عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
11 شهریور 1389 | |
|
2
|
29 اسفند 1388 | |
|
3
|
22 تیر 1386 | |
|
4
|
17 تیر 1386 | |
|
5
|
10 تیر 1386 | |
|
6
|
9 تیر 1386 | |
|
7
|
9 تیر 1386 | |
|
8
|
9 تیر 1386 | |
|
9
|
3 تیر 1386 | |
|
10
|
2 تیر 1386 |
دیکتاتور وبچه دیکتاتور (ف.م. سخن)
دیکتاتور و بچه دیکتاتور، ف. م. سخن
در حکومتهای دیکتاتوری، عقل کل معمولا یک نفر است: او به تنهایی میاندیشد، به تنهایی نتیجه میگیرد، به تنهایی فرمان میدهد. اراده، ارادهی "او"ست و باید اجرا شود. مخالف او، "دشمن" و "اقدامکننده علیه امنیت ملی"ست و باید سرکوب شود. این رسم دیکتاتوریست. فرق نمیکند که دیکتاتورْ خواهان پیشرفت و تجدد است یا پسرفت و ارتجاع. دیکتاتور، دیکتاتور است. رضاشاه، آتاتورک، هیتلر، استالین، محمدرضاشاه، و دیگرانی که در همین صد سال اخیر شاهد ظهور و سقوطشان بودهایم همه از یک جنساند. گیرم اولی دانشگاه میسازد و زنان را به عرصهی فعالیتهای اجتماعی میکشاند، دومی با سنتهای دیرپا در میافتد و خط رسمی کشورش را تغییر میدهد، سومی دست به جهانگشایی میزند، چهارمی با داس و چکش مخالفین را درو و سرکوب میکند، و آخری میخواهد کشوری عقبمانده را با پول بادآوردهی نفت "مدرن" کند. همهی اینها خواست و ارادهی "یک" نفر است که به اسم خواست و ارادهی مردم، به مردم تحمیل میشود.
اما در ایران امروز، مردم در سر پنجهی یک دیکتاتور بزرگ و یک دیکتاتور کوچک گرفتار آمدهاند و این پدیدهایست که از زمان پیروزی انقلاب تا سال گذشته سابقه نداشته است.
تا پیش از آقای احمدینژاد، فرمانها و تحمیل ارادهها، همه در سطح کلان بود: کشتار مخالفان سیاسی و عقیدتی در زندان؛ پایان دادن به جنگ هشت ساله؛ عدم برقراری رابطه با آمریکا؛ تعطیل کردن مطبوعات؛ سرکوب دانشجویان معترض؛ بالا و پایین کردن درجهی اختناق سیاسی و اجتماعی؛ حمایت و پشتیبانی از ستیزهجویان ِ فلسطینی. دو اهرم اِعمال این فرمانها -یعنی قوهی قضائیه و نیروهای مسلح- نیز در دست یک نفر بود.
اما از زمان انتخاب آقای احمدینژاد، بچه دیکتاتور هم در محدودهی مجازش به صدور فرمان و تحمیل ارادهی شخصی مشغول است: مدرسهها "باید" ساعت ۷ کار خود را آغاز کنند؛ بانکها "باید" ساعت ۹ درهاشان را باز کنند؛ ساعتها "باید" در تمام ایام سال ثابت بمانند؛ ارائهدهندگان خدمات اینترنتی "باید" سایتهای سیاسی را فیلتر کنند؛ فروشگاههای لباس زنانه "باید" لباسهای مجاز عرضه کنند؛ رانندهها "باید" از اول خرداد با کارت، بنزین بگیرند؛ سرمایهگذاران "باید" به جای ۱۷ درصد ۱۲ درصد بهره دریافت نمایند...
اگر در گذشته، نظر مخالفان به گوش گرفته نمیشد، امروز برای نظر کارشناسان حکومتی نیز پشیزی ارزش قائل نیستند. اگر آیتالله خمینی برای کارهای مهم مملکتی، ابتدا سخن متخصصان را گوش میداد، بعد تصمیم میگرفت، امروز دیکتاتور بزرگ و بچه دیکتاتور، به مرحلهای از خدایگانی رسیدهاند که حتی حاضر نیستند نظر اطرافیانشان را بشنوند؛ مهم نیست که کارشناسان وزارت نیرو از اتلاف میلیاردها تومان به خاطر عدم تغییر ساعت خبر میدهند؛ مهم نیست که کارشناسان بانک مرکزی از ورشکستگی بانکها خبر میدهند؛ مهم نیست که کارشناسان آموزش و پرورش از زیانهای تغییر ساعت کار مدارس خبر میدهند؛ مهم چیزیست که جوجه دیکتاتور ِ تازه به قدرت رسیده میخواهد. اگر هم فشار واقعیت او را مجبور به لغو تصمیم قبلی کند، اشکالی در کار نمیبیند. میتوان از جیب ملت، پول برق تلف شده را داد؛ میتوان از جیب ملت، ضرر و زیان بانک ها را داد. مهم اینها نیست؛ مهم حرف اوست که به کرسی بنشیند.


