userinfo close

  ,

شعر و ادبیات


poetry_and_literature

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حسن سوزوکی - معاونان
شعر یعنی زیستن شعر یعنی گریستن شعر را مهر می باید شعر را عشق می خواهد
 
شهرزاد عظیمی  , sh3475
شهرزاد عظیمی - 13:38 1390/06/23

آرش کمان‌گیر


رش کمان‌گیر از قصه‌هاى کهن ایرانى است که در اوستا آمده است.

میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود. در نبردى که میان افراسیاب تورانى و منوچهر شاه ایران درگرفت. سپاه ایران در مازندران به تنگنا افتاد. عاقبت دو طرف به آشتى رضا دادند و براى آن که مرز دو کشور روشن شود و ستیز از میان برخیزد. پذیرفتند که از مازندران تیرى به جانب خاور پرتاب کنند. هرجا تیر فرود آمد همان‌جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند. تا در این گفت‌وگو بودند فرشتهٔ زمین 'اسفندارمذ' پدیدار شد و فرمان داد تا تیر و کمان آوردند و آرش را حاضر کردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ‌ترین کمان‌دار بود و به نیروى بى‌مانند او تیر را دورتر از همه پرتاب مى‌کرد. فرشتهٔ زمین به آرش گفت تا کمان بردارد و تیرى به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهناى کشور ایران به نیروى بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. پس برهنه شد و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت: ببینید که من تن‌درست‌ام و نقصى در بدن ندارم. اما مى‌دانم که چون تیر را از کمان رها کنم همهٔ نیرویم با تیر از بدنم بیرون خواهد رفت. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر قلهٔ کوه دماوند برآمد و به نیروى خداداد تیر را از پشت رها کرد و خود بى‌جان بر زمین افتاد.

هرمز خداى بزرگ به فرشتهٔ باد فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیم‌روز از آسمان مى‌رفت و از کوه و دره و دشت مى‌گذشت در کنار رود جیحون بر ریشهٔ درخت گردوئى که بزرگتر از آن در عالم نبود نشست. آنجا را مرز ایران و توران قرار دادند و هر سال به یاد آن روز جشن گرفتند. گویند جشن 'تیرگان' که در میان ایرانیان باستان معمول بود از اینجا پدید آمده است.

به نقل از فرهنگ افسانه‌هاى مردم ایران - جلد اول -على اشرف درویشیان - رضا خندان (مهابادى)
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.