مقالهمی نویسم از تو 24 دی 86 - 12:48 | |||
| |||
می نویسم از قلب مهربانت از آن احساس پاكت . می نویسم از عشق چون خیلی آن مهر و محبت در اعماق قلبم نشسته است . می نویسم از چشم های زیبایت ، از صدایت ، از نگاه پر از عشقت . با صداقت می نویسم كه با تو تا آخرین لحظه خواهم ماند . و با چشمان خیس می نویسم كه خیلی مهرت در دلم نشسته است و با بغض می نویسم كه مرا تنها نگزار عزیزم . شهره من تویی همان آغاز نمایان شدن مهتاب آسمان تیره و تار دلتنگی های من . می نویسم از پرواز ، پرواز عاشقانه به قلب آسمان آبی عشق می نویسم از آن حرف های شیرینت و آن لحظه رویایی كه من و تو در آن آشنا شدیم و شیفته قلب های سرخ یكدیگر شدیم . آنچه كه می نویسم حرف دل است و بس ! آنچه كه می نویسم حرف دل پر از درد و عاشق من است . می نویسم از دشت شقایق ها كه تو همان شقایق دلم هستی . می نویسم از تو كه همان پروانه ای كه اطراف شمع خواموش مانند من می چرخی و نور محبت را به من بی نور می بخشی. می نویسم از دریایی مانند تو كه به سوی كویری مانند من می آید و مرا از عشق خودش سیراب می كند . می نویسم از ستاره ای مانند تو كه در آسمان تیره و تار قلبم نشست و شب بی نورم را پر از روشنایی كرد . از نام زیبایت نوشتم و كتابم بهترین كتاب زندگی شد . و منی كه همان نویسنده نام زیبایت شدم بهترین شاعر دنیا شدم چون نام زیبایت آن حس زیبایی عاشق را در خون من جاری می سازد . توی همان رویایی زیبای من ، ندای آمدن بهار عشق ، آغاز باریدن باران عشق | |||
| |||






