عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
8 خرداد 1391 | |
|
2
|
8 خرداد 1391 | |
|
3
|
8 خرداد 1391 | |
|
4
|
8 خرداد 1391 | |
|
5
|
8 خرداد 1391 | |
|
6
|
7 خرداد 1391 | |
|
7
|
7 خرداد 1391 | |
|
8
|
7 خرداد 1391 | |
|
9
|
7 خرداد 1391 | |
|
10
|
7 خرداد 1391 |
سعید طاهری - 11:13 1390/11/18
شهید غروب جمعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
بعد از شهادت محمودوند و پازوکی، در یک غروب جمعه با شهبازی و زمانی، رفتیم برای
تفحص.
من بلند بلند با علی آقا محمودوند صحبت می کردم تا از خدا بخواهد شهیدی که
قبلا با هم تفحص می کردیم و نیمی از پیکرش را پیدا کرده بودیم بقیه اش پیدا
شود.
.jpg)
رضا روی تپه ای نشسته بود و زیارت عاشورا می خواند.
محمد زمانی هم در آن
حوالی دور می زد.
من با بیل مکانیکی شروع به کار کردم.
بعد از نیم ساعت
علیرضا دیگر داشت داد می زد و مداحی می کرد و پشت سر هم زیارت عاشورا و آل یاسین می
خواند.
مدتی گشت و در پاکت بیل، یک کلاه و چند تکه استخوان دیده شد.
بالاخره آن شهید پیدا شد و از بچه های یزد بود.
ــــــــــــــــــــــــــ
خاطراتی از شهید تفحص شهید علیرضا شهبازی
●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ●●●ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●
بهر فرج و ظهور مهدی فاطمه (عج) صلوات
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
التماس دعآ
99
کامنت بنویسید...


