userinfo close

  ,

مرکز ملی پاسخگویی


pasokh

تاسیس: 2 اردیبهشت 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب مرکز ملی پاسخگویی - معاونان
لطفا: **** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد*** ادامه »
لطفا:
**** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد****
****متخصصان مرکز ملی پاسخگویی فعلا فرصت شرکت در مباحث دیگر کلوب ها رو ندارند لذا خواهشمندیم اگر لازم می دانید پاسخ سوالی از سوی متخصصان مرکز ارائه گردد آن سوال رو در بحث مربوط به خود طرح نمایید ****
 
پاسخگوی  اخلاق و تربیت , p_akhlaghi

شادی و نشاط چه نسبتی با دین دارد؟

با توجه به منابع دینی، یعنی قرآن و سیره پیشوایان معصوم، دین اسلام موافق نشاط و شادی بوده، علاوه برآن كه آدمی را از تنبلی رهانیده و سرزنده می‏سازد؛ البته؛ این شادی، افراطی و تفریطی نبوده، بلكه درچارچوب نگاه تعدیلی قابل رهیابی است.

1. اسلام و نیازهای اساسی انسان؛

بهترین آیین‏ها آیینی است كه با طبیعت آدمی و سازمان آفرینش او سازگار بوده و نیازمندی‏های طبیعی و فطری اش را برآورده كند؛ در غیر این صورت، نه قابل عمل است و نه می‏تواند آدمی را خوشبخت و سعادت‏مند سازد. تعالیم اسلام به دلیل توجه به این نیازها و متناسب بودنش با فطرت آدمی است‏ ،كه توانست از محدودیت جزیرة العرب خارج گشته، جهان اسلام را در اقصی نقاط دنیا شكل دهد.«فاقم وجهك للدین حنیفا فطرة اللَّه التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق»

به گفته علامه طباطبایی، اسلام، نه انسان را از نیروهای غرایز و خواسته‏هایش محروم می‏كند و نه همه توجه را به تقویت جنبه‏های مادی او معطوف می‏دارد؛ نه او را از جهانی كه در آن زندگی می‏كند، جدا می‏سازد و نه او را بی‏نیاز از دین و شریعت به حساب می‏آورد و این سه زاویه، مثلثی را ترسیم كرده كه انسان در محدوده آن كمال ،مقصود خود را به دست می‏آورد و به سعادت ابدی می‏رسد و اگر یكی از این زاویه‏ها باز شود و نادیده تلقی گردد، انسان را دچار سقوط می‏كند و از اوج انسانیت به ورطه هلاكت او می‏كشاند.(علامه طباطبایی، المیزان، ج 16، ص 203.)

 

2.شادی و نشاط یك ضرورت و نیاز؛

از شادی تعاریف گوناگونی، مانند:1-«احساس مثبتی كه از حس ارضای پیروزی به دست می‏آید»(انگیزش و هیجان، ص 367. )2-«مجموع لذت‏های منهای درد»(روانشناسی شادی، ص 42 و 172. )3-«حالتی كه در فرآیند نیل به علاقه‏ها در آدمی به وجود می‏آید»(جلوه‏های شادی در فرهنگ و شریعت، ص 47.) این پدیده هر چند از زوایای گوناگونی تعریف و تشریح شده است، ولی به اتفاق اندیشمندان یك ضرورت و نیاز اساسی انسان به شمار می‏آید؛ چه كسی را می‏توان یافت كه مدعی باشد نیازمند به شادی نیست؟ اصلاً اساس جهان هستی و پدیده‏های آن به گونه‏ای طراحی شده‏اند كه در آدمی شادی ایجاد كنند. بهار با طراوت، صبح پر لطافت، طبیعت با ظرافت، آبشارهای زیبا، گل‏های رنگارنگ، دیدار دوستان، ازدواج و پیوند و انسان و...، همه شادی آور و مسرّت بخش است. از آن جا كه شادی، ناكامی، ناامیدی، ترس و نگرانی را آزادی دور می‏سازد، روان‏شناسان به ایجاد و تثبیت آن در انسان دستور اكید داده‏اند و تاكید بر این حقیقت است كه شادی نیاز اساسی و ضروری می‏باشد.روان‏شناسی شادی، روان‏شناسی كمال، راز شاد زیستن و....

همان بهتر كه دائم شاد باشیم /زهر درد و غمی آزاد باشیم‏

به خوش رویی و خوش خویی در ایام‏ /همی روتا شوی خوش دل در انجام‏

اگر خوش دل شوی در شادمانی‏ /بماند شادمانی، جاودانی‏

ناصر خسرو.

 

3عوامل شادی و نشاط؛

با كندوكاو در نظریات و گفته‏های دانشمندان و متون معتبر، می‏توان موارد ذیل را در زمره عواملی بر شمرد كه حالت شادی و نشاط را در انسان پدید می‏آورند: 1. ایمان. 2. رضایت و تحمل. 3. پرهیز از گناه. 4. مبارزه با نگرانی. 5. تبسم و خنده. 6. مزاح و شوخی. 7. بوی خوش. 8. خود آرایی. 9. پوشیدن لباس‏های روشن. 1. حضور در مجالس شادی. 11. ورزش. 12. امید به زندگی. 13. كار و تلاش. 14. سیر و سفر. 15. تفریح. 16. تلاوت قرآن. 17. تفكر در آفریده‏های خداوند. 18. صدقه دادن. 19. نگاه كردن به سبزه‏ها و...(شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 5، باب ملابس؛ شیخ طوسی، امالی، ح 45؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 71، ص 95؛ آیین زندگی، ص 34)

چهار چیز هر آزاده را زِ غم بخرد / تن درست و خویِ نیك و نام نیك و خرد

هر آن كه ایزدش این چهار روزی كرد / سزد كه شاد زِیَد شادمان و غم نخورد

رودكی.

 

4 اسلام و شادی؛

اسلام با توجه به نیازهای اساسی انسان، شادی، نشاط را تحسین و تأیید كرده است. قرآن كه یكی از بهترین و مستحكم‏ترین منابع اسلام به شمار می‏رود، زندگی با نشاط و شادی را نعمت و رحمت خدا تلقی فرموده، زندگی همیشه توأم با گریه و زاری و ناله را خلاف رحمت و نعمت خداوند دانسته است.

گواه این مطلب آیه قرآن است كه می‏فرماید: «فلیضحكوا قلیلاً و لیبكوا كثیراً» توبه (9)، آیه 82. «باید كم بخندند و زیاد بگریند». شأن نزول این آیه، این بود كه پیغمبر خدا(ص) دستور صادر كرده بودند كه باید تمام نیروهای توانمند برای شركت در مبارزه علیه كفار و مشركین كه به سرزمین اسلام هجوم آورده بودند، بسیج شوند. عده‏ای با بهانه‏های مختلف از شركت در این لشكر كشی خودداری كرده بودند و از فرمان خدا و پیغمبر(ص) تخلف كرده بودند؛ خداوند در قرآن به آنها وعده عذاب می‏دهد و به دنبال آن می‏فرماید: [این گروه نافرمان‏] از این پس كم بخندند و زیاد بگریند».

واضح است كه نفرین به صورت كیفر و مجازاتی است كه همواره بر خلاف طبیعت و فطرت آدمی او را دچار عذاب و رنج می‏سازد. این كه خداوند آرزوی كم خندیدن و زیاد گریستن برای نافرمانان می‏كند، حكایت از این حقیقت دارد كه خنده به عنوان یكی از عوامل نشاط، امری طبیعی و فطری است كه خداوند می‏خواهد به عنوان كیفربرای نافرمانان از این امر ،قراردهد. (گفتارها، ج 2، ص 225 - 226.)

 

توصیفات قرآن در خصوص بهشت نیز حاكی از این واقعیت است كه اسلام بر نشاط و شادی مُهر تایید نهاده است؛ زیرا باغ‏های زیبا، آب‏های زلال و روان، زیباترین بسترها، نرم‏ترین و چشم‏گیرترین پارچه‏ها، برترین دیدنی‏ها (ر.ك: سوره الرحمن، واقعه و یاسین. و... كه قرآن در وصف بهشت ترسیم می‏كند، همه جزء عوامل نشاط و شادی به شمار می‏روند و خداوند متعال برای شادكردن انسان‏ها بهشت را این‏چنین قرار داده است.

قرآن در فراز دیگری، برخی عوامل شادی و نشاط را مخصوص مؤمنان دانسته است؛ « قل من حرم زینة الله التی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل‏ هی ‏للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا خالصةً یوم القیامة» اعراف (7)، آیه 32. «بگو (در برابر كسانی كه بسیاری از مواهب زندگی را تحریم می‏كردند) ای پیغمبر چه كسی زینت و آرایش و زیبایی‏هایی را كه خداوند از درون طبیعت برای بندگانش بیرون كشیده، حرام كرده است. بگو این مواهب پاك و این زیبایی‏ها برای مردم با ایمان در همین زندگی دنیا و در زندگانی جاوید آخرت قرار داده شده است. با این تفاوت كه در این دنیا، زیبایی‏ها به زشتی‏ها آمیخته است؛ شادی‏ها به غم آلوده و آمیخته است؛ ولی در دنیای دیگر و در روز رستاخیز، این زیبایی‏ها و این مواهب پاك، برای مردم با ایمان به صورت خالص وجود دارد» گفتارها، ج‏2، ص‏227-228..

این آیه به خوبی بیان‏گر این حقیقت است كه اسلام به بهره‏مند شدن از زیبایی‏ها و مواهب زندگی كه در زمره عوامل نشاط آورند، اهمیت می‏دهد و آن را زیبنده دین‏داران و مؤمنان می‏داند.

از زبان معصومان(ع) نیز - كه مترجمان حقیقی واحی‏اند - می‏خوانیم:

1. رسول اكرم(ص): «مؤمن شوخ و شاداب است».(بحرانی، تحف العقول، ص‏49.)

2. حضرت علی(ع): «شادمانی، گشایش خاطر می‏آورد »؛(آمدی، غررالحكم، ح‏2023.) «اوقات شادی، غنیمت است»؛(همان، ح‏1084.) «هركس شادی‏اش اندك باشد، آسایش او در مرگ خواهد بود» (بحارالانوار، ج‏78، ص‏12)

3. امام صادق(ع) «هیچ مؤمنی نیست كه شوخی در طبع او نباشد»؛(كلینی، اصول كافی، ج‏2، ص‏663.) «شوخ طبعی بخشی از حسن خلق است».همان.

4. امام رضا(ع) كوشش كنید اوقات شما در چهار زمان باشد؛وقتی برای عبادت و خلوت با خدا، زمانی برای تأمین معاش، فرصتی برای معاشرت با برادران مورد اعتماد و كسانی كه شما را به عیب‏هایتان واقف می‏سازند و در باطن به شما خلوص و صفا دارند و وقتی را هم به تفریحات و لذایذ خود اختصاص می‏دهید و از شادی ساعت‏های تفریح، نیروی لازم برای عمل به وظایف وقت‏های دیگر را تأمین كنید».بحارالانوار، ج‏75، ص‏321. در سیره معصومان، عنصر شادی آن چنان اهمیت دارد كه علاوه بر تأیید آن به بسترسازی، زمینه‏سازی و ایجاد آن نیز توصیه شده است.(كافی، ج‏2، ص‏192)

پاره‏ای از احادیث، علاوه بر دستورهای كلی درباره اهمیت شادی و نشاط، دستورالعمل‏های خاصی نیز برای حفظ و پرورش این حالت مانند، پیاده‏روی، سواركاری، شنا در آب، نگاه كردن به سبزه‏ها، خوردن و نوشیدن، مسواك كردن، شوخی، خنده و...(وسائل الشیعه، ج‏12، ص‏112) (بحارالانوار، ج‏16، ص‏298؛ حسین نوری، مستدرك الوسائل، ج‏8، ص‏418) بیان می‏دارند.

چو شادی بكاهد، بكاهد روان /خُرد گردد اندر میان، ناتوان‏

فرودسی

 

5. مرز شادی و نشاط؛

براساس هدف و فرجام زندگی، شادی و نشاط از دیدگاه اسلام دارای حد و مرز می‏باشد. محتوا و قالب شادی و نشاط و عوامل آن نباید با روح توحیدی و انسانی كه دین اسلام مطرح كرده است، در تضاد و تنافی باشد؛ زیرا هر پدیده‏ای كه انسان را از آرمان و غایت اصلی خویش دور سازد، به هیچ وجه مقبول اسلام نخواهد بود.

بنابراین پدیده شادی و نشاط و عوامل آن به عنوان یك نیاز اساسی و ضروری تا حدی روا و مجاز می‏باشد كه علاوه بر آن كه مانع نیل انسان به هدف اصلی‏اش نگردد، بلكه در رسیدن به آن مددكار وی باشد؛ از این رو بسیاری از اندیشمندان مسلمان معتقدند: از آن جا كه انسان در انجام هر رفتار ارادی، انگیزه و هدفی را پی‏ می‏گیرد شادی و نشاط به عنوان یك رفتار، از این قاعده مستثنی نبوده و هدف و انگیزه‏ای در آن دنبال می‏شود.(اخلاق اسلامی، ص‏98-99؛ اخلاق الهی، ج‏5، ص‏238. )

در این پدیده، اگر انگیزه و هدف، حق و در راستای هدف اصلی زندگی آدمی باشد، این پدیده حق، مفید و سودمند خواهد بود و اگر انگیزه و هدف باطل در آن نهفته باشد و در برابر هدف اساسی زندگی انسان باشد، این پدیده، باطل و مضر خواهد بود؛ بنابراین می‏توان مرز شادی و نشاط را انگیزه و هدف آن دانست.

مزاح و شوخی كه یكی از عوامل برجسته شادی است، اگر به سبك‏سری، بی‏شرمی و گستاخی بیامیزد، «هزل» نامیده می‏شود كه در اسلام مطرود است و اگر به تحقیر و بدگویی و ناسزا آمیخته گردد، آن را «هجو» می‏خوانند و این نیز در اسلام نهی شده است ‏یكی از صحابه از رسول خدا پرسید: «آیا اگر با دوستان خود شوخی كنیم و بخندیم، اشكالی دارد؟ حضرت فرمود: اگر سخن ناشایستی در میان نباشد، اشكالی ندارد. (كافی، ج‏2، ص‏663 ن تحف‏العقول، ص‏323). و اگر شوخی از حد خارج شود و به بیهودگی یا زیاده‏روی بینجامد، باز از نظر اسلام عملی ناپسند خواهد بود؛ همان طور كه امیرمؤمنان علی(ع) می‏فرماید: «هر كس بسیار شوخی كند، وقار و سنگینی او كم می‏شود»(غررالحكم، ص‏222.)

امام صادق(ع) می‏فرماید: «زیاد شوخی كردن، آبرو را می‏برد».كافی، ج‏2، ص‏665.

خنده و تبسم كه از عوامل دیگر نشاط و شادی است، باید صادقانه بوده، شخصیت آدمی را لكه‏دار نسازد. خنده از نظر اسلام، آن گاه مؤثر و مفید است كه به شخصیت دیگران لطمه وارد نیاورد. خنده، با انگیزه آزردن، اهانت و تحقیر دیگری، حكم حرمت آزار شخص مؤمن را دارد و به شدت نكوهید شده و حرام است. وقتی برای مؤمن، احترامی برتر از كعبه را بر شمرده‏اند، به خوبی روشن می‏شود كه اهانت و تحقیر او، چه اندازه نكوهیده است.(اخلاق الهی، ج‏5، ص‏256-257.)

قالب‏های نشاط و شادی و عوامل آن نیز باید در شأن مقام انسان و آرمان‏های والای او باشد؛ زیرا گاهی محتوایی مفید، در قالبی نامناسب نتیجه اثرگذاری را معكوس خواهد كرد و به همین دلیل در روایات، «قهقهه» از شیطان تلقی شده‏ و «تبسم» بهترین خنده دانسته شده است.(غررالحكم، ص‏ 222.كافی، ج‏2، ص‏664.) زمان و مكان نشاط و شادی نیز باید با آن متناسب باشد؛ زیرا اگر این تناسب برقرار نباشد، بسیار ناپسند و زشت خواهد بود. مزاح و بذله‏گویی در مراسم سوگواری و مكان‏های مقدس ناپسند است‏(اخلاق الهی، ج‏5، ص‏258-259.)و در خصوص مكان و زمان خنده از رسول اكرم(ص) نقل شده است: «كسی كه بر جنازه‏ای بخندد، خداوند در روز قیامت پیش چشم همه، به او اهانت می‏كند و دعایش اجابت نمی‏شود و كسی كه در گورستان بخندد، باز می‏گردد، در حالیكه سختی بزرگی همانند كوه اُحد، برای اوست».همان.

از آن چه در این فراز گفته شد، مشخص می‏گردد كه پاره‏ای از روایات كه به صورت مطلق یا مقید، شادی و عوامل آن را نكوهش كرده‏اند، ناظر به شادی، نشاط و عواملی است كه از مرز و حدود شادی خوشایند از دیدگاه اسلام پا فراتر نهاده‏اند به افراط و تفریط در غلتیده‏اند. اسلام اصل شادی و عوامل آن را ناپسند نشمرده است، بلكه آن را تأیید و توصیه كرده است.

 

6. چند نكته:

الف) زندگی پُر از قطع و وصل‏ها، شادی و رنج‏ها، نشاط و غم‏ها، امید و شكست‏ها و... است در جهانی كه ما زندگی می‏كنیم، شادی و رنج با یكدیگر آمیخته است. زندگی نمی‏تواند سراسر با شادی و سرور همراه باشد، ناملایمات در عرصه زندگی، امری گریزناپذیر می‏باشد؛ به گفته رودكی:

خدایِ عرش، جهان را چنین نهاد /كه گاه مردم، شادان و گه بُوَد ناشاد

ب) پاره‏ای از روایات كه مؤمن را غمگین و اندوهناك معرفی كرده‏اند، ناظر به حزن درونی است كه نتیجه آگاهی اجتماعی و تعلق جمعی فرد است و نه پریشان حالی و پراكندگی خاطر كه منافی با نشاط و شادی است. در واقع این نوع اندوه، ریشه در توجه به احوال دیگران و حس همدردی انسانی دارد؛(كافی، ج‏2، ص‏163؛ وسائل الشیعه، ج‏20، ص‏213.)

آن گونه كه سعدی از آن چنین یاد می‏كند:

بنی آدم اعضای یك پیكرند /كه در آفرینش زیك گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار /دگر عضوها را نماند قرار

ج) برخی از عوامل شادی، نشاط جسمانی را كه اثر غیر مستقیمی نیز بر نشاط روحی دارد، برای انسان به ارمغان می‏آورد و پاره‏ای از عوامل شادی به صورت مستقیم، بر نشاط روح اثر می‏گذارند.

عواملی چون تلاوت قران، تفكر در آفریده‏های خداوند، ایمان و تقویت آن، صدقه دادن و پرهیز از گناه، از جمله عواملی‏اند كه زمینه‏های روانی و روحی شادی را فرهنگ می‏آورند و عواملی چون، تغذیه مناسب، ورزش، بوی خوش، خودآرایی، پوشیدن لباس‏های روشن، پیاده روی و نگاه كردن به سبزه‏ها از آن دست عواملی‏اند كه زمینه‏های مادی و جسمانی نشاط را فراهم می‏آورند؛ هر چند كه پس از برخورداری از نشاط جسمانی، شادی روحی نیز نصیب انسان می‏شود.

د) پاره‏ای از عارفان مسلمان كه روحیه‏ای درون‏گرا دارند ، نشاط و شادی را در درونِ جان آدمیان جست‏وجو می‏كنند. اینان شادی حاصل از وصال معنوی محبوب را برتر از شادی‏های جسمانی و بیرونی می‏دانند. سالكان معنوی، اندوه و غم را به منزله مقام و درجه‏ای از تجربه‏های عرفانی می‏دانند و ازاین‏رو، گاه، شادی و نشاط را فدای چنین غمی می‏كردند و معتقدند از طریق حزن است كه می‏توان به شادی دست یازید.

كه را دیدی توان در جمله عالم‏ /كه یك دم شادمانی یافت بی‏غم‏

شبستری

به اعتقاد این گروه، شادی‏های این سویی و دنیوی، همچون خود دنیا دوایی ندارند و همواره قرین غم بوده است.

شادی بی‏غم در این بازار نیست‏ گنج بی‏مار وگل بی‏خار نیست‏

راه لذت از درون است نه زبرون‏ /ابلهی دان جستن از قصر و حصون‏

مولوی.

از آن جا كه عارفان پیر و مكتب عشقند، معتقدند آن چه شادی و زندگی می‏آفریند، عشق پاك است.

مرده بدم، زنده شدم، گریه بدم، خندم شدم‏ /دولت عشق آمد و من، دولت پاینده شدم‏

از توام ای شهر قمر، در من و در خود بنگر /كز اثر خنده تو، گلشن خنده شدم‏

مولانا

مهم این نكته است كه عارفان نیز در جست‏وجوی شادی مطلق و كاملند و به دلیل ظرفیت وجودی خاص خویش؛ برای دست‏یابی به آن نشاط راستین از غم استقبال می‏كنند؛ ولی هرگز برای دیگران آرزوی اندوه نمی‏كنند؛ علاوه بر آن كه در برابر غم، در ظاهر مراقبند كه دیگران از حزن آنان آگاه نشوند.امیرمؤمنان، علی‏علیه‏السلام در توصیف عارفانه می‏فرماید: «زاهدان، در دنیا اگر چه بخندند، قلبشان می‏گرید و اگر چه شاد باشند، اندوهشان شدید است (نهج‏البلاغه، خطبه 113؛ ر.ك: شرح مقامات اربعین، ص‏260-262)..

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.