عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
7 فروردین 1386 | |
|
2
|
7 فروردین 1386 | |
|
3
|
7 فروردین 1386 | |
|
4
|
7 فروردین 1386 | |
|
5
|
7 فروردین 1386 | |
|
6
|
7 فروردین 1386 | |
|
7
|
7 فروردین 1386 | |
|
8
|
7 فروردین 1386 | |
|
9
|
7 فروردین 1386 |
~~~ متن و ترجمه ترانه آنچه دیده ام ------- oUTLandiSh feat Sami YusUF
I wish you were here
آرزو می کردم اینجا بودی
here next to me
اینجا کنار من
We missing you so; so desperately
ما از تو دوریم، خیلی دور
But lately I feel like you feel
اما من خیلی دیر حس کردم آنچه تو درک می کردی
and I see what u see
و دیدم آنچه تو می دیدی
how Im missing you
چطور ما تو را گم کردیم
Waqas
What happend to the Ummah once known so well?
چه اتفاقی به یکباره برای امت افتاد؟
Greatness was known but now can you tell
عظمت ما شناخته شده بود، اما حالا تو می توانی از آن سخن گویی؟
You used to inspire others with your way of thinking and speech
تو با اندیشه ها و کلامت به دیگران روح میدادی
People came from afar just to hear us teach
مردم از دورها می آمدند؛ فقط برای شنیدن درس های ما
What happend to the Ummah once known so well?
چه اتفاقی به یکباره برای امت افتاد؟
Greatness was known but now can you tell
عظمت ما شناخته شده بود، اما حالا تو می توانی از آن سخن گویی؟
Mosques are empty, refrigerators are stocked
مسجدها خالی اند و یخچال ها پر!
We lost our deen
ما ارزشمان را گم کردیم
we feel secure because our mansions are locked
ما احساس امنیت می کنیم برای اینکه عمارت هایمان قفل دارند
In my teen years salat really wasnt that tight
در سال های نوجوانی ام نماز واقعا ناپایدار بود
Now i gotta pray each one of them twice
حالا من هریک از آنها را دوبار می خوانم
What happend to the Ummah once known so well?
چه اتفاقی به یکباره برای امت افتاد؟
Greatness was known but now can you tell
عظمت ما شناخته شده بود، اما حالا تو می توانی از آن سخن گویی؟
Brother we prefer light skinned women
برادر! ما ترجیح می دهیم روشنایی پوست زنان را،
while righteously maintain our deen against raicism (and tribalism)
تا زمانی که به ارزش هایی برخلاف نیکی ها معتقدیم.
What happend to the Ummah once known so well?
چه اتفاقی به یکباره برای امت افتاد؟
Greatness was known but now can you tell
عظمت ما شناخته شده بود، اما حالا تو می توانی از آن سخن گویی؟
can you?
می توانی؟؟
Isam
What happend to the Ummah once known so well?
چه اتفاقی به یکباره برای امت افتاد؟
Greatness was known but now can you tell
عظمت ما شناخته شده بود، اما حالا تو می توانی از آن سخن گویی؟
Kids in Africa starving cant afford to cry
کودکانی که در آفریقا گرسنگی می کشند حتی توانایی گریه کردن را ندارند
I,ll pay the bank interest on a car I cant afford to buy
و من بهره اتومبیلی را به بانک می پردازم که توانایی خریدش را نداشتم!
What happend to the Ummah once known so well?
چه اتفاقی به یکباره برای امت افتاد؟
Greatness was known but now can you tell
عظمت ما شناخته شده بود، اما حالا تو می توانی از آن سخن گویی؟
We used to smile at each other with faces full of light
ما هرگاه یکدیگر را می دیدیم با چهره هایی نورانی به هم لبخند می زدیم
Now we frown on each other, we bicker, and we fight
حالا ما با اخم به یکدیگر پرخاش می کنیم ؛... دعوا می کنیم
Pops in the mosque praying,
پاپ ها در مساجد نماز می گذارند
kids in the streets haitin kids on the corner selling pot
کودکان در کنج خیابان ها دستفروشی می کنند
and in the mosque preaching
و در مساجد موعظه می كنند.
What happend to the Ummah once known so well?
چه اتفاقی به یکباره برای امت افتاد؟
Greatness was known but now can you tell
عظمت ما شناخته شده بود، اما حالا تو می توانی از آن سخن گویی؟
The Quran has left our hearts
قرآن قلب هایمان را ترک کرده
stranded hanging on our walls
معطل و معلق روی دیوارهایمان ...
6,232 verses so strong
6232 آیه تاثیرگذار ...
9 out of 10 of us cant even read it or write
9 تا از 10 نفر ما حتی نمی توانیم آن ها را بخوانیم یا بنویسیم
1924 seems distand like way before Christ
1924 به نظر می رسد فاصله دارند شبیه راه قبل از مسیح
LennY
Translation:
[What happened to the people
چه اتفاقی برای مردم افتاد
How can it be
چگونه خواهد بود ؟
Greatness was known
عظمت شناخته شده ما
But now can you tell
اما .. حالا .. تو می توانی بگویی
I’ve watched myself fall from grace
من دیده ام خودم را كه هبوط كرده ام از خوبی ها
Even though life has been good, filled with hopes and dreams
حتی با وجود اینكه زندگی خوب بوده است .. پر شده ام از آرزوها و رویاها
I’ve asked forgiveness for my sins
من برای گناهانم طلب بخشش می كنم
I have the cross above my bed and the devil by my side
من صلیب را بالای تختخوابم اما شیطان را در كنارم دارم
What happened to the people
How can it be
Beauty was known
But now can you tell]
If I was to fall on my knees and ask you to forgive everything for the Lord,
اگر من به زانو افتاده ام و از شما می خواهم كه فراموش كنید .. همه چیز را .. بخاطر الله
out of Love, for the One, oh oh oh... I´ve seen
بواسطه عشق .. بخاطر آن یگانه .. آه .. من دیده ام
And if u were to fall on ya knees and ask me the same
و اگر تو به زانو افتاده ای و همان را از من می خواهی
Brother, don’t even think about it, lets just break out of the darkness of ignorance
برادر .. هیچگاه درباره اش فكر نكن .. بگذار تا تاریكی ها و نادانی را بشكنیم
I wish you were here
Here next to me
Been missing you so
So desperately
But lately I feel
Like you feel and
I see what you see
How I'm missing you …


