عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
19 فروردین 1386 | |
|
2
|
19 فروردین 1386 | |
|
3
|
19 فروردین 1386 | |
|
4
|
19 فروردین 1386 | |
|
5
|
19 فروردین 1386 | |
|
6
|
19 فروردین 1386 | |
|
7
|
19 فروردین 1386 | |
|
8
|
5 خرداد 1385 | |
|
9
|
18 اردیبهشت 1385 |
ملکه ء آبهای سرد یخی - 07:30 1386/01/19
نوع نگاه به ماهیت رژیم جمهوری اسلامی
نوع نگاه به ماهیت رژیم جمهوری اسلامی
شکل و شمایل شونیسم در ایران را میتوان به اشکال مختلف نشان داد. اما یکی از اشکال اساسی ماهیت شونیستی در طرز تلقی احزاب سیاسی و روشنفکران متعلق به ملت ها و یا ملیتهای ساکن ایران است. به عبارت دیگر نوعی تلقی و تحلیل از ماهیت سیاسی اجتماعی و فرهنگی رژیم حاکم از سوی احزاب و گروههای سیاسی و روشنفکران ملت فارس با نوع درک و تحلیل احزاب و گروههای سیاسی متعلق به ملت های غیرفارس، یعنی احزاب و گروههای سیاسی ترک، کرد، بلوچ ، ترکمن و عرب از ماهیت رژیم کاملاً متفاوت است. می گویم کاملا متفاوت، به این خاطر که دقت خوانندگان را به این نکته جلب کنم که چگونه این تفاوت و اهداف منتج از این تحیلهای متفاوت میتواند اصولی، درست و یا غیر اصولی و نادرست از آب درآید.
درک گروهها و احزاب سیاسی ملت فارس در ایران (احزابی که خود را سراسری مینامند و اغلب پسوند ایران را با خود به یدک می کشند) از ماهیت رژیم در مجموع دیکتاتوری مذهبی است. این دیکتاتوری مذهبی، یا استبداد دینی با تمامی توحشی که در عرصه های مختلف علیه مردم بکار رفته است، با توجه به گرایش فکری سیاسی تحلیلگرانش از چپ تا راست، تفاوت فاحشی را با خود به یدک نمی کشد. این جریانات سیاسی و روشنفکری تنها در ارائه آلترناتیوهایشان است که از همدیگر فاصله میگیرند. آلترناتیوهای چپ در مجموع ماهیت رژیم را به بورژوازی در اشکال گوناگون آن منتصب می کنند و در بهترین شکل از اجحاف به کارگران و زحمتکشان و زنان و دیگر اقشار جامعه سخن می گویند و آلترناتیوهای راست به ماهیت اقتصادی رژیم کار چندانی ندارند، چرا که خودشان از همان قماشند و تنها به جنبه های سیاسی و مذهبی حاکمیت توجه نشان میدهند و تلاش بر آن دارند که این رژیم را ضد ایرانی و به اصطلاح عربی و عرب زده بنمایانند، تا با ناسیونالیسم ایرانی، که در واقع ناسیونالیسم فارسی است، مردم را علیه رژیم بشورانند. بویژه منحط ترین گرایش آن، یعنی گرایش سلطنت که مردم ایران متحداً در سال 1
شکل و شمایل شونیسم در ایران را میتوان به اشکال مختلف نشان داد. اما یکی از اشکال اساسی ماهیت شونیستی در طرز تلقی احزاب سیاسی و روشنفکران متعلق به ملت ها و یا ملیتهای ساکن ایران است. به عبارت دیگر نوعی تلقی و تحلیل از ماهیت سیاسی اجتماعی و فرهنگی رژیم حاکم از سوی احزاب و گروههای سیاسی و روشنفکران ملت فارس با نوع درک و تحلیل احزاب و گروههای سیاسی متعلق به ملت های غیرفارس، یعنی احزاب و گروههای سیاسی ترک، کرد، بلوچ ، ترکمن و عرب از ماهیت رژیم کاملاً متفاوت است. می گویم کاملا متفاوت، به این خاطر که دقت خوانندگان را به این نکته جلب کنم که چگونه این تفاوت و اهداف منتج از این تحیلهای متفاوت میتواند اصولی، درست و یا غیر اصولی و نادرست از آب درآید.
درک گروهها و احزاب سیاسی ملت فارس در ایران (احزابی که خود را سراسری مینامند و اغلب پسوند ایران را با خود به یدک می کشند) از ماهیت رژیم در مجموع دیکتاتوری مذهبی است. این دیکتاتوری مذهبی، یا استبداد دینی با تمامی توحشی که در عرصه های مختلف علیه مردم بکار رفته است، با توجه به گرایش فکری سیاسی تحلیلگرانش از چپ تا راست، تفاوت فاحشی را با خود به یدک نمی کشد. این جریانات سیاسی و روشنفکری تنها در ارائه آلترناتیوهایشان است که از همدیگر فاصله میگیرند. آلترناتیوهای چپ در مجموع ماهیت رژیم را به بورژوازی در اشکال گوناگون آن منتصب می کنند و در بهترین شکل از اجحاف به کارگران و زحمتکشان و زنان و دیگر اقشار جامعه سخن می گویند و آلترناتیوهای راست به ماهیت اقتصادی رژیم کار چندانی ندارند، چرا که خودشان از همان قماشند و تنها به جنبه های سیاسی و مذهبی حاکمیت توجه نشان میدهند و تلاش بر آن دارند که این رژیم را ضد ایرانی و به اصطلاح عربی و عرب زده بنمایانند، تا با ناسیونالیسم ایرانی، که در واقع ناسیونالیسم فارسی است، مردم را علیه رژیم بشورانند. بویژه منحط ترین گرایش آن، یعنی گرایش سلطنت که مردم ایران متحداً در سال 1
99
کامنت بنویسید...


