userinfo close

  ,

پیروان حضرت زهراعلیهاسلام


peyrovane_hazrate_zahra

تاسیس: 23 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: یافاطمه الزهراء ادرکینی - معاونان
<<<<<<<<<< لطفا آقــــــایان عضویت نزنن>>>>>>>> ادامه »
<<<<<<<<<< لطفا آقــــــایان عضویت نزنن>>>>>>>>>>

تایید اعضای این کلوب منحصر به خواهران گرامی می باشد .

<<<<<<<<<< کلوب ویژه خـــواهـــران>>>>>>>>>>

 
مستوره آفرینش , kavooshgar
مستوره آفرینش - 02:34 1389/05/7

دلم که تنگ می شود، خدا به میهمانی قلبم می آید

امام زمان علیه السلام

آدینه که از راه می رسد، با این شوق از خواب بر می خیزم که آن وعده الهی به وقوع پیوسته باشد.

و هر بار، هرلحظه از آدینه بی تو بودن که به غروب نزدیک و نزدیک تر می شود، دلتنگ می شوم

پس با خود می گویم به سختی

با بغضی که راه گلویم را بسته است

شاید ...

آری ...

شاید، شاید این جمعه بیاید ...

پس باز هم چشمانم را به انتظار آمدنت تر می کنم به درگاه پروردگاری که وعده داده است ظهورت را ...

مولای من

ای مظهر خوبی ها

ای پناه خستگی ها

می بینی دوباره شهر را به امید رنگ گرفتن کوچه ها از حضورت، آذین بسته اند

دوباره شهر را بوی گل و شیرینی، فرا گرفته

اما ...

می دانم دلم که تنگ می شود، خدا به میهمانی قلبم می آید ...

ای مسافر خسته من میدانم به انتظار نشسته ای

انتظاری که گواه غمی وصف نشدنی را می شود به راحتی در زلالی اشک های نهفته در چشمانت بخوانی

و من مثل همیشه می دانم

قلبت به درد آمده است از دلتنگی

می دانی باز هم فراموش کرده ام، دلتنگی هدیه پروردگار است به انسان

می دانی باز هم فراموش کرده ام، دلتنگی یادآور عشقی پاک است

چراکه در همان زمان که قلبم پر می شود از ترک های دلتنگی، خدا در دلم خانه می کند

و تمامی قلبم را برای خودش بر می دارد.

به همین خاطر است که می دانم دلم که تنگ می شود، خدا به میهمانی قلبم می آید ...

آری می دانی که فراموش کرده ام باید دستم را روی قلبم بگذارم و آرام بگویم: اشک های زلال چشمانم، بغض دردناک گلویم، آرام، آرام تر، خدا میهمان من است

آری ...

شاید، شاید این جمعه بیاید ...


نوشته مریم فروزان کیا، گروه دین و اندیشه تبیان

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.