عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
10 خرداد 1390 | |
|
2
|
18 فروردین 1389 | |
|
3
|
4 اسفند 1388 | |
|
4
|
24 بهمن 1388 | |
|
5
|
16 بهمن 1388 | |
|
6
|
26 آبان 1388 | |
|
7
|
2 آبان 1388 | |
|
8
|
1 آبان 1388 | |
|
9
|
1 آبان 1388 | |
|
10
|
30 مهر 1388 |
کامی عالیزاد - 01:05 1390/03/10
صادق هدایت و البته امروز علوم انسانی!
صادق هدایت و البته امروز علوم انسانی
نقل از: سیاست پرداز
صادق هدایت و البته امروز علوم انسانی
اندر حکایت است و البته مستند به اسناد مشهود است که در رژیم سابق ،کرسی ادب و ادبیات در دست عده ای ادب نا آشنای درباری بود که تعداد آنها هفت نفر بود که مشهور شدند به گروه سبعه/ واما این گروه سبعه ملاک و معیار ادب و ادبیات آنزمان بشمار می آمدند به این شکل که هرچیزی در حوزه ادب و شعر و داستان باید مهر تایید ایشان بخورد اما ماجرا به این سادگی نبود چون این گروه سبعه هرچیزری را بجز نوشته های خود تمسخر می نمودند و هرکسی را جز خود بی سواد می دانستند که این سکان استبدادی باعث طرد شدن بسیاری از ادیبان و شاعران و داستان نویسان ورزیده و ساحب سبک شده بود .
واما:
واما در این میان در مقابل این گروه سبعه که تحت حمایت دولت و حکومت وقت بودند،گروهی مردمی و آزاد اندیش شکل گرفت که تعداد آنها در ابتدا چهار نفر بود که مشهور شدند به گروه ربعه.
واما گروه ربعه که در مقابل گروه استبدادی و درباری سبعه بوجود آمده بود همه افرادی باسواد و صاحب سبک بودندکه از جمله چهره های شاخص این گروه می توان به صادق هدایت و بزرگ علوی اشاره نمود.
این دو گروه هرکدام در رسالت خویش پای فشاری بنمودندی و هریک رقیب به اشارات وتنبیهات به چالش آوردندی و بسی فکر کردندی و اندیشه بیافریدندی.آن یکی اموال بیت المال بخوردندی و تمسخره ربعه بکردی وین یکی از جیب خویش هزینه بنمودی و خرد و شعور بیافریدی که به یادگار بماندی بر لوح پارسایی و فرزانگی.....
وباز اما:
اما بشنوید از سرنوشت این دو گروه؛ از آنجا که گروه سبعه را افرادی مستبد و بیسواد تشکیل می داد که فقط بیت المال را انگیزه فعالیت قرار داده بودند هیچ اثر و یادگار ماندگاری از خود بجای نگداشتند و نام و نشان پلیدشان هم به فراموشی سپرده شد از این گذشته بجز صدمه به ادبیات کشور،هیچ خدمتی به آن نکرده بجز خیانت. ولی گروه ربعه که در مقابل این گروه و بر خلاف آن باسواد و مجرب بودند هم آثاری ماندگار آفریدند و هم نام ونشانشان برای همیشه به یادگار ماند و حتی امروز به عنوان چهره هایی جهانی در عرصه ادبیات معاصر ایران جایگاهی کسب نموده اند.
و آخرین اما :
واما امروز همین مصیبت گریبانگیر علوم انسانی کشورمان شده است و تمام پروژه های که در این راستا چه بنا به ضرورت و چه بنابه دستورات رهبری تعریف شده اند،در عمل در دست افرادی قرار دارند که کوچکترین سوادی در این زمینه ندارند وبر این جریان همان حاکم است که بر گروه سبعه. قطعا سرنوشت این جریان همان خواهد شد که بر سر گروه سبعه آمد و این روند اشتباهی که این افراد در پیش گرفته اند دیر یا زود فقط یک روند شکست خورده است که البته چه کسی باید این مسولیت را برای پاسخگویی بپذیرد تا جایی که معلوم است چنین شخصی و سمتی تعریف نشده پس در این میان کسی مقصر نیست.!!؟؟
روزی خواهد آمد که این افراد دیگر نیستند و این پروژه ها هم عقیم و شکست خورده روی زمین مانده اند اما تاریخ با کسی تعارف و رودربایستی نداشته و نخواهد داشت .....
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صادق هدایت و البته امروز علوم انسانی
اندر حکایت است و البته مستند به اسناد مشهود است که در رژیم سابق ،کرسی ادب و ادبیات در دست عده ای ادب نا آشنای درباری بود که تعداد آنها هفت نفر بود که مشهور شدند به گروه سبعه/ واما این گروه سبعه ملاک و معیار ادب و ادبیات آنزمان بشمار می آمدند به این شکل که هرچیزی در حوزه ادب و شعر و داستان باید مهر تایید ایشان بخورد اما ماجرا به این سادگی نبود چون این گروه سبعه هرچیزری را بجز نوشته های خود تمسخر می نمودند و هرکسی را جز خود بی سواد می دانستند که این سکان استبدادی باعث طرد شدن بسیاری از ادیبان و شاعران و داستان نویسان ورزیده و ساحب سبک شده بود .
واما:
واما در این میان در مقابل این گروه سبعه که تحت حمایت دولت و حکومت وقت بودند،گروهی مردمی و آزاد اندیش شکل گرفت که تعداد آنها در ابتدا چهار نفر بود که مشهور شدند به گروه ربعه.
واما گروه ربعه که در مقابل گروه استبدادی و درباری سبعه بوجود آمده بود همه افرادی باسواد و صاحب سبک بودندکه از جمله چهره های شاخص این گروه می توان به صادق هدایت و بزرگ علوی اشاره نمود.
این دو گروه هرکدام در رسالت خویش پای فشاری بنمودندی و هریک رقیب به اشارات وتنبیهات به چالش آوردندی و بسی فکر کردندی و اندیشه بیافریدندی.آن یکی اموال بیت المال بخوردندی و تمسخره ربعه بکردی وین یکی از جیب خویش هزینه بنمودی و خرد و شعور بیافریدی که به یادگار بماندی بر لوح پارسایی و فرزانگی.....
وباز اما:
اما بشنوید از سرنوشت این دو گروه؛ از آنجا که گروه سبعه را افرادی مستبد و بیسواد تشکیل می داد که فقط بیت المال را انگیزه فعالیت قرار داده بودند هیچ اثر و یادگار ماندگاری از خود بجای نگداشتند و نام و نشان پلیدشان هم به فراموشی سپرده شد از این گذشته بجز صدمه به ادبیات کشور،هیچ خدمتی به آن نکرده بجز خیانت. ولی گروه ربعه که در مقابل این گروه و بر خلاف آن باسواد و مجرب بودند هم آثاری ماندگار آفریدند و هم نام ونشانشان برای همیشه به یادگار ماند و حتی امروز به عنوان چهره هایی جهانی در عرصه ادبیات معاصر ایران جایگاهی کسب نموده اند.
و آخرین اما :
واما امروز همین مصیبت گریبانگیر علوم انسانی کشورمان شده است و تمام پروژه های که در این راستا چه بنا به ضرورت و چه بنابه دستورات رهبری تعریف شده اند،در عمل در دست افرادی قرار دارند که کوچکترین سوادی در این زمینه ندارند وبر این جریان همان حاکم است که بر گروه سبعه. قطعا سرنوشت این جریان همان خواهد شد که بر سر گروه سبعه آمد و این روند اشتباهی که این افراد در پیش گرفته اند دیر یا زود فقط یک روند شکست خورده است که البته چه کسی باید این مسولیت را برای پاسخگویی بپذیرد تا جایی که معلوم است چنین شخصی و سمتی تعریف نشده پس در این میان کسی مقصر نیست.!!؟؟
روزی خواهد آمد که این افراد دیگر نیستند و این پروژه ها هم عقیم و شکست خورده روی زمین مانده اند اما تاریخ با کسی تعارف و رودربایستی نداشته و نخواهد داشت .....
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
99
کامنت بنویسید...


