‌شناسی ترانه‌های محلّی بدون مراجعه به نمونه این گونه آثار، موفقیتی بدست نخواهد آمد. با این اعتقاد از همان ابتدای شروع پژوهش مُدل و نمونه کار خود را همانطور که از سر تیتر اولین مقاله‌ام پیداست «به بهانه خنیاگری‌های خواننده‌ی بلندآوازه ایران در نغمه‌های صحرا و ترانه‌هایِ محلّی یار و دیار، سیما بینا» قرار داده‌ام. در واقع از زیبائی‌های برخاسته از تحریر صدایش که در استیل موسیقی اوست لذت می‌برم. چه خوش گفته است، زیگموند اسپاتِ موسیقیدان، «هر کس عملاً به نوعی و از راهی از موسیقی لذّت می‌برد. اگرچه این لذت با «درک» موسیقی همراه نباشد. لذت بردن از موسیقی به‌طور قطع نیازی به «دانش موسیقی» یا فهم آن ندارد. لذت بردن از موسیقی کاری است غریزی و همچنان که غذا در همه انسان‌ها مشترک. دستِ کم در حیوانی‌ترین غریزه انسان، «احساس مشترک در مقابل موسیقی» احساسی است طبیعی و همین احساس مشترک می‌تواند تا سطح التذاذ از موسیقی، بر اثر گوش دادن به آن ارتقاء یابد.» (زیگموند اسپات، 1353، ص 15).

من اگر خلاقیت را در نغمه‌های «گل های صحرائی» و ترانه‌های محلّی وی، همچون الگویی عملی از مردم‌شناسی، ستوده‌ام نه تنها به خاطر حق‌شناسی از پژوهش‌های مداوم او در پهنه هنر موسیقی محلّی و ترانه‌های محلّی است، بلکه بهانه‌ای است اصولی برای مقدّمه‌ای بر مردم‌شناسی در هنر ترانه‌های محلّی. آنچه مرا به تفحّص در کارهای هنری خواننده‌ای همچون "سیما بینا" کرده است نه فقط به خاطر تبحر او در خوانندگی است، نه حتی فقط به خاطر تحریر زیبای اوست که در گرو آن صدای دل‌انگیزش هر شنونده‌ای را مسرور می‌کند، بلکه علاوه بر همه اینها، بیشتر بدین خاطر است که مطالعه‌ای در زیبائی،آنهم فقط در زیبائی‌های موسیقی آواز و ترانه‌های محلّی داشته باشم و در این راه معتقدم ابتدا باید به دنبال شناخت حسّ زیبائی‌شناسی خوانندگان رفت که کارشان زیبائی آفرینی است. .......
علاقه‌مندیَم به تدوین این کتاب لااقل به دو دلیل زیر بوده است.

نخست آنکهموسیقی، آواز و ترانه‌ از نیازهای مبرم حیات اجتماعی انسان است و زیبائی و عشق حاصل از نوای موسیقی عامل بزرگ نشاط و شادمانی است که ادامه زندگی اجتماعی انسان بدون آن دُچار نوعی بیماری روانی- اجتماعی است. شاید خیلی از بیماری‌های روانی و آسیب‌های اجتماعی همچون اعتیادهای فلج کننده و جرم و جنایتِ نابودکننده جوانان، ناشی از کمبود موسیقی، آواز، ترانه و رقص و شادمانی است.

مولانا مولوی چه خوش گفته است:

کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی

کای بیخبر فنا شو، ای باخبر به رقص آ

پراکنش صلح و دوستی، عشق و زندگی، مایه در جلای روح و صفای دل و آزادی فکر انسان‌ها دارد که همه اینها نشأت گرفته از آواز و ترانه و رقص و موسیقی است. در همین مورد مولانا مولوی می‌گوید:

پایان جنگ آمد، آواز چنگ آمد

یوسف ز چاه آمد،ای بی‌هنر به رقص آ

به جرأت می‌گویم، جامعه‌ای که به گسترش زیبائی و زیباشناسی نپردازد، جامعه‌ای که با موسیقی و آواز و ترانه بیگانه باشد، رخوت و سستی، بی‌حالی و عزلت گزینی، وارفتگی و بیماری روانی از پی‌آمدهای آنست که همه اینها عاملی است در جهت خلاء صلح و صفا و صمیمیّت و دوستی و بالاخره فروپاشی جامعه.

موسیقی، آواز و ترانه‌ از نیازهای‌ مبرم حیات اجتماعی انسان است و زیبائی و عشق حاصل از نوای موسیقی عامل بزرگ نشاط و شادمانی است که ادامه زندگی اجتماعی انسان بدون آن دُچار نوعی بیماری روانی- اجتماعی است. شاید خیلی از بیماری‌های روانی و آسیب‌های اجتماعی همچون اعتیادهای فلج کننده و جرم و جنایتِ نابودکننده جوانان، ناشی از کمبود موسیقی، آواز، ترانه و رقص و شادمانی است.

ما از کارکرد تخیلِ هنری و احساس هنرمندان (خواننده، نوازنده، آهنگساز، شاعر و غیره) در زیبائی‌آفرینی و در تلطیف روح جامعه غافل‌ایم. فیلسوفان اجتماعی، جامعه‌شناسان و بسیاری از دانشمندان علوم انسانی، بین عناصر مادی و معنوی جامعه تمایز قایلند و عدم تعادل بین پیشرفت عناصر مادی و نیروهای معنوی را از مهم‌ترین عوامل نابسامانی‌های اجتماعی، گسترش فساد،انحرافات،افسردگی جوانان و غیره می‌دانند. به نظر نگارنده این موضوع به حدّی عیان است که اگر نگاهی به اطراف خود بیندازیم، وضع کشورهای پیشرفته صنعتی اروپا و آمریکا و نیز جهان سوم در حال پیشرفت و صنعتی شدن را در نظر بگیریم، مشاهده خواهیم کرد که پیشرفت چشمگیر صنعت و تکنولوژی در جهت رفاه جوامع و تاثیر تحولات ناشی از آن در سبک زندگی مردم، بدون عوارض نامطلوب نیست. یعنی نابودی تدریجی محیط زیست، مخدوش شدن اساس دموکراسی، انحرافات اجتماعی، اعمال خشونت در روابط اجتماعی ملل، بروز جنگ‌های منطقه‌ای نیز همراه این تحولات صنعتی هست.

اگر فلسفه‌ی حیات اجتماعی انسان مورد توجه قرار نگیرد و در مقابله با این زندگی ماشینی، نیروهای معنوی همچون هنر، اخلاق و پرورش جان گسترش پیدا نکند، این به معنی عدم تعادل بین نیروهای مادی و معنوی است. در جهان امروز هر قدر صنعت رشد پیدا می‌کند و سبک زندگی ماشینی می‌گردد، متأسفانه هنر به ویژه هنر موسیقی که بزرگترین عامل معنوی در تلطیف روح بشر است، در حاشیه قرار می‌گیرد. قدرت‌های حاکم گوئی، گسترش موسیقی یعنی عامل نشاط و شادی و آرامش و تجلّی روح را مغایر با اهداف خود می‌دانند. به هر صورت در برخی جوامع هنر موسیقی و آواز از پایگاه به حق خود محروم است و قادر به ایفای نقش واقعی خود در دمیدن روح به جامعه و ایجاد لذت و شادی و نشاط نیست. در حالیکه به وضوح به نظر می‌رسد که بزرگ‌ترین عامل در جلوگیری از بسیاری از عوارض اجتماعی و استقرار صلح و دوستی، موسیقی هست و آواز هست و ترانه، که انرژی جوانان را در جهت گسترش نشاط و شادمانی به کار گیرد، زندگی را در رگ حیات اجتماعی جاری سازد تا با عشق به ساختن و سازمان دادن بپردازند.

دیگر دلیل در تدوین کتاب حاضر این است که: راز عشق و زندگی، درک زیبائی و لذّت از نغمه‌های روح‌نواز موسیقی است.

«آری موسیقی زبان جان‌هاست

نغمه‌ها بادهای لطیفی هستند که تارهای احساسات را به لرزه در می‌آورند

انسان به وجود آمد و زبان موسیقی از آسمان برای او وحی گردید.

زبانی که مانند زبان‌های دیگر نیست بلکه از درون قلب! با قلب سخن می‌گوید

و آن سخن دل هاست.

مانند عشق بر انسان‌ها اثر می‌گذارد.» (جبران خلیل جبران، 1383، ص 14).

و ترانه‌های محلّی نقطه عطف همه همدلی‌ها، شادی‌ها، شور و نشاط، همبستگی‌های قومی و ملّی است و عشق پایه و مایه اصلی ترانه‌های محلّی است. بر این اساس سعی شده است که از ترانه‌های مناطق مختلف سرزمین ایران از خوانندگان مختلف ترانه‌های محلّی از شمال و جنوب و شرق و غرب ایران زیباترین آنها ارائه گردد تا خاطرات کسانی که با این ترانه‌ها، عمری را در نشاط و شادمانی و التذاذ بسر برده‌اند زنده شود؛ باشد تا در گسترش شادی ها و پراکنش صفا و دوستی سهم کوچکی داشته باشیم.
        مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان             تا بگویم که ز عهدِ طربم یاد آمد

 

   بینش سیما بینا و فکر او درباره زندگی، به عبارت دیگر فکر او درباره محیطی که او در آن به دنیا آمده است و با شناختی که از جامعه خود دارد و عوامل سازنده موسیقی را به درستی می‌شناسد، سعی دارد با استفاده از تخصّص و مهارت و تجارب خود به ریتم و ملودی‌های ترانه‌های محلّی که از درون مردمان بومی برخاسته است فرم دهد و آنها را بیشتر جذّاب سازد. تبحّر سیما بینا در استفاده از حنجره و چرخش صدا و زیر و بمیِ درست اصوات و تحریر ترانه‌های محلّی در ارتباط مستقیم با تجارب هنری و شناخت موسیقی و حسّ زیبائی‌شناسی اوست. به دیگر سخن ارتباط با سبک خاص هنری و شخصیت وی دارد.

در تعریف سبک هنری، شاید این بهترین باشد: «هر هنرآفرینی برای بیان اندیشه خود، به مدد اسلوب‌های هنری‌، مواد هنری را به کار می‌گیرد و تصاویر یا صورت‌بندی‌های حسّی خاصی به وجود می‌آورد. چون آزمایش‌ها و اندیشه‌های هیچکس عین آزمایش‌ها و اندیشه‌های دیگری نیست. هر هنرآفرینی برای خود اندیشه و صورت‌سازی‌های نسبتاً مستقلی دارد. به بیان دیگر سبک هر هنرآفرینی مختص خود او و متناسب با شخصیت اوست.» (آریان‌پور، 1354، ص 79).

بر این اساس، انتخاب زمزمه‌های عاشقانه و نواهای غم و شادیِ مردمان صحرا و دشت و دمن و روستا و کار روی آنچه بیش از همه زیبا به نظر آید از ویژگی‌های هنری سیما بیناست. بی‌شک در خواندن ترانه‌های محلّی، صدای سیما بینا از آنچنان امتیازی برخوردار است که نام «ترانۀ محلّی» مترادف با نام وی و محبوبیتش مدیون استیل خوانندگی اوست. زیبائی، عشق، عاطفه در متن موسیقی آواز و ترانه‌های او متجلّی است.

از آنجائی که موسیقی آواز و ترانه‌های محلّی در کیفیت آواز خوانندگان و صوت و آهنگ آنها تجلّی پیدا می‌کند، پس باید با قوه شنوایی و گوش دادن، زیباییِ آن را درک کرد و لذّت برد.

متأسفانه در دو سه دهه اخیر به علت ممنوعیت صدای زن و محدودیت در ارایه آواز و ترانه‌های محلی با صدای مردان (در رسانه‌های ارتباط جمعی) لذت بردن از صدای هنرمندان به ویژه ترانه‌های محلّی خیلی میسر نبوده است. بنابراین سعی گردیده ترانه‌هایی که تا سی سال قبل خوانده شده و هر کسی اکنون در سنین چهل سال به بالا باشد قطعاً آنها را شنیده و لذت برده است و نیز کسانی که از نوارهای به جا مانده در آرشیو خانه خود از آن بهره‌ برده‌اند و خاطرات زیبایی از آنها دارند، ارائه نمایم.

 

 

-----------------
كتاب حاضر را انتشارات "زرباف اصل" منتشر و با قیمت 9 هزار تومان در بازار كتاب ایران عرضه می‌شود.


نشانی‌های ناشر و مراكز پخش:
* تهران ، انتشارات زرباف اصل ، آقای بیجاد: تلفن : 33327241- 021  همراه: 09121866558

* نشر و پخش علی

- تهران :66491876 و  66491295- 021
- شهرستان‌ها‌: 66967027- 021
* رشت – فروشگاه كتاب ادیب – شعبه 1 ، تلفن: 3230377  شعبه 2 ، تلفن :2236805

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.