عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
22 شهریور 1389 | |
|
2
|
16 خرداد 1389 | |
|
3
|
3 خرداد 1389 | |
|
4
|
10 بهمن 1388 | |
|
5
|
30 آذر 1387 | |
|
6
|
14 شهریور 1387 | |
|
7
|
14 شهریور 1387 | |
|
8
|
10 شهریور 1387 | |
|
9
|
9 شهریور 1387 | |
|
10
|
9 شهریور 1387 |
بگویید من كیستم ؟ ( بخش اول )

بخش اول
با نگاهی موشکافانه به دغدغههای فکری و مسائل زندگی دختران و زنان ایرانی، یکی از بزرگترین درگیریهای ذهنی آنان که همانا سؤال فلسفی، اجتماعی و فرهنگیِ تمام طول تاریخ است به خوبی نمایان میشود.
پاسخ به سؤال «من کیستم» ریشهای عمیق در تمدن اسلامی دارد، اما اندیشمندان غربی در سدة کنونی در قالب واژة هویت یا Identity به آن پرداختهاند.
ریشه لاتین این واژه Identitas است که از Idem یعنی «مشابه و یکسان» ریشه میگیرد. این واژه در یک معنا بیانگر مفهوم تشابه مطلق است: این با آن مشابه است. معنای دوم آن تمایز است که مرور زمان، سازگاری و تداوم را فرض میگیرد.
به این ترتیب، به مفهوم شباهت از دو زاویه مختلف راه مییابد و مفهوم هویت بهطور همزمان میان افراد و اشیاء دو نسبت محتمل برقرار میسازد؛ از یک طرف شباهت و از طرف دیگر تفاوت. دو معنای ظاهراً متضاد کلمه هویت - تشابه و تمایز - دو روی یک سکهاند و آنچه در این بین نقش اصلی را بازی میکند فعل «شناسایی» است که لازمة هویت است. انسانها همواره سعی داشتهاند تمایزی بین خود و دیگری قائل شوند.
هویت دارای ابعاد و جنبههای مختلفی است و مهمترین بعد آن، هویت فردی و اجتماعی است. هویتهای فرهنگی و دینی نیز از جمله سایر ابعاد هویت است اما هویت فردی و سپس هویت اجتماعی قبل از سایر هویتها رشد میکند و از اصالت و پایداری بیشتری برخوردار است و در رفتار فردی و اجتماعی افراد نقش بیشتری دارد. تفاوت بین هویت فردی و جمعی در این است که هویت فردی بر تفاوت فرد با دیگران و هویت جمعی بر شباهت او با جامعه تأکید دارد.
ولی جنکینز (جامعهشناس صاحبنظر در بحث هویت) هویت اجتماعی را مترادف هویت مفروض میگیرد و در این خصوص میگوید: «همة هویتهای انسانی به یک معنا هویتهای اجتماعی هستند، ممکن نیست غیر از این باشد. فقط به خاطر آنکه هویت به معنا مربوط میشود و معنا خصیصة ذاتی واژهها و اشیاء نیست، معنا همواره نتیجه توافق و عدمتوافق است، همواره موضوع قرارداد و نوآوری است، همواره تا اندازهای به اشتراک گذارده میشود و تا اندازهای در باب آن چون و چرا میشود» و از نظر او هویت اجتماعی یک بازی است که در آن «رو در رو بازی میشود»، هویت اجتماعی درک ما از این مطلب است که چه کسی هستیم و دیگران کیستند و از آن طرف، درک دیگران از خودشان و افراد دیگر چیست؟ از اینرو هویت اجتماعی نیز همانند معنا ذاتی نیست و محصول توافق و عدمتوافق است و میتوان در باب آن نیز به چون و چرا پرداخت.
یکی از اساسیترین مسائل در این رابطه بحث هویتیابی دختران و زنان جوان ایرانی است. این موضوع در بین زنان و دختران جوان به سمتی سوق یافته که اکثر آنان از تصوری که از خود دارند و نیز جامعه از آنان دارد، راضی نیستند و به تبع آن خواهان موقعیت جدید در جامعه هستند، دیگر مانند نسلهای قبل خانهداری و فرزندزایی نهایت آرزو و کمال یک دختر یا زن محسوب نمیشود!
گیدنز(جامعهشناس معاصر) در این مورد مینویسد: در نسل پیش، پیوند زن و مرد مخصوصاً در ازدواج سنتی عمدتاً براساس نقشهای ثابت بود، یک زن میدانست که چه سرنوشتی در انتظارش است- یک زندگی خانگی و خانوادگی که اساساً با بزرگ کردن فرزندان پیوند خورده بود- اما در این نسل دیگر زن بودن از نظر وظایف و هویتهایی که ایجاد میکند معنای روشن و مشخصی ندارد، مهمترین اتفاقی که در حال وقوع است این است که دیگر زنان براساس آنچه فرهنگ و یا سرنوشت محتوم به آنها دیکته میکند و یا در چارچوب سرنوشتی که به واسطة آن نقشهایشان از پیش تعیین شده است زندگی نمیکنند.
مؤید صحبتهای پیشین نتایج منتشر شده از سوی پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان در کتاب جنسیت و نگرش اجتماعی است که نشان میدهد نگرش منفی جامعه نسبت به خانهداری زنان رو به افزایش است، پرسش به این صورت مطرح شدهاست که «نظر شما راجع به خانهداری زنان چیست؟» ۵/۶۳ درصد مردان و ۶/۸۰ درصد زنان در سال ۸۲ مخالف این مسئله بودهاند، این در حالی است که ۱/۶۰ درصد مردان و ۴/۷۷ درصد زنان در سال ۱۳۷۹ با خانهداری زنان مخالف بودند و جالب اینکه در سال ۷۴این نسبت به ۳/۴۶ در مردان و ۶/۳۲ در زنان میرسد، یعنی نگرش منفی جامعه نسبت به خانهداری زنان رو به افزایش است.


