مقاله...... 17 خرداد 87 - 01:46 | |||
| |||
من کار میکنم، تو احتکار میکنی. من بار میکنم، تو انبار میکنی من رنج میبرم، تو گنج میبری من در کارخانه تو کار میکنم من هم سن و سال پسر تو هستم، تو هم سن و سال پدر من هستی. پسر تو درس میخواند و کار نمیکند من کار میکنم و درس نمیخوانم. پدر من نه کار دارد، نه خانه تو هم کار داری، هم خانه، هم کارخانه؛ من در کارخانه تو کار میکنم. و در این کارخانه همه چیز عادلانه تقسیم شده است: سود آن برای تو، دود آن برای من. من کار میکنم، تو احتکار میکنی. من بار میکنم، تو انبار میکنی من رنج میبرم، تو گنج میبری من در کارخانه تو کار میکنم و در این جا هیچ فرقی بین من و تو نیست: وقتی که من کار میکنم، تو خسته میشوی، وقتی که من خسته می شوم، تو برای استراحت به شمال میروی، وقتی که من بیمار میشوم، تو برای معالجه به خارج میروی من در کارخانه تو کار میکنم. و در اینجا همه کارها به نوبت است: یک روز من کار میکنم، تو کار نمیکنی، روز دیگر تو کار نمیکنی، من کار میکنم. من در کارخانه تو کار میکنم. از کارخانه خدا که بزرگتر نیست کارخانه خدا از همه کارخانهها بزرگتر است در کارخانه خدا همه کارها به نوبت است، در کارخانه خدا همه چیز عادلانه تقسیم میشود در کارخانه خدا، همه کار میکنند. در کارخانه خدا، حتی خدا هم کار میکند | |||
| |||









