عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
4 خرداد 1392 | |
|
2
|
4 خرداد 1392 | |
|
3
|
4 خرداد 1392 | |
|
4
|
4 خرداد 1392 | |
|
5
|
4 خرداد 1392 | |
|
6
|
4 خرداد 1392 | |
|
7
|
3 خرداد 1392 | |
|
8
|
3 خرداد 1392 | |
|
9
|
3 خرداد 1392 | |
|
10
|
3 خرداد 1392 |
وقاحت و قباحت وطی زنان از غیر محلّ توالد و تناسل
وقاحت و قباحت وطی زنان از غیر محلّ توالد و تناسل
با سلام :
آمیزش مردان با زنان از غیر طریق زناشوئی نیز كاری بسیار قبیح و زشت است.یعنی آمیزش با آنها از دُبُر (عقب)نه از قُبُل (جلو) كه محلّ عادی زناشوئی و طریق توالد و تناسل است، محلّ اشكال است. فقهاء ما قائل به حرمت، و یا كراهت شدیده اكیدة مُغلَّظه شدهاند كه این نوع كراهت تالی تِلوِ حرمت است؛ یعنی با حرمت تقریباً هم میزان و هم درجه است.«فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَ نَّی' شِئْتُمْ» دلالت بر جواز وطی زنان از غیر محلّ تناسل ندارد
اکثر مجتهدان عقیده دارند که نزدیکی با زن از دُبُر (عقب) کراهت شدیده دارد.(1) برخی از مراجع دیگر بنابر احتیاط وَطی (نزدیکی) با زن از دُبُر را جایز ندانستهاند. بعضی از فتاوا چنین است: اراکی: در دُبُر زن حائض، وطی کردن، محل اشکال است. خوئی: بنابر احتیاط لازم وطی زن در دُبُر، چه حائض باشد و چه نباشد، حرام است.سیستانی: بنابر احتیاط وطی زن در دُبُر اگر راضی نباشد، چه حائض باشد و چه نباشد جایز نیست.(2) در روایت از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم وارد است كه فرمود: مَحَآشُّ النِّسَآءِ عَلَی أُمَّتِی حَرَامٌ. (3)«آمیزش نمودن با زنان از محلّی كه غائط و فضولات خارج میشود، بر اُمّت من حرام است.»
سُیوطی و ابن كثیر در تفسیر خود آوردهاند كه: أحمدبن حنبل و عبد بن حمید و تِرمِذی و نَسائی و أبویَعلَی و ابن جَریر و ابن مُنذر و ابن أبی حاتِم و ابن حِبّان و طبرانی و خرائطی در «مساوی الاخلاق» و بیهقی در «سُنَن» و ضیاء در «مختارة» از ابن عبّاس روایت كردهاند كه گفت:
جآءَ عُمَرُ إلَی رَسولِ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ [وَ ءَالِهِ ] وَ سَلَّمَ فَقالَ: یَا رَسولَ اللَهِ! هَلَكْتُ!
قالَ: وَ مَا أَهْلَكَكَ؟! قالَ: حَوَّلْتُ رَحْلی اللَیْلَةَ. فَلَمْ یَرُدَّ عَلَیْهِ شَیْئًا، فَأوْحَی اللَهُ إلَی رَسولِهِ هَذِهِ اﻵیَةَ: نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّی شِئْتُمْ. (4)
یَقولُ: أقْبِلْ وَ أدْبِرْ وَ اتَّقِ الدُّبُرَ وَ الْحَیْضَةَ! (5)
«عمر به نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آمد و گفت: ای رسول خدا، من هلاك شدم!
رسول خدا فرمود: چه چیز باعث هلاكتت شد؟!
عمر گفت: من زن خود را دیشب در رختخواب واژگون نمودم! پیامبر هیچ پاسخی به او نداد، تا خداوند به پیغمبرش این آیه را وحی فرستاد: زنهای شما محلّ كشت و زار اولاد شما هستند، بنابراین در محلّ كشت و زرع خود به هر كیفیّتی كه میخواهید بروید!
خدا میفرماید: میخواهی با زنان از جلو و روبرو، و میخواهی با ایشان از پشت سر، ولی در محلّ كشت و زرع كه محلّ زناشوئی است مجامعت كن! و از دو چیز پرهیز كن: یكی از مجامعتشان در دبر یعنی از پشت كه محلّ توالد و تناسل نیست، و دیگری در حال حیض و عادت ماهیانه.» و نیز از أحمد بن حنبل از ابن عبّاس روایت كردهاند كه: جماعتی از انصار به حضور رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم آمدند و از كیفیّت جماع پرسیدند، این آیه نازل شد: نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ و رسول خدا فرمود:ائْتِهَا عَلَی كُلِّ حَالٍ إذَا كَانَ فِی الْفَرْجِ. (6)«به هر كیفیّت و به هر صورتی میخواهی میتوانی با ایشان در آمیزی، مشروط به آنكه در خصوص فرج باشد نه در دبر.» از شرع و شریعت كه بگذریم، در طبّ نیز مضارّ جماع با زنان از دبر به ثبوت رسیده است. (7) میرزا محمّد حكیم (مَلِك الاطبّآء) گوید: )) از جمله جماعهای لازم الاجتناب، لواط با زنان نمودن است. زیرا كه به تجربه یافتهاند كه اولاد چنین شخصی مبتلا به علّت معروف(8) خواهد شد. زیرا كه پاره حكایات و أخبارات طبّیّه بر اثبات این مطلب در این بابست كه ذكر آنها در این رساله موجب طول است. (9)
----------------------------------------------------------------------------
(1) توضیحالمسائل مراجع، ج1، ص 276.2
(2) همان
(3) این روایت صحیحه است كه سَدِیر از حضرت صادق علیه السّلام از رسول خدا روایت نموده است، و شهید ثانی در «شرح لمعه» آورده است، و نیز مجلسی در «بحارالانوار» طبع كمپانی، ج 23، ص 98، از «تفسیر عیّاشی» از یزید بن ثابت روایت كرده است كه مردی از أمیرالمؤمنین علیه السّلام درباره وطی زنان از دُبُر پرسید. حضرت فرمود: سَفَلْتَ سَفَلَ اللَهُ بِكَ! أما سَمِعْتَ اللَهَ یَقولُ: أَتَأْتُونَ الْفَـحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَـلَمِینَ؟ «پست شدی، خدا ترا پست كند! مگر نشنیدهای كه خدا درباره قوم لوط میگوید: آیا شما كار قبیحی را انجام میدهید كه هیچكس از جهانیان در این كار بر شما سبقت نگرفته است؟!»
و نیز عیّاشی از صفوان بن یحیی از بعض اصحاب روایت كرده است كه گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّیٰ شِئْتُمْ پرسیدم. فرمود: از جلو با آنها آمیزش كنید؛ و از پشتشان ولیكن در فرج باید باشد.
و نیز عیّاشی از مُعَمّر بن خَلاّد از حضرت رضا علیه السّلام روایت میكند كه از من پرسید: شما درباره آمیزش با زنان از عقبشان چه میگوئید؟! عرض كردم: به من اینطور رسیده است كه اهل مدینه در آن باكی نمیبینند. حضرت فرمود: یهود چنین میپنداشتند كه چون مردی با زنش از عقب ولیكن در فرجش نزدیكی كند، بچّهاش أحْول یعنی چپچشم متولّد میشود. خداوند این آیه را نازل كرد: نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّیٰ شِئْتُمْ یعنی: از جلو و یا از عقب جماع كنید اشكال ندارد ولیكن باید در فرج آنها باشد؛ در مقابل گفتار یهود. و مراد خداوند جواز وطی در دبرهایشان نبوده است. و عین این روایت را عیّاشی، نیز از حسن بن علیّ از حضرت صادق علیه السّلام روایت كرده است.
و همچنین عیّاشی از زرارة از حضرت باقر علیه السّلام آورده است كه چون من از قول خدا: نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ پرسیدم، فرمود: مِنْ قُبُلٍ. «باید وطی در خصوص فرج باشد». و باز عیّاشی از أبوبصیر از حضرت صادق علیه السّلام روایت كرده است كه گفت: پرسیدم از كسی كه با زنش در دبر جماع میكند، حضرت بدشان آمد و گفتند: معنای نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّیٰ شِئْتُمْ اینست كه: أیَّ ساعَةٍ شِئْتُمْ «هر زمان كه بخواهید» نه هر جا كه بخواهید.
در مقابل این دسته از روایات، عیّاشی از ابن أبی یَعفور از حضرت صادق علیه السّلام روایت میكند كه: پرسیدم از وی از وطی كردن زنان را در دبرشان، فرمود: باكی ندارد و سپس این آیه را قرائت كرد: نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّیٰ شِئْتُمْ و عیّاشی از عبدالرّحمن بن حجّاج روایت میكند از حضرت صادق علیه السّلام كه وقتی نزد آن حضرت از وطی با زنان از دبر سخن به میان آمد فرمود: من هیچ آیهای را در قرآن كه آن را جائز شمرده باشد نیافتم مگر آیة: إِنَّكُمْ لَتأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَآءِ. و نیز عیّاشی از حسین بن علیّ ابن یَقطین روایت میكند كه از حضرت كاظم علیه السّلام از این امر پرسیدم، فرمود: یك آیه در قرآن آن را حلال كرده كه درباره قوم لوط است: هَـٰؤُلآءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ «این دختران منند كه برای شما پاكیزهترند» و حضرت لوط میدانست كه آن قوم فرج را نمیخواستند.
باری، از مجموعه این روایات آنچه بدست میآید، حرمت آمیزش در دبر است. زیرا معنای حرث كشت و تناسل است و آن فقط از فرج متحقّق میشود، بنابراین فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّیٰ شِئْتُمْ مسلَّماً به معنای مكان نیست؛ بلكه به معنای كیفیّت است یعنی باید جماع در فرج باشد بهر صورتی كه میخواهید. و روایتی كه دلالت داشت مراد از أَنَّی'، زمانیّه است _ معارض است با روایتی كه بر این معنی دلالت دارد فلهذا ساقط است. و صحیحه ابن أبییعفور معارض است با این روایات كثیره دالّه بر حرمت و ساقط است؛ با وجود معارضه با ظاهر كتاب كه فی حدِّ نفسِها موجب سقوط آنست. و روایت ابن حجّاج و همچنین روایت حسین بن علیّ بن یقطین، متشابه المعنی است زیرا استناد به دو آیه شده كه هیچكدام دلالت بر جواز ندارند. بنابراین رفع ید از این روایات معارضه اوّلاً بجهت مخالفتشان با ظاهر كتاب و ثانیاً بجهت تعارضشان با روایات كثیره دیگری كه متناً و سنداً از اینها أقوی هستند لازم است.
(4) صدر آیه 223، از سوره 2: البقرة؛ و كلمه أَنِّی' در این آیه روشن است كه به معنای زمان و مكان نیست، زیرا منافات با معنای حَرْث دارد كه به معنای كشت و تولید مثل است؛ و حتماً باید به معنای حَیْثُ كه دلالت بر كیفیّت دارد باشد، تا با معنای حَرْث مناسب باشد؛ و در اینصورت این آیه را میتوان از ادلّه حرمت وطی در دبر به شمار آورد.
(5) «الدُّرّ المَنثور» ج 1، ص 262؛ «تفسیر ابن كثیر دِمَشقی» طبع دارالفكر، _ ج 1، ص 463
(6) «الدُّرُّ المَنثور» ج 1، ص 262؛ «تفسیر ابن كثیر» طبع دارالفكر، ج 1، ص 463
(7) و از آنچه گفته شد معلوم میشود كه: آنچه را كه در ص 275 از كتاب «بازشناسی قرآن» بنام دكتر روشنگر آورده، و نسبت جواز وطی زنان در دبر را به قرآن داده و استناد به كلمه أَنَّی نموده است چقدر بیاساس است.
(8) مراد از علّت معروف ظاهراً مرض اُبْنَه میباشد؛ یعنی كسالتی كه در دبر پیدا میشود و غیر از وطی مردان و آب منی چاره ندارد.
(9) «حفظ صحّت ناصری» طبع سنگی، ص 158؛ این رساله را برای ناصرالدّین شاه نوشته است.





