عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
23 اردیبهشت 1391 | |
|
2
|
23 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
23 اسفند 1390 | |
|
4
|
28 بهمن 1390 | |
|
5
|
19 آبان 1390 | |
|
6
|
18 آبان 1390 | |
|
7
|
30 خرداد 1390 | |
|
8
|
30 خرداد 1390 | |
|
9
|
30 خرداد 1390 | |
|
10
|
18 خرداد 1390 |
بیوگرافی پریتی زینتا
نام و نام خانوادگی: Preity
Zinta
تخصص: بازیگر
تاریخ تولد: 31 ژانویه 1975
برج: دلو
اولین فیلم: دیل سه
اولین فیلم موفق: سرباز
نقطه قوت: من به آسانی با
هرکسی کار می کنم و تقریبا با همه ارتباط خوبی دارم.
نقطه ضعف: من بیش از حد
چشمک می زنم و هیچ دانش فنی از ساخت فیلم ندارم!
رنگی که من را تعریف می کند: آبی برقی! این رنگ پر از انرژیه.
ورد مورد استفاده در اغلب موارد: من همه فن حریفم! من خودم را تکرار نمی کنم.
بعنوان یک بازیگر زن: من میخواهم مانند سری دوی باشم و میخواهم نقش های مسحور کننده و بی مانند مانیشا کویرالا را بازی کنم. من نمی خواهم فقط
بگویند یک زن دلرباست.
بت ها: گورو دات،
مدوبالا، وحیده رحمان و سری دوی
من بر روی زمین آمده ام تا: a love child
من به پیشرفتم ادامه می دهم با: عواطف خام!
من اعتراف می کنم که: کامل نیستم
من می خواهم داشته باشم: یک ویلا در جنوب فرانسه
من از خودم نگه داری می کنم بوسیله ی:
آیا شما فکر می کنید من نگه داری می شوم!؟
من هستم از طرفداران بزرگ: آل پاچینو
آنچه مرا مجذوب می کند: طبیعت
رابطه ی من با خدا: او در تیم من است
عطر مورد علاقه: Gucciٰٰٰ ٰٰ...Envyبرای مردان
لباس مورد علاقه: پیژامه نخی!
مدرسه این بود: یک خاطره ی زیبا
دیوانه ترین طرفدار من: هنوز نمی دانم
به یاد ماندنی ترین تعطیلات: همه تعطیلات به یاد ماندنی اند. استرالیا، هاوائی و اروپا مورد علاقه ی من
هستند.
غذای مورد علاقه: kadi-chawal همیشه مورد علاقه ی منه
بهترین محل برای غذا خوردن: آشپزخانه ی مامانم!
آخرین کلمات قبل از خواب: شب بخیر!
من دوست دارم بیدار شوم...: بعد از ظهر!
درمورد مدرسه رفتن: من در مدرسه ی مسیح و مریم شیملا به تحصیل پرداختم و سپس به دانشگاه رفتم.
من همیشه در سخن سرایی بودم. در تئاتر ها، بحث ها، بسکتبال
که من عاشق شرکت کردن در اون بودم. من
خیلی جالب بودم. ما دیوانه بازی های زیادی انجام
می دادیم!
در مورد آنچه که او می خواست باشد: هرگاه من تحت تاثیر چیزی قرار می گرفتم، دوست داشتم که اون باشم! گاهی میخواستم یک فضانورد باشم...گاهی یک دختر ارتشی..
یا یک راننده کامیون! یک بار خواستم
راهبه بشوم!!! میخواست مدرسه پس از اون
مادرم میخواست مدرسه من رو عوض کنه!
در مورد ستاره بودن بیشتر از استعداد داشتن:
در حال حاضر ستاره بودن افسانه است. اما اگر شما یک بازیگر
خوب و یک ستاره باشید می بینید که این دو با
هم متفاوتند. بازیگری خوب است که ایستادگی کند نه
فقط اینکه ستاره باشد. من می خوام که هردو باشم..یک بازیگر خوب و یک ستاره.
در مورد اولین برخوردهای او با بالیوود:
"تارا رام پام" فیلم شیکر کاپور اولین فیلمی بود
که من قراردادش رو امضا کردم. من او را ملاقات کردم و او از من خواست که بازیگرش
شوم. در اون لحظه من مطمئن نبودم. پس گفتم من
واقعا نمی خواستم بازیگر شوم اما بازی می کنم و دو
هفته بعد او با من تماس گرفت و ازم خواست که در فیلم ایفای نقش کنم.
در مورد خرید: کفش! کفش! کفش!
من یک فرد کفشی شده ام! من عاشق لباس و کیف و کمربندم ولی واسه کفش می میرم! من عاشق
خریدن کفش در هر زمانی هستم.
در مورد تناسب اندام: از من بعنوان یک فرد متناسب نام برده می شود! در واقع من واقعا اینطور بودم اما در طول فیلمبرداری فیلم سنگرش پای من شکست
و من مدت 6 هفته بستری شدم.پای من در
گچ بود و من فقط می تونستم بشینم و فیلم تماشا کنم. هر فیلمی که می دیدم روی گچ پایم می نوشتم و بعد از پایان شش
هفته گچ پایم پر از نام فیلم ها شد! و من مثل یک خوک
می خوردم! فقط خوردم و خوردم و خوردم و سه فیلم در
روز تماشا کردم. به این ترتیب من وزن زیادی اضافه کردم. بعد از اون نتونستم اضافه وزنم رو متوقف کنم. سپس وقتی خودم رو روی پرده نمایش دیدم داشتم سکته ی قلبی می کردم!
در مورد آینده از تجربه ی گذشته: من وقتی سیزده ساله بودم پدرم رو از دست دادم. پدر من یک مرد بزرگ و بسیار باهوش بود. من اون رو خیلی دوست دارم. من معتقدم
این خیلی مهمه که والدین با فرزندان خودشون یک ارتباط
شخصی داشته باشند. این به بچه ها کمک می کنه که
احساس امنیت بیشتری داشته باشند.
یک خیالی که هنوز به وقوع نپیوسته: در یک مقطع من بطور
جدی میخواستم نخست وزیر کشور بشم. اخیرا من میخواستم تیرینیتی رو در فیلم ماتریکس
بازی کنم.
جذاب ترین چیزهایی که من در یک مرد می بینم:
دوتا از این چیزها هوش و عزت نفس هستند. من مردهایی رو دوست
دارم که از خودشون مطمئن هستند و مهم تر
از همه اینکه تمامیت و کمال دارند. همچنین دارای
هوش متداول و حس شوخ طبعی هستند.
اگر میتونستم جای شخص دیگری متولد شوم: مدونا، مادر ترزا، ایندیرا گاندی و یا نوتان. زیرا در حال حاضر موقعیت اونها توسط تمام خانوم های هندی گرفته شده


