عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
23 اردیبهشت 1391 | |
|
2
|
23 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
23 اسفند 1390 | |
|
4
|
28 بهمن 1390 | |
|
5
|
19 آبان 1390 | |
|
6
|
18 آبان 1390 | |
|
7
|
30 خرداد 1390 | |
|
8
|
30 خرداد 1390 | |
|
9
|
30 خرداد 1390 | |
|
10
|
18 خرداد 1390 |
مصاحبه با پریتی زینتا
سه چیزی كه شما درباره خودتون دوست دارید چیه؟
من با قلبم ایفای نقش می كنم.من سخت كوشم و من در روزهای یكشنبه كار نمیكنم(چی بامزه.نازی)
شما چطور وقت های بیكارتون رو می گذرونید؟
من وقت خیلی كمی رو برای استراحت می گذرونم،روز یكشنبه من سیر از خواب بیدار می شم،توخونه راحت استراحت می كنم با سگم بازی می كنم، به دیدن دوستان می رم ، فیلم می بینم،من فقط وقتم رو سپری می كنم و هر كاری كه پیش بیاد انجام میدم اما نه كار كردن.اما من باز هم خیلی كم وقت آزاد دارم با اینكه ما حالا خیلی كم كار میكنیم.
آیا شما مذهبی هستید؟
البته . اما من واقعا به بت ستایش كردن اعتقاد ندارم( اینو خوب اومدی)من هر روز به معبد نمیرم.من وقتی به معبد می رم كه احساس كنم باید برم.من وقتی از كنار هر معبدی رد میشم دستام رو واسه ی دعا كنار هم میارم و دعا می كنم. اما من یك شخص متعصب نیستم. من می دونم خدایی در نزدیكی من یا در من وجود داره و هست.و من همچنین معتقدم كه مذهب و دین بیشتر برای اینه كه خدا رو عبادت كنیم. دعا كردن برای خدا برای اینكه آدم خوبی باشیم.دعا كردن برای خدا واسه ی اینه كه صادق باشیم. دعا كردن برای خدا واسه ی اینه كه كامل باشیم،به این معنیه كه مواظب كردار خود باشیم، این چیزایی كه شما رو به خدا نزدیك می كنه مثل این كارها(ا انجام دادن دعا در معبد و نشستن در كلیسا و تسبیح گرداندن و نماز خواندن در مسجد).
نیت اینكه انسان خوبی باشیم و كارهای خوبی انجام بدیم واین نیروی خوبی به دنیا میده.
گرانقیمت ترین چیزی كه دارید چیه؟
گرانقیمت ترین چیز من خونه ی منه.راستش رو بخواین من حساب هامو هیچ موقع چك نمی كنم،چون وقتی شما مسافرت میكنید و خرید میكنید شما می تونید فورا دلار برگردونید و یه سكته ی قلبی داشته باشید و شما می تونید وبه خودتون بگید من سخت كار میكنم و خوب هم پسنداز می كنم پس می تونم پولامو خرج كنم. من این كار رو میكنم.
شما چند جفت كفش دارید ؟
زیاد ندارم . من هنوز كفش بیشتر و بیشتر و خیلی بیشتری میخوام من شاید نزدیك 50 جفت كفش داشته باشم( كمه كه عزیزم) گذشته از این من بعضی هاشو میدم بیرون. من خیلی نگهدارنده نیستم. همینطوری لباس ها و كفاشامو می دم بیرون، چون شما نمیتونین 5 فصل رو چیزهای قدیمی بپوشید.مگه اینكه یكی از چیزهای مورد علاقه ام باشه و برام خیلی عزیز باشه. بقیه شون رو میزارم كنار.
شما بیشتر پول ها تون رو در چه روزایی خرج میكنید؟
در روز تعطیلاتم.من بیشترین خرج سالیانه رو در تعطیلاتم می كنم،در مسافرت –هتل –غذا من خیلی كم واسه ی خرید خرج میكنم.
ایا شما از جمله افرادی هستید كه به یه وسیله تكنیكی وسواس داشته باشید؟
بله من از كامپوتر،دوربین و تلفن خوشم می یاد. و من همه جورشو می خرم من كاملا" تكنیك رو درك می كنم. و اگه ندونم چه طور یه وسیله تكنیكی رو راه بندازم حتما" می رم دنبال كمك. من دوست دارم بدونم چه اتفاقاتی در تكنولوژی می افته.
مهمترین شخصیتی كه در حال حاضر در زندگی شما وجود دارد چه كسی است؟
مادرم. زندگی من دور از او مشكله او تنها كسیه كه می تونه به من احساس شادی بده. او تنها كسیه كه به من احساس كامل ایمانو می ده و او تنها كسیه كه به من احساس تنها بودنو می ده. او تناه كسیه كه به من احساس خوشبختی كاملو بده با پختنه یه غذای دلپذیر. او می تونه به من احساس انزوای كاملو بده با بستن درش به روی من موقعی كه از دستم دلخوره. او یك زن برازنده و قویه.
ایا شما وسواسی هستید؟
من یه طلسم در تمیز كاری دارم من از دست و پای كثیف و لباس كثیف متنفرم. و چیز دیگه ای كه من در موردش دقیق هستم ابروهای مردمه اگه اونا پر پشت و از بالا به پایین باشن من باید برم و ابروهاشونو درست كنم من این كارو همیشه واسه كارن انجام می دم.
مرد ایدال شما باید....
او می خنده م می گه مال من... او مطمئنا" نباید تنبل باشه و همینطور بی كار.
ایا آقای Ness Wadia این خصوصیتو داره؟
سوال بعد لطفا"
محل دنج و مورد علاقه شما در خونه؟
تراسی كه بیرون خونمون قرار داره و آشپز خونه محل دنج و مورد علاقه منه. كوشه سوم جایی كه سگای من هستن اونا یه خونه كوچولو واسه خودشون دارن. خیلی با نمكه به خاطر اینكه اونجا پر از احساسه بدون قید و شرطه.
اولین كاری كه صبح بعد از اینكه از خواب بیدار می شین انجام می دین چیست؟
دنبال یه راهی كه از فیلم برادری فرار كنم. نه، نه شوخی كردم اولین كاری كه می كنم اینه كه یه لیوان آب می خورم.
تو صیف پریتی زینتا چیست؟
استقلال- صداقت و راستی.
بدترین شیطونی كه كردین چی بود؟
اوه... خیلی زیاده، وقتی بچه بودم برادرامو زخمی كردم و اونا هم منو زخمی می كردن. و مادرم دائما" سعی می كرد ما رو كنترل كنه و همیشه در حیرت بود كه چرا چنین بچه های شیطونی داره. من سركش و شیطون بودم اما قانون خونه ما این بود كه طوری بود كه ما هر كاری می خواستیم می تونستیم انجام بدیم تا وقتی كه راستشو بگیم. ما هیچ وقت نمی تونستیم خبر كشی كنیم. اگه من خبركشی برادرامو به پدر مادرم می كردم یا اگه طرفداری اونها رو موقع دعوا با بچه های دیگه می كردم تبدیل به یه موضوع بزرگ می شد. به خاطر اینه كه ما یاد گرفتیه بودیم همیشه با هم باشیم در همه مشكلات كوچك و بزرگ.
كدام قسمت ظاهرتونو دوست ندارید؟
بعضی وقتا آرزو می كنم كاش بلندتر بودم ولی حالا هر طوری كه هستم قبولش كردم.
چه چیزی به زندگی شما می یاد وقتی من می گم عشق؟
شادی
ازدواج؟
برای همیشه.


