عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
19 فروردین 1386 | |
|
2
|
19 فروردین 1386 | |
|
3
|
19 فروردین 1386 | |
|
4
|
19 فروردین 1386 | |
|
5
|
19 فروردین 1386 | |
|
6
|
19 فروردین 1386 | |
|
7
|
19 فروردین 1386 | |
|
8
|
5 خرداد 1385 | |
|
9
|
18 اردیبهشت 1385 |
ملکه ء آبهای سرد یخی - 07:30 1386/01/19
یک خلط فریبنده برای انحراف افکار عمومی
یک خلط فریبنده برای انحراف افکار عمومی
یک بار، شاید نزدیک به ده سال پیش، من در یکی از برنامه های سازمان مجاهدین که در استکهلم ترتیب داده شده بود و آقای محسن رضائی در آن سخنرانی داشت، شرکت کردم. بعد از سخنرانی و در بخش پرسش و پاسخ، سئولاتی در خصوص حقوق برابر ملی برای خلق آذربایجان را در یک ورق کاغذی برایشان فرستادم و این پرسش را مطرح ساختم که؛ چرا در برنامه شورای ملی مقاومت در خصوص حقوق ملی کردستان مسائلی را مطرح کرده اید، اما در خصوص حقوق ملی آذربایجان چیزی نگفته اید؟ پاسخ و توضیح آقای محسن رضائی عضو بلند پایه سازمان مجاهدین خلق و یکی از مسئولین ارشد شورای ملی مقاومت برای من بشدت عجیب و غیرقابل فهم بود. ایشان بجای اینکه برنامه شورای ملی مقاومت را در خصوص مسئله ملی و بخصوص حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خلق آذربایجان و ملت ترک در ایران را تشریح کنند و به نقصان و کمبودها در برنامه خودشان اعتراف کنند و مرا نسبت به سرنوشت آذربایجان در برنامه شان امیدوار کنند، عنوان کردند که؛ "مسئله ایی در آذربایجان وجود ندارد"! و ادامه دادند که؛ "بنیانگذراران سازمان مجاهدین از آذربایجان هستند و بخش بزرگی از اعضای ما آذربایجانی هستند"! و در عین حال این توضیح را نیز اضافه کردند که؛ "در آذربایجان حزب سیاسی وجود ندارد که ما در این خصوص با آنان درباره حقوق ملی سخن بگوییم"..!! و البته تمامی پاسخ ایشان به این مسئله در این مدار دور میزد.
دقت کنید! دلیل عدم پاسخگویی به مسئله ملی خلق آذربایجان و ملت ترک در ایران اینست که؛ "بخشی از اعضا و حتی بنیانگذران سازمان مجاهدین آذربایجانی هستند"، و از آنجا که اعضا و بخشی از رهبران یک گروه سیاسی اگر آذربایجانی باشند بایستی از ارائه برنامه نسبت به حل مسئله ملی در آذربایجان اجتناب کنند!! آیا پاسخ آقای محسن رضائی از بی اطلاعی ایشان سرچشمه میگرفت و یا اینکه پاسخ ایشان به این پرسش ریشه در آگاهی ایشان داشت خود حدیث عجیبی است!
به نظرم ارائه چنین پاسخی از سوی یکی از احزاب اپوزیسیون جمهوری اسلامی، آگاهانه است. وگر نه اگر سازمان مجاهدین و یا هر حزب و گروه دیگری برنامه ایی در خصوص ساختار چندملیتی و چندزبانگویی ایران داشته باشد، پاسخش برای پرسشهایی در این حوزه روشن و آشکار است. اما تفره رفتن از پاسخ و یا منحرف کردن ذهن شنونده، دیگر پاسخ نیست، بلکه تاکتیک تهاجمی است. امیدوارم در طی این دهسالی که گذشته است و بویژه بعد از قیام عظیم و سراسری خلق آذربایجان وملت ترک در ایران، سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت تغییراتی در برنامه خود در خصوص مسئله ملی در آذربایجان و اساسا مسئله ملی در ایران ایجاد کرده باشند. متاسفانه من متن و یا مطلبی دال بر چنین دگرگونی تا بحال ندیده ام.
جالب اینکه یک هفته پیش پاسخ و پرسش یک نشریه دانشجویی آذربایجانی را با نماینده ولایت فقیه در دانشگاه تهران را در خصوص حقوق اقوام!! می خواندم. نماینده ولایت فقیه در دانشگاه تهران در پاسخ به پرسشهای یک دانشجوی ترک تکراراً توضح میدهد که مسئله ایی در آذربایجان وجود ندارد و به زعم ایشان، ولی فقه خودشان از خطه آذربایجان هستند، و همچنان اسامی وزرا دولتهای مختلف در دوره های متوالی را که آذربایجانی هستند برمی شمرد و این نتیجه را می گیرد که، آذربایجانی ها بصورت قابل توجهی در نظام جمهوری اسلامی نمایندگی دارند و همچنان اسامی و القاب آیت الله ها و مقامات مذهبی آذربایجانی را در توجیح بی حقوقی فرهنگی و ملی آذربایجانیها به رُخ می کشد. البته این روش برخورد با بی حقوقی ملی خلق آذربایجان در ایران تنها به سازمان مجاهدین و رژیم جمهوری اسلامی خلاصه نمی شود. به جرات میتوان اذعان داشت که احزاب و گروههای سیاسی و اغلب شخصیتهای مطرح خلق فارس همواره برای توجیح بی حقوقی ملیتهای غیرفارس در ایران و اللخصوص بی حقوقی ملت ترک در ایران، به این ترفند که گویا آذربایجانیها در پستهای مختلف دولتی و یا در کادرهای بالای حزبی و گروهی مشارکت داشته و یا دارند، پس حقوق ملی بیش از
یک بار، شاید نزدیک به ده سال پیش، من در یکی از برنامه های سازمان مجاهدین که در استکهلم ترتیب داده شده بود و آقای محسن رضائی در آن سخنرانی داشت، شرکت کردم. بعد از سخنرانی و در بخش پرسش و پاسخ، سئولاتی در خصوص حقوق برابر ملی برای خلق آذربایجان را در یک ورق کاغذی برایشان فرستادم و این پرسش را مطرح ساختم که؛ چرا در برنامه شورای ملی مقاومت در خصوص حقوق ملی کردستان مسائلی را مطرح کرده اید، اما در خصوص حقوق ملی آذربایجان چیزی نگفته اید؟ پاسخ و توضیح آقای محسن رضائی عضو بلند پایه سازمان مجاهدین خلق و یکی از مسئولین ارشد شورای ملی مقاومت برای من بشدت عجیب و غیرقابل فهم بود. ایشان بجای اینکه برنامه شورای ملی مقاومت را در خصوص مسئله ملی و بخصوص حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خلق آذربایجان و ملت ترک در ایران را تشریح کنند و به نقصان و کمبودها در برنامه خودشان اعتراف کنند و مرا نسبت به سرنوشت آذربایجان در برنامه شان امیدوار کنند، عنوان کردند که؛ "مسئله ایی در آذربایجان وجود ندارد"! و ادامه دادند که؛ "بنیانگذراران سازمان مجاهدین از آذربایجان هستند و بخش بزرگی از اعضای ما آذربایجانی هستند"! و در عین حال این توضیح را نیز اضافه کردند که؛ "در آذربایجان حزب سیاسی وجود ندارد که ما در این خصوص با آنان درباره حقوق ملی سخن بگوییم"..!! و البته تمامی پاسخ ایشان به این مسئله در این مدار دور میزد.
دقت کنید! دلیل عدم پاسخگویی به مسئله ملی خلق آذربایجان و ملت ترک در ایران اینست که؛ "بخشی از اعضا و حتی بنیانگذران سازمان مجاهدین آذربایجانی هستند"، و از آنجا که اعضا و بخشی از رهبران یک گروه سیاسی اگر آذربایجانی باشند بایستی از ارائه برنامه نسبت به حل مسئله ملی در آذربایجان اجتناب کنند!! آیا پاسخ آقای محسن رضائی از بی اطلاعی ایشان سرچشمه میگرفت و یا اینکه پاسخ ایشان به این پرسش ریشه در آگاهی ایشان داشت خود حدیث عجیبی است!
به نظرم ارائه چنین پاسخی از سوی یکی از احزاب اپوزیسیون جمهوری اسلامی، آگاهانه است. وگر نه اگر سازمان مجاهدین و یا هر حزب و گروه دیگری برنامه ایی در خصوص ساختار چندملیتی و چندزبانگویی ایران داشته باشد، پاسخش برای پرسشهایی در این حوزه روشن و آشکار است. اما تفره رفتن از پاسخ و یا منحرف کردن ذهن شنونده، دیگر پاسخ نیست، بلکه تاکتیک تهاجمی است. امیدوارم در طی این دهسالی که گذشته است و بویژه بعد از قیام عظیم و سراسری خلق آذربایجان وملت ترک در ایران، سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت تغییراتی در برنامه خود در خصوص مسئله ملی در آذربایجان و اساسا مسئله ملی در ایران ایجاد کرده باشند. متاسفانه من متن و یا مطلبی دال بر چنین دگرگونی تا بحال ندیده ام.
جالب اینکه یک هفته پیش پاسخ و پرسش یک نشریه دانشجویی آذربایجانی را با نماینده ولایت فقیه در دانشگاه تهران را در خصوص حقوق اقوام!! می خواندم. نماینده ولایت فقیه در دانشگاه تهران در پاسخ به پرسشهای یک دانشجوی ترک تکراراً توضح میدهد که مسئله ایی در آذربایجان وجود ندارد و به زعم ایشان، ولی فقه خودشان از خطه آذربایجان هستند، و همچنان اسامی وزرا دولتهای مختلف در دوره های متوالی را که آذربایجانی هستند برمی شمرد و این نتیجه را می گیرد که، آذربایجانی ها بصورت قابل توجهی در نظام جمهوری اسلامی نمایندگی دارند و همچنان اسامی و القاب آیت الله ها و مقامات مذهبی آذربایجانی را در توجیح بی حقوقی فرهنگی و ملی آذربایجانیها به رُخ می کشد. البته این روش برخورد با بی حقوقی ملی خلق آذربایجان در ایران تنها به سازمان مجاهدین و رژیم جمهوری اسلامی خلاصه نمی شود. به جرات میتوان اذعان داشت که احزاب و گروههای سیاسی و اغلب شخصیتهای مطرح خلق فارس همواره برای توجیح بی حقوقی ملیتهای غیرفارس در ایران و اللخصوص بی حقوقی ملت ترک در ایران، به این ترفند که گویا آذربایجانیها در پستهای مختلف دولتی و یا در کادرهای بالای حزبی و گروهی مشارکت داشته و یا دارند، پس حقوق ملی بیش از
99
کامنت بنویسید...


