عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
8 خرداد 1391 | |
|
2
|
8 خرداد 1391 | |
|
3
|
8 خرداد 1391 | |
|
4
|
8 خرداد 1391 | |
|
5
|
8 خرداد 1391 | |
|
6
|
8 خرداد 1391 | |
|
7
|
8 خرداد 1391 | |
|
8
|
8 خرداد 1391 | |
|
9
|
8 خرداد 1391 | |
|
10
|
7 خرداد 1391 |
از تراژدی شاهنامه ای تا تراژدی فوتبالی
در افسانه های كهن و در اشعار بزرگ مرد عرصه سخن پارسی یعنی فردوسی بزرگ و در شاهنامه از حكایت رستم و اسفندیار سخن گفته می شود جنگی كه شاید برای بسیاری از علاقمندان شاهنامه از تراژدی رستم و سهراب هم دردناك تر است در كل حكایت های تلخ شاهنامه كه از قصه ضحاك مار به دوش تا كشته شدن ایرج توسط سلم و تور تا به قربانی كشیده شدن سیاووش به صرف پاكی و انسانیت تا مرگ رستم توسط توطئه برادر هیچكدام نمی تواند دردی چون غمنامه رستم و اسفندیار را دید براستی چرا چنین است ؟ پاسخ به این سوال روشن است جنگ بین ایرانی و ایرانی دردناك است جائی كه شاهزاده پارسی یعنی اسفندیار با توطئه گشتاسب پدر به جنگ جهان پهلوان ایران زمین یعنی رستم می رود نبرد شاهزاده ایرانی با جهان پهلوان ایرانی خون بار ترین نبرد شاهنامه ایرانیان است و چنین است كه شاهدیم عامل اصلی این نبرد را در شاهنامه پلیدی و طمع گشتاسب و نادانی اسفندیار می دانند و زدن تیر بر چشمهای كور و روشن شدن ضمیر نا خود آگاه اسفندیار وقتی كه همه چیز دیر شد قصه نوشدارو پس از مرگ سهراب را تداعی می كند امروز هم در فوتبال ایران نبردی این گونه وجود دارد استقلال تهران باید به مصاف ذوب آهن برود فارغ از این كه استقلالی و یا ذوب آهنی باشیم و یا این كه به صرف علاقه به شهر تهران و اصفهان بخواهیم طرفداری از تیمی را بر گزینیم باید بگوئیم نبرد دو تیم ایرانی برای رسیدن به مصاف با الاتفاق عربستان تا یافتن پروانه ای برای ورود به بازیهای لیگ قهرمانان باشگاه های آسیا برای همه ایرانیان باید درد آور باشد استقلال روزگاری قهرمان فوتبال آسیا بود و ذوب آهن هم در دو سال پیش تا آستانه قهرمانی در آسیا پیش رفت اما حالا باید شاهد نبرد دو ایرانی باشیم براستی چرا چنین شد ؟ كمبود امكانات و نداشتن امكانات سخت افزاری و ضعف قدرت مدیریت و نداشتن نمایندگانی در كرسی های آسیا فوتبال ما را به اینجا رسانده است آری فوتبال ما نیز چون حكایت رستم و اسفندیار اسیر طمع مدیریتی و بی لیاقتی گشتاسب گونه و نا بخردی اسفندیاری بوده است فوتبال ما باید تراژدی چنین را تجربه كند چون در یازدهمین سال از لیگ به اطلاح حرفه ای خود تازه به اینجا رسیده است كه لیاقت حضور بیشترین سهمیه در رقابتهای آسیا را ندارد زیرا نمی تواند مدیریت كند ورزش دولتی است و مدیرآن هم انتصاب شده ای است كه هیچ چیز جز لابی و یا احیانا حرف شنوی ندارد وقتی در راهرو های فدراسیون فوتبال هر روز شاهد سیل پرونده های نا تمامی است كه مدیریت نا كار آمد باشگاه و فدراسیون آن را بوجود آورده اند آیا باید تعجب كنیم كه نبردهای اسفندیار و رستم گونه فوتبالی باشیم ؟ وقتی باشگاهی چون استقلال كه سالها از با استعداد ترین تیمهای كشورمان بود و همه امكانات سخت افزاری داشت اما مصادره شد تا امكاناتش در اختیار مردم قرار گیرد اما نه تنها این طور نشد بلكه علی رغم میلیاردها تومان هنوز یك ورزشگاه اختصاصی شد باید هم اسفندیار كشون نبینیم ؟ چگونه ذوب آهن كه یكی از استراتژیك ترین كالاهای ایران را تولید می كند و روزگاری در فولاد شهر دل ما را خوش كرده بود كه فوتبالی به معنای واقعی باشگاهی را در این نقطه ایران داریم امروز به این حالت می رسد نباید معترض به ادامه این روند نحوه اداره فوتبال باشیم ؟ این چه فوتبالی است كه استقلال و ذوب آهن و پرسپولیس و سپاهان و تراكتور سازی و ملوان و ابومسلم و نفت آبادان و .... هر روز بی نوا تر می شود ؟ این چه بساطی است كه مدیر عامل باشگاه فجر سپاسی می گوید تنها دلخوشی ما و شهر شیراز برد در برابر پرسپولیس است زیرا هیچ چیزی برای ما از بعد امكانات و مزایا در استان فارس وجود ندارد و تازه این در حالی است كه نماینده فوتبال فارس در فدراسیون فوتبال امروز خودش را كاندیدای پست ریاست فدراسیون فوتبال می كند؟ این چه فوتبالی است بازیكن طلبكار باید در پاركینگ فدراسیون جلوی ماشین رئیس را بگیرد تا حق خودش را بگیرد و از این جناب كه باز هم می خواهند با حضور تحمیلی اش فوتبال ما را رو به سمت نابودی بیشتری ببرد به او بگوید كه فدراسیون فوتبال كاری برای او نمی تواند بكند ؟براستی این چه فوتبالی است كه می توانست رستم گونه شود هفت خوانها را بگذراند در المپیك و بازیهای جام جهانی هم میزبان شود و هم شركت كنند آن چنان كه قطر و تایلند و ژاپن و كره جنوبی و چین و آفریقای جنوبی و برزیل شدند اما حالا قدر نیست كه سهمیه های خود را حفظ كند زیرا امكانات نداشته است پس كجا است آن سخن رئیس سابق سازمان تربیت بدنی كه سخن از همكاری با قطر برای بازیهای جام جهانی می دهیم كجاست آن همه ادعا كه رئیس اسبق تر سازمان تربیت بدنی و فعلی كمیته المپیك داشت كه هر روز سخن از افزایش فضای ورزشی می گفت ؟او كه می خواست فیفا اسلامی بسازد و مدعی بود كه فوتبال ما را فیفا نمی تواند محروم كند و خودش خواست با كنترل افرادی چون كفاشیان بر اریكه قدرت فوتبال بنشیند براستی او كجاست كه می گفت با نیمی از قابلیتهایش فوتبال را اداره می كند ؟آری تراژدی فوتبال ایران را باید به تماشا بنشینیم تا از بین دو تیم از بهترین های ایران یكی بیرون رود تا آقایان همچنان در این فوتبال بمانند افسوس


