userinfo close

  ,

مرکز ملی پاسخگویی


pasokh

تاسیس: 2 اردیبهشت 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب مرکز ملی پاسخگویی - معاونان
لطفا: **** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد*** ادامه »
لطفا:
**** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد****
****متخصصان مرکز ملی پاسخگویی فعلا فرصت شرکت در مباحث دیگر کلوب ها رو ندارند لذا خواهشمندیم اگر لازم می دانید پاسخ سوالی از سوی متخصصان مرکز ارائه گردد آن سوال رو در بحث مربوط به خود طرح نمایید ****
 
 پاسخگوی قرآنی , p_qurani
پاسخگوی قرآنی - 15:35 1390/11/16

اجازه نقل حدیث، سنتی فراموش شده

اجازه نقل حدیث، سنتی فراموش شده



حدیث، پس از قرآن، دوّمین مصدر تشریع و معرفت اسلامی، از منظر حجّیت و اعتبار، و گسترده‌ترین منبع، از حیث وسعت محدوده به شمار می‌رود.

حدیث، در کتاب و سنّت دارای اهمیتی بسیار بوده و ائمّۀ اطهار (ع)، شیعیان و شاگردان خویش را هماره به وجوب پیروی از آن و حفظ و نگهداری‌اش و نگارش و تدوینش، و فهمیدن و به کار بستنش، و بلیغ و نشرش توصیه کرده‌اند.

چنان‌که حدیث شریف «من حفظ علی امّتی اربعین حدیثاً بعثه الله یوم القیامة عالماً فقیها» در بین مسلمانان مشهور است، و بر همین اساس، ده ها کتاب «اربعین حدیث» نگاشته شده است.

راه‌های گوناگون حمل حدیث عبارت‌اند از: املا، قرائت، اجازه، مناوله، مکاتبه، إعلام، وصیّت، و جاده، که در این میان، اجازه – پس از املا و قرائت – از اهمیّتی ویژه برخوردار است، و این سنت حسنه که در روزگار نه چندان دور مورد توجه عام و خاصِ عوام و خواص از طلاب حوزه علمیه امروزه سنگ بی‌مهری بدان خورده و هر چه که میگذرد بر تبعات منفی این مهری افزدود می‌شود. کم نیست مواردی که شنیده می‌شود فلان کتاب مهم و مرجع با غلط های بسیار با تیراژهای چند هزاری به چاپ رسیده  است و حال آنکه متصدی آن بهره‌ای تخصص لازم در نسخه‌برداری از  آن نداشته است. کم نیست که در صدا و سیما برخی از آقایانی که حق الاختصاص مجالس وعظ و سخنرانی و کارشناسی برنامه‌های  مذهبی را اخیار داشته اما در انتخاب روایت و مستندات آنها ذره‌ای زحمت جز زحمت شنیدن، راه نداده و چون برای آنها جالب بوده آن از تریبون‌های رسمی و غیر رسمی تحویل جامعه می‌دهند.

اینها بخشی از مواردی  است که اگر این سنت حسنه احیاء شود، یقینا در رفع این مشکل تاثیر به سزایی خواهد داشت. علاوه بر این موارد مطالب گوناگون رجالی، تاریخی، کتابشناسی و نسب‌شناسی، از جمله فواید این اجازات است.

اجازه در لغت از مادۀ (جوز)، به معنای «رخصت دادن و روا داشتن، اذن و امضا» می‌باشد. و در اصطلاح محدثان عبارت است از: اذن شفاهی یا کتبی به کسی در نقل حدیث، که شخص اجازه دهنده،استاد (شیخ) اجازه گیرنده محسوب می‌شود. بدین معنا که افراد از ناحیه‌ اساتید خود رسماً اجازۀ‌ گزارش حدیث می‌گرفتند.

طبق این سنت یک استاد به شاگرد خود که به حدی از دقت رسیده  که می‌تواند راوی یک روایت باشد، اجازه نقل روایت می‌دهد. این اجازه نیز به صورت مکتوب یا شفاهی است. اگر کتاب ۴۰ حدیث امام خمینی را ورق بزنیم، می‌بینیم ایشان برای نقل ۴۰ حدیث ابتدا و در حدیث اول طریق نقل روایت خود را تا مرحوم کلینی و از کلینی تا امام معصوم(ع) ذکر می‌کنند: «اخبرنی اجازةً، مکاتبةً و مشافهةً عدّة من المشایخ العظام و الثقات الکرام منهم….» (۴۰ حدیث امام خمینی/حدیث اول)

وقتی سوابق علما و محدثین را در گذشته بررسی می کنیم متوجه می شویم بیشتر افرادی که از حوزه‌های علمیه فارغ التحصیل می‌شدند از اساتید خود اجازه نقل حدیث داشتند بخشی مجلدات بحارالانوار مرحوم علامه مجلسی در بخش آخر “کتاب الاجازات” نام دارد که خود گویای ضرورت توجه به مسئله نقل حدیث است که در گذشته چگونه صاحب آثار و مطالب گران سنگ و ارزشمندی شدند و چه شرایط علمی را گذراندند. همچنین می‌توان به اجازه‌نامه‌ی روایی علامه طباطبایی به شهید قاضی طباطبایی اشاره کرد. در این میان حضرت آیت الله مرعشی نجفی را به حق باید (سیّد مشایخ الاجازه) نامید.[۱] هیچ‌‌‌‌‌‌کس در اخذ و اعطای اجازۀ نقل حدیث به پایۀ وی نمی‌رسد، چرا که از نظر کثرت طرق و جمع اسانید و اهتمام در احیا و نشر حدیث، همچون خورشیدی فروزان در میان علمای مسلمان است. در زمره کسانی که از وی اجازه نقل حدیث گرفته‌اند، نام این افراد به چشم می‌خورد: شیخ آقابزرگ تهرانی، سیّد محمّد صادق بحرالعلوم، شیخ عطاءالله اشرفی اصفهانی، سیّد محمّد قاضی طباطبایی، و از معاصران: محمّدتقی بهجت، سیّد علی خامنه‌ای، جعفرسبحانی، ناصر مکارم شیرازی، لطف‌الله صافی، سیّد مرتضی عسکری، محمّد فاضل لنکرانی، سیّد رضی شیرازی، سیّد مهدی لاجوردی و… .

اساسا  در گذشته در حوزه‌های علمیه شاگرد باید از استاد و یا شیخ خود اجازه نقل حدیث می‌داشت تا بتواند در منابر، حدیثی را بخواند. حتی جناب محدث قمی که صاحب کتاب‌های متعدد از جمله مفاتیج الجنان و منتهی الآمال است، محدث نشد مگر اینکه اجازه نقل حدیث از استادش داشت.

این اجازه‌نامه‌ها معمولاً به صورت کتبی بوده است و استاد به شاگردش اجازه می‌داد آن‌چه را که از او شنیده یا بر او خوانده یا در کتاب‌های حدیثی آمده است نقل کند.

اجازه، گاهی در حد یک روایت و گاهی در حد نقل یک کتاب و گاهی هم در مورد تمام کتاب‌ها و گزارش‌های حدیثی استاد بوده است که استاد با توجه به صلاحیت شاگرد، آن را صادر می‌نمود. نکته ظریف اینجاست که باید گستره این سنت حسنه منحصر به احادیث نشده بلکه شامل  کتاب‌های مختلف فقهی، اصولی، تفسیر و… که  در طول تاریخ فکری حیات اسلام نوشته شده و در شمارگان بالا چاب و نسخه‌های زیادی از آن عرضه و به عنوان تراث عظیم شیعه هم اکنون در اختیار ماست،نیز می‌شود و بر همین اساس  چاپ آنها با اجازه وتحت نظارت متخصیصین امر صورت بگیرد.

حتی می‌توان پا را از این فراتر گذاشت و این بحث را به آن دسته از کتب اهل سنت که به عنوان مرجع در برخی از مباحث امامیه مورد توجه بوده، نیز تعمیم داد تا راه کم و زیاد کردن عامدانه در این کتب هم گرفته شود.

چنانچه در زمان ما بدون شک بزرگانی مانند حضرت آیت الله شبیری زنجانی و سایر مراجع می‌توانند حلقه وصل حوزویان به این سیره سلف صالح باشند.


[۱] –نگاهی به المسلسلات فی‌الاجازات. ناصرالدّین انصاری قمی

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.