عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
29 دی 1390 | |
|
2
|
5 مرداد 1390 | |
|
3
|
18 آبان 1388 | |
|
4
|
9 اسفند 1387 | |
|
5
|
30 خرداد 1387 | |
|
6
|
16 خرداد 1386 | |
|
7
|
16 خرداد 1386 | |
|
8
|
15 خرداد 1386 | |
|
9
|
15 خرداد 1386 | |
|
10
|
15 خرداد 1386 |
دیوونه کیه - 21:32 1386/03/15
انسان
خورشید غروب کرده بود...
مرد از فرط خستگی و سرما بی رمق روی زمین افتاد...
نیمه شب از شدت تشنگی در خواب نالید ...
گل ساقه اش را خم کرد و قطره های شبنم را در دهان مرد غلتاند.
علفهای سبز کنار مرد رشد کردند تا گرمش کنند و خورشید صبحگاهی آنقدر بر بدنش تابید
تا گرمش کرد...
مرد غلتید تا بیدار شود...
با این کار علفها را زیر بدنش له کرد و با دست ساقه گل را شکست چشمش که به خورشید افتاد
گفت: " ای لعنت به این خورشید، باز هم امروز هوا گرم است."


