userinfo close

  ,

شیخ رجبعلی خیاط


sheykh_rajab_ali_khayat

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد قاسمی - معاونان
" عند ذکر الصالحین ینزل الرحمه" **** هنگام یادکردن صالحین رحمت نازل می شود..
 
313 یار مهدی  عج , 313yarmahdi
313 یار مهدی عج - 09:54 1390/05/24

14رمضان ؛ سالروز شهادت مختار ثقفی




14 رمضان ؛ سالروز شهادت مختار ثقفی

 …

۱۳۶۱ سال پیش، ۱۴ رمضان سال۶۷ هجری‌ قمری، مختار بن ابی‌عبیده از شیعیان بزرگ و از قیام‌کنندگان پس از شهادت امام‌حسین (ع) به شهادت رسید.



به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، مختار بن ابی عبید ثقفی بن مسعود ثقفی در سال اول هجرت متولد شد. پدرش ابو عبید از اجله اصحاب رسول خدا (ص) بود که در سال سیزدهم هجرت والی عراق شد. مادر ش نیز مختار «دومه بنت وهب»، از زنان با شخصیت تاریخ اسلام است. ساله از جمله رزمندگان شد که برای اولین‌بار درجنگی عظیم شرکت می‌کرد.

آن‌گاه که امام حسین (ع)، مسلم بن عقیل را به نمایندگی خود به کوفه اعزام کرد، مسلم به منزل مختار وارد شد و مختار در حمایت از او و بیعت گرفتن از مردم برای او بسیار کوشید. مختار در عراق به عنوان مرجعی از طرفداران و ناشران فضایل آل‌محمد (ص) به شمار می‌آمد و شیعه و معتقد به امامت حضرت علی (ع) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بود و آن‌ها را بر دیگران ترجیح می‌داد. مختار در جریان شهادت مسلم (ع) در کوفه نبود، پس از شهادت مسلم (ع)، عبیدالله بن زیاد عده‌ای از آزاد مردان را دستگیر و زندانی کرد تا هنگام ورود امام حسین (ع) به عراق نتوانند از آن حضرت حمایت کنند.

مختار قبل از عاشورا:

مختار در زندان نامه‌ای به حجاز برای عبدالله بن عمر داماد خود نوشت و از وی خواست نامه‌ای به شام برای یزید بنویسد که او به ابن زیاد دستور دهد تا مختار را از زندان آزاد کند. وقتی نامه فرزند خلیفه دوم به شام رسید، یزید فورا نامه‌ای به ابن زیاد نوشت که: «به محض آن که نامه مرا خواندی، مختار را رها کن و به او آسیبی نرسان والسلام.» و مختار در پی این نامه از زندان آزاد شد. مختار پس از آزادی از زندان راه حجاز را در پیش گرفت.

عبدالله بن زبیر، دشمن سرسخت بنی‌امیه حاکم مکه شد. مختار بعد از حضور کوتاه در مکه و نزد ابن زبیر از او جدا شد و به شهر طائف، سرزمین آباء و اجدادی خود رفت و یک سال در آن‌جا ماند و مشغول تفکر و برنامه‌ریزی شد.

مختار بعد از عاشورا:

بعد از واقعه عاشورا و مسلط شدن ابن‌زیاد بر کوفه طرفداران اهل بیت پیامبر (ص) قلع و قمع شدند و ابن زیاد بر فراز منبر مسجد کوفه به امیر مومنان و اولاد حضرت اهانت کرد. به‌خاطر شهادت بعضی از متعرضین در روزهای قبل کسی جرأت پاسخ‌گویی ابن زیاد را نداشت.

سکوت همه جا حکم‌فرما بود که ناگهان فریاد خشم آلود مختار از گوشه مسجد، قلب ابن‌زیاد را لرزاند و مانند شیری که از قفس آزاد شده باشد بر سر فرزند «سمیه» فریاد برآورد: «وای بر تو، ابن‌زیاد! آیا به علی(ع) و حسین (ع) اهانت می‌کنی؟ دهانت بشکند! تو اصلا کیستی؟ تهمت‌هایی که زدی برای تو و امیرت یزید است، نه حسین(ع) و خاندان پیامبر (ص)».

مختار در ایام حکومت خود به شکر قلع و قمع قاتلان امام‌حسین (ع) بیشتر روزها را روزه می‌گرفت و می‌‌گفت : این روزه ها برای شکر است. وی پس از اعدام حرمله، قاتل طفل شیرخوار امام حسین (ع) از اسب پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده طولانی نمود.

مختار نقطه شروع این حرکت خویش را کوفه قرار داد. او مردی قهرمان و مرید ائمه (ع) بود که شعارش را با نام خدا آغاز کرد و راهش را راه خدا برگزید و پایان کار را لقاءالله می‌دید و برای تاریخ شیعه، ورق زرین دیگری را آفرید.قیام مختار نشأت گرفته از قیام و نهضت عاشورا بود. او این حرکت را با ندای «یالثارات الحسین» آغاز کرد. این قیام در حقیقت تحول عظیمی در تاریخ به شمار می‌آید که بعد از واقعه کربلا به وقوع پیوست.

هدف حقیقی قیام مختار نخست انتقام خون شهدای کربلا و ریشه‌کن ‌کردن عوامل فاجعه عاشورا بوده است. سپس اجرای عدالت و احقاق حقوق پایمال شده اهل‌بیت و حمایت از محرومان جامعه خود و برقراری حکومتی بر مبنای عدل و عدالت علوی و مکتب تشیع.

ایشان در ملاقات با سران شیعه کوفه، هدف قیام خود را این چنین بیان کرد: «من برای اقامه شعار اهل بیت و زنده کردن مرام آنان و گرفتن انتقام خون شهیدان به سوی شما آمده‌ام».

یزید در سال ۶۴ ه.ق مرد و همان سال مختار بار دیگر از طائف به مکه رفت. مختار قبل از حرکت به سوی کوفه نزد محمد بن حنفیه آمد و او را در جریان کارش قرار داد و گفت: من تصمیم دارم به خون‌خواهی شما و به پشتیبانی شما قیام کنم، نظر شما چیست؟ محمد حنفیه ساکت شد؛ ولی مختار سکوت او را دلیل بر رضایت او پنداشت و با خود گفت: همان سکوتش برای من اذن است و با محمد حنفیه خداحافظی کرد و عازم عراق شد.

در آغاز سال ۶۵ هجری شهر کوفه با ورود مختار رنگ دیگری به خود گرفت. مردم بسیار شاد و امیدوار بودند چون عامل ابن زیاد و بنی‌امیه را بیرون کرده بودند. شیعیان کمترین اعتنایی به نمایندگان ابن زبیر در کوفه نداشتند و همه دل به این مرد انقلابی بسته و چشم امیدشان به سوی او بود. مختار مردم را به رهبری محمد حنفیه و پشتیبانی از اهل‌بیت دعوت کرد و گفت: من برای اقامه شعار اهل‌بیت و زنده کردن مرام آنان و گرفتن انتقام خون شهدا به سوی شما آمده‌ام.

وقتی شیعیان از هدف مختار آگاه شدند با وی بیعت کردند که در این میان می‌توان به عبدالرحمن شریح و ابراهیم بن مالک اشتر اشاره کرد. مختار رسما فرمان قیام را صادر کرد و به هریک از یاران خود مأموریتی داد و به یکی از آنان به نام سعید فرمان داد: برو در نی‌ها آتش بیفکن و آن مشعل‌ها را برای اعلام قیام به مسلمانان برافراز و شعار مختار را اولین‌بار مسلمین در جنگ بدر به کار بردند که آن شعار این است : «یا منصور امت» یعنی ای پیروز بمیران.

پس از فتح کوفه، مختار خود را برای ادای نماز و سخنرانی در مسجد و اعلام رسمی پیروزی انقلاب آماده می‌کرد. او در این خطبه، اهداف اصلی قیام خود و انقلاب را تشریح کرد و گفت: «ای مردم کوفه، من از جانب اهل‌بیت پیامبر (ص) مأموریت یافته‌ام تا به خون‌خواهی امام مظلوم، حسین بن علی و شهدای کربلا قیام کنم و انتقام خون آن گلگون کفنان را بگیرم و تا آخرین نفس با شدت هرچه بیشتر این هدف مقدس را تعقیب خواهم کرد.» با سقوط دارالاماره و فرار استاندار ابن زبیر و پیروزی انقلابیون، شهر کوفه به تصرف نیروهای انقلاب درآمد و کوفه، این مرکز قدرت عراق به عنوان پایگاه انقلاب چهره‌ای دیگر به خود گرفت.

در سال ۶۷ در جنگی که ما بین مختار و مصعب بن زبیر واقع شد؛ مختار به قتل رسید و مصعب بر کوفه تسلط یافت. مصعب پس ازسلطه بر کوفه دستور داد تمامی اصحاب مختار را به شهادت برسانند. همچنین دستور داد همسر او را که زنی مؤمنه به‌نام «عمره دختر نعمان بن بشیر انصاری» را دستگیر کنند.سرانجام کلیه افرادی که در روز عاشورا با اسب خود بر بدن مقدس امام حسین و شهدا تاختند، مختار دستور داد همه آنان را که ۱۰ نفر بودند دستگیر کردند و به هلاکت رساند و همین طور سایر جنایتکاران عمر سعد، ابن زیاد ، حرمله ، خولی ، حکیم بن طفیل، منقذبن مره، سنان بن انس، زید بن رقاد و… را به عقوبت رساند.

پس از شهادت مختار:

مصعب گفت: برائت بجوی از شوهرت. او گفت: چگونه برائت بجویم از کسی که روزها روزه و شب‌ها به نماز مشغول بود و خون خود را برای خدا و پیامبر (ع) نثار و خون‌خواهی فرزند پیامبر (ص) کرد؟، مصعب در حالتی که شمشیرش را از غلاف بیرون کشیده بود، گفت: پس تو را به شوهرت ملحق می‌کنم. وی جواب داد: پس از این مرگ بهشت است و به خدا قسم هیچ چیزی را بر محبتم به علی بن ابی‌طالب (ع) ترجیح نمی‌دهم.

در گرمای هوا در صحرایی بین حیره و کوفه دست و پای او را بستند و بعد گردن او را زدند و سر از بدنش جدا کردند. این زن مؤمنه اولین زن شهیدی است که در محبت امیرالمؤمنین (ع) با شکنجه کشته شد.

مختار مورد توجه و علاقه اهل بیت بوده است که بعضی از روایات در مورد او این‌چنین است:

دیدگاه ائمه نسبت به مختار:

۱- مقدس اردبیلی روایت زیر را از حضرت علی (ع) نقل می‌کند که فرمود: «به‌ زودی فرزندم حسین کشته خواهد شد؛ ولی دیری نخواهد گذشت که جوانی از قبیله ثقیف قیام خواهد کرد و از این ستمکاران انتقام خواهد گرفت.

۲- عمر بن علی بن الحسین (ع) (فرزند گرامی امام سجاد(ع)) می‌فرماید: چون سر عبیدالله و عمر سعد را نزد امام سجاد (ع) آوردند آن حضرت به سجده افتاد و فرمود: خدا را حمد می‌کنم که از دشمنانم انتقام گرفت و مختار را دعا کرد و فرمود: خداوند مختار را جزای خیر دهد.

امام باقر (ع) فرمود: سبحان‌الله! پدرم مرا خبر داد که مادرم را مختار نزد او فرستاده است. آیا مختار نبود که خانه‌های ما را بنا کرد و کشندگان ما را کشت و خونخواهی ما را نمود؟۳- «عبدالله بن شریک» گوید: من در روز عید اضحی پیش امام‌باقر (ع) رفتم در حالی که تکیه کرده بود، رو به روی حضرت نشستم. در این هنگام مردی از اهل کوفه وارد شد و خواست دست امام باقر(ع) را ببوسد ، حضرت اجازه نداد. سپس به آن شخص فرمود: کیستی؟ عرض کرد: من ابو محمد حکم بن مختار هستم و در مجلس از حضرت باقر دور نشسته بود، پس امام (ع) دستش را به سوی او دراز کرد و او را نزدیک خود نشانید. آن مرد (یعنی فرزند مختار) به امام باقر (ع) عرض کرد: مردم درباره پدرم سخن بسیار گویند؛ ولی به خدا سوگند آن‌چه شما درباره پدرم بفرمایید، همان حق است و مردم هر چه می‌خواهند بگویند. حضرت فرمود: چه می‌گویند؟ گفت: می‌گویند پدرم مختار کذاب بوده است؛ ولی شما هر چه فرمان دهید آن را پذیرا باشم.

«اصبغ بن نباته» از اصحاب وفادار علی (ع) می‌گوید: «روزی امیرالمومنین (ع) را دیدم که مختار را که طفل کوچکی بود روی زانوی خود نشانده و با نوازش و محبت دست بر سر او می‌کشید و می‌فرمود یا کیس یا کیس: یعنی «ای هوشمند و زیرک».*

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.