عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
23 آذر 1386 | |
|
2
|
16 خرداد 1385 | |
|
3
|
16 خرداد 1385 | |
|
4
|
27 فروردین 1385 | |
|
5
|
27 فروردین 1385 | |
|
6
|
27 فروردین 1385 |
وحیدرضا پژمان - 07:30 1385/01/27
سلطان آواز : ستار
شاید القابی چون سردار آزادی و والاصدای سرزمین ترانه را شنیده باشید که بحق به استاد نسبت داده اند اما آیا تا بحال فکر کرده اید که براستی چه کسانی موسیقی اصیل ایرانی را در آنسوی مرزها زنده نگاه
داشته اند؟
آنانکه عطر نفسشان همچون بنان و گلپایگانی در فضا موج میزند اما کمتر کسی از آنان یاد میکند !
در این دوران که تنها مشکی رنگ عشقه و از دوری یار هیچ ملالی نیست !
شاید فقط دو تن هنوز از امید میگویند : اولی ستار و دومی نیز هموست که سلطان آواز در غربت نامش نهاده اند.
اوست که دیگر نمیخواهد با تکرار ترانه هایی که به مفهومی جز یاس و پوچی دامن نمیزنند موجبات پریشان احوالی این مردم فریب خورده را بیش از پیش فراهم آورد چرا که اگر بخواهد کسی را یارای مقابله با او نیست اما
چشم از شهرت جوانی پوشیده ، حال آنکه بیش از هرکسی از آن برخوردار بوده است و اکنون نیز من و شما همچنان در خلسه ی حاصله از صدای بارون و تناسه غوطه وریم.
شاید ستار تنها خواننده ای باشد که تمامی فاکتورهای این هنر شریف ،
اعم از رنگ/طعم/انعطاف...و حجم صدا را بطور اتم و اکمل داراست و نیز
توانایی او در اجرای دقیق و بی کم و کاست گوشه ها و ردیفهای دشوار موسیقی اصیل ایرانی به همراه تحریرهای منحصر به فردش غیر قابل انکار.اما آنچه همواره شکسته خاطرم ساخته است و بجهت آن متعرض
خود ایشان نیز شده ام ( و عکس العملی جز لبخندی پر معنا و فروتنی مکرر مشاهده نکرده ام ) عدم وجود تبلیغات ملون به سبک و سیاق همنسلان استاد ( مثل داریوش و ابی ) بوده است. جالب است بدانید هنوز
بسیاری تصور میکنند که آلبوم گلایه آخرین اثر ستار است!!! طرفداران او نیز که جملگی از خواص هستند کمتر عزمی به اشاعه ی آثار او جزم
میکنند و شرکتهای پخش کننده نیز...در نتیجه: رنگ مشکی بناحق میشود
رنگ عشق و دیر نباشد که روح القدس را زرد و خداوند را سرخ نقاشی کنند اما :
مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد
که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی
با تقدیم احترام
وحیدرضا پژمان
طهران
VahidRezaPejman@Yahoo.com
داشته اند؟
آنانکه عطر نفسشان همچون بنان و گلپایگانی در فضا موج میزند اما کمتر کسی از آنان یاد میکند !
در این دوران که تنها مشکی رنگ عشقه و از دوری یار هیچ ملالی نیست !
شاید فقط دو تن هنوز از امید میگویند : اولی ستار و دومی نیز هموست که سلطان آواز در غربت نامش نهاده اند.
اوست که دیگر نمیخواهد با تکرار ترانه هایی که به مفهومی جز یاس و پوچی دامن نمیزنند موجبات پریشان احوالی این مردم فریب خورده را بیش از پیش فراهم آورد چرا که اگر بخواهد کسی را یارای مقابله با او نیست اما
چشم از شهرت جوانی پوشیده ، حال آنکه بیش از هرکسی از آن برخوردار بوده است و اکنون نیز من و شما همچنان در خلسه ی حاصله از صدای بارون و تناسه غوطه وریم.
شاید ستار تنها خواننده ای باشد که تمامی فاکتورهای این هنر شریف ،
اعم از رنگ/طعم/انعطاف...و حجم صدا را بطور اتم و اکمل داراست و نیز
توانایی او در اجرای دقیق و بی کم و کاست گوشه ها و ردیفهای دشوار موسیقی اصیل ایرانی به همراه تحریرهای منحصر به فردش غیر قابل انکار.اما آنچه همواره شکسته خاطرم ساخته است و بجهت آن متعرض
خود ایشان نیز شده ام ( و عکس العملی جز لبخندی پر معنا و فروتنی مکرر مشاهده نکرده ام ) عدم وجود تبلیغات ملون به سبک و سیاق همنسلان استاد ( مثل داریوش و ابی ) بوده است. جالب است بدانید هنوز
بسیاری تصور میکنند که آلبوم گلایه آخرین اثر ستار است!!! طرفداران او نیز که جملگی از خواص هستند کمتر عزمی به اشاعه ی آثار او جزم
میکنند و شرکتهای پخش کننده نیز...در نتیجه: رنگ مشکی بناحق میشود
رنگ عشق و دیر نباشد که روح القدس را زرد و خداوند را سرخ نقاشی کنند اما :
مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد
که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی
با تقدیم احترام
وحیدرضا پژمان
طهران
VahidRezaPejman@Yahoo.com
99
کامنت بنویسید...


