__
مقاله
p.deraker 2
9 شهریور 86 - 21:51
  ( 1 راي   ،   5 امتیاز )
امتياز :

                اندیشه های پیتر داركر(2)

 

 

*توانمندیهای خودرا چگونه تشخیص دهیم؟

 

- برای تشخیص توانمندیهای خود تنها یك راه وجود دارد: تجزیه و تحلیل بازخورد یعنی سنجش نتیجه ها با انتظارها. از این كار چند تصمیم برای اقدام گرفته می شود: اول تمركز بر روی توانمندیها. خود را در جایی بگذارید كه امكان و توان كاركردن و دستیابی به نتیجه را دارید. دوم به بهسازی و افزایش توانمندیهای خود بكوشید. سوم نقاطی را كه نیاز به بالا بردن مهارت و یا افزایش دانش كاری دارند نشان دهید. چهارم مهاركردن خودبینی های ناشی از هوشمندی و درمان كردن بیماری عادتهای بد. پنجم مشخص شدن آن چیزی كه نباید انجام دهیم. بنابراین هیچگاه نكوشید تا خود را عوض كنید. این كار چندان شدنی نیست. بكوشید و سخت بكوشید تا روش كاركرد خود را بهبود ببخشید.

 

 *چرا افرادی كه 15 - 10 سال موفق و رقابتی كار كرده اند، ناگهان غیررقابتی می شوند؟

 

- دلیل آن این است كه كارهای غلط انجام مــی دهند. آنها در ماموریت جدید خود راهی را ادامه می دهند كه آنها را در ماموریت قبلی خود موفق كرده بود. درحالی كه او همواره باید از خود بپرسد من حالا چه چیزی در ماموریت جدید نیاز دارم تا بتوانم موثر باشم. الزامات وظیفه و ماموریت جدید چیست؟ موفقیت مداوم نیز یك تهدید است. یك امر مهم و ضروری ظرفیت استفاده مفید از فرصتهاست و این نیز توسط موفقیت مداوم درمعرض تهدید است. یك ضرب المثل قدیمی چینی می گوید: كسی را كه خدا می خواهد نابود سازد، چهل سال به او موفقیت عطا می كند. حكمت این گفته را تاریخ كسب و كارها روشن می سازد. در 40 سالی كه مجله فورچون هر سال لیست 500 شركت برتر تولیدی جهان را در آمریكا منتشر كرده یك سوم شركتهایی كه در لیست بوده اند تماماً ناپدید شده اند، یك سوم دیگر موفقیت خود را از دست داده اند و تنها یك سوم خود را در لیست موفق نگه داشته اند.

 

 *نقش و جایگاه آموزش مستمر و یادگیری مداوم در افزایش بهره وری چیست؟

 

- افزایش در بهره وری نیازمند آموختن و یادگیری مستمر است. درس ژاپنی ها در این زمینه آن است كه: بهره بزرگ ما از آموزش تنها یادگرفتن چیزی تازه نیست بلكه آن است كه كار خوب را بهتر انجام دهیم. در عصر اطلاعات همه بنگاههای اقتصادی باید به گونه موسسه های یادگیری در آینده اصل غیرقابل خدشه و نیاز جامعه پس از سرمایه داری آن است كه هرچه سطح سواد و تحصیلات یك فرد بیشتر باشد غالباً به تحصیل و فراگیری بیشتری نیازمند است، نه همین دلیل است كه ما به نظام مندی خاصی برای یادگیری نیازمندیم.

 

 

 

*شما بر اهمیت نظام مندی در مقوله نوآوری نیز بسیار تاكید داشته اید. چرا به نوآوری نظام یافته نیازمندیم؟

 

- نوآوری به مفهوم كاربرد دانش درجهت تولید دانش جدید است. در یك جامعه ای كه به سرعت درحال تغییر است نوآوری موردنیاز است. نوآوری مقوله ای است كه به تلاشی منظم و نظام یافته نیازمند است ضمن اینكه به تمركز زدایی و تنوع نیز احتیاج دارد. نوآوری كاری سخت است و عمدتاً به كنار گذاشتن سازمان یافته مربوط می شود. چنانچه سازمانها نتوانند از دست زباله ها رهایی یابند خود را مسموم خواهندكرد. باید هـــر سه سال یكبار به گونه ای روشمند همه بخشها و شئون شركت را ازنظر دوره زندگیشان بررسی كرد. در نوآوری نظام یافته دگرگونیها را به چشم فرصتهای مناسب باید دید.

 

*آیا می توان گفت دگرگون سازی و تغییرپذیری پایه نوآوری است؟

 

- خواست و توانایی برای دگرگون ساختن آن چیزهایی كه اكنون داریم، درحد ساختن چیزی تازه است و به سیاستهایی نیاز دارد كه بتوان از حال، آینده را ساخت. نخستین سیاستگذاری كه بنیان همه سیاستهای دیگر

است به فراموشی سپردن دیروز است. به راستی نمی توان به فردا رسید مگر اینكه دیروز را قربانی كنیم. نخستین سیاست دگرگون سازی گزینش دل كندن سازمان یافته در سراسر بنگاه است زیرا بیشتر سازمانها احساسات ژرفی نسبت به آنچه ساخته اند پیدا می كنند كه دل كندن از آنها را دشوار می سازد. سرمایه هایی كه هیچ بازده مثبت ندارند دیگر نقش سرمایه را ندارند و قابل نگهداری نیستند. اگر گمان كنیم كه فردا هم مانند دیروز خواهدبود به خطا رفته ایم. كوشش در راه آینده سازی بسیار پرخطر است اما نپرداختن بدان خطر بیشتری دربردارد. دگرگونی را نمی توان مهار كرد ولی می توان از آن پیش افتاد. افراد همیشه بعداز اینكه تغییر اتفاق می افتد عكس العمل نشان می دهند. نظام قدیمی جهان سریعاً درحال گذر است. ما در حقیقت در برابر نظم نوین جهانی كه بعضی از سیاستمداران مرتباً از آن دم می زنند قرار نداریم بلكه رویاروی یك بی نظمی نوین جهانی قرار گرفته ایم كه خدا می داند تا كی و تا كجا ادامه خواهد داشت. پنجاه سال بعد دنیایی جدید به وجود می آید كه مردمی كه در آن زمان دیده به جهان می گشایند نمی توانند جهانی را كه اجدادشان در آن زندگی كرده و والدینشان در آن متولد شده اند به خوبی تصور كنند. آنچه كه در پیشرفتهای 250 سال گذشته بی سابقه و منحصر به فرد بوده است سرعت، دامنه و شدت دگرگونیهاست.

 

 *جایگاه سازمان در جامعه امروز كجاست؟

 

- گرانیگاه جامعه و اقتصاد نوین امروز فناوری، اطلاعات و یا بهره وری نیست. نقطه مركزی، بنگاههایی هستند كه به عنوان بخشی از جامعه، نتیجه های آشكار می آفرینند. مدیریت، ابزار ویژه و وسیله بارآمدن چنان نتیجه هایی است. سازمان در جامعه پس از سرمایه داری - كه جامعه سازمانهاست - عاملی بی ثبات كننده و موجد تغییر و تحول است، زیرا وظیفه و كاركرد سازمان استفاده از دانش در عمل یعنی استفاده عملی از دانش در ابزارها، فرایندها، محصولات، فعالیتها و به كارگرفتن دانش در خدمت دانش و معرفت است. بنابراین، باید برای ایجاد تغییر و تحولی دائمی و مستمر سازماندهی شود.

 

 *سابقـه و منشا تشكیل سازمـان به كجا برمـــی گردد؟

 

- در سال 1900 هیچكس در سازمان كار نمــی كرد. واژه سازمان واژه دهه 1950 است كه بسیاری افراد استخدام شدند. كسب و كارها مدل سازمان را از لحاظ ساختار فرماندهی و كنترل از ارتش اخذ كردند. در این نظام موقعیت و رده با قدرت و اقتدار مساوی است در حالـــی كه امروزه به سمت ساختارهایی می رویم كه موقعیت و رده به معنای مسئولیت است نه قدرت و شما در كارتان نباید فرمان بدهید بلكه باید متقاعد كنید. مهمترین راه حل برای مسئله اقتدار سازمانها، تبدیل سازمانهای مبتنی بر قدرت به سازمانهایی مبتنی بر مسئولیت است كه مناسب حال سازمانهای علمی نیز هست.

 

 *بیانیه ماموریت یك سازمان چه ویژگیهایی باید داشته باشد كه این انتقـــال و تبدیل به خوبی و به سرعت انجام پذیرد؟

 

- اولین قدم در جذب و نگهداری افراد، داشتن یك مامـــوریت شفاف و روشن است. افراد می خواهند بدانند سازمانشان به چه منظور تاسیس شده و به دنبال تحقق چه چیزی است؟ بدون داشتن یك بیانیه موثر مامــــوریت، نمـی توان عملكرد خوبی داشت. یك بیانیه ماموریت موثر، یك بیانیه با اهداف مالی نیست.

 

یك بیانیه ماموریت باید سهم طرحهای شركت را برای ساختن جامعه، اقتصاد و مشتری بیان كند. انتظار نداشته باشید یك مهندس 29 ساله یا 33 ساله را یك هدف مالی به عنوان بیانیه ماموریت تحت تاثیر قرار دهد و برانگیزاند. افراد می خواهند بدانند سازمانشان برای چه به وجود آمده و آنها چگونه می توانند در آن سهم داشته باشند. بیانیه باید بیانگر این حقیقت باشد كه شركت یك موسسه اجتماعی است و در خدمت تولید ثروت و سودمندی در اجتماع است.

 

*بنابراین، شما به داشتن رسالت اجتماعی برای سازمانها اعتقاد دارید؟

 

- هر سازمان و هر كسب و كار درجهان باید بر این باور باشد كه كاری را كه انجام می دهد نقش مهم و سهمی بسزا در اجتماع و جامعه ایفا می كند. به عنوان مثال، یك سازمان مسئولیت اثرات تخریبی مواد زائد كارخانه به رودخانه یا ترافیك سنگین خیابانهای شهر را به عهده دارند. جامعه سازمانها یعنی جامعه مبتنی بر علم عملاً طالب سازمانی مبتنی بر مسئولیت است. به هرحال، سازمانها نهادهای اجتماعی هستندكه تنها باید علاقه مند و دلواپس وظایف و عملكردهای خود باشند. هیچ چیزی به اندازه دست اندازی به قدرت سیاسی برای یك سازمان مضر و مخرب نیست.

 

 *آیا داشتن رسالت اجتماعی با داشتن نتایج مالی و سوددهی در شركتها هم جهت و قابل جمع است؟

 

- شركتها باید نتایج مطلوب مالی داشته باشند تا زنده بمانند. بدون آن نمی توانند بقا داشته باشند و وظیفه خود را انجـــام دهند گرچه سازمانها به وجود نیامده اند تا نتایج مالی داشته باشند، نتایج مالی به خودی خود هدف یك شركت و فلسفه وجودی آن نیست. اصولاً كار و فعالیت اقتصادی اولین مسئولیت یك بنگاه اقتصادی است. یك بنگاه اقتصادی كه سودی را حداقل برابر با هزینه سرمایه اش نشان ندهد ازنظر اجتماعی بنگاهی غیرمسئول و غیرمتعهد است زیرا درعمل منابع جامعه را به هدر می دهد. كار اقتصادی درواقع پایه مسئولیت پذیری است. یك بنگـــــاه اقتصادی بدون كار اقتصادی نمی تواند كارفرمایی خوب، شهروندی خوب و همسایه ای خوب به حساب آید.

 

 *آیا استانداردی در زمینه اندازه شركت جهت موفقیت در كسب و كار قابل ارائه است؟

 

- اینك روشن شده است كه بزرگی و گستردگـــی شركت دیگر مایه برتری و اطمینان خاطر و تامین جاودانه آینده و پیروزی در بازار جهانی نیست، موضوعی كه ما 40 سال پیش بدان باور داشتیم. برندگان در مسابقه جهش صادراتی آمریكا در طول دهه 1990، ازنظر اندازه، شركتهای متوسطی با تخصص بسیار بالا در یك رشته مشخص بوده اند، از سازندگان فیلم گرفته تا طراحان دریچه قلب مصنوعی. در بیشتر زمینه ها اندازه متوسط مناسب به نظر می رسد. روی آوردن به اندازه متوسط به جای شركتهای بزرگ كه گرانیگاه اقتصاد جامعه بودند یك دگرگونی انقلابی در روندی است كه به مدت یكصدسال بر همه اقتصادهای پیشرفته سایه افكنده بود. شركتهای بزرگ در رشته های اصلی كسب و كار سرآمدند ولی شركتهای متوسط به عنوان موتور حركت اقتصــــاد آمریكا شتابان جای آنها را می گیرند. به همین جهت برای اندازه مطلوب كسب و كار، شاید نظریه نه بزرگ بهتر است و نه كوچك زیباتر منطقی به نظر برسد. البته خوب بودن و یا زیباتربودن و اندازه مطلوب، تابع عملیاتی است كه باید انجام شود. مدیریت به طور روزافزونی نیازمند به تصمیم گیری و انتخاب اندازه مناسبی برای كسب وكار خود است به گونه ای كه با فناوری، خط مشی و بازارش همخوانی داشته باشد.

امتياز دهيد :
__