عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
19 فروردین 1386 | |
|
2
|
19 فروردین 1386 | |
|
3
|
19 فروردین 1386 | |
|
4
|
19 فروردین 1386 | |
|
5
|
19 فروردین 1386 | |
|
6
|
19 فروردین 1386 | |
|
7
|
19 فروردین 1386 | |
|
8
|
5 خرداد 1385 | |
|
9
|
18 اردیبهشت 1385 |
ملکه ء آبهای سرد یخی - 07:30 1386/01/19
خطاب به فعالین سیاسی و روشنفکران تمامی ملیتهای ساکن ایران
خطاب به فعالین سیاسی و روشنفکران تمامی ملیتهای ساکن ایران
چندی پیش خبردار شدم که در یکی از سمینارهای بررسی مسئله ملی در آلمان بر سر استفاده از مفهوم شونیسم فارس، اختلاف نظری میان برخی از احزاب و سازمانهای سیاسی متعلق به ملل غیر فارس بروز کرده است. استدلالات در این خصوص را بعدها شنیدم. مهمترین فاکتی که باعث شده است چنین اختلافی بروز کند آن بود که برخی از عناصر فعال ملیتها در آن سمینار عنوان می کرده اند که گویا استفاده از مفهوم "شونیسم فارس"، خیلی ها را آزار میدهد، و لذا بهتر است از مفاهیم دیگر در بیان مقصودمان استفاده کنیم. و از آنجا که در اعمال سیاست شونیستی در ایران تردیدی وجود نداشته، پیشنهاد کرده بودند که به جای شونیسم فارس، شونیسم حاکم را در ادبیات سیاسی و تهیه قطعنامه پایانی استفاده شود. البته که استفاده از شونیسم فارس و یا شونیسم حاکم در تحلیل نهایی به یکجا منتج می شود. اما ریشهء سخن در آنجا نیست.
مسئله در آنجاست که آیا واقعاً شونیسم و سیاست شونیستی وجود دارد یا نه؟ اگر چنین سیاستی وجود دارد همه متحداً بایستی علیه آن مبارزه کنیم. در این مبارزه ترک و فارس و کرد و عرب محلی از اعراب ندارند. چرا که تلاش برای برپائی یک جامعه مدرن و دمکراتیک مبارزه با چنین آلودگیهایی را طلب می کند. و اگر ستم مضاعفی علیه ملیتهای غیرفارس وجود ندارد، دیگر چرا سخن از مسئله ملی در ایران به میان آمده است؟
جواب کاملا روشن است. در این که مسئله ملی در ایران وجود دارد کسی شکی به خود را نمی دهد. اما آنگاه که استفاده از مفهوم شونیسم فارس واکنش کسی، سازمانی و یا حزبی را بر می انگیزاند، این دقیقاً نشان از آلودگی آن شخص، سازمان و یا حزب سیاسی به میکروب شونیسم فارس است. سازش با چنین عناصر و جریاناتی در واقع پذیرش استمرار حیات میکروب شونیسم درمبارزات سیاسی است و متاسفانه عدم اعتماد به نفس و نداشتن تحیلی روشن در میان برخی از شخصیتها و احزاب سیاسی متعلق به ملل تحت ستم در ایران فرجه را برای مانور شونیسم بازتر می کند.
ناسیونالیسم افراطی فارس جدا از داشتن قبضه های قدرت حکومتی در قالب رژیم جمهوری اسلامی، در هشتاد سال سیطره خود چه در دوره شاه و چه در دوره شیخ، متاسفانه موفق شده است دیدگاه بخش بزرگی از روشنفکران، احزاب و گروههای سیاسی متعلق به خلق فارس را که امروز خود را احزاب و گروههای سراسری مینامند، به میکروب شونیسم آلوده کند. این آلودگی متاسفانه تا حدودی نیز در بدنه شهرهای بزرگ رسوخ کرده است. اما با اندکی خوشبینی، باید گفت که هنوز امیدها به یاس تبدیل نشده است.
به نظرمن اگر در مقابل این میکروب مقاومت نکنیم و ضمن روشن کردن ماهیت آن، به مبارزه جدی با آن برنخیزیم، این میکروب تمامی هیبت جامعه را در هم خواهد پیچید و تمام انسانها را از هستی ساقط خواهد کرد. و این نه به نفع خلق فارس است و نه منافع ملیت دیگر را تامین می کند. چرا که نتیجه همه گیرشدن چنین میکروبی تعمیق کینه و نفرت و خشونت در جامعه و بدترین شکل بروز جنگ داخلی در ایران است. و بدتر از آن اینکه گسترش این میکروب در جامعه امکان تحول جامعه به سوی ترقی و تکامل را به هر شکلی که باشد مسدود می کند.
لذا مقابله با این میکروب در مبارزه ایی جدی علیه آن و متحد شدن با تمامی نیروهای روشنفکری و سیاسی متعلق به تمامی ملل ساکن ایران و بویژه اتحاد با آن بخش از روشنفکران و احزاب و گروههای سیاسی متعلق به ملت فارس که میتواند میدان این مبارزه را وسیعتر و تاثیر علیه آپارتاید در ایران را عمیقتر کند، ضروری می نماید. بنابراین عقب نشینی از سنگر مبارزه با شونیسم و نژادپرستی در ایران، که عدم استفاده از مفهوم شونیسم فارس در ادبیات سیاسی یکی از صور آن است، یک گام به پس از سوی نیروهای دمکرات برای انکشاف سیاسی اجتماعی در کل ایران است.
به نظر میرسد که باز کردن دیالوگ دمکراتیک میان شخصیتها و احزاب و گروههای سیاسی تمامی ملل ساکن ایران بایستی راه را بر استمرار حیات ناسیونالیسم افراطی فارس وحتی دیگر ناسیونالیستهای افراطی متعلق به ملیتهای غیرفارس که فضا و شرایط برای شکل گیری آنان مناسب است، می بندد و به تقویت مناسبات دمکراتیک در ایران فردا کمک می کند.
چندی پیش خبردار شدم که در یکی از سمینارهای بررسی مسئله ملی در آلمان بر سر استفاده از مفهوم شونیسم فارس، اختلاف نظری میان برخی از احزاب و سازمانهای سیاسی متعلق به ملل غیر فارس بروز کرده است. استدلالات در این خصوص را بعدها شنیدم. مهمترین فاکتی که باعث شده است چنین اختلافی بروز کند آن بود که برخی از عناصر فعال ملیتها در آن سمینار عنوان می کرده اند که گویا استفاده از مفهوم "شونیسم فارس"، خیلی ها را آزار میدهد، و لذا بهتر است از مفاهیم دیگر در بیان مقصودمان استفاده کنیم. و از آنجا که در اعمال سیاست شونیستی در ایران تردیدی وجود نداشته، پیشنهاد کرده بودند که به جای شونیسم فارس، شونیسم حاکم را در ادبیات سیاسی و تهیه قطعنامه پایانی استفاده شود. البته که استفاده از شونیسم فارس و یا شونیسم حاکم در تحلیل نهایی به یکجا منتج می شود. اما ریشهء سخن در آنجا نیست.
مسئله در آنجاست که آیا واقعاً شونیسم و سیاست شونیستی وجود دارد یا نه؟ اگر چنین سیاستی وجود دارد همه متحداً بایستی علیه آن مبارزه کنیم. در این مبارزه ترک و فارس و کرد و عرب محلی از اعراب ندارند. چرا که تلاش برای برپائی یک جامعه مدرن و دمکراتیک مبارزه با چنین آلودگیهایی را طلب می کند. و اگر ستم مضاعفی علیه ملیتهای غیرفارس وجود ندارد، دیگر چرا سخن از مسئله ملی در ایران به میان آمده است؟
جواب کاملا روشن است. در این که مسئله ملی در ایران وجود دارد کسی شکی به خود را نمی دهد. اما آنگاه که استفاده از مفهوم شونیسم فارس واکنش کسی، سازمانی و یا حزبی را بر می انگیزاند، این دقیقاً نشان از آلودگی آن شخص، سازمان و یا حزب سیاسی به میکروب شونیسم فارس است. سازش با چنین عناصر و جریاناتی در واقع پذیرش استمرار حیات میکروب شونیسم درمبارزات سیاسی است و متاسفانه عدم اعتماد به نفس و نداشتن تحیلی روشن در میان برخی از شخصیتها و احزاب سیاسی متعلق به ملل تحت ستم در ایران فرجه را برای مانور شونیسم بازتر می کند.
ناسیونالیسم افراطی فارس جدا از داشتن قبضه های قدرت حکومتی در قالب رژیم جمهوری اسلامی، در هشتاد سال سیطره خود چه در دوره شاه و چه در دوره شیخ، متاسفانه موفق شده است دیدگاه بخش بزرگی از روشنفکران، احزاب و گروههای سیاسی متعلق به خلق فارس را که امروز خود را احزاب و گروههای سراسری مینامند، به میکروب شونیسم آلوده کند. این آلودگی متاسفانه تا حدودی نیز در بدنه شهرهای بزرگ رسوخ کرده است. اما با اندکی خوشبینی، باید گفت که هنوز امیدها به یاس تبدیل نشده است.
به نظرمن اگر در مقابل این میکروب مقاومت نکنیم و ضمن روشن کردن ماهیت آن، به مبارزه جدی با آن برنخیزیم، این میکروب تمامی هیبت جامعه را در هم خواهد پیچید و تمام انسانها را از هستی ساقط خواهد کرد. و این نه به نفع خلق فارس است و نه منافع ملیت دیگر را تامین می کند. چرا که نتیجه همه گیرشدن چنین میکروبی تعمیق کینه و نفرت و خشونت در جامعه و بدترین شکل بروز جنگ داخلی در ایران است. و بدتر از آن اینکه گسترش این میکروب در جامعه امکان تحول جامعه به سوی ترقی و تکامل را به هر شکلی که باشد مسدود می کند.
لذا مقابله با این میکروب در مبارزه ایی جدی علیه آن و متحد شدن با تمامی نیروهای روشنفکری و سیاسی متعلق به تمامی ملل ساکن ایران و بویژه اتحاد با آن بخش از روشنفکران و احزاب و گروههای سیاسی متعلق به ملت فارس که میتواند میدان این مبارزه را وسیعتر و تاثیر علیه آپارتاید در ایران را عمیقتر کند، ضروری می نماید. بنابراین عقب نشینی از سنگر مبارزه با شونیسم و نژادپرستی در ایران، که عدم استفاده از مفهوم شونیسم فارس در ادبیات سیاسی یکی از صور آن است، یک گام به پس از سوی نیروهای دمکرات برای انکشاف سیاسی اجتماعی در کل ایران است.
به نظر میرسد که باز کردن دیالوگ دمکراتیک میان شخصیتها و احزاب و گروههای سیاسی تمامی ملل ساکن ایران بایستی راه را بر استمرار حیات ناسیونالیسم افراطی فارس وحتی دیگر ناسیونالیستهای افراطی متعلق به ملیتهای غیرفارس که فضا و شرایط برای شکل گیری آنان مناسب است، می بندد و به تقویت مناسبات دمکراتیک در ایران فردا کمک می کند.
99
کامنت بنویسید...


