عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
28 آذر 1385 | |
|
2
|
26 آذر 1385 | |
|
3
|
21 شهریور 1385 | |
|
4
|
24 مرداد 1385 | |
|
5
|
14 تیر 1385 | |
|
6
|
5 تیر 1385 | |
|
7
|
21 خرداد 1385 | |
|
8
|
2 خرداد 1385 | |
|
9
|
24 اردیبهشت 1385 | |
|
10
|
17 اردیبهشت 1385 |
نسرین رشیدی جزنی - 07:30 1385/03/21
نطنز برای ما وما برای نطنز
به نام حق
آسمان بار امانت نتوانست کشید ..........
رسالت گرانی است ، به سنگینی کوههای کرکس و به گرانی غرور و تعصب مردم نطنز . وزن آن را نه با دوشها که با قلبت حس می کنی شب وروز نداری و با شتاب لحظه ها را می پیمایی اما پاهایت توان دویدن با سرعت فکر را ندارد و چاره ای نیست باید دوید باید بیدار بود و دوید .
از دویدن در راه حقیقت و از حفاظت از نطنز سخن می گویم ، از این که می دانیم که در مقابل روح زنده شهرمان و در برابر روحهای بزرگی که سایه اشان همواره بر سرمان است همان هایی که خاک ما را به خاک اولیاء الله تبدیل کرده اند چه وظیفه سنگینی به عهده داریم و این که خون قلبهایمان باید در قلمهایمان بیانگر دردهای پنهان وآشکار شهرمان باشد و فریادگر حقیقت و پژوهشگر عدل وانصاف هنوز بسیارند روایتهای ناگفته و حقایق غریب آنچه که نشنیده ایم و یا نخواسته ایم بشنویم . اینجاست که فرزندان این آب وخاک باید به میان ایند و طلسم جفاها را بشکنند . به خوبی واقف هستیم که چه راه سخت ودشواری را در پیش داریم اما امیدوارانه به لطف خداوندی و محبت وانسجام شما دوستان چشم دوخته ایم . ما می خواهیم حدیث یگانگی و اتحاد را مرور کنیم و الفبای عشق ریشه دار مردمان را به سرودی جاودانه نبدیل کنیم خورشید دانایی را بر آسمان دل مردم شهرمان بنشانیم و نسیم روح بزرگشان را در کهکشانها پرواز دهیم . اما همه اینها را تنها نمی خواهیم نمی خواهیم تنها رهرو در این جاده باشیم می خواهیم همه با هم دست یکدیگر را بگیریم . می خواهیم با هم باشیم و برای هم باشیم هر قدمی که به نوعی در انسجام ما موثر باشد و از هر فرد و گروهی پسندیده است پس چه بهتر که دریک راستا برای رسیدن به اهداف متعالی نطنز باشد می خواهیم با سبک وسیاقی تازه به جنگ ناملایمات ، نامردمی ها ، و ناجوانمردیهای روا شده بر شهرمان برویم . پس هر کلام و بیان ، هر جمله ونوشته ، هر عملی که به نوعی ضربه بر پیکر اتحاد در حال جوانه ما وارد کند مقبول نمی باشد و بی شک دامن ردن به ان گناهی نابخشودنی است . بیائید ریشه های ریز ودرشت تفرقه که در سالیان گذشته زخم های چرکینی بر پیکره شهرمان ومردمان برجای گذاشته است را با درایت – اندیشه – خود باوری بخشکانیم . وافت های نابود کننده را از فکر و ذهنمان پاک کنیم . وقصه دروغین من ، تو، این محله ، ان محله ، این خانواده ، این فامیل ، این طایفه و آن طایفه ، این وبلاگ نویس آن وبلاگ نویس ، ........را کنار بگذاریم و شعر (( نطنز برای ما وما برای نطنز )) را به شعوری جاودانه تبدیل کنیم
به امید ان روز
آسمان بار امانت نتوانست کشید ..........
رسالت گرانی است ، به سنگینی کوههای کرکس و به گرانی غرور و تعصب مردم نطنز . وزن آن را نه با دوشها که با قلبت حس می کنی شب وروز نداری و با شتاب لحظه ها را می پیمایی اما پاهایت توان دویدن با سرعت فکر را ندارد و چاره ای نیست باید دوید باید بیدار بود و دوید .
از دویدن در راه حقیقت و از حفاظت از نطنز سخن می گویم ، از این که می دانیم که در مقابل روح زنده شهرمان و در برابر روحهای بزرگی که سایه اشان همواره بر سرمان است همان هایی که خاک ما را به خاک اولیاء الله تبدیل کرده اند چه وظیفه سنگینی به عهده داریم و این که خون قلبهایمان باید در قلمهایمان بیانگر دردهای پنهان وآشکار شهرمان باشد و فریادگر حقیقت و پژوهشگر عدل وانصاف هنوز بسیارند روایتهای ناگفته و حقایق غریب آنچه که نشنیده ایم و یا نخواسته ایم بشنویم . اینجاست که فرزندان این آب وخاک باید به میان ایند و طلسم جفاها را بشکنند . به خوبی واقف هستیم که چه راه سخت ودشواری را در پیش داریم اما امیدوارانه به لطف خداوندی و محبت وانسجام شما دوستان چشم دوخته ایم . ما می خواهیم حدیث یگانگی و اتحاد را مرور کنیم و الفبای عشق ریشه دار مردمان را به سرودی جاودانه نبدیل کنیم خورشید دانایی را بر آسمان دل مردم شهرمان بنشانیم و نسیم روح بزرگشان را در کهکشانها پرواز دهیم . اما همه اینها را تنها نمی خواهیم نمی خواهیم تنها رهرو در این جاده باشیم می خواهیم همه با هم دست یکدیگر را بگیریم . می خواهیم با هم باشیم و برای هم باشیم هر قدمی که به نوعی در انسجام ما موثر باشد و از هر فرد و گروهی پسندیده است پس چه بهتر که دریک راستا برای رسیدن به اهداف متعالی نطنز باشد می خواهیم با سبک وسیاقی تازه به جنگ ناملایمات ، نامردمی ها ، و ناجوانمردیهای روا شده بر شهرمان برویم . پس هر کلام و بیان ، هر جمله ونوشته ، هر عملی که به نوعی ضربه بر پیکر اتحاد در حال جوانه ما وارد کند مقبول نمی باشد و بی شک دامن ردن به ان گناهی نابخشودنی است . بیائید ریشه های ریز ودرشت تفرقه که در سالیان گذشته زخم های چرکینی بر پیکره شهرمان ومردمان برجای گذاشته است را با درایت – اندیشه – خود باوری بخشکانیم . وافت های نابود کننده را از فکر و ذهنمان پاک کنیم . وقصه دروغین من ، تو، این محله ، ان محله ، این خانواده ، این فامیل ، این طایفه و آن طایفه ، این وبلاگ نویس آن وبلاگ نویس ، ........را کنار بگذاریم و شعر (( نطنز برای ما وما برای نطنز )) را به شعوری جاودانه تبدیل کنیم
به امید ان روز
99
کامنت بنویسید...


