مقالهاستاد حسن چلیپا (اسماعیل زاده)- پایه گذار نقاشی قهوه خانه ای در ایران 12 شهریور 86 - 23:28 | |||
| |||
استاد حسن چلیپا (اسماعیل زاده) استاد حسن اسماعیل زاده که تخلص هنری خویش (( اسماعیل زاده)) را از نام پدر ((اسماعیل)) وام گرفته است، در سال 1301 در زنجان چشم به جهان گشود. لیكن پیش از به دنیا آمدن او، پدر ایشان رخت از جهان بربست. وی با مدد از استعداد خدادادی از همان اوان كودكی به دلیل شور و شوق و علاقه ای كه به هنر نقاشی داشت، تجربه های نخستین نقش آفرینی را كسب كرد. در دوران ابتدایی به دلیل کشیدن نقاشی از مدرسه اخراج شد . در كودكی همراه خانواده اش به تهران مهاجرت كرد و در سن 8 سالگی، مادر كه علاقه ی وافر فرزند را به نقاشی دریافته بود مرحوم استاد محمد مدبر را به جهت تعلیم به او برگزید. اشتیاق بی اندازه ی شاگرد و تبحر استاد چنان كرد كه حسن اسماعیل زاده، هنرمندی خلاق و نقاشی صاحب قلم شد. وی 10 سال نزد استاد رمز قلم كشیدن و هنر رنگ آمیزی را آموخت؛ چنان كه نقاشی های او خط و سبك و رنگ قلم استادش مدبر را می نمود. این همكاری از یك سو موجب گرایش نقاش مستعد و جوان به شیوه و شگرد استادش محمد مدبر شد و از سوی دیگر عامل رونق نقاشی های خیالی ساز مذهبی و شاهنامه ای نزد عامه مردم شد. شگفتا كه او چه در دوران حیات استاد محمد مدبر و چه پس از مرگ ایشان، چنان تشابهاتی از نظر رنگ و طرح با مدبر آشكار ساخت كه بسیاری هنگام داوری تابلوهای آن دو در تشخیص صاحب آن دچار حیرت و تردید میشدند. چنانكه امروز هم او را مدبر زنده نام نهادند. استاد حسن اسماعیل زاده هنر و ذوقش را بیشتر در نقشینه كردن موضوعات مذهبی و به خصوص وقایع كربلا متمركز نموده است. وی در میان رنگها، رنگهای تلخ و تیره مانند قهوه ای را بیش از رنگهای دیگر دوست دارد. در پس زمینه نقاشی های تابلوهایش این رنگها به خوبی نمایان است. استاد حسن اسماعیل زاده تابلوهای زیادی در زمینه ی حماسه های مذهبی و ملی و موضوع های رزمی و بزمی و آداب و سنن زندگی مردم كشیده است. از جمله نقاشی های وی خیمه گاه سید الشهدا، جنگهای حضرت علی – علیه اسلام - ، شمایل امیرالمؤمنین علی – علیه السلام - ، آتش رفتن سیاوش، كشته شدن دیو سفید به دست رستم، بهرام و گلندام، پرده های درویشی؛ و در ارتباط با آداب و سنن مردم تابلوهایی با موضوعات شب عقد كنان، شب حنابندان، شب یلدای زمان قدیم، خواستگاری و… طراحی كرده است. وی یكی از چهره های مطرح و از ستونهای پایدار نقاشی خیالی ساز قهوه خانه ای به حساب می آید. تا كنون استاد با برپایی نمایشگاه های متعدد انفرادی و شركت در چند نمایشگاه جمعی داخلی و خارجی نظر بسیاری از دوستداران و منتقدان هنری را به خود جلب نموده است. برخی از تابلو های استاد در مجموعه ی موزه ی سعد آباد و موزه ی كندلوس و موزه ی رضا عباسی نگهداری می شود. استاد با اینكه بیش از هشتاد بهار از عمر پر بركتش را پشت سر نهاده است، ولی با آثار خویش هنر و فرهنگ ملی و مذهبی ایران را پاس داشته و می دارد.استاد چلیپا ، امروز در سن 84 سالگی در تهران درگذشت.از او و آثارش ، ناصر پویش فیلم کوتاه "خاکگرم" را به تهیه کنندگی سینمای جوان ساخته است.جمله ای از استاد چلیپا در این فیلم همیشه درگوش من خواهد ماند." ما از این دولت راضی هستیم. به این خاطر که وقت مرگ ، به هر کدام ، مزاری اهدا می کند. " او از فردا صاحب مزاری خواهد بود "نقاشی موسوم به "قهوه خانه" ، بر خلاف جریانهای نقاشی آکادمیک و نگارگری جدید، خارج از حوزه ِ هنر رسمی رشد کرد.این، نوعی نقاشی روایی است که مقارن با جنبش مشروطیت بر اساس هنر مردمی و دینی و با اثرپذیری از طبیعت نگاری مرسوم آن زمان، به دست هنرمندانی مکتب ندیده پدید می آید و بارزترین جلوه هایش را در عصر پهلوی می نمایاند. پژوهندگان ، سابقه ی نقاشی عامیانه ی مذهبی را به عهد صفویان – زمانی که تشیع گسترش بسیار یافت – مربوط می دانند.به طور مثال، در دیوارنگاره های امامزاده زید اصفهان ، صحنه هایی از تعزیه ی امام حسین (ع) تصویر شده است. "این نقاشی ها بسیار دور از جو و فضای ذائقه ی هنری درباری است ...فقط در سبک ترسیم و تصویر جامه های این آثار است که انعکاس کمرنگی از فضای دربارهای صفوی حس می شود" مسلم آنکه در خلال چند قرن گذشته انواع نقاشی ملهم از فرهنگ روستایی _به موازات هنر رسمی و درباری_ رشد می کرده اند.اما نقاشی موسوم به قهوه خانه جریانی متفاوت و متاخر است.این گونه ی نقاشی که آمال و علایق ملی ، اعتقادات مذهبی و روح فرهنگ خاص لایه های میانی جامعه شهری را باز می تابید ، پدیده ای جدیدتر از سایر قالبهای نقاشی عامیانه ( چون پرده کشی ، دیوارنگاری بقاع متبرکه ،نقاشی پشت شیشه با مضمون مذهبی و جز اینها بود.داستانهای شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی ، وقایع کربلا ، قصص قرآن و حکایتهای عامیانه ، موضوعهای اصلی این نقاشی ها را تشکیل می دادند.نقاش، این موضوع ها را مطابق با شرحی که از زبان نقال ، تعزیه خوان ، مداح و روضه خوان می شنید و همان گونه که در ذهن مردم کوچه و بازار وجود داشت به تصویر می کشید. شاید بتوان قهوه خانه را خاستگاه این نوع نقاشی دانست (زیرا ، نه فقط پیوندی نزدیک با نقالی داشت ، بلکه صاحبان قهوه خانه ها از نخستین سفارش دهندگان آن به شمار می آمدند.) با این حال ، این پرده ها علاوه بر قهوه خانه ها ، در محل های عزاداری ، دکان ها ، زورخانه ها و حمام ها نیز آویخته می شدند.موضوع پرده ، محل نصب آن را تعیین می کرد. (مثلا : موضوع روز عاشورا برای تکایا و موضوع جوانمرد قصاب برای دکانهای قصابی ). نقاش نیز از میان آن اصناف برخاسته بود (غالبا ً حرفه دیگری چون کاشی سازی ، گچبری ، نقاشی ساختمان و غیره داشت ) و بنا به ایمان و علاقه خود و از طریق تجربی ، فن پرده نگاری رنگ روغنی را آموخته بود.او اسلوبها و وسایل بیانی متداول را بر حسب سلیقه و روش خاص خود به کار می گرفت.هدفش صراحت و سادگی بیان و اثرگذاری هر چه بیشتر بر مخاطب بود.از همین رو غالبا ً در پرده اش نام اشخاص را در کنار تصویرشان می نوشت.شخصیت اصلی را بزرگتر از اشخاص فرعی نشان می داد و یا از قراردادهای تصویری معینی برای تاکید بر جنبه های مثبت یا منفی شخصیتها استفاده می کرد ولی پایبندی به روایتگری هیچ گاه او را از خیال پردازی و تمثیل سازی باز نمی داشت.اگرچه کمابیش شگردهای برجسته نمایی و ژرفانمایی را به کار می برد ، صحنه ها را با شیوه و اسلوبی آزاد و بدون رجوع مستقیم به مدل به تصویر می کشید(خود نقاشان ، عنوان "خیالی سازی" را برای آثارشان برگزیده بودند تا از نقاشانی که به واقعیت عینی می پرداختند متمایز باشند.) کوشش نقاش قهوه خانه در بازنمایی صحنه و نمایش خصوصیات ظاهری و درونی آدمها ، همواره تحت تاثیر جانبداری او از نیروهای خیر است.او با همین انگیزش اخلاقی و عقیدتی و بنا بر منطق روایی پرده هایش ، قراردادهای خاصی را در طرز ترسیم پیکرها و جامگان ، رنگ گزینی و ترکیب بندی رعایت می کند.بنابر این نقاشی قهوه خانه _در مقایسه با مکتبهایی چون پیکر نگاری درباری_از نظام زیبا شناختی معینی برخوردار نیست. نقاشی قهوه خانه با هنرمندانی چون حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر به اوج شکوفایی رسید و بر هنر معاصر نیز تاثیر گذاشت.اینان شاگردانی چون فتح الله قوللر ، حسین همدانی و حسن اسماعیل زاده "چلیپا" و عباس بلوکی فر را پروردند که راه آنها را ادامه داده اند.امروزه این نوع نقاشی مردمی به سبب آنکه خصلت کارکردی اولیه اش را از دست داده کاملا ً از رونق افتاده است
| |||
| |||









