userinfo close

  ,

سپندار مذگان


sepandar_mazgan

تاسیس: 30 دی 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شروین مجیدی - معاونان
دوستان عزیز لطف کنند و برای ایجاد بحث جدید .آنرا در تاپیک پیشنهادات عنوان کنند تا اعضا بهش رای بدهند.
 
شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 01:29 1388/12/26

نوروز و آفرینش جهان بر اساس متون كهن

«نوروز یكی از عمیق‌ترین و پرمنزلت‌ترینواژه‌ها در زبان فارسی است. با این همه تاریخچه مختصری دارد كه در چند سطر می‌توانآن را خلاصه كرد. اما همین تاریخ كوتاه، پر از راز و رمز است. به تعبیر حافظ، عینعشق است كه از هر زبان كه بشنویم نامكرر است. بعضی‌ها می پندارند كه چون نوروز هرسال تكرار می‌شود پس سخن گفتن درباره آن نیز تكراری خواهد بود. اما چنین كسانیظرایف و دقایق نوروز و نكات نهفته در آن را نادیده می‌گیرند ودرنیافته‌اند.» 

آن چه بازگو شد بخشی از سخنان محمد بقایی (ماكان) مولف،پژوهشگر تاریخ و ادبیات ایران بود كه عصر روز یك‌شنبه (2 اسفند) در موسسهفرهنگی-هنری جمشید سخن گفت، وی به رمز و رازهای نوروز پرداخت و این آیین باستانی رابر اساس دیدگاه‌های شاعران كلاسیك و متون كهن واشكافی كرد

وی در ادامهسخنانش افزود: در روایات اساطیری ما آمده است كه جم، سومین پادشاه پیشدادی، پس ازسیر و سفری، بر تخت پادشاهی می‌نشیند. روایت فردوسی در شاهنامه چنین است كه جم پسسفر از فراز دماوند در بابل بر تخت جلوس می‌كند. اما ابوریحان در كتاب «التفهیم»،تخت‌نشینی او را در آذربایجان می‌داند. تخت و تاج او آراسته به جواهراتی بود كه ازپرتو آن‌ها جهان پر از روشنایی می‌شد. مردم از آن همه روشنایی در شگفت می‌مانند وگوهر نثار جم می‌كنند

این استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: فردوسی می‌گوید كهآن روز را روز نو نامیدند. زمان آن نیز در دی روز، یا اورمزد روز، بوده است «سر سالنو هرمز فرودین/ بیاسوده از رنج تن دل ز كین». این همان روزی است كه پادشاهان گذشتهایران و مردمان باستان، تا به امروز، آن را بسیار گرامی داشته‌اند و یادگاری است ازروزگاران باستان

نویسنده كتاب «لعل و روان؛ شرح و بررسی تطبیقی غزل‌هایاقبال» گفت: البته نوروز را به طهمورث و كیومرث هم نسبت داده‌اند. اما فردوسی، جمرا بنیانگذار نوروز می‌داند. این را هم بگوییم كه بعد از تابیدن خورشید بر تاج جماست كه او را جمشید نامیدند، این تاریخچه مختصر نوروز است. من درباره نوروز، دركتابم «در جست‌جوی هویت ملی» سخن گفته‌ام. دنباله آن بحث‌ها را در كتاب دیگرم بهنام «نوروز جلوگاه هویت ایرانی»، كه در سال 1389 منتشر خواهد شد،آورده‌ام

نوروز باستانی و آفرینش جهان 

وی افزود: هر كسی كه درباره نوروز مطالعه كرده باشد، بی درنگ به یاد آفرینش جهان می‌افتد. براساس نظریه ایرانی، خداوند در 6 گاهنبار جهان را آفرید و كامل كرد. در گاهنبار نخستآسمان آفریده شد، در گاهنبار دوم آب و در گاهنبارهای بعدی، به ترتیب زمین وجانداران و گیاهان و در آخرین گاهنبار، كه ماقبل نوروز بود، انسان آفریده شد. ایناندیشه ایرانی است و پیوند نوروز را با آفرینش جهان نشان می‌دهد. پس اگر نوروز رانادیده بگیریم، نخواهیم دانست كه آفرینش جهان، چه زمانی به پایان رسیدهاست

مولف كتاب «در جست‌جوی هویت ملی» گفت: در باور اساطیری ایران، هنگامیكه كیومرث به زمین می‌آید، بر اثر ماجرایی كشته می‌شود. بدنش را به خاك می‌سپارند واز آن خاك، فلزاتی پدید می‌آید و از آن فلزات «تخمه زر» بوجود می‌آید. از این تخمهزر، گیاه ریواس می‌روید. این گیاه پس از چهل سال نبرد با محیط خودش، سرانجام به شكلحیوان درمی‌آید و از حیوان دو انسان «مشی» و «مشیانه» خلق می‌شوند

ویافزود: چهل سالی كه در این‌جا بدان گفته شده، اشاره است به زمانی طولانی و نبرد بامحیط نیز اشاره‌ای است به كشمكش «من» با «غیر من». این آفرینش انسان، در نوروزاتفاق می‌افتد. البته بحث آفرینش انسان دامنه‌دارتر از آن‌چه است كه در این‌جا بهآن اشاره كردم، اما تنها می‌خواستم الگویی را بدست داده باشم تا بدانیم كه چگونهاین اندیشه در جهان گسترده شد

مولانا و اشاره او به آفرینشانسان 

بقایی یادآور شد: این اندیشه بعدها نزد «ابوعلی مسكویه» و «مولانا» بسط پیدا می‌كند. مولوی اما ماخذ خود را آشكارا بیان نمی‌كند و نمی‌گویدكه اندیشه‌اش را از كجا گرفته است. اما می‌دانیم كه این فكر، ریشه در ایران باستانو ادب مزدیسنایی دارد. آن‌جایی كه مولانا در دفتر سوم مثنوی می‌گوید «از جمادی مردمو نامی شدم / وز«نوروز و آفرینش جهان» بر اساس متون كهنمردم به حیوان سر زدم...» یك مقداری رنگ عارفانه به سخنشمی‌دهد و نمی‌شود دقیقا آن را با اندیشه‌های ایرانی منطبق كرد. اما در دفتر چهارممثنوی ابیاتی دارد كه كاملا همسان با اندیشه‌های نیاكان ماست. از سوی دیگر آن ابیاتهمسان با یافته‌های زیست‌شناسی و بر پایه دانش نوین است

وی افزود: مولویدر دفتر چهارم، درباره آفرینش انسان، بیت‌هایی می‌آورد كه سطر سطر آن را می‌توان باهمین اندیشه آفرینش آدمی انطباق داد. بر این اساس است كه من اعتقاد دارم كه مولویاندیشه ایرانی را مورد مطالعه قرار داده است. اگر غیر از این بود نمی‌توانست معجزه «مثنوی» را خلق كند. مگر می‌شود انسان متفكری مانند مولوی از گذشته و پیشینه خود بیخبر باشد؟ انسان‌های پایین‌تر از او، همانند سعدالدین وراوینی و نجم‌الدین رازی،خالق «مرصاد العباد»، آن اندیشه‌ها را می‌دانسته‌اند، چه رسد به مولانا كه سخنشبسیار فراتر و گسترده‌تر از آن‌هاست

فروهرها، نیروهای پیش برنده وتكامل بخش 

مولف كتاب «اخبار عجیب و حكایات غریب» گفت: مولوی بهنیرویی كه در ورای هستی هست اشاره می‌كند و می‌گوید «می‌كشد آن خالقی كه دانی‌اش». این نیرو همان «فروهر» است. فروهرها نیرویی‌اند ازلی و ابدی كه وجود داشته و خواهندداشت این نیرو را، مولوی، «نیروی كشنده» می‌نامد. معادلی كه برای فروهر می‌توانیافت «نفس» یا «خودی» است

وی افزود: فروهر دقیقا به معنای نیروی كشنده وپیش برنده است. «فره» یعنی پیش و جلو؛ «وهر» نیز به معنای كشنده است. پس فروهرنیروی پیش برنده خواهد بود. این نیرو باعث تكامل جهان و هر چیزی كه در این جهاناست، می‌شود. این اندیشه را در نزد بسیاری از متفكران دیگر، مانند اقبال لاهوری، هممی‌توان دید

مولف كتاب «در شبستان ابد؛ شرح و برسی جاویدنامه اقبال» گفت: «مثل» افلاطونی هم منطبق با این اندیشه است. پس از انتقال اندیشه‌های فلسفی ازیونان به آلمان، «فیخته» نیز همین اندیشه را داشت و می‌گفت «هر چیزی دارای «من» است». «هگل» از آن به «روح جهان» تعبیر می‌كرد و از روح نباتی و روح انسانی سخنمی‌گفت. «سورن كركه گارد» و پیروان انگلیسی هگل نیز معتقد به این قضیه بودند. امامعروف‌ترین آن‌ها «برگسون» است كه نظریه‌اش با فروهرها انطباق دارد. برگسون می‌گویدكه جهان دارای نیرویی به نام «نیروی خیزشی» است. در این نیرو وفاق، مودت و عشق وجوددارد. این سخن برگسون همان اندیشه فروهری است كه در ادب مزدیسنا وجوددارد

این پژوهشگر تاریخ و ادبیات ایران كه مطالعات گسترده‌ای در زمینهفرهنگ ایرانی از جمله نوروز باستانی انجام داده گفت: هنگامی كه این اندیشه را بررسیمی‌كنیم، اثر آن را در فرهنگ عامه هم می‌بینیم. ایرانیان باستان اعتقاد داشتند كهفروهرها 10 روز مانده به نوروز به زمین می‌آیند و سراغ خویشاوندان خود را می‌گیرندو در نوروز، به عالم مینو بازمی‌گردند. این ارتباط فروهرها با نوروز را نشانمی‌دهد. بر پایه اندیشه مزدیسنایی، در این 10 روز باید خانه‌ها تمیز باشد، مردملباس نو بپوشند و آراسته باشند. چون هنگامی كه فروهرها از عالم بالا فرود می‌آیند،دوست دارند كه زندگی خویشاوندانشان را مرتب و به سامان ببینند. این اندیشه هنوز همدر مراسم نوروز وجود دارد و باقی مانده است.

 

 

بن مایه : خبرگزاری كتاب ایران

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.